۱۹ آذر سال ۹۷
‏‫کاربر گرامی به پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت ایرانشهر خوش آمدید

مقالاتدیدگاه | تعداد بازید : 506 مشاهده شده | تاریخ انتشار : ۶ آبان ۱۳۹۱

امام باقر(علیه السلام )از دیدگاه علمای اهل سنت

امام خمینی (ره):«ما مفتخریم که باقرالعلوم (که) بالاترین شخصیت تاریخ است و کسى جز خداى تعالى و رسول صلى الله علیه وآله وائمه معصومین علیهم السلام، مقام او را درک نکرده ونتوانند درک کرد، از ماست». [۱]

با مراجعه به کلمات بزرگان اهل سنت می یابیم که امام باقر (علیه السلام)مورد احترام عموم  آنان بوده و همگی اقرار به مقام رفیع آن امام همام نموده اند  که ما اشاره به برخی از آنها می کنیم .

 

1-محمدبن سعد زهری(م،۲۳۰ه):

وی در باره حضرت می گوید :« محمدمن الطبقة الثالثة من التابعین من المدینة،کان عابدا عالما ثقة،محمد از طبقه سوم از تابعین مدینه است ،او مردی عابد،عالم وثقه بود».[۲]وی در جای دیگر می گوید :«کان ثقةکثیر الحدیث،او ثقه و کثیر الحدیث بود».[۳]

۲-احمدبن حنبل(م۲۴۱ه):

 

او بر سندی که از امام رضا(علیه السلام) تا امام باقر (علیه السلام) واز آن حضرت تا رسول خدا (صلی الله علیه وآله)از ذریه حضرت در آن قرار داشتند گفت:«لو قرات هذا الاسناد علی المجنون لبریءمن جنته،اگر این سند بر دیوانه ای قرائت شود از جنونش بهبودی می یابد»[۴].

 

3-ابو عثمان عمربن بحر جاحظ(م:۲۵۰ه)

«…وهوسید فقهاء الحجاز و منه ابنه جعفر تعلّم الناس الفقه ،وهو الملقّب بالباقر،باقرالعلوم،لقّبه به رسول الله (صلی الله علیه وآله)…او سید فقهای اهل حجازاست،که مردم فقه را از او و فرزندش جعفرفرا گرفتند .او ملقّب به باقر است ،کسی که علم را می شکافد،واین لقبی است که رسول خدا(صلی الله علیه وآله)براو گذارده است».[۵]

 

4-محمدبن طلحه شافعی (م:۶۵۲ه)

«هو باقرالعلم و جامعه و شاهرعلمه وشاهرعلمه ورافعه…صفاقلبه و زکا علمه و طهرت نفسه و شرفت اخلاقه و عمرت بطاعة الله اوقاته ورسخت فی مقام التقوی قدمه…»[۶]؛«او ابوجعفر محمّدبن علی بن ابی طالب است …اورا به جهت کثرت سجودش باقر نامیدند ؛زیرا سجده پیشانی اش را شکافته وباز کرده بود .وبرخی او را به جهت فراوانی علمش باقر نامیده اند ..».

 

 

5-ابوزکریّامحیی الدین بن شرف نووی (م:۶۷۶ه)

او دربارۀ حضرت باقر(علیه السلام) می گوید :«هوتابعی جلیل،امام بارع ،مجمع علی جلالته ،معدود فی فقهاءالمدینة و أئمتهم »؛«اوتابعی جلیل،امامی نمونه است .کسی که بر جلالتش اجماع بوده ودرجملۀفقهای مدینه وامامان فقها به حساب می آید».[۷]

 

6-ابوالعباس ابن خلکان(م:۶۸۱ه)

«…کان الباقرعالما سیّدا کبیرا.وانّما قیل له الباقر،لانّه  تَبقّّر فی العلم»؛[۸]«باقر،مردی عالم،سیّد وکبیربود . او را باقر نامیده اند؛زیرا در علم وسعت داد».

 

7-شمس الدین ذهبی(م:۷۴۸ه)

«وکان من فقهاءالمدینة،وقیل له الباقر؛لانّه بقر العلم ای شقّه و عرف اصله و خفیّه»[۹]؛«او از فقهای مدینه به حساب می آمد،به او باقر گفته اند ؛زیراعلم را شکافته و اصل و ریشۀ آن را شناخته است».

 

8-ابن کثیر دمشقی(م:۷۷۴ه)

«وهومحمدبن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب القرشی الهاشمی ابوجعفر الباقر…وهو تابعی جلیل،کبیر القدر کثیرا،اَحد اعلام هذه الامةعلما و عملا وسیادةوشرفا..حدّث عنه جماعةمن کبار التابعین و غیرهم…»[۱۰]؛«اومحمدبن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب ،قرشی،هاشمی،ابوجعفرباقراست…اوتابعی جلیل،بسیاربزرگ مقدار،یکی ازبزرگان این امت از حیث علم و عمل و بزرگی و شرف است …از او جماعتی از بزرگان تابعین و دیگران روایت نموده اند».

 

9-حافظ احمدبن علی بن حجرعسقلانی(م:۸۵۲ه)

«محمدبن علی بن الحسین بن ابی طالب ،ابوجعفرالباقر،ثقة،فاضل من الرابعة[۱۱]»؛«محمدبن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب ،ابوجعفر باقر،ثقة،فاضل و از طبقه چهارم است».

 

10-احمد بن حجر هیتمی مکّی (م:۹۷۴ه)

«وارثه منهم عبادة وعلما وزهادة ابوجعفر محمّد الباقر…فلذ لک هو اظهر من مخبّات کنوز المعارف و حقائق الاحکام و الحکم و اللطائف»[۱۲]«…وارث علی بن الحسین در عبادت و علم وزهد،ابوجعفر محمّد باقر بود. اورا به جهت شکافتن علم باقر نامیدند…به همین جهت است که او گنج های معارف و حقائق احکام و حِکمو لطائف را آشکار ساخت…».

 

11-ابن عماد حنبلی(م:۱۰۸۹ه)

«وکان من فقهاءالمدینة،وقیل له الباقر لانّه بقر العلم ای شقه و عرف اصله و خفیّه و توسع فیه»[۱۳]«او از فقهای مدینه بود،وبه جهت شکافتن علم و شناختن اصل و مخفی آن و توسعه در آن،باقر نامیده می شد».

 

 

12-احمدبن تیمیه حرّانی(م:۷۲۸ه)

«ابوجعفر محمّد بن علی من خیار اهل العلم و الدین و قیل :انّما سمّی الباقرلانّه بقر العلم»[۱۴]«ابوجعفر محمّد بن علی از بهترین های اهل علم ودین بود ،گفته شده :اورا باقر نامیدند؛زیرا علم را می شکافت».وی همچنین در جای دیگر می گوید:«محمّد الباقر أعظم الناس زهداو عبادة بقر السجود جبهته و کان أعلم أهل وقته،سماه رسول الله (صلی الله علیه و آله)الباقر.[۱۵]..»؛«محمد باقر بزرگترین مردم از جهت زهد و عبادت بود به گونه ای که سجده پیشانی اش را شکافته بود. اعلم زمان خویش  بود ،و پیامبر(صلی الله علیه وآله )او را باقر نام نهاده بود».

 

——————————————–

 

اهلیّت امام باقر(علیه السلام) برای خلافت در نزد علمای اهل سنت.

 

 

برخی از علمای اهل سنت به امامت آن حضرت در علم وسیاست تصریح نموده اند  که ما تعدادی را متذکر می شویم:

۱-شمس الدین محمّد بن احمد بن عثمان الذهبی(م:۷۴۸ه).

«ابوجعفر الباقر ،سیّد امام فقیه،یصلح للخلافة[۱۶]؛ابوجعفر باقر،سیّد،امام،فقیه و کسی است که برای خلافت صلاحیت دارد».

در جایی دیگر می گوید :«وکان احد من جمع بین العلم و العمل و السؤدد و الشرف و الثقة

والرزانة وکان اهلا للخلافة»[۱۷]؛«اویکی از کسانی بود که بین علم وعمل و بزرگواری و شرف و وثاقت ،جمع نموده بود . او اهلیت بر خلافت را داشت …».

 

2-صلاح الدین خلیل بن ابیک صفدی

«…وکان احد من جمع العلم و الفقه و الدیانةو الثقة والسؤدد و کان یصلح للخلافة و هو أحد الأئمةالاثنی عشر الذین یعتقد الرافضة عصمتهم…[۱۸]»؛«…اویکی از کسانی بود که علم و فقه و دیانت و وثاقت و بزرگواری را جمع نموده و برای خلافت صالح بود واو یکی ازائمه دوازده گانه است که شیعه قائل به عصمت آنهااست ».

 

3-ابن صبّاغ مالکی

«وکان محمّدبن علیّ بن الحسین (علیه السلام)مع ما هو علیه من العلم و الفضل و السؤدد والرئاسة و الامامة،ظاهرالجود فی الخاصة والعامة،مشهورالکرم فی الکافة،معروفا بالفضل و الاحسان مع کثرة عیاله و توسط حاله[۱۹]»؛«محمد بن علی بن الحسین علیه السلام ،با وجود علم و فضل و بزرگواری وریاست و امامت ،اهل جود به خاص و عام بود .اومشهور به کرم بر همه بود و با کثرت عیال و متوسط  الحال بودن در مال ،معروف به فضل و احسان بود».

 

 

4-احمد بن یوسف قرمانی

 

«وکان خلیفة ابیه من بین اخوته ووصیّه و القائم بالامامة من بعده ،ولم یظهرعن احد من اولاد الحسن والحسین من علم الدین و السنن و علم القرآن والسیر و فنون الآداب ما ظهر عن ابی جعفر[۲۰] »؛«…اواز بین برادرانش جانشین پدرش وقائم مقام امامت بعد از او بود .واز هیچ یک از اولاد حسن وحسین در علم دین و سنن و علم قرآن و تاریخ وفنون وآداب ،به مقدار آنچه از ابی جعفر رسیده، ظاهرنشده است».

 

5-محمد ابوزهره ازبزرگان علمای مصر

 

«وکان محمّد ابنه وریثه فی الامامةالعلم و نیل الهدایة،و لذا کان مقصد العلماءمن کل البلاد الاسلامیة،وما زار احد المدینةالّاعرج علی بیت محمّد الباقر یاخذ عنه[۲۱]»؛«محمد فرزند زین العابدین وارث او در امامت علم و نیل به هدایت بود . و لذا مقصد علمای همه سرزمین های اسلامی بود.هیچ کس به زیارت مدینه نمی آمد جز آنکه وارد خانۀ او شده و از آن حضرت اخذ علم می نمود».

 

بعد از نقل سخنان بزرگان اهل سنت در مورد امام باقر علیه السلام  توجه شما را به روایتی جلب می کنم که مورد اتفاق فریقین است و آن حدیث دوازده خلیفه است که در تمام مصادر اهل سنت آمده است وما به یک مورد کفایت میکنیم  :

ابن کثیر در تفسیر آیه مبارکه«وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیبا»؛« خدا از بنى اسرائیل پیمان گرفت، و از آنها دوازده رهبر و سرپرست برانگیختیم»مائده/۱۲٫

پس از توجه دادن به حدیثی که در صحیح بخاری و مسلم آمده است که پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله)فرمودند:«لایزال أمر الناس ماضیا ما ولیهم إثنا عشر رجلا…کلّهم من قریش»پیوسته امور مردم می گذرد(در روایات دیگر پیوسته اسلام عزیز است) مادامی که دوازده نفر بر آنها خلافت می کنند که همگی آنها از قریش اند . وی در توضیح این روایت می نویسد:ومعنای این حدیث بشارت به وجود دوازده خلیفه صالح است که حق را اقامه می کنند و در میان مردم به عدل رفتار می کنند …وظاهر امر این است که مهدی که بشارت آمدن او در روایات به دست مارسیده که زمین را پر از عدل و دادمی کند از جملۀ آنان است…[۲۲]حال سؤال این است که ائمه دوازده گانه شیعه(علیهم السلام) جانشینان به حق پیامبر(صلی الله علیه وآله)نیستند؟.

 

 


1 وصیت نامه سیاسی الهی امام ؛ صحیفه نور ،ج۲۱ص۱۷۱٫

[۲] .تذکرة الخواص،سبط بن جوزی ص۳۰۲٫

[۳] .البدایةوالنهایة،ابن کثیر ،ج۹،ص۳۳۸٫

[۴] .الصواعق المحرقة،ابن حجر هیتمی،ص۵۹۵،مؤسسةالرسالة.

[۵] .رسائل جاحظ،ص۱۰۸٫

[۶] .مطالب السؤول،ج۲،ص۱۰۰٫

[۷] .تهذیب الاسماءواللغات،نووی،ج۱ص۱۰۳٫

[۸] .وفیات الاعیان،ج۴،ص۳۰٫

[۹] .العبر فی خبر من غبر،الذهبی،ج۱ص۱۰۹٫دار الکتب العلمیة.

[۱۰] .البدایة والنهایة،ج۲،ص۳۳۸٫

[۱۱] .تقریب التهذیب ،ج۲ص۵۴۱٫

[۱۲].الصواعق المحرقة،ج۲ص۵۸۵٫

[۱۳] .شذرات الذهب ،ج۱،ص۱۴۹٫داربن کثیر.

[۱۴] .منهاج السنة النبویة،فصل۴ص۵۰،مؤسسةقرطبة.

[۱۵] .همان،ص۱۱٫

[۱۶] .سیر اعلام النبلاء،الذهبی،ج۱۳،ص۱۲۰٫

[۱۷] .همان،ج۴ص۴۰۲و۴۰۳٫

[۱۸] .الوافی بالوفیات،ج۲ص۱۰۲٫

[۱۹] .الفصول المهمة،ص۲۰۴٫

[۲۰] .اخبار الدول،ص۱۱۱٫

[۲۱] .الامام الصادق،ص۲۲٫

[۲۲] .تفسیر ابن کثیر،ذیل آیه شریفه.

برچسب ها:



ارسال نظر: