۲۴ مهر سال ۹۷
‏‫کاربر گرامی به پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت ایرانشهر خوش آمدید

مقالاتدیدگاه | تعداد بازید : 656 مشاهده شده | تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱۳۹۱

امام هادی (ع) و گفتار علمای اهل سنت در باره ایشان

سوال: علماى اهل سنت درباره مقام امام هادى(علیه السلام) چه گفتارى دارند؟
جواب: با مراجعه به کتب تاریخ و تراجم و رجال اهل سنت پى مى بریم که حضرت هادى(علیه السلام) از احترام ویژه اى نزد علماى اهل سنت برخوردار بوده است. اینک به برخى از کلمات ایشان اشاره مى کنیم:
۱ ـ ابوعثمان عمرو بن بحر بن جاحظ (ت: ۲۵۰ هـ.ق)
او بعد از ستایش از ده نفر از امامان که از آن جمله امام هادى(علیه السلام)است مى گوید: «کل واحد منهم عالم زاهد ناسک شجاع جواد طاهر زاک… وهذا لم یتفق لبیت من بیوت العرب ولا من بیوت العجم»;(۱)«هر یک از آنان، عالم، زاهد، ناسک، شجاع، جواد، طاهر و تزکیه کننده اند… این سلسله جلیل القدر براى هیچ خانه اى از خانواده هاى عرب و نه از خانواده هاى عجم اتفاق نیفتاده است».
۲ ـ شهاب الدین ابوعبدالله یاقوت بن عبدالله حموى (ت: ۶۲۶ هـ.ق)
او هنگام یادآورى از شهر عسکر در سامرا مى گوید: «و هذا العسکر منسوب إلى المعتصم، وقد نسب إلیه قوم من اجلاّء، منهم على بن محمّد بن على بن موسى بن جعفر بن محمّد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب ـ رضى الله عنهم ـ…»;(۲) «این عسکر منسوب به معتصم است. به این شهر قومى از بزرگان نسبت داده شده اند که از آن جمله على بن محمّد بن على بن موسى بن جعفر بن محمّد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب ـ رضى الله عنهم ـ است…».
۳ ـ شمس الدین محمّد بن احمد بن عثمان ذهبى (ت: ۷۴۸ هـ.ق)
«وفیها توفّى ابوالحسن على بن الجواد… وکان فقیهاً اماماً متعبداً»;(۳) «در سال ۲۵۴ هـ.ق ابوالحسن على بن جواد…وفات یافت…او شخصى فقیه، امام و متعبّد بود».
او در جایى دیگر از حضرت به شخص «شریف و جلیل» تعبیر کرده است.(۴)
۴ ـ عبدالله بن اسعد یافعى (ت: ۷۶۸ هـ.ق)
«توفى العسکرى ابوالحسن الهادى… عاش اربعین سنة وکان متعبداً فقیهاً اماماً»;(۵) «در سال ۲۵۴ هـ.ق ابوالحسن هادى… وفات یافت. او که متعبّد، فقیه و امام بود، چهل سال زندگى نمود».
۵ ـ ابن کثیر دمشقى (ت: ۷۷۴ هـ.ق)
«و امّا ابوالحسن على الهادى… وقد کان عابداً زاهداً…»;(۶) «و امّا ابوالحسن على الهادى…، او مردى عابد و زاهد… بود».
۶ ـ ابن صبّاغ مالکى (ت: ۸۵۵ هـ.ق)
«… ولا تذکر کریمة الاّ وله فضیلتها ولا تورد محمدة الاّ وله تفضّلها وجملتها…»;(۷) «… هیچ کریمه اى ذکر نمى شود جز آن که فضیلت آن براى او است، و هیچ عمل ستوده اى وارد نمى گردد جز آن که تفضّل و کمال و تمام آن براى او است…».
۷ ـ ابن حجر هیتمى (ت: ۹۷۴ هـ.ق)
«… وکان وارث ابیه علماً وسخاء»;(۸) «… او وارث علم و سخاوت پدرش بود».
۸ ـ احمد بن یوسف قرمانى (ت: ۱۰۱۹ هـ.ق)
«و امّا مناقبه فنفیسة واوصافه شریفة»;(۹) «و امّا مناقب او نفیس و اوصاف او شریف است».
۹ ـ ابن عماد حنبلى (ت: ۱۰۸۹ هـ.ق)
«کان فقیهاً اماماً متعبداً…»;(۱۰) «… او شخصى فقیه، امام و متعبّد… بود».
۱۰ ـ عبدالله شبراوى (ت: ۱۱۷۱ هـ.ق)
«العاشر من الأئمة علىّ الهادى. ولد بالمدینة فی رجب سنة اربع عشر ومائتین وکراماته کثیرة»;(۱۱)«دهمین از امامان، على هادى است. او در مدینه، در ماه رجب، سال ۲۱۴ هـ.ق متولد شد. و کراماتش بسیار است».
۱۱ ـ محمّد امین سویدى بغدادى (ت: ۱۲۴۶ هـ.ق)
«ولد بالمدینة وکنیته ابوالحسن ولقبه الهادى… ومناقبه کثیرة»;(۱۲) «او در مدینه متولد شد، و کنیه اش ابوالحسن است، و لقبش هادى، و مناقبش بسیار است».
۱۲ ـ شیخ مؤمن شبلنجى (ت: ۱۳۰۸ هـ.ق)
«… ومناقبه کثیرة»;(۱۳) «… مناقب او بسیار است».
۱۳ ـ شریف على فکرى حسینى قاهرى (ت: ۱۳۷۲ هـ.ق)
«کان ابوالحسن العسکرى وارث ابیه علماً و منحاً، وکان فقیهاً فصیحاً جمیلا مهیباً. وکان اطیب الناس بهجة واصدقهم لهجة»;(۱۴) «ابوالحسن عسکرى وارث پدرش در علم و سخاوت بود. او فقیهى فصیح و جمیل و با هیبت بود. و او خوشروترین مردم از حیث بهجت و راستگوترین آنان از جهت لهجه بود».
۱۴ ـ خیرالدین زرکلى (ت: ۱۳۹۶ هـ.ق)
«… وأحد الأتقیاء الصلحاء…»;(۱۵) «… او یکى از افراد باتقوا و صالح بود…».
۱۵ ـ سید محمّد عبدالغفار هاشمى حنفى
«فلمّا ذاعت شهرته استدعاه الملک المتوکل من المدینة المنورة حیث خاف على ملکه وزوال دولته إلیه بما لَهُ من علم کثیر وعمل صالح وسداد رأى…»;(۱۶) «هنگامى که مناقب آن حضرت براى همه مشهور شد، متوکّل او را از مدینه منوّره طلب نمود; زیرا به جهت علم بسیار و عمل صالح و استحکام رأیى که امام هادى(علیه السلام) داشت، بر پادشاهى و زوال دولتش مى ترسید…».
۱۶ ـ شیخانى
«و کان على العسکرى صاحب وقار وسکون وهیبة وطمأنینة وعفة ونزاهة. وکانت نفسه زکیة وهمّته عالیة وطریقته حسنة مرضیة…»;(۱۷) «على عسکرى صاحب وقار و سکون و هیبت و طمأنینه و عفت و پاکیزگى بود. او داراى نفسى پاک و همّتى عالى و طریقى زیبا و مورد رضایت بود…».
۱۷ ـ عبدالسلام ترمانینى
«… کان على جانب عظیم من التقوى والصلاح»;(۱۸) «…او در تقوا و صلاح جایگاه بلندى داشت».
۱۸ ـ عارف احمد عبدالغنى
«… کان فی غایة الفضل ونهایة النبل…»;(۱۹) «…او در غایت فضل و نهایت فضیلت بود…».(۲۰)

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱٫ رسائل جاحظ، ص ۱۰۶٫
۲٫ معجم البلدان، ج ۵ و ۶، ص ۳۲۸٫
۳٫ العِبَر فى اخبار من غبر، ج ۱، ص ۳۶۴٫
۴٫ سیر اعلام النبلاء، ج ۱۳، ص ۱۲۱٫
۵٫ مرآة الجنان، ج ۲، ص ۱۱۹٫
۶٫ البدایة و النهایة، ج ۱۱، ص ۱۹٫
۷٫ الفصول المهمة، ص ۲۷۰٫
۸٫ الصواعق المحرقة، ص ۳۱۲٫
۹٫ اخبار الدول و آثار الأول، ج ۱، ص ۳۴۹٫
۱۰٫ شذرات الذهب، ج ۲، ص ۲۷۲٫
۱۱٫ الاتحاف بحبّ الاشراف، ص ۱۳۶٫
۱۲٫ سبائک الذهب، ص ۷۷٫
۱۳٫ نور الابصار، ص ۱۸۱٫
۱۴٫ احسن القصص، ج ۴، ص ۳۰۰٫
۱۵٫ الأعلام، ج ۴، ص ۳۲۳٫
۱۶٫ ائمة الهدى، ص ۱۳۶، چاپ قاهره.
۱۷٫ الصراط السوى، ص ۴۰۹٫
۱۸٫ احداث التاریخ الاسلامى، مجلد اول، ج ۲، ص ۱۳۱٫
۱۹٫ الجوهر الشفاف فى انساب السادة الأشراف، ج ۱، ص ۱۶۰٫
۲۰٫ اهل بیت از دیدگاه اهل سنت، على اصغر رضوانى، ص ۱۷۵٫

برچسب ها:

, , , , ,



ارسال نظر: