۲۴ مهر سال ۹۷
‏‫کاربر گرامی به پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت ایرانشهر خوش آمدید

مقالاتدیدگاه | تعداد بازید : 1,250 مشاهده شده | تاریخ انتشار : ۴ آبان ۱۳۹۱

احسان و نیکوکاری از نگاه اسلام

احسان از ارزش‌های اسلامی است و دارای مصادیق فراوان است، ولی مهمترین مصداق آن در ارتباط با “انسان و دیگران” یا احسان اجتماعی است. در مفردات راغب آمده است: احسان از ریشه‌ی (حسن) و در لغت به دو معنای بخشیدن به دیگران و احسان در عمل بکار رفته است. احسان و کلماتی مثل آن در توصیف کارهایی به کار می‌روند که به علت داشتن شکلی از زیبایی عقلی، نفسانی و طبیعی، انسان را به خود جذب می‌کند.
انسان بنابر اجتماعی بودنش حیات و قوامش در گرو پیوستگی و وابستگی است و در فرهنگ بشری به تعابیر مختلف جامعه‌ی انسانی را به این سو فرا خوانده است.
و همیشه دانشمندان و مصلحان در گفتار و آثار خود مردم را به “تعاطف” و “تعاضد”، همدلی و احسان به یکدیگر دعوت نموده و آنرا از مقولات لازم برای زندگی اجتماعی و جامعه شمرده‌اند.
احسان و نیکوکاری در شرایع و سنت‌های قبل از اسلام به اشکال مختلفی دیده شده است (روم قدیم – ایران باستان) ولی اسلام نگاه عالی‌تر و ممتازتری به این خصلت انسانی دارد اسلام بر خلاف شرایع گذشته توجه بیشتری به این امر داشته است. اسلام برای تحقق بخشیدن به هدف احسان در جامعه یکسری قوانین اخلاقی و حقوقی تعریف کرده است. این قوانین که افراد جامعه را موظف به ادای این اصول می‌کند (قوانین حقوقی) نام گرفته است و تمامی افراد جامعه موظف به انجام این امور می‌باشند و در صورت عدم انجام این وظایف گرفتار عواقب دنیوی و اخروی می‌شوند که می‌توان به خمس و زکات و انفال اشاره کرد که به عنوان وظیفه اجتماعی، حقوقی افراد تعریف شده است.
قصد نهایی اسلام بر این است که تا حد امکان از تضاد و اختلاف و تنازع میان افراد جامعه کم نماید تا انرژی و نیروهای فعال در جامعه صرف آبادانی و عمران شود و با وجود نزاع و درگیری پیشرفت‌های جامعه ممکن نخواهد بود لذا در سوره مائده آیه ۱۳ آمده است (چون بنی اسرائیل پیمان شکستند آنان را لعنت کردیم و دلهایشان را سخت کردیم که پند در آنها اثر نکرده کلمات خدا را از جای خود تغییر می‌دادند و از بهره‌ی آن کلمات که به آنها پند داده شده نصیب بزرگی را از دست دادند و دایم بر خیانتکاری آن قوم آگاه می‌شوی جز قلیلی از آنها.)
بالاترین درجه و رتبه‌ی نیکوکاری در قرآن (انفاق) و گذشت از آنچه که انسان آنها را دوست می‌دارد می‌باشد. در آیه‌ی ۹۲ سوره مبارکه آل عمران آمده است (لن تنالوا البر حتی تنالوا البر حتی تنفقوا مماتحبون) “هرگز به حقیقت و اصل نیکوکاری نمی‌رسید مگر آنچه را که دوستش می‌دارید در راه خدا انفاق کنید.” و در سوره‌ی مبارکه انسان آمده است (ویطعمون الطعام علی حبه مسکیناً و یتیماً و اسیراً و انما نطعمکم لوجه الله لانرید منکم جزاء و لاشکورا) و غذایشان را به علت دوستی با (خدا) به مسکین و یتیم و اسیر می‌دهند و می‌گویند ما فقط برای رضای خدا به شما غذا می‌دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسی نمی‌خواهیم – سوره‌ی انسان آیه ۷ و ۸)
انفاق و بخشش باعث ایجاد مسرت و شادی در همنوع خود می‌شود و لبخند و تبسم را بر چهره دیگران خلق می‌کند. در کتاب شریف (کافی جلد ۲ صفحه ۱۶۴) آمده است: امام باقر(ع) می‌فرماید: لبخند ایجاد کردن درصورت برادر مؤمن حسنه به حساب می‌آید و برطرف گردن گرفتاری او نیز “حسنه” به حساب می‌آید و خداوند به چهره عبادت نشده که نزد او محبوبتر از خشنود کردن مؤمن باشد)
اسلام برای این همه تأکید بر احسان و نیکوکاری دلایلی دارد که ما در اینجا به ۲ دلیل اشاره می‌کنیم: ۱ – کمک به از بین بردن عوامل نابودی جامعه
از دیدگاه قرآن نتیجه ترک انفاق نابودی جامعه و هلاکت عمومی است و با احسان و نیکوکاری هلاکت جامعه از بین می‌رود و آن شرایطی که باعث می‌شد جامعه و همگان دچار گرفتاری و مشکلات شوند با انفاق و احسان این شرایط از بین می‌رود و جایش را اصلاح و امنیت می‌گیرد. فقر جامعه را نابود می‌کند یعنی فقر اقتصادی، فقر فرهنگی، فقر عاطفی و روحی و قابل پیشگویی است که وقتی فردی در یک اجتماع نتواند از راه درست و صحیح اعتدال را در خود ایجاد کند و نیازهای خود را دریابد لاجرم ارزشهای فردی و اخلاقی موجود در جامعه را نادیده گرفته و انجام یکسری جرمها مثل دزدی – فحشا و… برایش آسان می‌شود و در نهایت هم فرد خودش را به هلاکت نزدیک ساخته و هم می‌تواند جامعه را دچار مشکل نماید.
۲ – ایجاد زمینه‌های حیات و زندگی در جامعه: در آیه ۳۴ سوره‌ی فصلت آمده است: “نیکی و بدی برابر نیست (بدی) را با بهترین شیوه دفع کن و (با این برخورد) ناگاه میان کسی که با تو دشمن است (چنان شود) که گویی دوستی نزدیک و صمیمی است”.
می توان فهمید که عاملی که باعث از بین رفتن دشمنی و کینه می‌شود احسان به یکدیگر است. احسان در جامعه می‌تواند صمیمیت و برادری را ایجاد نماید. به شکلی که میان دو نفر که عداوت و دشمنی برقرار بود با گرایش به احسان این عدوات جای خود را به دوستی و همگرایی می‌دهد و وقتی که همبستگی و همگرایی در جامعه ایجاد شود آن جامعه به حیات و زندگی جدید دست یافته است و تمام زمینه‌های حیات پس از احسان و نیکوکاری در جامعه ایجاد می‌شود.

۳ – کمک به اعتلای شخصیت انسان:
در اصصلاح عامه احسان یعنی بخشش و دادن نعمت به دیگران، و این احسان شامل تمامی نیکیها و خوبی هاست. قرآن می‌فرماید (ان احسنتم احسنتم لانفسکم) یعنی اگر نیکی کنید این احسان به سود خودتان است (اسراء آیه ۷)
پس این احسان به دیگران در مرحله اول فایده‌اش به خود انسان بر می‌گردد با احسان انسان خودش آرامش را درک می‌کند و اینکه نیکوکاران (محسنین) در جامعه دارای جایگاه و ارزش خاصی می‌باشند و همگان به آنها به دیده‌ی احترام نگاه می‌کنند و از ارزش اجتماعی خاصی برخوردار می‌باشند و خداوند مردم را به نیکوکاری دعوت می‌کند تا به این وسیله گناهان آنان آمرزیده شود.
مصادیق احسان خداوند: در آیات قرآن نیکی خداوند به بندگان چه در این دنیا و چه در آخرت و چه در حوزه مادی یا معنوی، “احسان” شمرده شده است. از این رو در سوره (یوسف آیه ۱۰۰) آمده است: “و قداحسن بی اذا اخرجنی من السجن و جاء‌ بکم من البدو من بعد أن نزع الشیطان بینی و بین اخوتی) و درباره من احسان فراوان کرد که مرا از تاریکی زندان نجات داد بعد از آنکه شیطان بین ما و برادرانم اختلاف ایجاد کرد) در تفسیر مجمع‌البیان جلد ۵ ص ۴۰۶ درباره این آیه آمده است: که خاندان یعقوب به علت زندگی کردن در مصر بجای زندگی در بادیه و بیابان، رهایی از خشکسالی و قحطی و هم چنین پایان یافتن فراق بین یوسف و پدر از مصادیق احسان خداوند می‌باشد.
و در قرآن کریم ثروت و دارایی نیز از مصادیق احسان خدا به شمار می‌رود زیرا انسان بواسطه ثروت و دارایی می‌تواند در جامعه اثرگذار باشد و با بذل و بخشش ثروتش در محل‌های نیکو رضای خداوند و رستگاری اخروی را بدست آورد.
همچنانکه در تاریخ اسلام آمده است که ثروت و دارایی همسر پیامبر(ص) در نشو و نمو اسلام بسیار دارای اهمیت بود آنچنانکه پیامبر(ص) از آن دارایی و ثروت همیشه به نیکی یاد می‌کرد و آنرا از عوامل ترقی و پیشرفت اسلام بیان می‌فرمود.
جایگاه احسان به والدین
احسان و نیکی کردن حوزه‌ی خاصی را شامل نمی‌شود بلکه تمام حوزه‌های زندگی را شامل می‌شود ولی در قرآن احسان به برخی از افراد جامعه دارای اهمیت و جایگاه خاصی است از آن جمله می‌توان به احسان و نیکی به والدین اشاره کرد. در قرآن کریم بیش از ده بار پس از امر به توحید و پرستش خدای یکتا از مردم خواسته است که در حق پدر و مادر احسان کنند. قرار گرفتن (توحید) و (احسان به والدین) در کنار هم مفهومی جز این ندارد که نمی‌توان از یگانگی و وحدانیت خدا سخن گفت درحالیکه که در حق پدر مادر نیکی نکنیم. مدعیان توحید منکر احسان به پدر و مادر باشند و این ملازمه و همراهی بین احسان به والدین و توحید قابل تأمل است و در آیاتی چند این تلازم به شکل جدی مطرح شده است. (بقره آیه‌ی ۳۸ – نساء آیه‌ی ۶۳ – انعام آیه ۱۱۵ و آیات دیگر)
از جمله کسانیکه پس از والدین احسان به آنها مورد تأکید قرار گرفته است احسان به خویشان و بستگان است.
احسان به یتیمان و بیچارگان و همسایگان دور و نزدیک و دوستان بسیار نزدیک نیز مورد توجه فرهنگ اسلام قرار گرفته است. علامه‌ی طباطبایی در تفسیر المیزان درباره آیه‌ی (والجارذی القربی و الجار الجنب والصاحب بالجنب) می‌فرماید: (الجار ذی القربی) همسایه فامیل و خویشاوند است (الجار الجنب) همسایه بیگانه و اجنبی است و (الصاحب بالجنب) کسی که ندیم همیشگی کسی است و رفیق سفر و حضر و منزل و غیر می‌باشد و باید توجه داشت که معنای وسیعتری دارد و یعنی کسی که به نوعی با انسان نشست و برخاست دارد و همنشین اوست و در پاره‌ای از روایات (الصاحب بالجنب) به همسر تفسیر شده است (المیزان جلد ۴/ص ۲۱) ریشه و منشأ نیکوکاری و احسان را باید در ایمان حقیقی افراد جستجو کرد زیرا مؤمنان واقعی با پذیرش ربوبیت الهی و اعتقاد به روز حشر و پاداش و کیفر اخروی به احسان روی می‌آورند و خود را به عنوان بنده خدا در نظر می‌گیرند و سعی می‌نمایند که برای برطرف کردن نیازهای متنوع دیگران تلاش نمایند. نگاه مؤمن واقعی این است که انسان‌های دیگر هم از شرافت و کرامت برخوردار می‌باشند و مؤمن به عنوان وظیفه شرعی و اخلاقی بر خود فرض می‌بیند که به دیگران نیز کمک نماید تا دست یابی برای هدایت الهی در همگان ایجاد شود تا همگان به سعادت واقعی برسند.
———————-

 علی محمد حسینخانی
منابع: ۱ – قرآن کریم ۲ – اصول کافی ۳ – تفسیر المیزان علامه طباطبایی ۴ – تفسیر مجمع البیان طبرسی ۵- مفردات راغب اصفهانی ۶- تفسیر کبیر
* احسان و نیکوکاری تمام حوزه‌های زندگی را شامل می‌شود، به گونه‌ای که یکی از مهم‌ترین مصادیق آن احسان فرزندان به والدین می‌باشد
* احسان به تهی دستان، یتیمان، خویشان نزدیک، همسایگان نیازمند، اقشار فقیر جامعه، از انواع و اقسام احسان و نیکوکاری به شمار می‌رود

 

برچسب ها:

, , , , , , ,



ارسال نظر: