۲۵ مهر سال ۹۷
‏‫کاربر گرامی به پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت ایرانشهر خوش آمدید

مقالاتدیدگاه | تعداد بازید : 631 مشاهده شده | تاریخ انتشار : ۵ آبان ۱۳۹۱

اصل واقعه غدیر خم

گزارشی از آخرین حج پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیه و آله و سلم

اولین و آخرین حج پیامبر

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در دهمین سال هجرت، زیارت خانه خدا (کعبه) را با اجتماع مسلمین آهنگ فرمود. و در میان قبایل مختلفه و طوائف اطراف بر حسب امر آن حضرت اعلام شد، و در نتیجه گروه عظیمى بمدینه آمدند تا در انجام این تکلیف الهى (اداى مناسک حج بیت اللّه) از آن حضرت پیروى و تعلیمات آن حضرت را فرا گیرند.

این تنها حجّى بود که پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله بعد از مهاجرت به مدینه انجام داد، نه پیش از آن و نه بعد از آن دیگر این عمل از طرف آنحضرت وقوع نیافته و این حج را به اسامى متعدد در تاریخ ثبت نموده‏اند، از قبیل: حجة الوداع، حجة الاسلام، حجة البلاغ، حجة الکمال و حجة التمام.

 

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله غسل و تدهین فرمود و فقط با دو جامه ساده (احرام) که یکى را به کمر بست و دیگری را به دوش افکند، روز شنبه بیست چهارم یا بیست پنجم ذیقعدة الحرام به قصد حج پیاده از مدینه خارج شد و تمامى زنان و اهل حرم خود را نیز در هودج‏ها قرار داد، و با همه اهل البیت خود و به اتفاق تمام مهاجرین و انصار و قبایل عرب و گروه عظیمى از خلق حرکت فرمود.

 

گزارشی از جمعیت و سفرنامه پیامبر

 

اتفاقاً در این هنگام بیمارى آبله- یا حصبه- در میان مردم شیوع یافته بود و همین عارضه موجب گردید که بسیارى از مردم از عزیمت و شرکت در این سفر باز ماندند، مع الوصف گروه بیشمارى با آن حضرت حرکت نمودند که تعداد آنها تا صد و چهارده هزار و صد و بیست و صد و بیست و چهار هزار و بیشتر ثبت شده است.

 

البته از اهالى مکّه و آنها که به اتفاق أمیر المؤمنین على علیه السّلام و أبو موسى از یمن آمدند بر این تعداد اضافه می‏شوند – بامداد یکشنبه موکب نبوى صلّى اللّه علیه و آله در «یلملم» بود و شبانگاه به «شرف السیّاله» رسیدند و در آنجا نماز مغرب و عشاء را خواندند و صبح آن شب را در «عرق الظبیه» اداى فریضه فرمودند. سپس در «روحاء» فرود آمدند و پس از کوچ از آنجا نماز عصر را در «منصرف» ادا فرمودند و نماز مغرب و عشا را در «متعشى» خواندند و در همانجا صرف غذا کردند و نماز صبح روز بعد را در «اثابه» خواندند و بامداد سه شنبه را در «عرج» درک کردند و در نقطه‏اى که به نام «لحى جمل» معروف است که در شیب و فرازهاى «جحفه» است آن حضرت حجامت کرد. سپس در «سقیاء» فرود آمدند. روز چهار شنبه و پس از حرکت از آنجا نماز صبح را در «ابواء» خواندند و از آنجا حرکت کردند و روز جمعه به «جحفه» رسیدند و از آنجا به «قدید» رفته و شنبه را در آنجا درک فرمودند و روز یکشنبه در «عسفان» و پس از طى راه از آنجا و رسیدن به «غمیم».

 

پیادگان در مقابل پیغمبر صف بستند و به رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله از خستگى شکوه نمودند. پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله به آنها دستور قدم دو دادند و با اجرای این دستور احساس راحتى نمودند. روز دوشنبه در «مرّ الظهران» بسر بردند و هنگام غروب آفتاب به «سرف» و پیش از اداى نماز مغرب به حوالى مکّه رسیدند و در «ثنیتین» (دو کوه مشرف بمکّه) فرود آمدند و شب را در آنجا بسر برده و روز سه شنبه داخل مکه شدند.

 

پیامبر در غدیرخم

 

پس از آنکه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله مناسک حج را انجام دادند و با جمعیّتى که به همراه آن حضرت بودند، آهنگ بازگشت به مدینه فرمودند چون به «غدیر خم» (که در نزدیک جحفه است) رسیدند- جبرئیل امین فرود آمد و از خداى تعالى این آیه را آورد:

 

یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ …

 

باید دانست که جحفه منزلگاهى است که راه‏هاى متعدد (راه اهل مدینه و مصر و عراق) از آنجا منشعب و جدا می‏شود و ورود پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و همراهان به آن نقطه در روز پنجشنبه هجدهم ذیحجه تحقق یافت.

 

امین وحى الهى آیه فوق الذکر را آورد و از طرف خداوند آن حضرت را امر کرد که على علیه السّلام را به ولایت و امامت معرفی و منصوب فرماید و آنچه درباره پیروى از او و اطاعت اوامر او از جانب خدا بر خلق واجب آمده به همگان ابلاغ فرماید.

 

در این هنگام آنها که از آن مکان گذشته بودند، به امر پیغمبر بازگشتند و آنها هم که در دنبال قافله بودند رسیدند و در همانجا متوقف شدند. در این سرزمین درختان کهن و انبوه و سایه گستر وجود داشت که پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله قدغن فرمود کسى زیر درختان پنجگانه که به هم پیوسته بودند فرود نیاید و خار و خاشاک آنجا را برطرف سازند. وقت ظهر حرارت هوا شدّت یافت به طوری که مردم قسمتى از رداى خود را بر سر و قسمتى را زیر پا افکندند و براى آسایش پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله چادرى تهیه و روى درخت افکندند تا سایه کاملى براى پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله فراهم گشت. اذان ظهر گفته شد و آن حضرت در زیر آن درختان نماز ظهر را با همه همراهان ادا فرمود.

 

بخشی از خطبه پیامبر

 

پس از فراغ از نماز در میان گروه حاضرین بر محل مرتفعى که از جهاز شتران ترتیب داده بودند قرار گرفت و آغاز خطبه فرمود و با صداى بلند همگان را متوجه ساخت و چنین فرمود:

 

حمد و ستایش مخصوص ذات خدا است. یارى از او می‏خواهیم و به او ایمان داریم‏ و توکّل ما به او است و از بدیهاى خود و اعمال ناروا باو پناه می‏بریم. گمراهان را جز او راهنمائى نیست و آن کس را که او راهنمائى فرموده گمراه کننده نخواهد بود و گواهى می‏دهم که معبودى جز او نیست. و اینکه محمّد صلّى اللّه علیه و آله بنده و فرستاده او است. پس از ستایش خداوند و گواهى به یگانگى او، اى گروه مردم!  همانا خداوند مهربان و دانا مرا آگهى داده که دوران عمرم سپرى گشته و قریباً دعوت خداوند را اجابت و به سراى باقى خواهم شتافت. من. و شماها هر کدام بر حسب آنچه به عهده داریم مسئولیم. اینک اندیشه و گفتار شما چیست؟

 

مردم گفتند: ما گواهى می‏دهیم که تو ابلاغ فرمودى و از پند ما و کوشش در راه وظیفه دریغ نفرمودى. خدا به تو پاداش نیکو عطا فرماید: فرمود: آیا نه این است که شما به یگانگى خداوند و اینکه محمّد صلّى اللّه علیه و آله بنده و فرستاده او است گواهى می‏دهید؟

 

و به اینکه بهشت و دوزخ و مرگ و قیامت تردید ناپذیر است و اینکه مردگان را خدا بر مى‏انگیزد و اینها همه راست و مورد اعتقاد شما است؟

 

همگان گفتند آرى، باین حقایق گواهى می‏دهیم. پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله گفت: خداوندا گواه باش، و با تأکید و مبالغه در توجّه و شنوائى همگى و اقرار مجدّد آنان به اینکه سخنان آن حضرت را شنیده و توجّه دارند فرمود: همانا من در انتقال بسراى دیگر و رسیدن به کنار حوض بر شما سبقت خواهم گرفت. و شما در کنار حوض بر من وارد می‏شوید. پهناى حوض من بمانند، مسافت بین صنعاء و بصرى است و در آن به شماره ستارگان، قدحها و جامهاى سیمین هست. بیندیشید و مواظب باشید که پس از در گذشتن من با دو چیز گرانبها و ارجمند که در میان شما می‏گذارم چگونه رفتار نمائید؟! در این موقع یکى در میان مردم بانک بر آورد که یا رسول اللّه آن دو چیز گرانبها و ارجمند چیست؟ فرمود آنکه بزرگتر است کتاب خدا است که یک طرف آن در دست خدا و طرف دیگر آن در دست شما است،  بنابراین آن را محکم بگیرید و از دست ندهید تا گمراه نشوید. و آن دیگر که کوچکتر است عترت من می‏باشد و همانا خداى مهربان و دانا مرا آگاه فرمود که این دو هرگز از یکدیگر جدا نخواهند شد تا کنار حوض بر من وارد شوند. و من این امر را (عدم جدائى کتاب و عترت را) از پروردگار خود درخواست نموده‏ام. بنابر این. بر آن دو پیشى نگیرید و از پیروى آن دو باز نایستید و کوتاهى نکنید که هلاک خواهید شد. سپس دست على علیه السّلام را گرفت و او را بلند نمود تا به حدى که سفیدى زیر بغل هر دو نمایان شد و مردم او را دیدند و شناختند.

 

حاضران به غائبان برسانند

 

و فرمود: اى مردم کیست که بر اهل ایمان از خود آنها سزاوارتر می‏باشد؟

گفتند: خداى و رسولش داناترند. فرمود همانا خدا مولاى من است و من مولاى مؤمنین هستم و اولى و سزاوارترم بر آنها از خودشان. پس هر کس که من مولاى اویم على علیه السّلام مولاى او خواهد بود و این سخن را سه بار و بنا بگفته احمد بن حنبل پیشواى حنبلى‏ها چهار بار تکرار فرمود. سپس دست به دعا گشود و گفت:

 

بار خدایا! دوست بدار آنکه را که او را دوست دارد و دشمن دار آنکه را که او را دشمن دارد و یارى فرما یاران او را و خوار گردان خوار کنندگان او را، و او را معیار و میزان و محور حق و راستى قرار ده.

 

آنگاه فرمود: باید آنان که حاضرند این امر را به غائبین برسانند و ابلاغ نمایند. هنوز جمعیت پراکنده نشده بود که امین وحى الهى رسید و این آیه را آورد: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً؛ در این موقع پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود اللّه اکبر، بر اکمال دین و اتمام نعمت و خشنودى خدا به رسالت من و ولایت على علیه السّلام بعد از من.

 

تبریک و تهنیت

 

سپس آن گروه شروع‏ کردند به تهنیت أمیر المؤمنین علیه السّلام و از جمله آنان (پیش از دیگران) شیخین- (ابو بکر و عمر) بودند که گفتند: به به براى تو اى پسر ابى طالب که صبح و شام را درک نمودى در حالیکه مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمن گشتى. و ابن عباس گفت: بخدا سوگند که این امر (ولایت على علیه السّلام) بر همه واجب گشت. سپس حسان ابن ثابت گفت: یا رسول اللّه اجازه فرما تا درباره على علیه السّلام اشعارى بسرایم. پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود بگو با میمنت و برکت الهى. در این هنگام حسان برخاست و چنین گفت: اى گروه بزرگان قریش. در محضر پیغمبر اسلام درباره ولایت که مسلّم گشت، گفتار و اشعار خود را بیان می‏کنم و گفت:

ینادیهم، یوم الغدیر نبیّهم             بخمّ فاسمع بالرّسول منادیا

 

منبع تحقیق:

ترجمه الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏۱، بخش‏اول، ص۳۰- ۳۴، با تلخیص و ویرایش.

 

برچسب ها:

, , , , , , ,



ارسال نظر: