۲۴ مهر سال ۹۷
‏‫کاربر گرامی به پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت ایرانشهر خوش آمدید

مقالات۳ دیدگاه | تعداد بازید : 2,504 مشاهده شده | تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱۳۹۱

اقتدای مذاهب اسلامی در نماز به یکدیگر

مظهر عزت، قدرت و ناامید کردن دشمن

http://www.ilo13.ir/images/stories/1.jpg

یکی از دستورات مهم اسلام اقامه نماز است که انجام آن آثار فراوانی برای فرد و جامعه در بر دارد و جامعه را از گناه و فساد پاک می کند.

اقتدای اهل سنت به شیعه و یا شیعه به اهل سنت در نماز

مظهر عزت، قدرت و ناامید کردن دشمن

پیروان مذاهب گوناگون در یک صف، پشت دشمنان را به لرزه می اندازند.

مقدمه

یکی از دستورات مهم اسلام اقامه نماز است که انجام آن آثار فراوانی برای فرد و جامعه در بر دارد و جامعه را از گناه و فساد پاک می کند. از سویی اسلام برای انسجام و اجتماع امت اسلامی در کنار یکدیگر ارزش خاصی قائل می باشد و همواره نسبت به عباداتی که جنبه اجتماعی و عبادی دارد تاکید و اصرار ورزیده است، اجتماع مسلمانان در مراسم حج، نماز جمعه و جماعات از راه کارهای بسیار باارزشی است که در اسلام همواره به آن توصیه شده است . وقتی تمام مسلمانان با هر گرایش و مذهبی در این مراسم و آداب اسلامی در کنار یکدیگر قرار گیرند، عظمت اسلام و مسلمانان برای دشمن ثابت می شود و قدرت تجاوز و حمله را به خود نمی دهد. اما اگر دشمن احساس کند که مسلمانان با مذاهب و گرایش های گوناگون، در برابر یکدیگرند و به جای شرکت در آداب و مراسم اسلامی هر کدام یک اجتماع و به صورت پراکنده برگزار می نمایند. از این پراکندگی استفاده می کند و افزون بر ایجاد اختلاف بیشتر و درگیری بین آنان، قدرت حمله و هجمه را پیدا می کند. متاسفانه علمای مذاهب در طول تاریخ نسبت به اجتماع پیروان مذاهب در نماز جماعت یکدیگر با مشکلاتی روبرو بوده اند. و برای پیروان خود دلایل شرکت یا عدم شرکت را به خوبی بیان نکرده اند. گرچه مذاهب فقهی نظیر: شافعی، حنفی، مالکی و حنبلی و شیعه  دارای اختلافات فقهی و اعتقادی می باشند ولی آیا این اختلافات موجب عدم شرکت در نمازهای جمعه و جماعت یکدیگر می شود؟ تاریخ گواه این واقعیت است که گاهی پیروان مذاهب در مقطعی از تاریخ به یکدیگر اقتدا می کردند و در نماز جماعت شرکت می کردند و گاه مخالفت نموده و خود نماز جماعت تشکیل می دادند به طور نمونه در مسجد الحرام در گذشته هر مذهبی در یکی از ارکان خانه کعبه نماز جماعت تشکیل می دادند  ولی امروز یک نماز جماعت برگزار می شود. و مذاهب دیگر به یک امام جماعت اقتدا می کنند  گرچه از نظر فقهی با او مخالفت دارند . این اجتماع آثار بسیار مطلوبی در جهان دارد، زیرا تمام مذاهب با گرایش های گوناگون، یکی دست بسته نماز می خواند و دیگری دست باز یکی بر فرش سجده می کند و دیگری بر سنگ، همه این­ها عظت مسلمانان را به نمایش می گذارد. بزرگان مذاهب در سفرهای خود به مناطقی که پیروان مذهب دیگر در اکثریت بوده اند در نماز جماعت آنان شرکت نموده و خود نماز جماعت تشکیل نمی دادند.

چنان که امروز پیروان مذاهب امام صادق(ع) به هر کشوری که می روند و در آنجا اکثریت از مذاهب دیگر می باشند در نماز جماعت شرکت می کنند نظیر جماعت های مکه و مدینه. قهرا اسلام و عقل و عقلا چنین روشی را تایید می کند زیرا جدا شدن از اجتماع و انسجام بویژه در مراسم و آداب اسلامی پسندیده نیست بلکه موجب پراکندگی و دشمنی می گردد از این رو انتظار این است که تمام مذاهب این گونه عمل نمایند گرچه برادران اهل سنت شافعی مذهب در جماعت های مذاهب دیگر مانند شیعه و حنفی شرکت می کنند و پیروان مذهب حنفی نیز در نمازهای جمعه شیعه که در تهران یا قم یا استان های دیگری که حنفی ها نماز جمعه و جماعت ندارند شرکت می کنند. بارها دیده شده که اهل سنت از سیستان و بلوچستان در اردوهایی که به استان های دیگر می روند در نماز جمعه شرکت می کنند و به امام جمعه شیعه اقتدا می کنند، از این رو شایسته است که این روش در سطح عمومی تر انجام شود.

چنان که علمای اهل سنت چابهار در سفر مقام معظم رهبری به آن استان در نماز جماعت شرکت کردند روشن است که این نوع شرکت در نماز جماعت نه تنها موجب تضعیف مذهب نمی شود بلکه مایه عظت، احترام و شکوه مراسم عبادی مسلمانان و سبب انسجام و اتحاد بیشتر می گردد و دشمن نمی تواند سوءاستفاده نماید. بنابراین شایسته است که پیروان مذاهب اسلامی مسایل اختلافی جزئی را کنار بگذارند چون اختلافات در مسایل جزئی و فرعی است از این رو نباید مسایل جزئی را در ایجاد اختلاف و پراکندگی دخالت دهند.

 

 

 

emam khamenei.png - 1.02 Mb

 

گروهی از علمای اهل سنت بلوچستان با اقتدای به رهبری تعصبات را کنار گذاشته و راهکار یکپارچگی امت اسلام را نشان دادند.

برای  روشن شدن بیشتر مطلب  چند روایت و فتوا از اهل سنت نقل می کنیم.

هر یک از مذاهب اسلامى براى اقتداى به امام جماعت، شرایطى را ذکر کرده‏اند که با دارا بودن آن شرایط، اقتداى پیروان مذاهب به یکدیگر جایز است.

این شرایط در مذهب شیعه امامیه عبارت است از عاقل، بالغ، عادل، حلال‏زاده، مؤمن و دوازده امامى بودن که اگر کسى یکى از این شرایط را نداشته باشد، اقتداى به او جایز نیست. شیخ طوسى‏رحمه الله مى‏نویسد: «لا یَجُوزُ الصَّلاةَ خَلْفَ مَنْ خالَفَ الحَقَّ مِنَ الإِعْتِقاداتِ وَ لا خَلْفَ الفاسِقِ وَ إِنْ وافَقَ فیها…»؛ [۱]  نماز خواندن پشت سر کسى که با اعتقادات حق مخالف است، جایز نیست و همچنین پشت سر کسى که فاسق است، نیز جایز نیست، اگر چه موافق عقیده حق باشد. در مفتاح الکرامه بر این که دوازده امامى بودن شرط امام جماعت است نقل اجماع شده است. البته پاره‏اى از این شرایط به گونه‏اى است که در مواردى قابل استثناست. به عبارت دیگر در شرایط خاصى جایز است به کسى که یکى از شروط را ندارد اقتدا نمود

مانند شرکت در نمازهای اهل سنت در مکه و مدینه

شرایط امام جماعت از دیدگاه اهل‏سنت

مذاهب اهل‏سنت براى امام جماعت شرایطى چون بلوغ، عقل، مرد بودن، قرائت و سلامتى از اعذار را لازم مى‏دانند. [۲]

بنابراین هر مرد مسلمانى که عاقل و بالغ و از قرائت و سلامت برخوردار باشد، مى‏تواند امام جماعت باشد و سایر مردم به او اقتدا نمایند.

نویسنده کتاب ردّالمختار مى‏نویسد: «وَ یَکْرَهُ تَنْزیهاً إِمامَةُ عَبْدٍ… وَ أعْرابىٍ وَ فاسِقٍ وَ أعْمى وَ مُْبتَدَعٍ أَىْ صاحبُ بدعةٍ وَ هِىَ اعتقادُ خِلافُ المعروفِ عن الرسولِ لا بالمُعاندةِ بل بنوَعٍ شُبَهةٌ و کلُّ مَن کانَ مِنْ قبلَتنا یَکْفر بها حتّى الخوارجَ الذین یَستحِلّون دماءَنا و اموالَنا و…» [۳]؛ امامت چند گروه کراهت تنزیهى دارد نه تحریمى؛ امامت عبد و بنده، اعرابى و بادیه نشین، فاسق، نابینا، و کسانى که بر خلاف آنچه معروف است، بدعت ایجاد کردند البته در صورتى که این روش آنان بر اساس معاندت و ضدیّت با اسلام نباشد بلکه طبق شبهه‏اى که نزد آنان وجود داشته باعث شده تا آن را انتخاب نمایند، از این رو هر کسى که هم قبله ما باشد، با بدعت تکفیر نمى‏شود، حتى خوارج که خون‏ها و مال‏ها را مباح و حلال دانسته‏اند و…

ابن عابدین نیز مى‏نویسد: «وَ الَّذی یَمیلُ الیه القَلبُ عدمُ کراهةِ الإقتداء بالمخالَفِ ما لَمْ یَکُن غیرَ مراعٍ فى الفرائضِ لانَّ کثیراً مِنَ الصحابةِ و التابعینَ کانوا ائمةَ مجتهدینَ و هُمْ یُصَلُّونَ خلفَ امامِ واحدٍ مع تباینِ مذاهبِهم»؛[۴] آنچه دل بدان کشش دارد این است که بگوییم اقتدا کردن به مخالف کراهت ندارد البته مادامى که مراعات کننده واجبات نماز باشد، زیرا بسیارى از صحابه و تابعین از رؤسا و مجتهدین بوده و در عین حال پشت سر یک امام نماز مى‏خواندند.

از روایات و گفتار گروه دیگرى از اهل‏سنت نیز همین مطلب استفاده مى‏شود که به پاره‏اى از آنها اشاره مى‏شود:

۱٫  احادیث شریف نبوى ‏صلى الله علیه وآله

الف) بخارى در صحیح خود، روایتى را از پیامبر بزرگوار اسلام‏ صلى الله علیه وآله نقل مى‏کند که آن حضرت فرمود: «یُصَلُّونَ لکم فَانْ اَصابوا فلکُمْ و لهُمْ، و انِ اخْطئُوا فلکُمْ و عَلَیْهِم»؛[۵] نماز را به خاطر شما اقامه مى‏کنند. اگر نمازشان صحیح باشد، به نفع شما و آنان است و اگر خطا کردند، به نفع شما و بر ضرر خودشان خواهد بود».

ب) شارح عقیده طحاویه نیز روایتى را از پیامبر اکرم‏ صلى الله علیه وآله نقل مى‏کند که حضرت فرمود: «صلَّوا خلفَ مَن قال لا الهِ الاّ اللَّهَ و صلَّوا على مَنْ ماتَ مِنَ اهلِ لا اله الا اللَّه»؛[۶] پشت سر هر کسى که لا اله الا اللَّه بگوید نماز بخوانید و بر هر کسى که بمیرد و از اهل لا اله الا اللَّه باشد، نماز بخوانید.

۲٫  اجماع

در کتاب نبراس که از کتب مهم مذهب حنفى است، یکى از دلایل جایز بودن اقتدا به هر کس، از جمله شیعه، اجماع دانسته شده است، این کتاب مى‏نویسد: «و لاِنَّ علماءَ الامةِ کانوا یُصَلُّونَ خلفَ الفَسَقَةِ و أهلِ الهَواءٍ و البِدَعِ (بکسر جمع بدعة) وَ هىَ کلُّ ما حَدَثَ فى الدینِ على خلافِ السنة و هُم المعتزلة و الشیعةُ و الخوارجُ و الجبریةُ و اشباههُم مِن غیرِ نکیرٍ اىَّ مِن غیرِ انکارِ احدِ من العُلماء فصار ذلک اجماعا»؛ و دیگر این که علماى دین، پشت سر فاسقان و اهل هوا و بدعت نماز مى‏خواندند. و بدعت هر آن چیزى است که بر خلاف سنت، در دین حادث شده باشد. اهل بدعت، معتزله، شیعه، خوارج، جبریه و نظایر آن مى‏باشند و جایز بودن نماز خواندن پشت سر اینها را احدى از علما انکار نکرده است و بدین ترتیب مسأله اجماعى است.

۳٫  قاعده صحیح بودن نماز هر کس براى خودش

بسیارى از اهل‏سنت قاعده‏اى را قبول نموده‏اند بدین مضمون که: «کُلُّ مَنْ صَحَّتْ صَلاتْهُ لِنَفْسِهِ صَحَّتْ صَلاتَهُ لِغَیْرِهِ»؛[۷] هر کس که نمازش در نظر خودش صحیح باشد، براى دیگران نیز صحیح است. ابن عابدین که از علماى بزرگ احناف مى‏باشد، از این قاعده به عبارت (قیل) تعبیر نموده است و مى‏نویسد: «وَ قیلَ [العبرة] لِرَأْىِ الإِمامِ وَ عَلَیْهِ جَماعَةٌ. قالَ فی النَّهایةِ: وَ هُوَ أَقْیَسَ وَ عَلَیْهِ فَیَصِحَ الإقتداءِ وَ إنْ کان لا یَحْتاطُ»؛[۸] عده‏اى معیار صحیح بودن اقتدا را بر اساس نظر امام جماعت مى‏دانند. صاحب نهایه این قول را موافق قیاس مى‏داند. در نتیجه اقتدا به کسى که احتیاط نمى‏کند و مراعات فرایض را نمى‏کند جایز است.

قاضى ابویوسف که دومین شخصیت مذهب حنفى مى‏باشد، بر اساس همین قاعده، پشت سر هارون الرشید نماز خواند در حالى که طبق مذهب امام ابوحنیفه و حتى بنا به نظر ابو یوسف، وضوى خلیفه باطل بود. شارح عقیده طحاویه نیز عمل ابویوسف را دلیل جواز اقتدا به پیروان  مذاهب دیگر دانسته و مى‏نویسد: «أَنَّهُ لمَّا حَجَّ مَعَ هارُونُ الرّشیدِ فَاحْتَجَمَ الخَلیفَةَ وَ أَفْتاهُ المالِک بِأَنَّه لا یَتَوَضَّأُ وَ صَلىَّ بَالنّاسِ، فِقیلَ لِأَبی یُوسُفَ: أَصَلَّیْتَ خَلْفَهَ؟ قالَ: سُبْحان َاللَّهِ أمیرُ المُؤْمِنینَ. یُریُد بِذلکَ إِنْ تَرکَ الصَّلاةَ خَلْفَ وُلاةِ الامُورِ مِنْ فِعْلِ أَهْلِ البِدَعِ»؛[۹] در مورد ابویوسف روایت مى‏شود، در سفر حجى که با هارون الرشید همراه بود. هارون حجامت نمود و امام مالک فتوا داد که وضویش باطل نشده است و هارون با مردم نماز خواند. از ابو یوسف پرسیدند: آیا شما هم پشت سر هارون نماز خواندید؟ گفت: سبحان اللَّه وى امیرالمؤمنین است. منظور وى از این جمله این بود که شرکت نکردن در نماز جماعت حاکمان و ولات امر از اعمال اهل بدعت است».

در پایان، فتواى مهم دانشمند بزرگ اهل‏سنت، علامه وهبه زحیلى را که بر اساس همین قاعده مى‏باشد، یادآور مى‏شویم، ایشان مى‏فرمایند: «أَرى لُزومَ الاخْذِ بِمَذْهَبىَ المالِکیَّةِ وَ الحَنابِلَةِ فی الشِّقِّ الاوّلِ لاَنَّهُ الاَصَحُّ مَنْطِقاً وَ تَکُونُ الصَّلاةُ خَلْفَ المُخالِفینَ فی الفُرُوعِ المَذْهَبیَّةِ صَحیحَةٌ غَیْرُ مَکْرُوهَةٍ إِذالعِبْرةُ بِمَذْهَبِ الإِمامِ لاِنَّ الصَّحابَةَ وَ التَّابِعینَ وَ مَنْ بَعْدُهُمْ لَمْ یَزَلْ بَعْضُهُمْ یَأْتَمُّ بِبَعْضٍ مَعَ إِخْتِلافِهِمْ فی الفُروعِ، فَکان ذلکَ إجْماعاً وَ بِهِ تَنْتَهی آثارُ العَصَبیَّةِ المَذْهَبیَّةِ»؛[۱۰]  به نظر من عمل به دو مذهب مالکى و حنبلى در این مسأله صحیح‏تر و منطقى‏تر مى‏باشد و نماز پشت سر مخالفان در مذهب، صحیح بوده وکراهت ندارد. زیرا نخست، ملاک و معیار مذهب، امام جماعت مى‏باشد. و دوم، صحابه و تابعین و افرادى که بعد از آنان آمدند، همواره پشت سر همدیگر نماز مى‏خواندند با این که در فروع مذهب با هم اختلاف داشتند. سوم مسأله صحّت اقتدا به مخالفان اجماعى است. چهارم با این کار، اختلافات و تعصبات مذهبى از بین مى‏رود.

عبدالرحمان جزیرى دانشمند بزرگ اهل‏سنت، در مورد دو مذهب مالکیه و حنابله مى‏نویسد: «بنا به این دو مذهب، نماز پشت سر مخالفان مذهب جایز است، زیرا «المالکِیَّةُ وَ الحَنابِلَةُ قالُوا: ما کان شَرْطاً فی صِحَةِ الصَّلاةِ فَالعِبْرةُ فیهِ بِمَذْهَبِ الإِمامِ فَقَط»؛[۱۱]  ملاک و معیار در این دو مذهب، صحت نماز بر طبق مذهب امام جماعت مى‏باشد.

چه زیباست نماز خواندن شیعه و سنی در کنار یکدیگر، دشمن از این می ترسد پس چرا مسلمانان از این مظهر وحدت و قدرت پرهیز می کنند؟

فتوای مفتی مصر آقای دکتور نصر فرید و اصل

وی درباره اقتدای به مخالف می نویسد: کل مسلم یومن بالله و یشهد ان لا اله الا الله و محمد رسول الله و لاینکر معلوما من الدین بالضروره و هو عالم بالارکان الاسلام و الصلاه و شروطها و هی متوفره فیه فتصح امامته لغیره و امامه غیره له اذا توافرت فیه تلک الشروط و لو اختلف مذهبها الفقهی، و شیعه اهل البیت من نحلهم و تشیع معهم لله و لرسوله و اهل بیته و صحابته جمیعا و لاخلاف بیننا و بینهم فی اصول الشریعه الاسلامیه و لافیما هو معلوم من الدین بالضروره و قد صلینا خلفهم و صلوا خلفنا فی طهران و فی قم فی الایام التی شرفنا الله بهم فی دوله ایران الاسلامیه و ندعوا الله ان یحقق وحده الامه الاسلامیه و یرفع عنهم ای شقاق او نزاع او خلاف قد حل بهم فی بعض مسایل الفروع الفقهیه المذهبیه.(اخبار التقریب، رقم ۵۱ و ۵۲، ص ۲۷ و ۲۸)

هر مسلمانی که به خدا ایمان دارد و شهادتین می­گوید و ضروریات دین را پذیرفته و او آگاه به ارکان اسلام و نماز و شرایط آن می­باشد، امامت او برای دیگران و امامت دیگران برای او در صورت دارای بودن آن شروط صحیح است هر چند از نظر فقهی با یکدیگر اختلاف داشته باشند و پیروان اهل بیت از این قبیل می­باشند و در اصول شریعت با یکدیگر اختلافی نداریم. از این رو ما در تهران و قم پشت سر آنان نماز خواندیم.

عبدالرحمان شرقاوی نیز می نویسد: و نحن نصلی وراء الامام الصالح شیعیا کان ام سنیا… مالکیا کان ام حنیفا ام شافعیا ام حنبلیا ام ظاهریا… (علی ام المتقین، ج ۱، ص ۸) ما به هر امام جماعتی که صالح و شایسته باشد خواه شیعی باشد یا سنی، مالکی باشد یا حنفی، شافعی باشد یا حنبلی یا ظاهری، به او اقتدا می­کنیم.

پاورقی
[۱] خلاف، شیخ طوسى، ج ۱، ص ۵۴۹، مسأله ۲۹۰٫
[۲] حاشیه ردّ المختار، ابن عابدین، ج ۱، ص ۵۵۰، مبحث شروط امامة الکبرى.
[۳] همان، ص ۵۶۰ – ۵۵۹٫
[۴] همان، ص ۵۶۵٫
[۵] صحیح، بخارى، کتاب الاذان، باب فضل‏صلاة الجماعة، ح ۶۴۵٫
[۶] شرح عقیده طحاویه، ص ۳۷۹ و نبراس، ص ۵۴۴٫
[۷] فقه السنه، سید سابق، ج ۱، ص ۲۱۰٫
[۸] حاشیه رد المختار، ابن عابدین، ج ۱، ص ۵۶۳، مطلب فى الامامة الامر.
[۹] شرح العقیدة الطحاویه، ص ۳۶۲٫
[۱۰] الفقه الاسلامى و ادلته، علامه وهبه زحیلى، ج ۲، ص ۱۲۰۰٫
[۱۱] الفقه على المذاهب الاربعه، جزیرى، ج ۱، ص ۳۷۶

نوشته شده توسط رجبی

برچسب ها:

, , , , ,


نظرات بینندگان:



علی باهودزهی

سلام چطور میشه کسی که پاهاشو کامل نشوره پشت سر او اقتدا کردش اولا از نظر صرف نحو بیایین ایه وضو را برسی کنید قول اهل سنت قویتر میباشد وکسانی که اقتدا کردند این حکم ر ا بدرستی ندانسته واشتباه کردند وانشاالله که دوبار ه این امر اتفاق نیفتد


محمد ملازهی

با سلام خدمت آقای علی باهودزهی
افرادی که پشت سر رهبر اقتدا کردند از علمای بزرگ بلوچستان هستن بهتر است اول انها و خدمتشان را بشناسی بعد بگی اشتباه کردن
جناب مولانا عبدالرحمن چابهاری که درست پشت رهبر اقتدا کرده را نمی بینی بعد ادعا میکنی میگی اشنباه کردن !! وای بر تو الله هدایتت بکنه. مگه تو بیشتر از اونها می فهمی ؟
اینها علمای مذهب ما هستند کمی احترام بد نیست
مولانا عارفی امام جمعه نگور- مولانا عبدالحکیم مدیر مدرسه عزیزیه کنارک- مولانا بالار- مولانا عبدالله دوستی همه از علمای کرام و بزرگ ما در چابهار هستند که در تصویر پشت رهبر اقتدا کردن
یکم فکر کن بعد حرف بزن
اونها قطعا فهمیدن دارن چکار میکنن تو اشتباه میکنی؟!!!!!!!!!


حسین احمدی

با سلام
پاسخ این برادر بزرگوار اهل سنت جهت اطلاع ایشان از لحاظ فقهی و ادبیات عربی بطور کامل آورده شده است امیدواریم با دقت مطالعه نماید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیه۶ سوره مائده(آیه وضو) :
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ …
ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هنگامی که به نماز می‏ایستید، صورت و دستها را تا آرنج بشویید! و سر و پاها را تا مفصل [برآمدگی پشت پا] مسح کنید»

حدود صورت، که باید در وضو شسته شود توضیح داده نشده ولی در روایات ائمه اهل بیت ع که وضوی پیامبر ص را مشروحا بیان کرده‏ اند.

۱- حد صورت از طرف طول از رستانگاه مو تا چانه و از طرف عرض آنچه در میان انگشت وسط و ابهام (انگشت شست) قرار می‏گیرد، ذکر شده و این در حقیقت توضیح همان معنایی است که از کلمه” وجه” در عرف فهمیده می‏شود، زیرا وجه همان قسمتی است که انسان به هنگام برخورد بر دیگری با آن” مواجه” می‏شود.

۲- حد دست که باید در وضو شسته شود،” تا آرنج” ذکر شده، زیرا مرافق جمع” مرفق” به معنی” آرنج” است، و چون هنگامی گفته شود دست را بشوئید ممکن است به ذهن چنین برسد که دستها را تا مچ بشوئید، زیرا غالبا این مقدار شسته میشود، برای رفع این توهم می‏فرماید: تا آرنج بشوئید (إِلَی الْمَرافِقِ).
و با این توضیح روشن می‏شود، کلمه” الی” در آیه فوق تنها برای بیان حد شستن است نه کیفیت شستن، که بعضی توهم کرده‏اند و چنین پنداشته‏اند که آیه می‏گوید: باید دستها را از سر انگشتان به طرف آرنج بشوئید (آن چنان که در میان جمعی از اهل تسنن رائج است).
توضیح اینکه این درست به آن می‏ماند که انسان به کارگری سفارش می‏کند دیوار اطاق را از کف تا یک متر، رنگ کند، بدیهی است منظور این نیست که دیوار از پائین به بالا رنگ شود، بلکه منظور این است که این مقدار باید رنگ شود نه بیشتر و نه کمتر.
بنا بر این فقط مقداری از دست که باید شسته شود در آیه ذکر شده، و اما کیفیت آن در سنت پیامبر ص که بوسیله اهل بیت به ما رسیده است آمده است و آن شستن آرنج است به طرف سر انگشتان.
باید توجه داشت که” مرفق” هم باید در وضو شسته شود، زیرا در اینگونه موارد به اصطلاح” غایت داخل در مغیا داخل است” یعنی” حد” نیز داخل در حکم” محدود” است [۱]

۳- کلمه” ب” که در” بِرُؤُسِکُمْ” می‏باشد طبق صریح بعضی از روایات و تصریح بعضی از اهل لغت به معنی” تبعیض” می‏باشد، یعنی” قسمتی” از سر را مسح کنید که در روایات ما محل آن به یک چهارم پیش سر، محدود شده و باید قسمتی از این یک چهارم هر چند کم باشد با دست مسح کرد- بنا بر این آنچه در میان بعضی از طوائف اهل تسنن معمول است که تمام سر و حتی گوشها را مسح می‏کنند، با مفهوم آیه سازگار نمی‏باشد.

۴- قرار گرفتن” ارجلکم” در کنار” رؤوسکم” گواه بر این است که پاها نیز باید مسح شود نه اینکه آن را بشویند (و اگر ملاحظه می‏کنیم” ارجلکم” بفتح لام قرائت شده بخاطر آن است که عطف بر محل” بِرُؤُسِکُمْ” است نه عطف بر” وجوهکم”)[۲].
۵- کعب در لغت بمعنی برآمدگی پشت پاها و هم بمعنی مفصل یعنی نقطه‏ای که استخوان ساق پا با استخوان کف پا مربوط میشود آمده است [۳]
البته مذاهب اهل سنت نیز “الی” در آیه شریفه را برای تعیین مقدار لازم برای شستن معنا می کنند، یعنی شیعه و سنی اتفاق نظر دارند که در آیه شریفه راجع به جهت شستن که از انگشتان به سوی آرنج باشد و یا بالعکس، صحبتی نشده است و آیه فقط مقدار لازم را بیان کرده است. یعنی دست تا مچ کافی نیست و تا کتف لازم نیست، بلکه باید تا آرنج شسته شود. اما شیعه از طریق روایات اهل بیت(ع)[۴] که وضوی رسول الله صلی الله علیه و آله را توضیح داده اند، متوجه شده است که شستن باید از بالا به پایین و از آرنج به سوی انگشتان باشد و بالعکس صحیح نیست. ولی در روایات اهل سنت توضیحی راجع به این نرسیده است. لذا مذهب اهل سنت هر جور شستن را چه از بالا به پایین و چه از پایین به بالا صحیح می دانداگر چه می گویند: ابتدا از انگشتان افضل است.[۵]
در برخی از منابع تاریخی آمده است که وضوی همه مسلمانان تا خلافت عثمان، صورت واحدی داشته و مانند وضوی کنونی شیعه بوده است و این مسئله، با آیه وضو، تطبیق دارد و علت تغییر وضو این بود که عثمان در اواسط دوران خلافت خود، نسبت به چگونگی وضوی پیامبر، گرفتار تردید شد؛ سپس او وضوی پیامبر را به شکلی که اکنون در میان اهل سنت مرسوم است، اعلام کرد. این موضوع، مخالفت بسیاری از اصحاب پیامبرصلی الله علیه وآله را به دنبال داشت؛ امّا حکومت اموی بنا به اغراض سیاسی، در نقاط مختلف سرزمین های اسلامی، شیوه عثمان را تبلیغ کرد و جوّی به وجود آورد که برخی از اصحاب، جرأت مخالفت با روش دستگاه حاکم را نداشتند و در نتیجه، این گونه وضو گرفتن، رواج یافت.[۶]
پی نوشت:

[۱] )” سیبویه” که از ادبای مشهور لغت عرب است می‏گوید: هر جا ما بعد الی و ما قبل آن از یک جنس باشند، ما بعد داخل در حکم است و اگر از دو جنس باشند خارج است (مثلا اگر گفته شود تا آخرین ساعت روز امساک کن مفهومش این است که آخرین ساعت را نیز امساک کن و اگر گفته شود تا اول شب امساک کن مفهومش این است که اول شب داخل در حکم نیست) (المنار جلد ۶ صفحه ۲۲۳٫)

[۲] ) شک نیست که در میان” وجوهکم” و” ارجلکم” فاصله نسبتا بسیار است و لذا عطف بر آن بعید به نظر می‏رسد به علاوه جمع کثیری از قراء نیز” ارجلکم” را با کسره خوانده‏اند

[۳] در قاموس” کعب” به سه معنی ذکر شده:” برآمدگی پشت پا” و” مفصل” و” قوزکها” که در دو طرف پا قرار دارند، اما با توضیحی که در سنت وارد شده مسلم است که منظور از قوزکها نیستند، ولی در اینکه آیا منظور استخوان بر آمده پشت پا یا مفصل است در میان فقها اتفاق نظر نیست و در هر حال احتیاط آنست تا مفصل مسح شود

[۴] مستدرک وسائل الشیعه جلد۱، صفحه ۳۰۲- ۳۰۳، حدیث ۶۸۳-وسائل‏الشیعة ج : ۱ ص : ۳۸۷ بَابُ کَیْفِیَّةِ الْوُضُوءِ وَ جُمْلَةٍ مِنْ أَحْکَامِهِ

[۵] به کتاب “الفقه علی المذاهب الاربعه” مراجعه فرمائید

[۶] ر.ک: علی الشهرستانی، وضو النبی من خلال ملابسات التشریع (این کتاب توسط حسین صابری ترجمه شده است)



ارسال نظر: