۲۴ مهر سال ۹۷
‏‫کاربر گرامی به پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت ایرانشهر خوش آمدید

مقالاتدیدگاه | تعداد بازید : 420 مشاهده شده | تاریخ انتشار : ۴ آبان ۱۳۹۱

اشاعه منطق گفتگوی بین مسلمانان با معیارهای قرآنی(بخش ۲)

فواید گفتگوی مسلمانان بر اساس معیارهای قرآنی :
۱- مقابله با دسیسه های دشمنان امت اسلامی:
اسلام دینی است که برتری را به تقوی می داند و نه ملاک های دیگر همچنان که همه مسلمانان را با یکدیگر برادر می خواند و هیچ گروه و مذهب و طایفه ای را استثنا نمی کند. مسلما گفتگوی میان مسلمانان بر اساس معیارهای قرآنی ذکر شده ، یکی از بهترین راه های مقابله با دسیسه های دشمنان در ایجاد تفرقه بین آنها می باشد. مقام معظم رهبری یکی از عوامل گرایش به فرقه گرائی و در نتیجه عدم تحقق انسجام اسلامی را دسیسه های دشمنان امت اسلامی در راه قومیت ، مذهب و طایفه گری می دانند و می فرمایند:

« البته دشمن هم بیکار نمی ‏ماند و از ابزارهاى قدیمى تفرقه‏ انگیز استفاده می‏کند؛ از قومیت ها، مذهب و طایفه‏گرى استفاده مى‏کند و موضوعاتى را که اسلام تأکید کرده که عمده نشوند، آنها را عمده مى‏کند. اسلام تأکید کرده است که قومیت ها، ملاک تشخص و هویت نیستند؛ «انّ اکرمکم عنداللَّه اتقاکم». اسلام تأکید کرده است که برادران مسلمان باید با هم برادرانه رفتار کنند؛ نگفته است برادرانى که سنى‏اند یا شیعه‏اند یا فلان مذهب دیگر را دارند، بلکه گفته است که مسلمانان «انّما المؤمنون اخوة» هستند. هر کسى به این کتاب و به این قرآن و به این دین و به این قبله اعتقاد دارد، مؤمن است؛ این ها با هم برادرند؛ اسلام این را به ما گفته است. اما ما خنجرها را پشت سر مخفى مى‏کنیم براى زدن به سینه‏ى برادران. در همه‏ى بخش ها هم مقصرینى هستند. با این ها باید مقابله کرد. » (خامنه ای ، ۱۳۸۱، ص۵۸)

مقام معظم رهبری مهم ترین دلیل ایجاد کشور اسرائیل وغصب ظالمانه فلسطین را همین مسئله قومیت و نژاد می دانند ومی فرمایند:

« امروز وحدت مسلمانان با ایجاد تفرقه‏هاى مذهبى، فرقه‏اى، نژادى، ناسیونالیسم هاى گوناگون، قومیت هاى مختلف و شعارهاى انحرافى، مخدوش شده است. مسلمانان برفراز همه شعارهاى خود – چه شعار قومیّت، چه شعار مذاهب اختصاصى خودشان، چه شعارهاى مربوط به سیاست هاى خودشان – باید شعار وحدت و یکپارچگى امّت اسلامى را قرار دهند. امروز براى آنها یکى از کارآمدترین شعارها این است. می‏دانیم که استعمار و استکبار و دست قدرت هاى بیگانه همیشه سعى کرده است با انواع و اقسام حیَل، این وحدت را درهم بشکند؛ که یکى از خبیث‏ترین حیله‏ها، حیله غصب سرزمین فلسطین و کاشتن شجره خبیثه صهیونیسم در سرزمین اسلامى فلسطین بوده است. » (خامنه ای ، ۱۳۸۱، ص۶۱)

شاید قدیمی ترین ومهم ترین حربه تفرقه افکنان در طول تاریخ اسلام، ایجاد جنگ بین مذاهب اسلامی ونفرت آنها از یکدیگر باشد. این کار تا آنجا اهمیت یافته است که بودجه های کلان برای انتشار مطالب تفرقه انگیز برعلیه هر دو دسته اختصاص می دهند واز هیچ کوششی دراین راه فروگذار نمی کنند. مقام معظم رهبری نسبت به این قسمت مهم از دسیسه های دشمنان امت اسلامی، نیز هشدارهای جدی و محکمی بیان فرموده اند:

« امیرالمؤمنین را مایه ‏ى اختلاف بین شیعه و سنى و فرقه‏ هاى اسلامى قرار ندهید. امیرالمؤمنین نقطه‏ ى وحدت است، نه نقطه‏ى افتراق. برادران و خواهران ما در سرتاسر کشور به این حرف اطمینان کنند. اطلاعات ماها از حوادث خیلى زیاد است. من به عیان مى‏بینم دست هاى بسیار فعالى درکارند براى ایجاد اختلافات مذهبى؛ جنگ شیعه و سنى؛ نفرت مذاهب اسلامى از یکدیگر. کتاب نوشته مى‏شود علیه شیعه، کتاب نوشته مى‏شود علیه سنى. وقتى دنبال مى‏کنیم، مى‏بینیم پول هر دوى این کتاب ها از یک‏جا آمده است. هر مذهبى عقاید و استدلال خود را دارد. در پشت میز استدلال و مباحثه، هرکس توانست غالب بشود، غالب بشود؛ اما فضاى جامعه را نباید فضاى جنگ و منافرت قرار داد. » (خامنهای ، ۱۳۸۱، ص۶۴)

ایجاد فرقه گرایی دربین مسلمین و بویژه جنگ شیعه و سنی تا آنجا برای دشمنان اهمیت دارد که ممکن است حتی در مراسم های عبادی بزرگ کسانی را برای این کار اجیر نمایند و مسائل تفرقه انگیز را بزرگ جلوه نمایند. مقام معظم رهبری این ترفند دشمنان را چنین توصیف می فرمایند:

« امروز یکى از اهداف اساسى استکبار و امریکا در دنیاى اسلام عبارت است از ایجاد اختلاف؛ بهترین وسیله هم ایجاد اختلاف بین شیعه و سنى است. در حج، فرصت خوبى براى آنهاست تا شیعه را از سنى، و سنى را از شیعه عصبانى کنند؛ آن را وادار کنند به مقدساتِ این اهانت کند، این را وادار کنند به مقدسات و محبوباتِ او اهانت کند. باید هوشیار بود؛ مخصوص حج هم نیست؛ در همه‏ى دوران سال و در همه‏ى میدان ها باید هوشیار بود. جنگ شیعه و سنى، محبوب واقعى امریکاست. » (خامنه ای ، ۱۳۸۱، ص۶۸)

در زمینه ضربه زدن به وحدت وانسجام اسلامی در مراسم عبادی حج و تقویت گرایش به فرقه گرایی بین مسلمین در اثر دسیسه های دشمنان امت اسلامی ، مقام معظم رهبری مسئله را به صورت مبسوط تر چنین بیان می فرمایند:

« این حج، مظهر این قرآن است. ایمان خالصانه مؤمنین طول تاریخ اسلام، از این قرآن ناشى شده‏است؛ این را باید قدر دانست. مثل همه ذخایر دیگر ما، این ذخیره هم مورد تهاجم است. اینهایى که مى‏بینید در مراسم حج دنبال اختلاف‏افکنى، فتنه‏انگیزى و ترویج افکار موهوم و متحجّر خود هستند، همان سرانگشت هاى دانسته یا نادانسته‏اى هستند که این ذخیره را نابود مى‏کنند. » (خامنه ای ، ۱۳۸۱، ص۶۹)

دسیسه های مغرضانه دشمنان در ایجاد فرقه گرایی در امت اسلامی چنان حساب شده است که گاهی اوقات از افراد ناآگاه برای این امر استفاده می کنند. مقام معظم رهبری این ترفند را چنین بیان می کنند:

« گاهى دشمن براى ایجاد اختلاف – هم در بین شیعه، هم در بین سنّى – از آدم هایى که غرض و مرضى ندارند، استفاده مى‏کند. در جامعه شیعه حرکتى انجام مى‏گیرد که براى برادر مسلمانِ غیر شیعه تحریک کننده و حسّاسیت برانگیز است. عین همین عمل، در بین جامعه سنّى انجام مى‏گیرد، نسبت به کارى که براى شیعه حسّاسیت برانگیز و نفرت برانگیز است. چه کسى این کارها را مى‏کند؟! امروز دشمن واحدى در مقابل ماست؛ علاوه بر این‏که کتابِ واحد، سنّتِ واحد، پیغمبر واحد، قبله واحد، کعبه واحد، حجِ‏ّ واحد، عباداتِ واحد، اصولِ اعتقادى واحد در جامعه اسلامى است. البته اختلافاتى هم وجود دارد. اختلافات علمى ممکن است بین هر دو نفر عالِم باشد. علاوه بر اینها، دشمن واحد در مقابل دنیاى اسلام است. مسأله اتّحاد بین مسلمین یک امر جدّى است. هر روزى که این قضیه دیر شود، دنیاى اسلام یک روز خسارت کرده و این روزها، روزهایى است که بعضى آن چنان حسّاس است که در یک عمر اثر مى‏گذارد. نباید بگذارید دیر شود. » (خامنه ای ، ۱۳۸۱، ص۷۲)

استکبار جهانی در درون کشورهای مسلمان ، افرادی دارد که حاضرند برای رسیدن به اهداف خود هرکاری انجام دهند ویکی از مهم ترین این کارها تفرقه انداختن بین مسلمین در اثر گرایش به فرقه گرایی، می باشد. مقام معظم رهبری این دسیسه ها را چنین بررسی می فرمایند:

« متأسّفانه در دنیاى اسلام کسانى هستند که براى تقرّب به امریکا و مراکز قدرت هاى استکبارى حاضرند تن به هر عمل خلافى بدهند و بین شیعه و سنّى اختلاف بیندازند. من امروز دست هایى را که در برخى از کشورهاى همسایه ما عمداً و حساب‏شده در پى ایجاد اختلاف بین شیعه و سنّى هستند و قومیت ها و مذاهب را از هم جدا مى‏کنند و جریان هاى سیاسى را به جان هم مى‏اندازند، تا بتوانند از آب گل‏آلود ماهى بگیرند و منافع نامشروع خود را در کشورهاى اسلامى تأمین کنند، مى‏بینم. باید هوشیار باشیم. ملت ها، دولت ها، همه مسلمانان، جریان هاى سیاسى، روشنفکران و برجستگان باید هوشیار باشند و نگذارند دشمن به بهانه‏هاى مختلف در ایجاد اختلاف موفّق شود. » (خامنه ای ، ۱۳۷۸، ص ۱۱۹)

یکی از مهم ترین دسیسه های دشمنان امت اسلامی در ایجاد فرقه گرایی و در نتیجه ایجاد خدشه به انسجام اسلامی ، ایجاد دعواها و مجادلات رسانه ای و مطبوعاتی در کشورهای مسلمان بر علیه فرق و مذاهب دیگر می باشد. مقام معظم رهبری این عامل مهم را به شکل زیر بیان می فرمایند:

« اگر امروز مطبوعات یک کشور شروع به حمله به یک مذهب از مذاهب اسلامی کنند، و مطبوعات کشور دیگر نیز متقابلا به مذهب آنها حمله نمایند ـ یعنی همین دعواهای سیاسی را در قلمرو فکر مذهبی و دینی وارد کردن، و با پشتوانه فکر و تعصب دینی، گروه ها را به جان هم انداختن این بزرگترین مانع است برای اینکه مسلمین، به فکر سیادت اسلام جامه عمل بپوشانند و بتوانند آنرا تحقق ببخشند. » (خامنه ای ، ۱۳۸۱، ص۷۴)

توطئه قدیمی و خطرناک ایجاد اختلاف میان مذاهب اسلامی و سابقه و تبحر طولانی انگلیس در این خصوص از دیدگاه مقام معظم رهبری قابل ملاحظه است:

« اتحاد مسلمانان و امت واحد اسلامی، برای مستکبران طمع ورز، بسیار نگران کننده است بنابراین امروز علاوه بر انگلیس، دستگاه های اطلاعاتی امریکا و صهیونیست ها نیز همه تلاش خود را برای جلوگیری از وحدت مسلمانان به کار گرفته اند.» (خامنه ای ،۱۳۷۸، ص ۱۲۱)
مقام معظم رهبری با درایت منحصر به فرد خود ، نقش مفسدان جوامع اسلامی و افرادی که در دام آنها می افتند را گوشزد می فرمایند:
« امروز دنیای اسلام مجروح است و مفسدانی که با همه مسلمانان و با اصل امت اسلامی دشمن هستند با تشدید اختلافات قومی و فرقه ای نظیر شیعه و سنی و عرب و عجم ، درصددند بخش های مختلف جهان اسلام را مقابل یکدیگر قرار دهند و متأسفانه برخی در این دام خطرناک می افتند.» (خامنه ای ، ۱۳۸۱، ص۷۸).

۲- کاهش تعصب قومی و تقلید کورکورانه:
تعصبات شخصی، مذهبی و گروهی از جمله عوامل مهم گرایش به فرقه گرایی است. انسان متعصب به صرف وابستگی مذهبی، ملی و گروهی و بدون دلیل و برهان و به صورت افراط گونه به حمایت یا نکوهش حزب، فکر و یا مذهب دیگری می پردازد و جز جناح و عقیده خویش همه آراء و دیدگاه ها را باطل می شمارد. شخص متعصب بیشتر به کسی می ماند که به تنهایی در خانه ای از جنس آیینه زندگی می کند و به هر سمت که رو کند، جز خویشتن کسی را نمی بیند. قرآن در وصف مشرکان می فرماید: « و چون به آنان گفته شود از آن چه خدا نازل کرده است پیروی کنید می گویند: بلکه از چیزی که پدران خود را بر آن یافتیم پیروی می کنیم. آیا هر چند پدرانشان چیزی را درک نمی کردند و به راه صواب نمی رفتند ]باز هم در خور پیروی هستند.»

اساساً آموزه های اسلام با تعصب سر سازگاری ندارد و هرکس که تعصب بورزد تا دیگران به خاطر او تعصب بورزند، رشته های ایمان را از گردن خود باز کرده است . با این حال چگونه می توان پذیرفت کسی که ادعای اسلام و ایمان می کند و با تعصب کورکورانه نسبت به ملیت و مذهب و عقیده خویش، بذر اختلاف را بین جوامع اسلامی می کارد؟ مقام معظم رهبری با درایت خاص خود این مساله را مطرح نموده و راه حل آن را نیز در این فراز از بیانات خود مطرح کرده اند:

« چه فایده‏ یى دارد که در داخل جامعه‏ ى اسلامى، مسلمانان از مذاهب مختلف، روبه‏روى هم بایستند و به همدیگر ضربه بزنند؛ از آن طرف هم دشمن بیاید، هر دوى اینها را محاصره کند، سرشان را به هم بکوبد و خودش بنشیند، تماشا و استفاده بکند؟ این، خوب است؟ اگر ما میگوییم که شیعه و سنى در کنار هم قرار بگیرند، یعنى شیعه، شیعه بماند؛ سنى هم سنى بماند. ما چه موقع به عالم تسنن گفته‏ایم که منظورمان از وحدت این است که شما شیعه بشوید؟! ما چنین چیزى نگفته‏ایم. هر کس خواست شیعه بشود، از طریق علمى و از راه مباحثات عالمانه شیعه بشود. آنها هم آزادند که بروند کار خودشان را بکنند. ما نمی‏گوییم شما مذهبت را عوض کن؛ ما مى‏گوییم شیعه و سنى باید همیشه سر عقل باشند؛ هم چنان که بحمداللَّه در دوران انقلاب اسلامى، در کشور ما مشاهده شد. نگذارند دشمن از اختلافات این ها سوءاستفاده کند. » (خامنه ای ، ۱۳۸۷، ج۲، ص۱۴۰).

۳- مبارزه با جهل ، خرافات و بدعت ها:
تحجرگرایی مانع از تفکرگرایی و خردورزی است و آثار زیان باری را در پی دارد که هریک از این آثار به نحوی، زمینه و بستر گرایش به فرقه گرایی را فراهم می سازند . تحجر نقطه مقابل تفقه دینی است، چون منشاء آن جمودی است که عقل را منکوب و اندیشه را منجمد می کند، آدمی را از اندیشیدن و تفکر دینی باز می دارد و شناخت دینی را سطحی می سازد. منشاء ترویج فرقه گرایی در این قسمت ، خرافه گرایی است ، چرا که شناخت سطحی از دین، اخباری گری را پدید می آورد و به آسانی فرقه گرایی، تحقق می یابد و عوامی که شناخت شان از دین سطحی است، جذب آن می شوند. هم چنین در ظواهر دین ماندن و از عمق نگری در حقایق دینی بازماندن، منشاء برداشت های متفاوت و گاه متضاد از دین است و هرکدام از این ها می تواند منشاء فرقه گرایی باشد.

از دیدگاه مقام معظم رهبری ضرر افراد جاهل در بسیاری از اوقات از ضرر افراد مغرض بیشتر است و ایشان در یک نتیجه گیری هوشمندانه در زمینه فرقه گرایی و خدشه دار کردن اتحاد وانسجام اسلامی ، مغرض وجاهل را در نتیجه ی عمل یکسان می دانند:

« وقتى مى‏گوییم بین برادران شیعه و سنى و مذاهب مختلف اسلامى، براى هدف هاى اسلامى اتحاد باشد، پس به طریق اولى، قشرهاى مختلف مردم فداکار و مبارز ایران، اهل هر شهر و استانى، متکلمان با هر زبان و لهجه‏یى هستند، موظفند وحدت را حفظ کنند . مبادا دست هاى تفرقه‏افکن و مغرض و یا نادان که گاهى ضرر آدم هاى نادان از آدم هاى مغرض کمتر نیست ، با حرف و شعار و نطقى، ایجاد اختلاف کنند. مغرض و جاهل، در نتیجه‏ى عمل یکسانند. همه مخصوصاً کسانى که زبان و حنجره‏شان براى گفتن و حرف زدن باز است ، مراقب باشند با هیچ حرکت و اشاره‏یى، موجب اختلاف بین مردم نشوند. همه باید وحدت را بر محور اصول انقلاب و جریان صحیح نظام اسلامى و ولایت فقیه حفظ کنند. » (خامنه ای ،۱۳۸۰، ص ۸۰)

۴- رفع برداشت های سوء از اندیشه های سایر مذاهب:
یکی دیگر از عوامل مهم گرایش به فرقه گرایی در بین مسلمانان از دیدگاه مقام معظم رهبری ، کج فهمی و بی اطلاعی مسلمانان از عقاید یکدیگر است:

« چیزهایی مانع از اتحاد می شود. عمده آنها بعضاً کج فهمی ها و بی اطلاعی هاست؛ از حال هم خبر نداریم؛ درباره هم توهمات می کنیم؛ درباره عقاید هم، درباره تفکرات یکدیگر دچار اشتباه می شویم؛ شیعه درباره سنی، سنی درباره شیعه؛ فلان ملت مسلمان درباره آن ملت دیگر، درباره همسایه اش؛ سوء تفاهم ها، که دشمنان هم بشدت بر این سوءتفاهم ها دامن می زنند. افرادی هم متأسفانه بر اثر همین سوء فهم، سوء تحلیل، ندیدن نقشه کلی دشمن، بازیچه این بازی دشمن قرار می گیرند… »(خامنه ای ، ۱۳۸۷، ج۱، ص۱۲۱)

مقام معظم رهبری تنها راه حل رفع این سوء تفاهم ها را که مسلما راه حل گرایش به فرقه گرائی نیز محسوب می شود ، تنظیم منشور وحدت اسلامی می دانند:

« علاج اصلی، داروی اصلی برای امروز دنیای اسلام، داروی «اتحاد» است؛ باید با هم متحد بشوند. علما و روشنفکران اسلام بنشینند و منشور وحدت اسلامی را تنظیم کنند؛ منشوری تهیه کنند تا فلان آدم کج فهم متعصب وابسته به این، یا فلان، یا آن فرقه اسلامی، نتواند آزادانه جماعت کثیری از مسلمانان را متهم به خروج از اسلام کند؛ تکفیر کند. تهیه منشور جزو کارهایی است که تاریخ، امروز از روشنفکران اسلامی و علمای اسلامی مطالبه می کند . می بینید تلاش آنها را برای نابود کردن هویت اسلامی و ایجاد اختلاف بین امت اسلامی ! بنشینید علاج کنید؛ اصول را بر فروع ترجیح بدهید.

مشترکات بزرگی وجود دارد؛ گرد این محور – محور مشترکات – همه مجتمع شوند. مواظب توطئه دشمن باشند؛ مواظب بازی دشمن باشند. خواص، بین خودشان بحث های مذهبی را بکنند، اما به مردم نکشانند؛ دل ها را نسبت به یکدیگر چرکین نکنند؛ دشمنی ها را زیاد نکنند؛ چه بین فرقه های اسلامی، چه بین ملت های اسلامی، چه بین گروه های اسلامی در یک ملت.» (خامنه ای ، ۱۳۸۷، ج۱، ص۱۳۰)
۵- جلوگیری از رو در روئی مذاهب با یکدیگر:
یکی دیگر از عوامل فرقه گرائی که اساسا به اقدامات دشمنان امت اسلامی مربوط می شود و متاسفانه مسلمانان نیز در دام این توطئه ها افتادند ، قرار دادن فرق و مذاهب اسلامی دربرابر یکدیگر است که از نظر مقام معظم رهبری عواقب وخیمی برای جهان اسلام دارد:
« ما از تکه تکه شدن سودى نمی بریم. ما از دشمنى با یکدیگر سودى نمی بریم. ما از تشدید اختلافات قومى، فرقه‏اى، شیعه و سنى، عرب و عجم سودى نمی بریم. امت اسلامى یک مجموعه‏ى عظیم است با امکانات بسیار، با سرمایه‏هاى بسیار؛ اما دنیاى غرب ما را تکه‏پاره کرده است، ما را در مقابل هم قرار داده است. قومیت هاى ما را سلاحى براى برخورد با برادران مسلمان قرار داده است و ما هم نادانسته و جاهلانه، این توطئه و این ترفند را پذیرفتیم و در این دام قرار گرفتیم. باید به خود بیائیم.» (خامنه ای ، ۱۳۸۷، ج۳، ص۳۳).

۶- کاهش تاثیر دولت های وابسته به شرق و غرب :
مقام معظم رهبری با برشمردن ضرورت تلاش مسلمین برای عزت واستقلال و پیشرفت علمی ومعنوی خود، وجود دولت های متکی به بیگانگان را مضر دانسته و اتکای آنها به امت اسلامی را به نفع خود دولت ها نیز ارزیابی می فرمایند:

« آنچه برای استکبار مهم است، اسلام است. می خواهند اسلام را بزنند؛ این را همه باید بفهمیم. برای آنها شیعه و سنی فرق نمی کند. هر ملتی، هر جمعیتی، هر شخصیتی که تمسکش به اسلام بیشتر باشد، آنها از او احساس خطر می کنند… امروز دنیای اسلامی باید برای عزت خود تلاش کند؛ برای استقلال خود تلاش کند؛ برای پیشرفت علمی و قدرت معنوی خود، یعنی تمسک به دین و توکل به خدا و یقین به کمک خدا تلاش کند. «و عداتک لعبادک منجزه». این وعده الهی است؛ وعده منجز الهی است که «و لینصرن ا… من ینصره». با اعتماد به این وعده، وارد میدان تحرک و عمل بشوند. این عمل، فقط تفنگ دست گرفتن نیست؛ این عمل، عمل فکری است، عمل عقلانی است، عمل علمی است، عمل اجتماعی است، عمل سیاسی است؛ همه برای خدا و همه در راه اتحاد دنیای اسلام. از این، هم ملت ها منتفع می شوند، هم دولت های اسلامی. دولت های اسلامی اگر متصل به دریای بی کران امت اسلامی باشند، قوی تر خواهند شد، تا متکی باشند به سفیر آمریکا و فلان سیاستمدار آمریکایی. این، برای آنها قدرت نمی آورد. اما اگر دولت های اسلامی به دنیای اسلام، به امت اسلامی و به این دریای عظیم و خروشان متصل شوند؛ به هم نزدیک شوند، چرا استکبار بتواند یک دولت اسلامی را هدف قرار بدهد و او را از دیگران جدا کند؛ به حساب او برسد، بعد برود سراغ یک دولت دیگر؟ همه باید به این مسأله توجه کنند. دولت های اسلامی، متحد و منسجم باشند و بدانند که می توانند.» (خامنه ای، ۱۳۸۷، ج۶، ص۱۵۵)

ایشان در فرازی دیگر از بیانات خود با هشدار به مسلمانان نسبت به وضعیت عقب ماندگی اقتصادی و علمی و سیاسی ، یکی از عوامل دور شدن از اسلام را وجود دولت های دست نشانده می دانند:
« اى مسلمانان عالم! در هر جاى دنیا که هستید، اگر با هم دشمنى نکنید، علیه هم مبارزه و جنگ نکنید و دشمنان و دوستانتان را بشناسید، وضع زندگى شما با آنچه که امروز است، تفاوت خواهد کرد. امروز، دچار تشتت و ضعف و عقب‏ماندگى هستید. کشورهاى اسلامى غالباً یا عموماً ، فقیر و وابسته و اسیرند. دشمنان اسلام مى‏خواهند اسلام را از میان کشورهاى اسلامى بِزور بیرون برانند. قلب آحاد مردم مسلمان، با اسلام و خداست ، آنها به اسلام علاقه‏مندند. قدرت هاى بزرگ جهانى سعى مى‏کنند به‏وسیله‏ى دولت هاى دست‏نشانده، مردم را از اسلام دور نمایند. اگر شما با هم باشید و با هم دعوا نکنید و نیروى خود را که عنصر عظیمى است و براى بهتر کردن دین و دنیاتان، مى‏شود از آن استفاده کنید، علیه یکدیگر مصرف نکنید، اهداف پلید دشمن محقق نخواهد شد.» (خامنه ای ، ۱۳۸۷، ج۴، ص۷۷).

۷- آگاهی از سیاست های استکبار و پرهیز از اختلافات جزیی:
مقام معظم رهبری سیاست های استکبار جهانی در قبال امت اسلامی را تا حد زیادی ناشی از موقعیت جغرافیایی و سیاسی کشورهای مسلمان می دانند و مقابله و تعرض وترسیدن از همدیگر را که ریشه در فرقه گرائی دارد، نتیجه این سیاست ها برای امت اسلامی قلمداد می کنند:

« امت اسلامى تنها به این جرم که چون در یک نقطه‏ى ثروتمند دنیا قرار گرفته است، چون گردش چرخ تمدن کنونى دنیا متوقف برامکاناتى است که در این نقطه از دنیا بوفور موجود است، مورد طمع و دست‏اندازى قدرت ها قرار گرفته که در این راه هرگونه جنایتى را براى خودشان مجاز مى‏شمارند؛ این وضع امت اسلامى است! آیا امت اسلامى در مقابل این دست‏اندازى قدرتمندانه نمى‏تواند از خود دفاع کند؟ جواب این است که چرا، ما مى‏توانیم دفاع کنیم؛ ما ابزارهاى زیادى را براى دفاع از حق و موجودیت خود در اختیار داریم. ما جمعیت بزرگى هستیم؛ ما ثروت عظیمى داریم؛ ما انسان هاى برجسته و سرمایه‏ى معنوى‏یى داریم که به مردم ما قدرت ایستادگى در مقابل زورگویان را مى‏دهد؛ ما فرهنگ و تمدن باسابقه‏یى داریم که در دنیا کم‏نظیر است؛ ما خیلى امکانات داریم، بنابراین بالقوه مى‏توانیم دفاع کنیم. اما چرا دفاع نمى‏کنیم؟! چرا عملاً در میدان، کارى از ما برنمى‏آید؟ چون با هم متحد و یکى نیستیم؛ چون به بهانه‏هاى گوناگون ما را از هم جدا کرده‏اند. لشگر منظمِ عظیم و مجهزى به نام امت اسلامى را به گروه‏هایى که همّ و غمّشان مقابله و مبارزه‏ى با هم و ترسیدن از هم و تعرض به هم و پنجه‏زدن به صورت یکدیگر است، تقسیم کرده‏اند. در این شرایط، معلوم است که این لشگر کارآیى نخواهد داشت. امروز وقت آن رسیده است که دنیاى اسلام بازنگرى کند؛ بر روى مسأله‏ى وحدت به جد فکر کند.» (خامنه ای ، ۱۳۸۷، ج۲، صص ۱۷۷-۱۷۳).

۸- مقابله با بزرگ نمایی اختلافات در میان گروه های اسلامی:
مقام معظم رهبری با تاکید بر موارد اتفاق بین مذاهب اسلامی و یادآوری تاسیس موسسه تقریب مذاهب اسلامی ، بزرگ نمائی اختلافات را عاقلانه نمی دانند و اتحاد و عدم تفرقه بین مسلمین را مایه عزت وسربلندی آنها می دانند:

« یک میلیارد انسان در دنیا هستند که درباره‏ى خدا و پیامبر و نماز و حج و کعبه و قرآن و بسیارى از احکام دینى، با هم یک عقیده دارند؛ یک چند مورد اختلاف هم دارند. اینها بیایند همان چند اختلاف را بگیرند، با هم بجنگند، تا آن کسى که با اصل خدا و پیامبر و دین و همه چیز مخالف است، کار خودش را انجام بدهد. آیا این عاقلانه است؟! … ما گفتیم یک عده از علما و متفکران دور هم بنشینند و در سطح علمى و فرهنگى، براى تقریب و نزدیک کردن، مؤسّسةالتّقریب بین‏المذاهب‏ الاسلامیّة را به وجود آورند. چهار مذهب فقهى در اهل سنت هست، مذهب امامیه هست، مذهب زیدیه هست، مذاهب دیگر اسلامى هستند. اینها بنشینند ببینند، در مسایل علمى و دینى، چه‏قدر مى‏توانند با یکدیگر همکارى و کار کنند. …اگر مسلمین دست در دست هم بگذارند و با هم صمیمى باشند، ولو عقایدشان مخالف با یکدیگر باشد، اما آلت دست دشمن نشوند، دنیاى اسلام سربلند خواهد شد. آن وقت، مگر امریکا و غیرامریکا جرأت مى‏کنند که به دنیاى اسلام بیایند و یک‏جا را پایگاه قرار بدهند و منافع کشورهاى اسلامى و ملت هاى مسلمان را تهدید کنند؟»(خامنه ای ، ۱۳۸۷، ج۵، ص۶۶).

۹- جلوگیری از افراط گرایی:
از دیدگاه مقام معظم رهبری ، افراط گرایی و اهانت به عقاید ومقدسات مذاهب دیگر به فرقه گرایی می انجامد و به هیچ وجه قابل دفاع نیست. ایشان به جای این مواضع غیر اصولی وغیر عقلانی ، کمک به ایجاد محبت را پیشنهاد می کنند و وضعیت امروز مسلمانان را برای تفرقه و تشتت مناسب نمی دانند:

« ما به همه مى‏گوییم که احترام یکدیگر را حفظ بکنند و به عقاید و مقدسات هم اهانت نکنند. اگر کسى به بهانه‏ى عقیده‏یى بخواهد به مقدسات دیگران اهانت بکند، از نظر ما به هیچ وجه قابل دفاع نیست. محبت، طرفینى است. بایستى همه کمک کنند تا محبت به وجود آید و دشمن نتواند سوء استفاده بکند؛ دشمنى که نه با شیعه رابطه‏ى خوبى دارد و نه با سنى، بلکه با اصل اسلام مخالف است و نسبت به آن کینه مى‏ورزد. همان اسلامى که سنى یا شیعه دارد، مبغوض امریکا و مرتجعان است. اختلافات داخلى را براى آن زمانى بگذاریم که از طرف هیچ دشمنی تهدید نشویم. امروز، وقتِ این حرف ها نیست.» (خامنه ای ، ۱۳۸۷، ج۳، ص۱۲۰).

۱۰- عدم نفی مذاهب اسلامی توسط یکدیگر:
مقام معظم رهبری با تعریف صریح وحدت اسلامی ، نفی مذاهب توسط یکدیگر را عاملی برای فرقه گرایی و اثبات مذاهب را عامل وحدت و انسجام می دانند:

« این قضیه اتّحاد مسلمین را همه فِرَق اسلامى چه شیعه و چه سنّى، چه مذاهب مختلف اهل سنّت و چه مذاهب شیعه باید جدّى بگیرند. مقصود این نیست که مذاهب، در یک مذهب حل شوند. بعضى کسان براى این که اتّحاد مسلمین را تحصیل نمایند، مذاهب را نفى مى‏کنند. نفى مذاهب، مشکلى را حل نمى‏کند؛ اثبات مذاهب، مشکلات را حل مى‏کند. همین مذاهبى که هستند، هر کدام در منطقه کار خودشان، امور معمولى خودشان را انجام دهند؛ اما روابطشان را با یکدیگر حسنه کنند.» (خامنه ای ، ۱۳۸۷، ج۴، ص۱۵۵).
۱۱- کاهش خشونت های فرقه ای در سرزمین های اسلامی:
مقام معظم رهبری به درستی افزایش فعالیت های فرقه گرائی را که به تعبیر ایشان برادرکشی بین مسلمانان یکی از آنهاست ، مد نظر قرار داده معتقدند این فعالیت ها پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران گسترده تر شده است:

« اگرچه استعمار از دیرباز، ایجاد تفرقه را جزو هدف های خود قرار داده بود؛ اما بعد از پیروزی انقلاب و بعد از آن که این کانون وحدت اسلامی به وجود آمد، تلاش آمریکا و دستیاران آن، برای ایجاد تفرقه بین مسلمانان شدیدتر شد و برادرکشی را بین مسلمانان به وجود آوردند. امروز در سرتاسر آفاق اسلامی، قلم های مزدوری که با دلارهای نفتی و پول کیسه مرتجعان هم پیمان آمریکا تغذیه می شود، هدف و وظیفه شان این است که بین مسلمین اختلاف بیندازند. می دانستند که چون انقلاب اسلامی جاذبه دارد و کانون این انقلاب، مسلمین را در همه نقاط عالم به خود جلب خواهد کرد، این خطر برای آمریکا و استکبار وجود دارد که سرمایه گذاری های آنها برای ایجاد تفرقه بین مسلمین هدر برود، لذا تلاششان را زیادتر کردند. امروز در دنیا، برای ساختن مسجد ضرار، پول خرج می شود. برای ساختن دستگاه ها و ایجاد پایگاه هایی به مقصود و منظور ضربه زدن به وحدت اسلامی و ایجاد درگیری و اختلاف بین فرق اسلامی، پول خرج می شود.

اشخاصی مثل شیطان هستند که همان گونه که او به پروردگار عالم عرض کرد: «لاغوینهم اجمعین» این ها هم وجود خود را برای ایجاد اختلاف، وقف کرده اند. متأسفانه در همه و یا اغلب کشورهای اسلامی، کسانی با تکیه به سیاست های آمریکا، همین کار را می کنند.» (خامنه ای ، ۱۳۷۸، صص ۷۰-۶۷).

۱۲- مقابله با هواپرستی و عدم اخلاص:
در بسیاری موارد اختلافات افراد و گروه ها و مذاهب اسلامی، ظاهری علمی و فکری دارد اما در واقع امر جز هوی پرستی، خودپسندی و خودخواهی منشأ دیگری ندارد. اگر پذیرش و واگذاری مسئولیت ها، حمایت ها و راندن ها، پست ها و مقام ها همه در خدمت رضایت الهی باشد، نه خوشایندی خویشاوندان، هم مسلکی ها و هم حزبی ها و فقط در راستای حل مشکلات جامعه اسلامی و امت واحده اسلام باشد، اتحاد حاصل می شود. از همین روست که شیطان اختلاف افکن و تفرقه جو بر مخلصان راه تسلطی ندارد؛ چرا که خود اعتراف کرد که «لاغوینهم اجمعین الا عبادک منهم المخلصین» و به همین سبب است که پیامبر اعظم (ص) اخلاص عمل برای خداوند، در کنار خیرخواهی برای پیشوایان اسلام و ملازمت با جماعت مسلمین و جدا نشدن از آن را سه عنصری دانستند که قلب هیچ مسلمانی نباید بر آنها خیانت کند. تقدم اخلاص عمل برای خدا بر دو عنصر دیگر در حدیث پیامبر اکرم(ص) نشانگر نقش محوری اخلاص در اتحاد و رفع اختلاف است.

مقام معظم رهبری نیز یکی از شرایط ایجاد اتحاد و انسجام اسلامی را همکاری مردم مومن و مخلص و شخصیت های علمی از سرتاسر جهان اسلام معرفی می کنند که در نتیجه به آفت فرقه گرایی نیز پایان خواهد داد:

« اتحاد مسلمین به دو معناى دیگر است که هر دوى آن باید تأمین بشود: اول این که فِرَق گوناگون اسلامى (فِرَق سنى و فِرَق شیعه) که هر کدام فِرَق مختلف کلامى و فقهى دارند ، حقیقتاً در مقابله با دشمنان اسلام، همدلى و همدستى و همکارى و همفکرى کنند. دوم این که فِرَق گوناگون مسلمین سعى کنند خودشان را به یکدیگر نزدیک کنند و تفاهم ایجاد نمایند و مذاهب فقهى را باهم مقایسه و منطبق کنند. بسیارى از فتاواى فقها و علما هست که اگر مورد بحث فقهىِ عالمانه قرار بگیرد، ممکن است با مختصر تغییرى، فتاواى دو مذهب به هم نزدیک شود. لذا ما جداً علاقه‏مند هستیم که «دارالتّقریب بین‏المذاهب الاسلامیّه» را ایجاد کنیم. ما مایلیم این کار انجام بگیرد. احساس مى‏کنیم که این کار باید انجام بگیرید و مردم مخلص و مؤمن و شخصیت هاى عالمى از همه‏ى دنیاى اسلام همکارى کنند. ما آماده هستیم و مایلیم که میزبان این مجموعه باشیم و زحمات و خدمت هاى این کار را برعهده بگیریم. علماى اسلامى باید کوشش کنند. فقها و متکلمین و فلاسفه‏ى اسلامى بنشینند آراء را با یکدیگر تطبیق کنند و آنها را در مجموعه هایى جمع نمایند تا نظرات فِرَق مختلف اسلامى در مجموعه‏ى واحد و با نگاه مساعد به یکدیگر، در اختیار همه‏ى مسلمین قرار بگیرد. این، از جمله کارهاى بسیار لازم و ضرورى است و امیدواریم که همتِ صاحب همتان، این کار را به انجام برساند. » (خامنه ای ، ۱۳۸۷، ج۲، صص ۱۶۹-۱۶۶).

۱۳- مقابله با تکبر و خودپسندی:
تکبر آفتی اخلاقی است که در گرایش به فرقه گرایی تأثیر بسزایی دارد. خوی استکباری تنها متعلق به بیگانگان نیست بلکه بسیاری از مسلمان نماها نیز دارای چنین روحیه ای هستند که در صورت رسیدن به قدرت، ضررهایی بیش از مستکبران خارجی بر مسلمین وارد می کنند. قرآن کریم روایت گر افراد و اقوامی است که با روحیه استکباری خویش، خود و قوم خویش را گمراه کرده و زمینه اختلاف و چنددستگی را در مخاطبان دعوت پیامبران رقم زدند. افراد جامعه ای که چنین خویی دارند، بهره ای از وحدت و انسجام نخواهند برد و جامعه به انحطاط کشیده می شود .

مقام معظم رهبری حتی شکوه وحدت امت اسلامی را غیر از عظمت در راه ارزش های اسلامی وتوحید جایز نمی شمارند و مسئله تفاخر و تحقیر ملت های دیگر را رد می کنند:

« اینهایى که مى‏بینید در مراسم حج دنبال اختلاف‏افکنى، فتنه‏انگیزى و ترویج افکار موهوم و خرافى و متحجّر خود هستند، همان سرانگشت هاى دانسته یا نادانسته‏اى هستند که این ذخیره را نابود مى‏کنند و از بین مى‏برند. کسانى که نمى‏گذارند شوکت و شکوه و عزّت و عظمت این وحدت به چشم امّت بزرگ اسلامى منعکس شود ، جزو کسانى هستند که این ذخیره را نابود مى‏کنند. کسانى که نمى‏گذارند وحدت و شکوه عظیم امّت اسلامى، آن هم در راه خدا نه عظمت به عنوان تفاخر، نه عظمت به عنوان استعمار و تحقیر دیگر ملت ها، نه عظمت به عنوان جنگ‏افروزى علیه ضعفاى عالم؛ بلکه عظمت در جهت ارزش هاى الهى و در راه توحید به دنیاى اسلام منعکس شود، به بشریت ظلم مى‏کنند. امروز دنیاى اسلام براثر نادیده گرفتن این ذخیره عظیم الهى ضربه مى‏خورد.» (خامنه ای ، ۱۳۸۷، ج۵، ص۱۱۰).

۱۴- رفع حسادت و کینه ورزی:
در روابط میان مسلمانان طبیعتاً اختلافات و کدورت هایی پیش می آید که با بزرگ منشی، مسالمت جویی و عفو و گذشت قابل رفع است و برعکس کینه ورزی موجب افزایش شکاف و تعمیق اختلافات و کدورت هاست. تاریخ جهان پر است از انتقام جویی های بی رحمانه سلاطین و امرا و قبایل و اقوام و ملت ها که ریشه در حسادت ها، بدگمانی و کینه توزی های فردی دارد و علاوه بر غارت ها، هتک ناموس ها و تجاوزها وحدت جامعه انسانی را خدشه دار ساخته است؛ چه آن که تاریخ اسلام نیز در خود چنین کینه توزی هایی را میان فرق مختلف بسیار ثبت کرده است. اما تعالیم پیامبران و قرآن براساس ایجاد صلح و آشتی میان برادران دینی و پاسخ دادن بدی ها با خوبی و پیشه ساختن عفو و گذشت و مدارا بنا شده است. در چنین فضایی الفت و برادری میان مسلمانان ریشه دار می شود و در هجمه ها، توطئه ها و مشکلات یار و یاور دیگر هستند.

مقام معظم رهبری با اشاره به صرف مبالغ هنگفت برای تبلیغ علیه شیعه که به دلیل کینه توزی و دشمنی با انقلاب اسلامی ایران صورت می گیرد، معتقدند نباید به این خیانت دشمنان کمک نمود و پیشنهاد مباحثات علمی بدور از کینه و عداوت بین مذاهب اسلامی را مطرح می فرمایند:

« هرکس – چه در محیط سنّى و چه در محیط شیعه – به همدلى و ارتباطات حسنه و دوستانه بین شیعه و سنّى کمک کند، او به نفع اسلام و هدف هاى امت اسلامى کار کرده است. هر کس هم سعى در جدایى کند، درست نقطه مقابل آن حرکت کرده است. بنده اطّلاعِ نزدیک دارم که امروز در بعضى از کشورهاى اسلامى که نمى‏خواهم از آنها اسم بیاورم از صندوق هایى که مرتبط با اهداف و امیال بیگانگان است، پول هایى را صرف مى‏کنند؛ مخصوص این که علیه شیعه، علیه عقاید شیعه و علیه تاریخ شیعه کتاب بنویسند و در دنیاى اسلام پخش کنند! آیا آنها به تسنّن علاقه‏مندند؟ نه؛ آنها مى‏خواهند نه شیعه باشد، نه سنّى. نه با شیعه دوستند، نه با سنى؛ منتها چون امروز در ایران حکومت اسلامى و پرچم اسلام را یک مجموعه شیعى در دست گرفته است و همه پایبندى ملت ایران را به تشیّع مى‏دانند، لذا این ها هرچه دشمنى با انقلاب هم دارند، بر سر شیعه خالى مى‏کنند. با شیعه مبارزه مى‏کنند، براى این که نگذارند حاکمیت سیاسى اسلام و این پرچم افتخار و عزّت به جاهاى دیگر سرایت کند و مورد جذب جوانانِ کشورهاى دیگر شود. هیچکس نباید به این خیانتِ دشمنان کمک کند .
البته ما با این بیانمان، نه مى‏خواهیم بگوییم که شیعه، سنّى شود؛ یا سنّى، شیعه شود و نه مى‏خواهیم بگوییم که شیعه و سنّى به قدر توان و مقدورات خودشان، براى تحکیم عقاید خودشان کار علمى نکنند. اتّفاقاً کار علمى، بسیار خوب است و هیچ اشکالى ندارد. کتاب هاى علمى بنویسند؛ در محیط هاى علمى، نه در محیط هاى غیرعلمى، آن هم با لحن هاى بد و غلط. بنابراین، اگرکسى مى‏تواند منطق خود را ثابت کند، ما جلوِ کار او را نباید بگیریم. اما اگر کسى مى‏خواهد با حرف، با عمل و با شیوه‏هاى گوناگون، اختلاف ایجاد کند، این را ما فکر مى‏کنیم که در خدمت دشمن است. هم سنّی ها باید مراقب باشند و هم شیعه‏ها.» (خامنه ای ، ۱۳۸۷، ج۲، صص ۱۸۰-۱۷۵).

۱۵- مقابله با دنیاپرستی و جاه طلبی:
اتحاد در بسیاری از موارد نیازمند روحیه ایثار و فداکاری، عفو و بخشش و تواضع و فروتنی است. دنیاطلبان و عاشقان شهرت و مقام که هیچ عملی را جز در راستای مال و مقام انجام نمی دهند و در لحظات بحرانی و مشکلات اجتماعی به جای میدان دادن به افراد لایق و گذشتن از حقوق خویش بر حفظ قدرت و موقعیت حزب و جناح خویش تأکید می کنند، بزرگترین سنگ اندازی را در جهت اتحاد مسلمانان ایجاد می کند. مقام معظم رهبری توصیف جالبی از چنین لفراد دارند:
« آنها به جای اعتصام به حبل الله به عنوان محور وحدت به حبل شیطان که همان دنیاپرستی است، چنگ می زنند و ایجاد تفرقه می کنند. آنان به راحتی به خاطر متاعی اندک پست می شوند و عزت و شوکت خود و میهن خود را می فروشند و استعمارگران نیز باتوجه به چنین روحیاتی به تطمیع مادی و معنوی آنان می پردازند. » (خامنه ای ، ۱۳۸۷، ج۱، ص۱۹).

راهکارهای اشاعه منطق گفتگو بین مسلمانان با معیارهای قرآنی:
- پذیرش دو طرف یا چند طرف: یکى از پیش‏فرض هاى آغازین گفتگو، پذیرش دو طرف یا چند طرف است که با استفاده از علائم، از جمله کلام به شکل هاى مختلف با یکدیگر تبادل معنا مى‏نمایند. این امر مورد پذیرش قرآن کریم است. البته پذیرش طرف مقابل به معناى حقانیت او نیست، بلکه منظور این است که گفتگو وقتى تحقق پیدا مى‏کند که هر یک از طرفین، سخن طرف دیگر را بشنود و با یکدیگر به تبادل آرا و عقاید بپردازند.

- آگاهى و علم: طرفین گفتگو باید با آگاهى و علم به مذاکره بپردازند. کرامت و ارزش آدمى به علم و دانش است و به واسطه تعلیم اسماى الهى و دریافت تعالیم حق، مسجود ملائکه شد و فرشتگان را به کرنش و تعظیم واداشت. خداوند از انسان مى‏خواهد نسبت به آنچه علم ندارد، پیروى نکند.

- لزوم پذیرش اختلاف اقوام، ملل و زبان ها: اختلاف انسانها از نظر زبان، ملیت و غیره نباید مانع گفتگو شود. قرآن کریم به صراحت قبایل و گروه‏ ها را پذیرفته است و اختلاف بین رنگ ها و زبان ها را از آیات الهى مى‏شمارد. گوناگونى انسان ها از نظر رنگ، نژاد ، ملیت و زبان، تفاوتى در انسانیت انسان پدید نمى‏آورد. بسیارى از اختلاف ها و جنگ ها ناشى از این امر است که گروهى خود را از نظر نژاد و ملیت، برتر از دیگران مى‏دانند. همین امر باعث بروز جنگ جهانى دوم، از سوى نازی هاى آلمان شد. آنان خواهان برترى و تسلط بر سایر نژاد ها و ملل بودند. طبیعى است در چنین حالتى، جایى براى گفتگو و شناخت حقایق باقى نمى‏ماند؛ در حالى که قرآن کریم گوناگونى انسان ها از نظر نژاد، ملیت و… را وسیله‏اى براى شناخت یکدیگر مى‏داند.

- امکان حصول تفاهم و وحدت: هر چند انسان ها گوناگون آفریده شده‏اند، با این حال، زمینه ‏هاى فراوانى براى ایجاد تفاهم و همکارى بر اساس اصول مشترک وجود دارد. یکى از راهکار هاى گفتگو این است که بتوان به وسیله گفتگو به اصول مشترک دست یافت و بر اساس آن با یکدیگر تعاون و همکارى داشت. قرآن کریم به مسلمانان مى‏آموزد که اگر کسانى حاضر نبودند در تمام اهداف مقدستان با شما همکارى کنند، از پا ننشینید و بکوشید دست‏کم در قسمتى که با شما اشتراک هدف دارند، همکارى آنان را جلب‏کنید و آن را پایه ‏براى پیشبرد اهداف مقدستان ‏قرار دهید.

- آزادى فکر و اندیشه و انتخاب راه: یکى از راهکارهای گفتگو، قبول آزادى فکر و اندیشه است. هیچ یک از طرفین گفتگو نمى‏تواند عقاید و افکار خویش را به دیگرى تحمیل کند. در قسمتى از آیات قرآن کریم، این اصل تعقیب شده است که اساسا طبیعت اعتقادات قلبى و مسائل وجدانى به گونه‏اى است که اکراه و اجبار بر نمى‏دارد. اگر فردى به حکم اجبار و فشار، معتقدات و دستورات یک مذهب را در ظاهر بپذیرد، هرگز دلیل آن نیست که او در قلب و وجدان خویش آن را پذیرا گشته است.

- خوش بینى نسبت به دیگران: یکى دیگر از راهکارهاى گفتگو، خوش ‏بین بودن و احترام به طرف گفت و گوست. همه انسان ها از فطرت الهى بهره‏ مندند. اگر فشارها و هوس ها برداشته شود، پاکى و اصالت آنان ظاهر مى‏گردد. از این رو، قرآن کریم، تمسخر دیگران را ممنوع ساخته و از مسلمانان مى‏خواهد که اقوام دیگر را مسخره نکنند.

- جدى گرفتن پیام گفتگو: قرآن کریم از رفتار و عملکرد عده‏اى از مخالفان و معاندان حکایت مى‏کند که هر گاه پیام جدى وحى را از زبان پیامبر خدا مى‏شنیدند، او را تکذیب کرده و به او نسبت سحر و جادو، شاعر و دیوانه مى‏دادند و در مواردى سخنان وحى را اسطوره پیشینیان معرفى مى‏کردند. این امر، نشان ‏دهنده رفتار ناپسند آنان در گفت و گو با پیامبر خداست و به دلیل ضعف و پیش ‏داورى خویش و بدون توجه به پیام گفتگو، از شنیدن پیام وحى خوددارى مى‏کردند.

- احترام به افکار، فرهنگ و مقدسات یکدیگر: قرآن کریم ضمن تکریم و احترام به پیامبران و کتب آسمانى سابق، آنها را تصدیق مى‏کند. قرآن کریم از مسلمانان مى‏خواهد که کافران را دشنام و ناسزا ندهند؛ چه این که آنان نیز در مقابل و از روى دشمنى به خدا ناسزا مى‏گویند و نیز از مؤمنین مى‏خواهد با کسانى که دین شما را به ریشخند و بازى گرفته‏اند، دوست نشوند.

در همین راستا برای اشاعه منطق گفتگوی بین مسلمانان ، پیشنهاد می گردد:

- فلسطین یک اصل مشترک بین تمامی کشورهای اسلامی است و می تواند یکی از محورهای گفتگوی بین مسلمانان قرار گیرد.
- تلاش در جهت وحدت رسانه ای و تبلیغاتی جهان اسلام
- بهره گیری شایسته از مراسم عبادی- سیاسی حج
- بهره گیری شایسته از مجامع و سازمان های اسلامی در راستای انسجام اسلامی همچون سازمان کنفرانس اسلامی و…
- توجه و تأکید بر مشترکات مذهبی و احترام به اندیشه های هر یک از مذاهب.
- ایجاد فضای گفتگو میان علمای فرق مختلف اسلامی با هدف تحقق انسجام اسلامی.
- توجه به مضرات خودخواهی و دنیا طلبی فرقه ها و مذاهب اسلامی برای وحدت امت اسلامی.
- رویکرد دقیق به نقش نظم باطل جهانی در ایجاد فرقه گرایی بین مسلمانان.
- بررسی تاثیر موقعیت جغرافیائی جهان اسلام بر تشدید فرقه گرائی.
- مبارزه با خوی قومیت، مذهب و طایفه گری در بین مسلمانان و گرایش به نقاط مشترک.
- توجه به عواقب وخیم جنگ شیعه و سنی برای جهان اسلام.
- هوشیاری در برابر توطئه عمال تفرقه انگیز دشمنان دردنیای اسلام
- تصحیح استدلال غلط کشورهای مسلمان درباره منافع مذهبی و فرقه ای خود
- عبرت ملت های مسلمان از ایران در برقراری وحدت ملی بین اقوام ومذاهب مختلف پس از پیروزی انقلاب اسلامی.
- تاکید بر اسلام و منافع مسلمانان در مقابل ناسیونالیزم افراطی در کشورهای مسلمان
- هوشیاری در برابر ایجاد سوء ظن بین دولت ها و ملت های اسلامی
- تکریم و الگوگیری از شخصیت پیامبر اعظم(ص) به عنوان محور انسجام اسلامی از سوی همه مذاهب اسلامی.
- عدم ضعف و سستی روسای کشورهای اسلامی در برابر توطئه های تفرقه برانگیز.
- تعامل رسانه ای و مطبوعاتی کشورهای مسلمان برای روشنگری و مقابله با فرقه گرائی بین پیروان مذاهب اسلامی.
——————————————-

نویسنده:محسن موحدی _منبع خبرگزاری تقریب

منابع و ماخذ:
۱- برومند, سیدمهدی، شیوه های تعلیم و تربیت در قرآن و سنت, رشت: کتاب مبین ، ۱۳۸۰
۲- بولتون, رابرت، روان شناسی روابط انسانی, ترجمة حمیدرضا سهرابی, تهران: رشد،۱۳۸۱
۳- خامنه ای ، سید علی(آیت الله) ، امریکا از دیدگاه رهبرى، مرکز تحقیقات اسلامى سپاه پاسداران، قم: نشر یاقوت، ۱۳۷۸
۴- خامنه ای ، سید علی(آیت الله) ، حدیث ولایت (مجموعه رهنمود هاى مقام معظم رهبرى)، تهران: سازمان تبلیغات اسلامى، مجموعه شش جلدی ، ۱۳۸۷
۵- خامنه ای ، سید علی(آیت الله) ، دشمن ‏شناسى از دیدگاه مقام معظم رهبرى ، سازمان عقیدتى سیاسى ـ دفتر سیاسى، تهران، دفاع، ۱۳۸۱
۶- خامنه ای ، سید علی(آیت الله) ، ویژگى ‏هاى انقلاب اسلامى و راه ‏هاى تداوم آن در آیینه نگاه رهبر معظم انقلاب، تهران: قدر ولایت، ۱۳۸۰
۷- فضل الله, محمدحسین، گفتگو و تفاهم در قرآن کریم, ترجمة سیدحسین میرداماد, تهران, مرکز بینالمللی گفتگوی تمدن ها, ۱۳۸۰
۸- مکارم شیرازی، ناصر و دیگران, تفسیر نمونه, تهران: انتشارات دارالکتب الاسلامیه ،۱۳۶۳
۹- وود, جولیانی، ارتباطات میانفردی روانشناسی تعامل اجتماعی, ترجمة مهرداد فیروزبخت, تهران: مهتاب, ۱۳۷۹
۱۰- هارجی, اون و کریستین ساندرز و دیوید دیکسون, مهارت های اجتماعی در ارتباطات میانفردی, ترجمة خشاریار بیگی و مهرداد فیروزبخت, تهران : رشد, ۱۳۷۷

 

برچسب ها:

, , , , ,



ارسال نظر: