۲۴ مهر سال ۹۷
‏‫کاربر گرامی به پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت ایرانشهر خوش آمدید

مقالاتدیدگاه | تعداد بازید : 446 مشاهده شده | تاریخ انتشار : ۶ آبان ۱۳۹۱

انسجام اسلامی در سیره پیامبر اکرم(ص) «١»

“انسجام” امت همواره یکى از آرمانهاى دینى پیامبران توحیدى قلمداد مى‏شده و بر این بنیان، یکى از محورهاى مهم دعوت پیامبر اکرم‏(ص) نیز پى‏ریزى شاکله‏هاى پیدایش آن بوده است.

 

واژه های« انسجام» و«اتحاد» بسیارجذاب، دلگشا، زیبا، و برترین گلواژه ها در میان قاموس واژگان است. این واژه، زنجیره ای است که آحاد و توده های امت اسلامی را در کنار هم نگه‌داشته، و آنان را از پراکندگى، نابودی و انحراف حفظ مى‏کند؛ چنان که گسست آن، باعث گسیختگی، فروپاشی، ونابودی توده ها می گردد

“انسجام”، عامل مهم حرکت ‏بخش براى انقلاب‏ها توده ها ، و پلی است که می تواند انسان‏ها را در گذر پیشرفت ‏به سوى پیروزى‏ها، از دست اندازها و گردنه های دشوار عبور ‏دهد، و نیرویی است که به ناتوان‏ها توان بخشیده، و ناممکن‏ها را ممکن مى‏سازد.

“انسجام” امت همواره یکى از آرمانهاى دینى پیامبران توحیدى قلمداد مى‏شده و بر این بنیان، یکى از محورهاى مهم دعوت پیامبر اکرم‏(ص) نیز پى‏ریزى شاکله‏هاى پیدایش آن بوده است.
برآگاهان تاریخ اسلام، پوشیده نیست که انسجام و اتحاد مسلمانان صدر اسلام، در آنان نیروی عظیم قدرت، صلابت، جسارت، و… پدید آورد. و آنان در پرتو همین نیرو توانستند بر خیل دشمنان گوناگون فائق آیند و به امتیازات فوق‏العاده دست‏یابند؛ چرا که قرآن به آن‏ها فرموده بود: «واعتصموا بحبل اللّه جمیعا و لا تفرقوا واذکروا نعمت اللّه علیکم اذ کنتم اعداء فألف بین قلوبکم فأصبحتم بنعمته اخوانا»(آل عمران/١٠٣): و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید، و نعمت‏خدا را بر خود به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان شما الفت ایجاد کرد، و به برکت نعمت او برادر شدید.»

تحلیل رویدادهاى تاریخ اسلام، گویاى آن است که پیامبر اسلام بـــراى تحقق این هدف، راه کارهای گوناگون «سیاسی»،«فرهنگی»، و«اجتماعی» و…را که متناسب با وضعیت جـامعه آن روز، کارآیى خاص داشته، به کار گرفته است؛ تا آن جا که با شناخت دقیق ظرفیت‏هاى اجتماعى حاکم بر جامعه، ابزارهایى را برگزیده تا زمینه پذیرش و گرایش همگانى را به سوى ایجاد وحدت امت متمایل گرداند.

طرح نظام نامه ی مدینه، بهترین راه براى ایجاد یک وحدت عمــومى و القاى روحیه همبستگى دینى است. و در همین راستا پیمان ویژه مسلمانان، راهکارى مذهبى براى پیوند روح برادرى به حساب مى‏آید. استفاده از راه کارهاى سیاسی تنها مى‏توانست پایه‏هاى استوارى اجتماعى جامعه را نمایان سازد؛ در این میان مبارزه با نژادپرستى و قوم‏گرایى و یا به کارگیرى عاقلانه موقعیت‏ها و مکان هاى تجمع عمومى نیز، از جمله راه کارهاى فرهنگی و اجتماعی لازم جهت دستیابى به وحدت‏طلبى شمرده مى‏شد و با این همه، بهره‏گیرى پیامبرصلى الله علیه وآله از ظرفیت‏هاى اخلاق اجتماعى و نیز توان اخلاق فردى، امرى قابل توجه است.

بدین‏ترتیب، یکى از ضرورى‏ترین راه هاى پى‏ریزى انسجام دینى درامت‏بزرگ اسلامى، همــاهنگى اراده‏ها و تمایلات ارزشى جوامع بر بنیاد همانند سازى ابزارهاى سه‏گانه فوق یعنى: راهکارهــــاى« سیاسی‏»، «فرهنگی‏» و «اجتماعى و فردى‏»است.

اما این که پیامبر صلى الله علیه وآله چگونه وبا چه شیوه ای توانست ازآن راه کارها بهره جوید تا چنان همبستگی عظیم و انسجام بی نظیری را درمیان توده های پراکنده، ناتوان، و چه بسا دشمنان دیرینه و نیرومند آن زمان، پدید آورد؛ و ازآنان «امت واحده» فراهم سازد؟ جستاری است که نوشتار حاضر پی می گیرد.

در یک تقسیم‏بندى کلى سیره ی پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله درپایه‏گذارى انسجام و وحدت امت اسلامى شامل سه مطلب و راه کار بنیادین مى‏شود:

١)راهکارهای سیاسی، که با تلاش در وضعیت جامعه عربى آن زمان جهت زمینه‏سازى‏هاى لازم؛ برای راه کار بعدی تحقق یافت.

٢)راهکارهای فرهنگی، که با برنامه‏ریزى‏هاى دقیق پیامبر صلى الله علیه وآله در مسیر ترسیم دورنماى« امت واحده» براى مسلمانان، و ایجاد فضاى رشد فکرى، و ارتقاى فهم مردم نسبت ‏به مسؤولیت‏هاى خود؛ انجام شد.

٣) راه کارهای اجتماعی، که با آداب اخلاقی پیامبر اکرم‏ صلى الله علیه و آله و بهره گیری وی از ظرفیت های مکنون قبیله ی آن روزگار پدید آمد.

اینک به طور گذرا به هریک از این راه کارها در سیره پیامبر صلى الله علیه وآله در سه بخش اشاره خواهد شد.

بخش اول: راهکارهاى سیاسی

١-١ . ایجاد امت واحد و همبستگى ایمانى

ورود پیامبر اکرم- ‏صلى اللّه علیه وآله- به مدینه همراه با عقد قراردادهایى بین گروه هاى گوناگون بود. این پیمان‏ها را مى‏توان یکى از بارزترین شواهد به کارگیرى رهیافت انسجام اسلامى در جامعه آن زمان بر شمرد.

منشور‏نامه عمومى مدینه، یکى از مهم ترین آن پیمانها، و نخستین قراردادى بود که میان پیامبر اکرم- ‏صلى الله علیه وآله- و طوایف و قبایل موجود در یثرب انعقاد یافت. برخی آن قرارداد را «نخستین قانون اساسى مکتوب جهان‏» دانسته‏اند(١). این تدبیر بهترین مقوله براى بوجود آوردن وحدت ملى و همبستگى دینى بود، چرا که وحدت میان قبایل درگیر، از یک سو حقوق اجتماعى یهودیان و نیز مهاجران مسلمانان را تضمین مى‏کرد و از سوى دیگر، این پیمانها مقدمات تشکیل یک وحدت سیاسى و حکومتى را فراهم مى‏آورد.
به عنوان نمونه در مفاد قرارداد بین مسلمانان آشکارا قید شده بود که مسلمانان« امت واحده» و جدا از مردم دیگر هستند: (انهم امة واحدة من دون الناس)(٢)، وارتباطى بین مسلمانان و کافران نیست و نباید بین مسلمان ومسلمان دورى باشد.اگرچه روح حاکم براین پیمانها همانا به کارگیرى ابزار وحدت اسلامى در جهت راهبرد ارزشى پیامبر اکرم- ‏صلى الله علیه وآله- در جامعه اسلامى است و از همین‏رو تمام موارد آن مصداق این امر قرار دارند، که به برخی از آن موارد اشاره مى شود:
- مسلمانان در برابر ظلم و تجاوز و توطئه و فساد با هم متحد خواهند بود، و یکدیگررا یاری خواهند کرد.

- هیچ مؤمنى بدون اشاره سایر مؤمنان در جهاد فى سبیل‏الله صلح نمى‏کند و صلح جز براى همگان اجرا نخواهد شد.

تمامى گروهها (که به جنگ مشغولند) به ترتیب وارد جنگ خواهند شد و جنگیدن به یک گروه (دومرتبه پشت‏سرهم) تحمیل نخواهد شد.

-«ذمة الله‏» نسبت‏به همه افراد یکسان است.

- اگر اختلافى بین مسلمانان بروز کرد، مرجع حل آن خدا و رسول خواهند بود.

- مسلمانان، فرد مقروض و مدیونى را که دین او سنگین است رها نخواهندساخت، بلکه او را کمک مى‏کنند.
و در قسمت دیگرى از این عهدنامه تاریخى که طرف خطاب آن یهودیان مدینه بودند، امورى پیشداورى شد که توجه به مفاد آن حاکى از انگیزه تحقق وحدت ملى توسط پیامبر اکرم( ص) است:
- داخل شهر مدینه، برای پیروان این سند «حرم» شناخته می شود، و مسلمانان و یهودیان در آن زندگى خواهند کرد و هر یک دین خود را دارا خواهندبود.

- به یهودیان هم‏پیمان، همراهى وکمک خواهد شد، و متقابلا وقتى مسلمانان آنها را به مصالحه مى‏خوانند، یهودیان باید بپذیرند.

- مسلمانان و یهود هر دو باید بر ضد کسانى که با این قرارداد به مخاصمه بر مى‏خیزند، مبارزه کنند.
- هر دو باید با یارى یکدیگر در برابر مهاجمان به یثرب بجنگند.
- هیچ کافرى از ناحیه دو طرف اجیر نشود مگر این که به مصلحت هر دو گروه باشد.(٣)

این سند مهم، که تاریخ نگاران چنان که باید بدان اهتمام نورزیده، و نویسندگان و پژوهشگران در مطالعه و بررسی مفاد آن کوتاهی کرده اند، متضمن مسائل مهم و اساسی در زمینه روابط افراد ، وحدت ملی، و همبستگی دینی در جامعه نوبنیاد اسلامی، و روابط آن با همسایگان غیر مسلمان است. که ا ز باب نمونه، به چند مسأله اشاره می شود:

١- ابطال تفکر غیر اسلامی

اندیشه قبیله گرایی و حمایت قبیله ای در این عهدنامه، باطل و ملغی اعلام شد. چنان که سایر امتیازات قبیله ا ی، ازجمله ریاست، رهبری و برتری نوع قبیله، و…، باطل شد. بر پایه تفکر قبیله، بر افراد قبیله لازم بود که از افراد و هم پیمانان منسوب به قبیله در هر صورت دفاع کند، اگرچه ستم کار و متجاوز باشد. از این رو، جمله ی (انصر اخاک ظالما او مظلوما)(۴) شعار آنان بود. اما این سند، بر مسئولیت همگان در قبال ستم کار تأکید کرد، و پیگرد ستمکار و جنایت گر را در هر مقامی که باشد، از همه مطالبه نمود.

٢- وحدت اجتماعی

این سند آن گونه که ازبندهای ان پیداست، وحدت اجتماعی را مورد اهتمام قرارداده، و مسلمانان را با وجود اختلاف قبایل، وابستگی ها، تفاوت سطوح، نوع خواسته ها، وضعیت اقتصادی، معیشتی، و اجتماعی، و…« امت واحده» می داند.

٣- تعاون وهمبستگی

در این عهد نامه مقرر شده که مؤمنان حق ندارند هیچ فردی را – که در اثر فشار اقتصادی(مانند قرض، و خونبهای اسیر و امثال آنها) از پای در آمده باشد، بدون کمک و مساعدت اقتصادی بحال خویش رها کنند. از این رو، مسئولیت مهاجران و انصار در قبال فدیه(خون بها) ی اسیران خود، بر اساس اصول نیکو کاری و عدالت، به این معنا است که در هر قبیله حس تضامن اجتماعی، تعاون اسلامی، و همبستگی دینی برقرار باشد، تابه هنگام بروز حادثه و پیشآمد هر گونه خطری از همدیگر دفاع نمایند. چنان که کاربرد واژه« مؤمنان» به جای « مسلمانان» نهایت اخلاص نیروهای مخلص، تمایز میان اردوگاه ایمان و کفر را مورد توجه قرار می دهد.

۴- برتری ایمان و اسلام

این منشور، کفر را مرتبه انحطاط فکری و عقیدتی فرد بر شمرد، و شرف ایمان را بر پایه ی امتیازدهی آشکار ساخت. آنجا که عدم قصاص مسلمان را به خاطر کشتن کافر اعلام کرد و گفت:«هیچ مؤمنی نباید مؤمن دیگری را به خاطر کشتن کافری بکشد، و به هیچ کافری علیه مؤمنی نباید کمک نماید.»(۵)
به هر حال، باید چنین نتیجه گرفت که کوشش براى ایجاد حساسیت مشترک دینى و ملى یکى از شاخص‏ترین راهکار‏هاى پیامبر اکرم (ص) در جهت تحقق وحدت و انسجام اسلامى شمرده مى‏شود.
پیامبر(ص) بعدها نیز در مسیر تثبیت همبستگى ایمانى مسلمانان به طورمکرر بر این موضوع تأکید فرمود. در بخشى از سخنان حضرت پس از فتح مکه و در مسجدالحرام چنین می خوانیم: «المسلم اخ المسلم والمسلمون هم ید واحد على من سواهم، تتکافؤا دمائهم،یسعى بذمتهم ادناهم‏».(۶) مسلمان، برادر مسلمان است، و مسلمانان همچون یکدست در برابر بیگانگانند، خون شان باهم برابر، ونسبت به مسئولیت نزدیک ترین خود می کوشند، و دورترین خود را پناه می دهند.
ایجاد چنین حس مشترک دینى و پیوستگى مذهبى واحد بین مؤمنان، در کلام زیبایى حضرت کاملا مشهور است که: « المسلمون کالجسد الواحد اذا اشتکى عضو من اعضائه تداعى له سائر جسده»: مسلمانان نسبت ‏به همدیگر هم چون یک بدن هستند که هرگاه عضوى از اعضاى او دردمند شود، اعضاى دیگر او نیز احساس درد مى‏کند(٧). و البته رمز این پرتو نورانى نیز در روح انسانى و الهى مؤمنان خواهد بود.

١-٢ . پیوند روح اخوت و برادرى

در نخستین سال ورود پیامبر اکرم(ص) به مدینه، پیدایش تعلق اجتماعى یکى ازمهم ترین ابتکارها، و راهکارهاى مهم حضرت در به کارگیرى عامل انسجام و وحدت دینى به شمار مى‏رود؛ و این، همان چیزی است که از آن در متون اسلامی به« پیوند (عقد) مؤاخات» بین تمامی مسلمانان- اعم از مرد و زن- تعبیر می شود.
رسول خدا-صلى الله علیه وآله- در یک مجلس عمومى فرمود: «تأخوا فی الله أخوین أخوین‏». (٨)به خاطر خدا دو به دو برادر شوید.»

تشریع این قانون و پیمان برادرى همگانى،یکی ازبرجسته ترین اقدامات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و نظامی پیامبر اسلام است و به روشنی، حاکی از ارتباط وی با مبدأ وحی، و نهایت حکمت و مدیریت ایشان در هدایت و رهبری امت اسلامی است. امتی که تنها براساس نفى انگیزه‏هاى قومى و قبیله‏اى و بر محور حق و همکارى اجتماعى شکل گرفت چه این که: «انما المؤمنون اخوة فاصلحوا بین اخویکم واتقوا الله لعلکم ترحمون‏؛ (حجرات /١٠): در حقیقت مؤمنان باهم برادرند، پس میان برادرانتان سازش دهید و از خدا پروا بدارید، امید که مورد رحمت قرار گیرید.»

پیامبر اکرم- ‏صلى الله علیه وآله- بین هر مهاجر و یکى از مردم مدینه عقد برادرى بست و در یک انگاره تاریخى، حضرت على-علیه السلام- را در دنیا و آخرت برادر خود خواند وفرمود: «انه منى و انا منه.‏»(٩)

١-٢-١ . برادری در اسلام

١-٢-١-١ تشریع قانون برادری در ا سلام

تشریع(وضع) قانون برادری ، یکی از برجسته ترین اقدامات سیاسی پیامبر اسلام است و به روشنی ، حاکی از ارتباط وی با مبدأ وحی، و نهایت درایت، حکمت، و مدیریت ایشان در هدایت و رهبری امت اسلامی است.

قرآن کریم، با جمله « انما المؤمنون اخوة/ درحقیقت، مؤمنان، برادر[ یکدیگر] اند»(حجرات/١٠)، قانونی را تشریع کرده که بر اساس آن، نسبت و پیوندی میان آحاد مسلمانان، ایجاد می شود که پیش از آن وجود نداشت. این پیوند،«برادری دینی» نامیده می شود.

نکته ی قابل تأمل، این که: از نظر اسلام، این نوع پیوند برادری است که اگر با پیوند نسبی همراه شود، در ازدواج وارث، آثار شرعی و حقوقی دارد، و اگر با پیوند رضاعی توأم گردد، در ازدواج، آثاری برآن مترتب می گردد، و اگر با هیچ یک از این پیوندها همراه نباشد، باز آثار حقوقی خاصی دارد.

١-٢-١-٢ ایجاد قوی ترین پیوند های اجتماعی

اسلام ، با تشریع قانون برادری دینی، از یک سو با تعصب‌های ناروای نژادی، قبیله ای، وحزبی به مبارزه برخواست و از سوی دیگر، قوی ترین و کارآمد ترین پیوند های اجتماعی و سیاسی را در امت اسلامی به وجود آورد.

ادبیاتی که روایات اسلامی برای تبیین پیوند دینی به کار گرفته اند، فوق العادة تأمل برانگیز و جالب توجه است. احادیث اسلامی، نه تنها مسلمانان را برادر یکدیگر می دانند، که تأکید بر برادری آنان از یک پدر و مادر دارند. امیر مؤمنان، علی، علیه السلام فرمود:« صدیقک اخوک لابیک وامک، ولیس کل اخ لک من ابیک وامک صدیقک.» :« دوست تو برادرِ پدری و مادری توست؛ ولی هر برادری که از پدر و مادر تو آید، دوست تو نیست.»(١٠). این برادری ریشه در طینت و فطرت ونورانیت جان آنان دارد(١١).

١-٢-١-٣ اسلام، دین برادری

اسلام، دین دوستی و برادری است. از این رو، این آیین برای هرچه نزدیکتر شدن مسلمانان به یکدیگر ،نه تنها به تشریع قانون برادری دینی، و تأکید بر آثار و برکات فردی و اجتماعی، و دنیوی و اخروی آن، بسنده نکرده، که دوستی مسلمانان به یکدیگر را به عنوان یک فریضه ی دینی، واجب کرده است، چنان که پیامبر اسلام(ص) فرمود:« الحب فی الله فریضة: دوستی در راه خدا فریضه است.» (١٢).

١-٢-١-۴ حکمت قانون برادری

حکمت تشریع قانون برادری دینی در اسلام و تأکید بر وجوب محبت مسلمانان نسبت به یکدیگر، در واقع، ساختن جامعه ای است که در آن پیوند دوستی و برادری همچون پیوند اعضا استوار و ناگسستنی باشد؛ تا اگر عضوی احساس رنج و درد بنماید،سایر اعضا احساس مسئولیت و همدردی نمایند، و در خدمت درمان آن باشند، چنان که از پیامبر خدا(ص) روایت شده که فرمود:« ینبغی للمؤمن ان یکونوا فیما بینهم کمنزلة رجل واحد، اذا اشتکی عضو من جسده تداعی سائر جسده.» :«شایسته است که مؤمنان، در میان خود، همانند یک تن باشد، به گونه ای که هرگاه عضوی از آن تن به درد آمد، سایر اعضا همدردی کنند.»(١٣).
شکی نیست که ساختن جامعه ای با این ویژگی، در گفتار آسان است؛ اما تحقق عملی آن، فوق العاده دشوار می باشد. تنها راه رسیدن به این هدف، اخلاص در دوستی و برادری برای خداست. قانون برادری در اسلام و رازِ تأکید روایات ، بر«برادری در راه خدا» و« دوستی در راه خدا»، بوجود آمدن همدلی و رسیدن به همان وحدت کلمه و یکپارچگی، یعنی امت اسلامی است.

به هر روی، تصمیم داهیانه ی پیامبر، کارآمدترین ابزار تحقق ألفت فراگیر در جامعه آن زمان بود که نشان از همه کوشش پیامبر اکرم (ص) براى پیدایش یک تعلق اجتماعى بالنده بر محور ایمان به خدا داشت.
جامعه مطلوب پیامبر اکرم، ‏صلى الله علیه وآله، نظامى است که تمامى اعضاى آن بر محور دیانت توحیدى، پیوند برادرى با یکدیگر دارند، و مکلف هستند آن را استوار نگه دارند تا خداوند عزیز حکیم نیز زمینه‏هاى ألفت و وحدت دلها را (به قدرت خود) پایدار سازد، و بدین‏سان پایه‏هاى تفاهم اجتماعى جامعه اسلامى محکم گردد.

براساس مفاد آیات الهى اولا: بدون تحقق الفت اجتماعى نمى‏توان سخن از جامعه اسلامی راند؛ ثانیا: تحقق این امر تنها به دست خداست؛ ثالثا: مؤمنان نیز قادرند شرایط و زمینه‏هاى وحدت اجتماعى را فراهم آورند (١۴).
کلام راستین خداوند، پیرامون مسأله برادرى قبایل یثربى نیز بس گویاست؛ « واعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا واذکروا نعمة الله علیکم اذ کنتم أعداء فألف بین قلوبکم فأصبحتم بنعمته اخوانا… »(آل عمران /١٠٣):« و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید ، و نعمت ‏خدا را بر خود به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان شما الفت ایجاد کرد، و به برکت نعمت او برادر شدید .»

جامعه آرمانى پیامبر اکرم(ص) که درآن روح اخوت و برادرى موج مى‏زند، جامعه‏اى است که در شدت بر کافر و رحمت به مومن حول یک محور، انسجام مى‏یابند، چنان که قرآن می فرماید: «محمد رسول الله و الذین معه أشداء على الکفار رحماء بینهم‏». (فتح /٢٩) محمد، پیامبر خداست؛ و کسانی که با اویند، با کافران سختگیر[و] باهمدیگر مهربانند.»

جامعه منظور پیامبر(ص) ، مانند پیکره‏اى واحد است و تمام افراد آن در ارتباطى وحدت‏بخش با یکدیگر پایدار مى‏مانند، و روح عشق وایمان مذهبى در تارو پود آن جریان دارد: « مثل المؤمنین فى توادهم وتراحمهم وتعاطفهم، کمثل جسدالواحد اذا اشتکى منه عضو، تداعى له سائر الاعضاء بالسهر والحمى‏». مؤمنان را در مهربانی، دوستی، و مهر ورزی نسبت به یکدیگر، همانند یک پیکر می بینی؛ که هر گاه عضوی از آن به درد آید، دیگر اعضای پیکر،در بی خوابی کشیدن و تب، باآن، همنوایی و همدردی می کنند.»(١۵)

به هر روی، پیامبر اکرم- ‏صلى الله علیه وآله- با طرح پیمان برادرى انصار و مهاجران، از ظرفیت‏ خاص قبیلگی و چارچوب اجتماعى جامعه عربى (که ازجمله، حمایت از هم‏پیمانان خود بوده) در جهت اهداف تحقق «امت واحده» بهره برد. و این برادری در تاریخ جهاد و شهادت، نتایج مهمی در پی داشت ؛ تا آنجا که خداوند متعال همین امر را در«بدر» بر پیامبر منت نهاد و فرمود:« وان یریدوا ان یخدعوک، فان حسبک الله هو الذی أیدک بنصره و بالمؤمنین وألف بین قلوبهم. لوأنفقت ما فی الارض جمیعا، ما ألفت بین قلوبهم ولکن الله ألف بین قلوبهم، ان الله عزیز حکیم.»(انفال/ ۶٢،۶٣) : و اگر بخواهند تو را بفریبند، [یاری] خدا برای تو بس است. همو بود که تو را با یاری خود و مؤمنان نیرومند گردانید؛ و میان دلهای شان ألفت انداخت، که اگر آنچه در روی زمین است همه را خرج می کردی، نمی توانستی میان دلهایشان ألفت بر قرار کنی، ولی خدا بود که میان آنان ألفت انداخت، چراکه او توانای حکیم است.»

این موفقیت‏ بارز پیامبر- صلى الله علیه وآله- نه تنها باعث تعجب افرادى چون ابوسفیان شد، که حتى آثار و پیامدهاى این مساوات اسلامى تا مقدم داشتن اموال و دارایى‏ها نسبت‏ به یکدیگر پیش رفت.

تاریخ نگاران می نویسند: در جریان برادرى مهاجر و انصار، پیمانى بسته شد که شامل مشارکت در میراث هم بود و در همین راستا رویداد تقسیم غنایم جنگى «بنى‏النضیر» از بهترین نمونه‏هاست.

به هر حال، سراسر وقایع تاریخ اسلام گویاى شواهدى است که نقش پیامبر اکرم- ‏صلى الله علیه وآله- را در جلوگیرى از افتراق صفوف مسلمانان و متقابلا بهره‏برى از ابزارانسجام اسلامى نشان مى‏دهد. واین دستورآشکار قرآن بود که فرمود: « ولاتکونوا کالذین تفرقوا واختلفوامن بعد ما جائهم البینات و اولئک لهم عذاب عظیم (آل‏عمران/ ١٠۵): و چون کسانی مباشید که پس از آن که دلایل آشکار بر ایشان آمد، پراکنده شدند و با هم اختلاف پیدا کردند، برای آنان عذاب سهمگین است.»

تلاش پیامبر اکرم، ‏صلى الله علیه وآله، در ایجاد وحدت و انسجام به اوج کوشش‏هاى ممکن، مى‏رسد و چون آرمان وحدت را یکى از رسالت‏هاى الهى بعثت ‏خود مى‏داند؛ و رنج تفرق مؤمنان بر او گران مى‏آید وسخت مهربان و هواخواه آنان است، پس در این راه تمام توان خود را به کارمى‏برد. چنانکه قرآن می فرماید: « لقد جاءکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین رؤوف رحیم‏ (توبه/١٢٨) : قطعا، برای شما پیامبری از خودتان آمد، که بر او رنج شما دشوار است، و به [هدایت] شما آزمند، و نسبت به مؤمنان دلسوزِ مهربان است.» و شاید به همین دلیل است که خود مى‏فرماید:«ما اوذى نبى مثل ما اوذیت: هیچ پیامبری همانند من اذیت نگردید.»

اصلاح ذات بین
موضوع «اصلاح ذات البین‏» و سفارشها و موضعگیرى‏هاى پیامبر اکرم – ‏صلى الله علیه و آله- پیرامون آن نیز، در ردیف راهکارهاى ایجاد برادرى قرار مى‏گیرد. در ذروایتی پیامبر(ص) به ابو ایوب انصاری فرمود:
«یا أبا ایوب! ألا أدلک على صدقة یحبها اللّه ورسوله؟ قال: بلى. فقال رسول‏اللّه: تصلح بین الناس اذا تفاسدوا (١٧): ای ابا ایوب! آیا تو را بر صدقه‌ای که خدا و رسولش دوست دارند، راهنمای نکنم؟ گفت: چرا نه. فرمود: هرگاه مردم به فساد (اختلاف) افتادند، میانشان آشتی و مصالحه کن.» و نیز نقل شده که درباره آیه اخوت از پیامبر اکرم- صلى الله علیه و آله – پرسش کردند، فرمود: مزد آن کس که در بر قرارى آشتى میان مردمان بکوشد؛ برابر مزد کسى است که در راه خدا پیکار کند. (١٨)

بدین‏ترتیب به کار گیری یکى از این شیوه‏ها در تصمیم پیامبر اکرم(ص) مبنى بر «اصلاح ذات البین‏» در مورد تقسیم غنایم جنگ بدر، قابل مشاهده است. قطعا فقدان قانون خاص تقسیم غنایم و نیز عدم آمادگى تربیتى و اخلاقى کامل مسلمانان آن دوره، عواملى بود که به سهولت می توانست در انسجام و پویایى جامعه اسلامى، خلل ایجاد کند. از این‏رو، پیامبر(ص) مامور اصلاح امور و حفظ یکپارچگى امت، و مؤمنان نیز مؤظف به رعایت همدلى و تبعیت از رسول اکرم(ص) می گردد. چنان که قرآن می فرماید:« فاتقوا اللّه واصلحوا ذات بینکم واطیعواللّه ورسوله ان کنتم مؤمنین‏ (انفال /١): پس از خدا پروا دارید وبا یکدیگر سازش نمایید، واگر ایمان دارید، از خدا و پیامبرش اطاعت کنید.»

پیامبر(ص) به گونه‏اى تنش ‏زدایى نمود که کوچک ترین شکافی (هر چند ناچیز) در پیکره وحدت دینى مسلمانان سر برنیاورد؛ چنان که تاریخ نویسان نقل کرده‏اند، پیامبر اسلام(ص) حتى براى گروهى که در جنگ حاضر نبودند، نیز سهمى از غنیمت قرار مى‏داد (١٩).

جالب توجه است که پیش ازآغاز جنگ بدر، پیامبر اکرم(ص) با وجود اعلام حمایت عده‏اى از مهاجران، در انتظار اعلام رضایت انصار مبنى بر آمادگى جهاد و نبرد با دشمن است؛ چون محتواى قرارداد انصار با پیامبر(ص) درباره دفاع از حضرت در داخل شهر مدینه بود و نه همراهى در جنگ‏هاى خارج، لذا پیش از حرکت در پی رأى و نظر انصار بود و پس از اطمینان از یارى آنان آماده کارزار ‏گردید.

این امر در واقع نشان از اهتمام پیامبر اکرم- صلى الله علیه وآله- به رعایت ‏سنت‏هاى اجتماعى و ملاحظه شرایط خاص سیاسى زمان دارد. (٢٠)

رویداد دیگرى که در جریان جنگ احد جلب توجه می کند، دستورى است که قرآن به پیامبر (ص) مى‏دهد، واز او می خواهد که پاره اى مسلمانان را به سبب فرار از جنگ سرزنش نکند و آنان را نیز ببخشد، و در امیدوار ساختن و همکارى ایشان به گونه‏اى که جذب جامعه اسلامى شوند و در مسیر اصلاح و تربیت روحى قرار گیرند، کوشش نماید. چنان که فرمود: « فبما رحمة من الله لنت لهم ولوکنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم واستغفر لهم وشاورهم فى الامرفاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین.» (آل‏عمران /١۵٩): پس به[برکت] رحمت الهی، باآنان نرمخو[وپرمهر] شدی، واگر تندخو وسخت دل بودی، قطعا ازپیرامون تو پراکنده می شدند.پس، از آنان درگذر، وبرایشان آمرزش بخواه، ودرکار[ها] باآنان مشورت کن، وچون تصمیم گرفتی برخدا توکل کن،زیرا خداوند توکل کنندگان را دوست دارد.»

قطعا یکى از ریشه‏هاى اصلى چنین تصمیم شایسته‏اى، همخوانى با وحدت و یکپارچگى سیاسى امت اسلام بوده است تا ازاین طریق پیشاپیش زمینه افتراق بین گروه هاى مسلمان (به علت طرد افرادى از مبارزین که در جریان جنگ دچار خطا و تخلف شدند) و سایر اقشار جامعه، محو شود.

بدین‏سان، حضرت از هرعاملى براى حفظ همبستگی امت اسلامی، و جلوگیرى از تفرق استفاده نمود.

١-٢-٢حفظ وفاق امت

سیاست پیامبر اکرم- ‏صلى الله علیه وآله- درباره ویران کردن مسجد ضرار دقیقا به قصد ایجاد یک مانع مؤثر براى جلوگیرى از ظهور شکاف سیاسى در جامعه اسلامى بود تا پیاپى، وفاق اجتماعی امت آسیب نبیند. بر این اساس، پیامبر بزرگوار اسلام- صلى الله علیه وآله- حتى در آخرین سفارش هاى خود به امت اسلامى نیز چنین مى‏فرماید: «ایها الناس! ان دماءکم و اموالکم علیکم حرام الى ان تلقوا ربکم، کحرمة یومکم هذا، و کحرمة شهرکم هذا…»: ای مردم! قطعا خون ها و مال های شما بر خودتان، همانند حرمت امروزتان، و همانند حرمت این ماه تان، تا دیدار پروردگارتان بر شما حرام است.» و نیز در آخر خطبه فرمود: «… ایها الناس اسمعوا قولی و اعقلوه،اعلموا ان کل مسلم اخ للمسلم و ان المسلمین اخوة.» (٢١): ای مردم! سخن مرا بشنوید و به آن بیاندیشید، بدانید که قطعا مسلمان برادر مسلمان است، و مسلمانان با هم برادرند». ادامه دارد

نوشته: محمد علی فکوری
منبع:روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی خراسان رضوی

پى‏نویس ‏ها:
١- اولین قانون اساسى مکتوب در جهان، ص ۵۵-۶۴.

٢- البدایة والنهایة، ج٣،صص٢٧٣-٢٧۶؛ سیره ابن هشام، ج١،صص۵٠١-۵٠۴.

٣- همان؛ اولین قانون اساسی مکتوب درجهان، صص۵۵-۶۴.

۴- صحیح بخاری ،ج٣،ص٩٨، کتاب المظالم،ج٨،ص۵٩،کتاب الحیل؛سنن ترمذی ، ج٣،ص٣۵۶،باب ۵٩ ؛سنن الکبری ، ج۶،ص٩۴،کتاب الغصب،باب نصر المظلوم؛مجمع الزوائد، ج٧،ص٢۶۴.

۵- ر.ک:البدایة والنهایة،ج٣،صص٢٧۶-٢٧٣؛سیره ابن هشام،صص۵٠۴-۵٠١.
۶- کنزالعمال فى سنن الاقوال و الافعال، ج ١، ص‏١۴٩؛ سنن ابو داوود، ج١، ص۶٢۵، ح٢٧۵١؛ سنن ابن ماجه، ج٢، ص٨٩۵، ح ٢۶٨٣.

٧- کنز العمال، ج١، ص ١٧۵،ح٧۵٩.
٨- تاریخ پیامبر اسلام، محمد ابراهیم آیتى، ص‏٢٣۵.

٩- تذکرة الخواص،سبط بن جوزی،ص٢٣؛الریاض النضرة، محب طبری، ج٢،ص٢٩؛ کتاب الثقات،محمد بن حبان ،ج١،صص١۴١-١۴٢.
١٠- من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق،ج۴،ص٣٩٠،ح۵٨٣٢.

١١- ر.ک: اصول کافی،ج۴،ص١۶۶،ح١،٧؛ المحاسن،ج١، ص٢٢٧،ح۴٠٧؛بحارالانوار،ج٧۴،ص٢٧١،ح١١،۶

١٢- مستدرک الوسائل، میرزای نوری،ج١٢،ص٢٢۵،باب ١۴(وجوب الحب فی اللّه) ؛بحار الانوار،ج۶۶،ص٢۵٢،باب٣۶؛کنزالعمال،چ٩،ص١١،ح٢۴۶٨٨؛ ینابیع المودة لذوی القربی، ج٢، ص٧۶،باب۵۶.

١٣- مسند احمدبن حنبل، ج٧،ص٩١،ح١٩٣۶٨؛کنز العمال،ج١،ص١۵۴،ح٧۶۶.

١۴- ر.ک: کنزالعمال، ج ١، ص‏١۴٩.

١۵- بحارالانوار، ج٣٩، ص‏۵۶،ج ٧۴،ص٢٧۴،ح٧٣٧؛ صحیح البخاری ،ج۵، ص٢٢٣٨، ص۵۶۶۵؛ صحیح مسلم،ج۴،ص١٩٩٩،ح۶۶؛مسند احمد بن حنبل،ج۶،ص٣٧٨،ح١٨۴٠١؛ کنز العمال،ج١،ص١۴٩،ح٧٣٧.

١۶- کشف‏الاسرار و عدة‏الابرار، ج٩، صص ٢٧١-٢۶٧.

١٧- دایرة‏المعارف تشیع، ج ١، ص‏٢۴٣؛ مجمع الزوائد،ج٨،ص٧٩،باب فی البلة؛ المعجم الکبیر، الطبرانی،(م.٣۶٠هـ )،ج۴ ،ص١٨٣؛ الدر المنثور،عبدالرحمن جلال الدین سیوطی(م.٩١١هـ)، ج٣،ص۵٩، ذیل سوره نساء.
١٨- تاریخ پیامبر اسلام، ص‏٢٧٢.

١٩- محیط پیدایش اسلام، ص‏١۴٧.

٢٠- السیرة النبویه، ج ۴، ص‏٢۵٠.

٢١- تاریخ یعقوبى، ج ٢، ص‏١١٠؛ اصول کافی ،ج٧،ص٢٧٣،باب القتل؛ دعائم الاسلام، قاضی نعمان مغربی(م.٣۶٣هـ )، ج٢،ص۵٩؛ من لایحضره الفقیه،شیخ صدوق(م.٣٨١هـ) ، ج۴،ص٩٣؛ وسائل الشیعة،حرعاملی، ج٢٩،ص١٠ ، کتاب القصاص،باب١(تحریم القتال ظلما)
نوشته: محمد علی فکوری منبع:روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی خراسان رضوی
انسجام اسلامی در سیره رسول اکرم (ص)«٢»
اشاره: درقسمت اول مقاله به انسجام و اتحاد که همواره از آرمانهای بزرگ همه پیامبران الهی بوده، اشاره میکند و سپس به انسجام در صدر اسلام و اقتدار و صلابتی که برای مسلمانان بوجود آورد و سرزمین عربستان را از تشتت و گسیختگی نجات داد و همزیستی مسالمت آمیز را میان خود مسلمانان، و مسلمانان و یهودیان در مدینه براساس مفاد پیمان نامه ها جامعه مدنی و قانونمند برقرار ساخت، پرداخته است. بیان راهکارهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی پیامبر صلی الله علیه واله برای ایجاد برادری و برابری را مطرح کرده، همچنین تاثیر خلق و خوی رسول الله و بهره گیری ایشان از ظرفیت ها و خصوصیت عرب جاهلی و تبدیل آنها با تعالیم اسلام به ارزشهای والا تشریح کرده است. محورهای وحدت را حول ایمان به خدا ،تقوا، مبارزه با کفر و برانگیختن روح تعاون و مسئولیت پذیری در جامعه مسلمانان و وفاق با برقراری رابطه برادری درامت اسلام را تبیین می کند.

 

برچسب ها:



ارسال نظر: