۳۰ آبان سال ۹۷
‏‫کاربر گرامی به پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت ایرانشهر خوش آمدید

مقالاتدیدگاه | تعداد بازید : 592 مشاهده شده | تاریخ انتشار : ۶ آبان ۱۳۹۱

اهمیّت حج و آثار آن

در میان فرایض و دستورهاى دین، کم‏تر فریضه‏اى مانند حج، مورد توجه و سفارش قرار گرفته است. تأکید قرآن کریم و توصیه‏هاى پى‏درپى و بسیار شدید اولیاى دین در این زمینه، وصف ناشدنى است.

 

اهمیّت حج و آثار آن

فریضه حج، یکى از مسایل عبادى ـ سیاسى آیین مقدّس اسلام است که همه‏ساله، از سوى هزاران انسان مشتاق، از سراسر جهان، با ملیّت‏ها، نژادها، رنگ‏ها و زبان‏هاى مختلف، در سرزمین وحى انجام مى‏گیرد

 

در میان فرایض و دستورهاى دین، کم‏تر فریضه‏اى مانند حج، مورد توجه و سفارش قرار گرفته است. تأکید قرآن کریم و توصیه‏هاى پى‏درپى و بسیار شدید اولیاى دین در این زمینه، وصف ناشدنى است.

عبداللّه‏ بن سنان از امام صادق علیه‏السلام نقل مى‏کند که آن حضرت فرمود:

لَو عطّل الناسُ الحجَّ لَوَجَبَ عَلَى الإمام أنْ یجبرَهم على الحجّ، إنْ شاؤوا و إنْ أبوا؛ فإنّ هذا البیت إنّما وضع للحجّ(۱)؛

«اگر مردم حج را رها کردند، بر زمامدار مسلمانان است که آنان را بر انجام دادن فریضه حج وادار سازد، چه بخواهند و چه نخواهند؛ چرا که این خانه، براى حج برپا شده است».

اهمیّت حج تا آن‏جا است که امام صادق علیه‏السلام در جایى دیگر مى‏فرماید:

«فإنْ لمْ یکنْ لَهُم أمْوال، أنفقَ علیهم مِنْ بَیت مال المسلمین»؛(۲) «اگر مردم، هزینه سفر حج را نداشته باشند، مخارج سفر آنان از بیت‏المال مسلمانان پرداخت مى‏کند.»

باز از آن حضرت، با سندى معتبر نقل شده که فرمود:

«مَنْ مات وَ لَمْ یَحج حَجّةَ الإسلام، لم یمنعه من ذلک حاجّة تحجف به أمْ مرض لا یطیق فیه الحجّ، أو سُلْطان یمنعه، فلیمت یهودیاً أوْ نصرانیاً»(۳)؛

«هرکس از دنیا برود، در حالى‏که فریضه «حجة‏الاسلام» را به جا نیاورده باشد، بدون این‏که حاجتى مانع او شده باشد، یا به جهت بیمارى از آن بازمانده باشد، و یا پادشاهى از رفتن او جلوگیرى کند، چنین فردى، به کیش یهودیت یا نصرانیّت خواهد مرد.»

مصالح اجتماعى و فرهنگى و اقتصادى و اسرار دقیق و ارزش‏هاى فراوانى در پرتو عمل به مناسک حج نصیب جامعه اسلامى مى‏گردد که وفاق و همدلى و اتّحاد و اخوت پیروان مذاهب اسلامى، از آن جمله است.

وحدت نیّت، وحدت هدف، وحدت اَعمال، وحدت اذکار و آداب، وحدت رنگِ لباس، وحدت مشاهد شریف؛ همانند طواف و سعى و برخى دیگر از مناسک و اَعمال حج، امورى هستند که مسلمانان را به وحدتى همه‏جانبه و فراگیر دعوت مى‏کنند.

امام خمینى قدس‏سره در این زمینه مى‏فرماید:

«حج، بهترین میعادگاه مُعارفه ملّت‏هاى اسلامى است که مسلمانان، با برادران و خواهران دینى و اسلامى خود از سراسر جهان آشنا مى‏شوند، و در آن، خانه‏اى که متعلق به تمام جوامع اسلامى و پیروان ابراهیم حنیف است، گردهم مى‏آیند و با کنار گذاردن تشخّص‏ها و رنگ‏ها و ملیّت‏ها و نژادها، به سرزمین و خانه اوّلین خود رجعت مى‏کنند و با مراعات اخلاق کریمه اسلامى و اجتناب از مجادلات و تجملات، صفاى اخوّت اسلامى و دور نماى تشکل اُمّت محمدى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله را در سراسر جهان به نمایش مى‏گذارند.» ۴

تاریخ اسلام، همواره، شاهد کوشش‏ها و تلاش‏هاى وحدت‏آفرین شخصیّت‏هاى برجسته و پیشوایان بزرگ و مجامع علمى ـ دینى بسیارى بوده است که برگ زرّینى از این تاریخ پرافتخار، به بزرگ پرچم‏دار توحید در عصر حاضر و بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران اختصاص دارد. خود ایشان مى‏فرماید:

«ما، سالهاى طولانى است که دنبال این هستیم که مسلمین را با هم، همقدم و همکلام و مجتمع کنیم، براى این‏که تمام گرفتارى‏هایى که مسلمین دارند و به دست قدرت‏هاى اجنبى، آن‏هایى که مى‏خواهند از بلاد مسلمین بهره‏گیرى کنند، آن‏هایى که مى‏خواهند ذخایر مسلمین را ببرند، آن‏هایى که مى‏خواهند دولت‏هاى اسلامى را در زیر یوغ سلطنت خودشان قرار بدهند، این‏ها، کوشش کرده‏اند خودشان و عُمّالشان به اینکه تفرقه بین مسلمین ایجاد کنند… مسلمین باید ید واحده بر ماسوایشان باشند»۵

با پیروزى انقلاب اسلامى ایران، بهترین فرصت و امکانات، در اختیار امام خمینى قدس‏سره قرار گرفت تا با پیام‏ها و رهنمودهاى خود و بسیج امکانات و نیروهاى متعهّد، و با بهره‏گیرى از بُعد وحدت آفرین حج، زمینه تحقّق این آرزوى دیرینه را فراهم سازند.

مقصود از وحدت

وقتى بحث از وحدت میان مذاهب مختلف اسلامى مى‏شود، قبل از هر چیز باید مقصود از وحدت روشن شود و معلوم گردد که آیا «وحدت حقیقى» مورد نظر است یا «وحدت صورى و ظاهرى؟» و در صورتى‏که حقیقى بودن آن مورد تأیید قرار گرفت، باید روشن شود که چه امورى مى‏تواند مبناى یک وحدت حقیقى قرار گیرد؟

بى‏تردید، منظور از وحدت، نوعى هماهنگى و اتحاد حقیقى، برپایه عقاید و رسوم و یا هدف‏ها و برنامه‏هاى مشترک یا مقوله‏اى اعم از این دو است.

براى روشن شدن موضوع، پیش از پیگیرى دیدگاه حضرت امام در این زمینه، از برخى متون قرآنى و روایى استعانت مى‏جوییم:

قرآن کریم در باب دعوت اهل کتاب (یهودیان و مسیحیان) به وحدت، خطاب به پیامبر خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مى‏فرماید:

«بگو: اى اهل کتاب! بیایید به سوى کلمه واحدى که ما و شما به‏طور مساوى آن را پذیرفته‏ایم و آن عبارت است از این‏که جز خدا را بندگى نکنیم و برایش شریک قرار ندهیم و جز خداى یگانه، بعضى از خودمان را مسلّط و صاحب اختیار بربعض دیگر قرار ندهیم.» ۶

در این آیه شریف هدف‏هایى مانند «آزادى از سلطه همنوعان و پذیرش سلطنت خداوند و بندگى او»، به عنوان محور وحدت ادیان الهى معرفى شده است.

از طرفى، در روایاتى بسیار، هدف از برادرى و اخوّت، وحدت در اهداف و کمک به همنوعان در زندگى روزمرّه معرفى شده است.

امام صادق علیه‏السلام از پیامبر گرامى اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نقل مى‏کند که گفت: «مؤمنان باهم برادرند: عدّه‏اى از آنان، نیازهاى دیگران را برآورده مى‏کنند.» ۷

باز در نقلى دیگر، امام صادق علیه‏السلام مى‏گوید:

«کسى که براى رفع حاجت برادر مؤمن خود، قدم بر مى‏دارد، مانند کسى است که بین صفا و مروه، سعى مى‏کند و آن کسى که نیاز برادرش را برآورد، مانند شهیدى است که در جنگ بدر و اُحُد، در راه خدا، در خون خود دست و پا زده است»(۸)

از این مجموعه و آیات و روایاتى دیگر، به خوبى روشن مى‏شود که وحدت مورد نظر اسلام و مفسّران واقعى آن، وحدت بر اساس پذیرش توحید و نبوّت و ارزش‏هاى انسانى و هدف‏هاى مشترکى است که با توجه به فطرت پاک و نیازها و ضرورت‏هاى امّت اسلامى، بدون توجه به رنگ و نژاد و زبان و مذهبى خاص، مدّنظر قرار مى‏گیرد.

البته، بدیهى است که مراد از وحدت در اصول اعتقادات، وحدتِ مطلق نیست که همه پیروان مذاهب اسلامى به کنارگذاشتن عقاید و افکار ویژه و هویّت مذهبى خود و برگزیدن یک فکر فراخوانده شوند.

امام خمینى قدس‏سره در این زمینه مى‏فرماید:

«گمان نکنند برادرهاى سنّىِ ما که در اسلام این معنا مطرح باشد که فرقى ما بین شما و ما باشد. همان‏طور که شما، چهار مذهبى که در اهل تسنن هست، چه‏طور آن مذهب با آن مذهب دوتا است، لکن برادرند همه، دشمن نیستند این هم یک مذهب خامسى است که دشمنى در کار نیست. همه برادرى، همه مسلمان، همه اهل قرآن، همه تابع رسول اکرم.» ۹

«جامعه‏اى که همه مى‏خواهند به اسلام خدمت کنند و براى اسلام باشند، از این مسائل نباید طرح شود. ما همه برادر هستیم و باهم هستیم. منتها، علماى شما، یک دسته، فتوا به یک چیز دادند و شما، تقلید از علماى خود کردید، شدید حنفى، یک دسته، فتواى شافعى را عمل کردند و یک دسته فتواى حضرت صادق علیه‏السلام را عمل کردند، این‏ها شدند شیعه. این‏ها، دلیل اختلاف نیست.»(۱۰

در جایى دیگر مى‏فرماید:

«ما، به حسب حکم خداى، تبارک و تعالى، اخوّت خودمان را با همه مسلمین جهان، با دولت‏هاى کشورهاى اسلامى، با ملّت‏هاى مسلم، در هر مذهبى هستند، در هر کشورى هستند، ما برادرى خودمان را با آن‏ها اعلام مى‏کنیم. ما مى‏خواهیم همه مسلمین، ید واحده باشند بر مَنْ سِواهم. هرکس، در محیط خودش، با هر حکومتى که هست و با هر مذهبى که هست، در محیط خودش باشد و مستقل باشد.»(۱۱)

در حقیقت، آنچه امام خمینى قدس‏سره در طول حیات سیاسى‏ـ مبارزاتى خود بر آن تأکید داشتند و امت اسلام، مخصوصاً، زائران بیت‏اللّه‏ الحرام را به آن دعوت مى‏کردند، همبستگى مذاهب اسلامى در چهارچوب اصول بنیادین و هدف‏ها و منافع مشترک است که در ادامه، به برخى محورهاى مهم آن اشاره مى‏کنیم.

مایه‏هاى وفاق

امام خمینى قدس‏سره در مجموع سخنان و بیانات خود به مناسبت‏هاى مختلف و به‏ویژه در زمینه استفاده بهینه از همایش عظیم حج، بیش از هرچیز، بر سه محور اساسى جهت برقرارى وحدت میان مسلمانان جهان تأکید مى‏ورزیدند:

۱ ـ دین اسلام

امام خمینى قدس‏سره با اشاره به آیه وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّه‏ِ جَمِیعا وَلاَ تَفَرَّقُوا…(۱۲) و این‏که اسلام، بانى عقدِ اخوّتِ میان مسلمانان است مى‏فرماید:

«اسلام، بین همه مسلمان‏ها، عقد اخوّت بسته است و همه را دعوت به اعتصام به حبل اللّه‏ و پیروى از خط اسلام مى‏فرماید.»(۱۳

«حبل اللّه‏، اسلام است، صراط مستقیم است. ریسمان بین حق و خلق، اسلام است.»(۱۴

ایشان، ضمن برداشتى این‏چنین از روح قوانین و شعائر اسلامى و با اشاره به نقش حج در ایجاد وحدت میان فِرَق مختلف اسلامى مى‏فرماید:«این خانه ناس است، شخصى یا اشخاص یا گروهى یا طوایف خاصى، این‏طور نیست که اَوْلى باشند به خانه خدا از دیگر ناس. همه مردم، آن‏هایى که در سراسر دنیا هستند، در مشارق ارض و مغارب ارض، مکلّف هستند که مُسْلِم بشوند و در این خانه که قرار داده شده است از براى ناس، مجتمع بشوند و زیارت کنند آن بیت مقدس را.

عقلا و علماى اسلام، از صدر اسلام تا کنون، کوشش کردند براى این‏که مسلمین، همه باهم مجتمع باشند و همه ید واحده باشند بر غیر مسلمین. در هرجا که مُسْلِمى پیدا بشود، باید با سایر مسلمین تفاهم کنند و این یک مطلبى است که خداى تبارک و تعالى در قرآن کریم، سفارش کرده است و پیغمبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله سفارش فرموده است و ائمّه مسلمین سفارش فرموده‏اند و علماى بیدار اسلام دنبال این امر را گرفته و کوشش کرده‏اند به اینکه مسلمین را در تحت لواى اسلام به وحدت و یگانگى دعوت کنند.»(۱۵

۲ ـ منافع و هدف‏هاى مشترک

دومین عامل زمینه‏ساز وحدت میان مسلمانان جهان، منافع و هدف‏هاى مشترک است. رسیدن به تفاهم بر اساس منافع مشترک، توقعى نابه‏جا نیست. این مسیرى است که بسیارى از کشورهاى متمدن و پیشرفته در زمینه‏هاى مختلف، آن را تجربه کرده‏اند. مثال عینى چنین امرى، جامعه اروپا است که مى‏بینیم پس از تشکیل پارلمان و بازار مشترک اروپایى، با تقویت زمینه‏هاى مشترک سیاسى و اقتصادى و تضعیف نقاط منفى و اختلاف برانگیز، تا آن‏جا پیش رفت که حتّى به اتّحاد پولى و حذف مرزها، در جهت تأمین منافع مشترک میان کشورهاى عضو رسید.

امروزه، با توجه به توسعه ارتباطات و پیشرفت‏هاى علمى و صنعتى و آسان شدن تبادلات فرهنگى و نزدیکى ملّت‏ها به هم، زمینه‏هاى مختلفى براى همکارى و تعاون و اتخاذ تصمیمات مشترک بر اساس منافع و هدف‏هاى مشترک مسلمانان فراهم شده است که همایش عظیم حج، بهترین مجمع بین‏المللى ـ اسلامى است که مى‏توان با بهره‏گیرى از آن، به نقد و بررسى انظار گوناگون در زمینه‏هاى مختلف پرداخت و نقاط مشترک را تأیید و تقویت کرد و مسائل اختلاف‏ساز را از جوامع اسلامى به دور راند.

امام خمینى قدس‏سره خطاب به نماینده و امیرالحاج ایران، همین نکته را متعرض شده، مى‏گوید:

«با توجه به این‏که فریضه حج، یکى از بزرگ‏ترین فریضه‏هاى عبادى ـ سیاسى اسلام و کنگره عظیم حج در مواقف معظّمه، از بزرگ‏ترین کنگره‏هاى جهان اسلام است، حجّاج محترم جهان را دورهم گرد آورده و در مصالح اسلام و مشکلات مسلمین تبادل آرا نموده و در حل مشکلات و راه رسیدن به آرمان مقدس اسلام، تصمیمات لازم را اتّخاذ نمایید و راه‏هاى اتّحاد بین همه طوایف و مذاهب اسلامى را بررسى کنید و در امور سیاسى مشترک بین همه طوایف، مشکلاتى را که براى مسلمین جهان به‏دست دشمنان سرسخت اسلام پیش آمده است که اهمّ آن اختلاف‏انگیزى بین صفوف مسلمانان است را چاره‏اندیشى بنمایید.»(۱۶)

وى در جایى دیگر خطاب به زائران بیت‏اللّه‏الحرام مى‏گوید:

«اگر إن شاءاللّه‏، آن وحدت بین مسلمین و دولت‏هاى کشورهاى اسلامى ـ که خداوند تعالى و رسول عظیم‏الشأنش خواسته‏اند و امر به آن و اهتمام در آن فرموده‏اند ـ حاصل شود، دولت‏هاى کشورهاى اسلامى با پشتیبانى ملّت‏ها، مى‏توانند یک ارتش مشترک دفاعى… داشته باشند که بزرگ‏ترین قدرت را در جهان به‏دست آورند… و امید است دولت‏هاى منطقه با قطع‏نظر از زبان و نژاد و مذهب، فقط، تحت پرچم اسلام، در این امر فکر کنند و طرح آن را بریزند.»(۱۷)

به‏طور کلّى، در چنین مکان‏هایى که به حق، براى مصالح موحّدان و مسلمانان جهان بنا شده است، مى‏توان با تکیه بر منافع و هدف‏هاى مشترک، به طرح‏هاى مهم و فراگیر در جهت رسیدن به وحدت میان مذاهب اسلامى دست یافت و این امرى است شدنى و ممکن، که امام خمینى، در بیانات خود، به آن تصریح کرده و حجاج بیت‏اللّه‏ الحرام را به آن فرا مى‏خواند:

«بر شما ملّت عزیز اسلام که براى اداى مناسک حج در این سرزمین وحى اجتماع کرده‏اید، لازم است از فرصت استفاده کرده، به فکر چاره باشید.

براى حل مسائل مشکله مسلمین، تبادل‏نظر و تفاهم کنید. باید توجه داشته باشید که این اجتماع بزرگ که به امر خداوند تعالى، در هر سال، در این سرزمین مقدّس فراهم مى‏شود، شما ملّت‏هاى مسلمان را مکلّف مى‏سازد که در راه اهداف مقدسه اسلام، مقاصد عالیه شریعت مطهره و در راه ترقى و تعالى مسلمین و اتحاد و پیوستگى جامعه اسلامى کوشش کنید. در راه استقلال و ریشه‏کن‏کردن سرطان استعمار، همفکر و همپیمان شوید. گرفتارى‏هاى ملل مُسْلِم را از زبان اهالى هر مملکت شنیده و در راه حل مشکلات آنان، از هیچ‏گونه اقدامى فروگذار نکنید. براى فقرا و مستمندان کشورهاى اسلامى فکرى کنید.»(۱۸

۳ ـ دشمن مشترک

امروزه، کشورهاى اسلامى، از سوى سلطه‏جویان و غارت‏کنندگان جهانى، مورد شدیدترین و بى‏رحمانه‏ترین حمله‏ها قرار دارند، زیاده‏طلبان و متجاوزان استثمارگر، چشم طمع به سرزمین‏هاى غنى و گران‏قیمت مسلمانان دوخته و براى چپاول و غارت مخازن عظیم زیرزمینى و رو زمینى این کشورها، از هیچ جنایت و توطئه‏اى فروگذار نیستند، همواره در تلاشند با انواع حیله‏ها و با بهره‏گیرى از شیوه‏ها و ابزارهاى مختلف، بر غارت خود تداوم بخشند. این، مصیبتى عظیم است که مسلمانان عالم به حکم قرآن کریم که مى‏فرماید:

وَ اَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة(۱۹) وظیفه دارند براى آن چاره‏جویى کرده و با هماهنگى و اتخاذ تصمیمات مشترک از چنگال پلید چنین قدرت‏هاى فزون‏طلب و متجاوز، رها شوند. همایش عظیم حج، بهترین فرصت را در اختیار مسلمانان قرار مى‏دهد تا با تأسّى به سیره بنیانگذاران مکتب توحید و مبارزه با کفر و ظلم و تجاوز، با رایزنى‏هاى همه‏جانبه خود، به اقدامى شایسته و بایسته دست زده و بر دشمنان مشترک خود غالب آیند. این، نکته‏اى است که امام خمینى قدس‏سره در پیام‏هاى خود به حجاج بیت‏اللّه‏ الحرام، بارها، آن را گوشزد کرده‏اند:

«به حجّاج محترم و زائران بیت‏اللّه‏ الحرام، از هر کشور و هر طایفه و تابع هر مذهب هستند، متواضعانه عرض مى‏کنم، شما، همه، ملّت اسلام و تابع پیامبر و پیروِ دستورات قرآن مجید هستید و همه، دشمنان غدّار مشترک دارید که با ایجاد اختلاف به واسطه عمّال بدبخت خود و رسانه‏هاى گروهى و تبلیغات تفرقه‏افکن، در طول تاریخ، به‏ویژه در سده‏هاى اخیر و بالاخص در عصر حاضر، همه دولت‏ها و ملّت‏هاى اسلامى را در اسارت کشیده‏اند و ذخایر غنىِ بلاد شما و دسترنج مظلومان کشورهاى شما را به غارت برده و مى‏برند و درصدد هستند که حکومت‏ها را، گوش و چشم‏بسته و دربست، به خدمت خود گمارند و ملّت‏ها را به دست آنان، مصرفى، بار بیاورند و از رشد انسانى و ابتکار صنعتى کشورهاى مظلوم، با حیله‏ها و توطئه‏هاى شیطانى جلوگیرى کنند و وابستگى هرچه بیشتر و اتکا به غرب و شرق را روزافزون کنند و مجال تفکر براى استقلال و ابتکار را به هیچ‏کس ندهند و نَفَس‏هایى که براى بیدارى ملّت‏ها آماده‏اند، در سینه‏ها خفه کنند. و وضعِ نکبت‏بارى که در کشورهاى اسلامى و سایر کشورهاى مظلوم مشاهده مى‏کنید، زاییده همین توطئه‏هاى دشمنان مشترک مسلمانان و مظلومان است.

پس اکنون که در مرکز اسلام حیات‏بخش، به امر خداوند و رسولش، گرد آمده‏اید و از هر ملّت و مذهب، در این مکان عظیم اجتماع کرده‏اید، براى این درد مهلک و سرطان کشنده، چاره‏اندیشى کنید و باید بدانید که چاره اساسى در سایه وحدت همه مسلمین و اجتماع همگانى در قطع ید ابرقدرت‏ها از کشورهاى اسلامى است.»(۲۰

«شرط همه مناسک و مواقف براى رسیدن به آرزوهاى فطرى و آمال انسانى، اجتماع همه مسلمانان در این مراحل و مواقف و وحدت کلمه تمامى طوایف مسلمین است، بدون اعتنا به زبان و رنگ و قبیله و طایفه و مرز و بوم و عصبیّت‏هاى جاهلى و هماهنگ خروشیدن بر دشمن مشترک.»(۲۱

متفکر و فیلسوف شهید، آیة‏اللّه‏ مرتضى مطهرى رحمه‏الله در زمینه مبناى وحدت میان مذاهب اسلامى، سخنى جامع دارند که آن را در پایان این بخش یادآور مى‏شویم:

«مسلمین، مایه وفاق‏هاى بسیارى دارند که مى‏تواند مبناى یک اتّحاد محکم گردد. مسلمین، همه، خداى یگانه را مى‏پرستند و همه، به نبوت رسول اکرم، ایمان و اذعان دارند. کتاب همه قرآن و قبله همه کعبه است. با هم و مانند هم، حج مى‏کنند و مانند هم نماز مى‏خوانند و مانند هم روزه مى‏گیرند و مانند هم تشکیل خانواده مى‏دهند و داد و ستد مى‏نمایند و کودکان خود را تربیت مى‏کنند و اموات خود را دفن مى‏نمایند و جز در امورى جزئى، در این کارها باهم تفاوتى ندارند. مسلمین همه از یک نوع جهان‏بینى برخوردارند و یک فرهنگ مشترک دارند و در یک تمدّن عظیم و باشکوه و سابقه‏دار شرکت دارند. وحدت در جهان‏بینى، در فرهنگ، در سابقه تمدّن، در بینش و منش، در معتقدات مذهبى، در پرستش‏ها و نیایش‏ها، در آداب و سنن اجتماعى خوب، مى‏تواند از آنها ملّت واحد بسازد و قدرتى عظیم و هایل به وجود آورد که قدرت‏هاى عظیم جهان، ناچار، در برابر آن‏ها خضوع نمایند. خصوصاً اینکه در متن اسلام، بر این اصل تأکید شده است. مسلمانان، به نص صریح قرآن، برادر یکدیگرند و حقوق و تکالیف خاصّ آن‏ها را به یکدیگر مربوط مى‏کند….»(۲۲

موانع وحدت

زمینه‏ها و موانع فراوانى در ایجاد تفرقه و جدایى میان مذاهب و فرق مختلف اسلامى تأثیر دارند که در این بخش، به مواردى از آن اشاره مى‏کنیم:

۱ ـ قوم گرایى

تکیه بر قومیّت و ملیّت و مرزبندى‏هاى نژادى و منطقه‏اى و تعصّب و افتخار ورزیدن نسبت به امورى از این دست، یکى از موانع وحدت به‏شمار مى‏رود.

فخر و مباهات نسبت به امور واهى و اعتبارى و مقطعى و منطقه‏اى؛ یعنى برترى‏جویى‏ها و افتخارات متداول میان برخى ملل و اقوام و خانواده‏ها ـ که ملاک حق و باطل را تطابق خواست دیگران با تمایلات و خواسته‏هاى خود یا عدم تطابق آن مى‏دانند ـ خروج از اعتقاد به توحید و… است و بى‏اعتنایى به توحید، یکى از موانع وحدت است.

امام زین‏العابدین علیه‏السلام مى‏گوید:

«آن تعصّبى که صاحبش گناهکار شمرده مى‏شود، این است که فردى، انسان‏هاى بدکردارِ وابسته خویش را، از افراد نیکوکارِ وابسته به قومى دیگر، بهتر و باارزش‏تر بشمارد. البته، دوست داشتن بستگان، از تعصّب‏هاى باطل نیست، بلکه یارى کردن بستگان، براى ستم به دیگران، از نوع تعصّب باطل است.»(۲۳

چنین تعصّبى، زمینه‏ساز جدایى و خروج از محدوده ایمان و مؤمنان شمرده شده است. امام صادق علیه‏السلام از پیامبر گرامى اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نقل مى‏کند که گفت:

«کسى که خودش، تعصّب بورزد یا دیگرى برایش تعصّب ورزد، حقیقتاً، گردن‏بندِ ایمان را از گردن خارج کرده است.»(۲۴)

نقش این عامل، در دورى مسلمانان از هم، نقشى اساسى و غیر قابل انکار است و با توجّه به همین نکته است که امام خمینى قدس‏سره همه مسلمانان و به‏ویژه حجاج بیت‏اللّه‏ الحرام را به مدّنظر قرار دادن مصالح عالى اسلام و پرهیز از فرقه‏گرایى و تعصّب‏هاى جاهلانه فراخوانده، مى‏گوید:

«لازم است حجّاج بیت‏اللّه‏ الحرام در این مجمع عمومى و سیل خروشان انسانى، فریاد برائت از ظالمان و ستم‏کاران را هرچه رساتر برآورند و دست برادرى را هرچه بیش‏تر بفشارند و مصالح عالیه اسلام و مسلمین مظلوم را فداى فرقه‏گرایى و ملّى‏گرایى نکنند و برادران مُسْلم خود را هرچه بیش‏تر متوجّه به توحید کلمه و ترک عصبیت‏هاى جاهلى که جز به نفع جهان‏خواران و وابستگان آنان تمام نمى‏شود، بنمایند که این، خود، نصرت خداوند تعالى است.»(۲۵)

«از مسائلى که طرّاحان براى ایجاد اختلاف بین مسلمانان طرح [کرده‏اند] و عمّال استعمارگر در تبلیغ آن به‏پاخاسته‏اند، قومیّت و ملیّت است و مسلمانان را در مقابل هم قرار داده‏اند. در حبِّ وطن حرفى نیست، ولى ملّى‏گرایى که به دشمنى بین مسلمین و شکاف در صفوف مسلمین منجر [مى‏شود] برخلاف اسلام و مصلحت مسلمین است.»(۲۶

«هان! اى مسلمانان قدرتمند به خود آیید و خود را بشناسید و به عالم بشناسانید و اختلافات فرقه‏اى و منطقه‏اى را که به‏دست قدرت‏هاى جهان‏خوار و عمّال فاسد آن‏ها براى غارت شما و پایمال کردن شرف انسانى و اسلامى شما بار آمده، به حکم خداى تعالى و قرآن مجید، به دور افکنید.»(۲۷

۲ـ کج‏فهمى‏ها و ارائه تفسیرهاى متفاوت از اسلام

یکى از اصلى‏ترین و بزرگ‏ترین موانع وحدت، کج‏فهمى‏ها و تجزیه و تحلیل‏ها و تفسیرهاى غلط و بعضاً متضاد از اسلام، از سوى نااهلان و در نتیجه دورشدن مسلمانان از حقیقت دین و معارف اسلامى است.

متفکر شهید، مرتضى مطهرى رحمه‏الله تحت عنوانِ «انحطاط مسلمین در عصر حاضر» مى‏گوید:

«در میان کشورهاى دنیا، به استثناى بعضى کشورها، کشورهاى اسلامى عقب‏مانده‏ترین و منحط‏ترین کشورها هستند، نه‏تنها درصنعت عقب هستند، در علم…، در اخلاق، در انسانیّت و معنویّت [هم] عقب هستند. چرا؟… باید اعتراف کنیم که حقیقت اسلام، به صورت اصلى، در مغز و روح ما موجود نیست، بلکه این فکر، اغلب در مغزهاى ما به‏صورت مسخ شده، موجود است… فکر دینى ما باید اصلاح شود، تفکّر ما درباره دین، غلط است… ما قبل از این‏که بخواهیم درباره دیگران فکرکنیم که آن‏ها مسلمان شوند، باید درباره خود فکر کنیم. ما اکنون بیش از هرچیزى نیازمندیم به یک رستاخیز دینى و اسلامى، به یک احیاى تفکر دینى، به یک نهضت روشنگر اسلامى.»(۲۸)

امام خمینى، در زمینه کج‏فهمى‏ها و تبلیغات سوئى که به اسم اسلام، علیه اسلام و وحدت بین مسلمانان صورت مى‏گیرد، مى‏گوید:

«آن‏هایى که مى‏خواهند اسلام را بشکنند، با اسم اسلام، این‏ها را گول مى‏زنند: اوراقى مى‏نویسند، متفرق مى‏کنند در همه جا که چه [وچه] و مى‏خواهند تفرقه بیندازند.»(۲۹)

«اصل این مسأله که شیعه و سنّى، شیعه، یک‏طرف و سنّى، یک‏طرف، این از روى جهالت و از روى تبلیغاتى که اجانب کرده‏اند، پیش آمده است. چنان‏که بین خود شیعه هم اشخاص مختلفى را با هم به مبارزه وامى‏دارند و بین خود برادرهاى سنّى هم یک طایفه‏اى را به طایفه دیگر، در مقابل هم قرار مى‏دهند.»(۳۰)

«مع الأسف، ابعاد مختلف این فریضه عظیم سرنوشت‏ساز [حج] به واسطه انحراف‏هاى حکومت‏هاى جور، در کشورهاى اسلامى و آخوندهاى فرومایه دربارى و کج‏فهمى‏هاى بعضى از معمّمین و مقدّس‏نماها در تمام کشورهاى اسلامى، در پرده ابهام باقى مانده است. کج‏فهمانى که حتّى با تشکیل حکومت اسلامى؛ مخالف و آن را از حکومت طاغوت بدتر مى‏دانند! کج‏فکرانى که فریضه بزرگ حج را محدود به یک ظاهر بى‏محتوا کرده و ذکر گرفتارى‏هاى مسلمانان و کشورهاى اسلامى را بر خلاف شرع و تا سرحدِّ کفر مى‏شمارند. وابستگان به حکومت‏هاى جابر انحرافى که فریاد مظلومانى را که از گوشه و کنار جهان در این مرکزِ فریاد، جمع گردیده‏اند، زندقه و برخلاف اسلام وانمود مى‏کنند. بازى‏گرانى که براى عقب نگاه داشتن مسلمانان و بازکردن راه براى غارت‏گران و سلطه‏جویان، اسلام را در کنج مساجد و معابد محصور نموده‏اند و اهتمام به امر مسلمین را بر خلاف اسلام و وظایف مسلمانان و علماى اسلام معرفى مى‏کنند.

و مع الأسف، دامنه تبلیغات گمراه‏کننده، به قدرى بوده و هست که دخالت در هر امر اجتماعى و سیاسى را در جامعه مسلمین، بر خلاف وظایف روحانیون و علماى دین مى‏دانند و دخالت در سیاست را گناهى نابخشودنى مى‏خوانند و فریضه نمازجمعه را به یک صورت خشک، متصور کرده و تجاوز از این حد را ضد اسلام مى‏دانند.

و باید گفت اسلام غریب و ناشناخته است و ملّت‏هاى اسلامى منزوى و ناآشنا به حقایق اسلامند.»(۳۱

۳ ـ توطئه قدرت‏مندان زیاده‏طلب

همان‏طور که پیشتر آوردیم، غارت‏گران جهانى، همواره، درصددند تا سلطه خود بر کشورهاى غنى را توسعه دهند و بر چپاول و غارت سرمایه و استثمار ملّت‏هاى محروم، فزونى بخشند.

آنان، چون وحدت و انسجام ملّت‏ها را مهم‏ترین مانع و سدّى عظیم در مقابل غارت‏گرى‏هاى خود مى‏دانند، بیش‏ترین فعّالیّت خود را براى ایجاد اختلاف ملّت‏هاى موردنظر، متمرکز مى‏سازند. که ایجاد اختلاف میان مذاهب اسلامى، از جمله آن تلاش‏ها است.

امام خمینى قدس‏سره در این زمینه مى‏فرماید:

«طرح اختلاف بین مذاهب اسلامى، از جنایاتى است که به دست قدرت‏مندان ـ که از اختلاف بین مسلمانان سود مى‏برند ـ و عمّال از خدا بى‏خبر آنان از جمله «وعّاظ‏السلاطین» ـ که از سلاطین جور، سیاه‏روى‏ترند ـ ریخته شده و هر روز بر آن دامن مى‏زنند و گریبان چاک مى‏کنند و در هر مقطع، به امید آنکه اساس وحدت بین مسلمین را از پایه ویران نمایند، طرحى براى ایجاد اختلاف عرضه مى‏دارند.»(۳۲)

«علما و دانشمندان سراسر جهان، به‏ویژه علما و متفکران اسلامِ بزرگ، یک‏دل و یک‏جهت، در راه نجات بشریّت از تحت سلطه ظالمانه این اقلیّت حیله‏باز و توطئه‏گر ـ که با دسیسه‏ها و جنجال‏ها، سلطه ظالمانه خود را بر جهانیان گسترده‏اند ـ بپاخیزند و با بیان و قلم و علم خود، خوف و هراس کاذبى را که بر مظلومان سایه افکنده است، بزدایند و این کتاب‏هایى را که اخیراً با دست استعمار که از آستین کثیف این بردگان شیطان، منتشر شده و دامن به اختلاف بین طوایف مسلمین مى‏زنند، نابود کنید و ریشه خلاف ـ که سرچشمه همه گرفتارى مظلومان و مسلمانان است ـ را برکنید.»(۳۳)

۴ ـ هواهاى نفسانى

از جمله موانع وحدت میان مسلمانان، حبّ نفس و هواهاى نفسانى است. امام خمینى، اختلاف و جدایى مسلمانان از هم را ناشى از جهات نفسانى و اغراض نفسانیه دانسته، مى‏فرماید:

اختلاف، همیشه ناشى از جهات نفسانى است. اگر همه انبیا، الآن، در این‏جا جمع بشوند، اختلاف ندارند، براى آنکه آن جهات نفسانى را ندارند. آن‏وقت که یک طرف، جهت نفسانى دارد و یا هردو طرف، جهت نفسانى دارند، آن‏وقت، اختلاف پیدا مى‏شود. کوشش کنید که آن جهات نفسانى، بازیتان ندهد که منشأ مناقشه و اختلاف شود.»(۳۴)

«شما، باید بدانید که هر اختلاف و نزاعى شروع شود، از باطن خود انسان است و هر اتحاد و انسجامى که حاصل شود، از خدا است.»(۳۵)

راه‏هاى ایجاد اتّحاد میان مذاهب اسلامى

در بخش‏هاى گذشته یادآور شدیم که هریک از مذاهب اسلامى، با وجود اینکه داراى مشخصاتى ویژه‏اند که به لحاظ آن، از هم متمایز مى‏گردند، امّا مایه‏هاى وفاق و هدف‏هاى مشترکى دارند که مى‏تواند آن‏ها را به تفاهم و وفاق برساند. نیز گفتیم که فریضه حج، بهترین موقعیّت مکانى و زمانى را در اختیار مسلمانان قرار مى‏دهد تا با اقداماتى هماهنگ به‏سوى وحدت بروند.

در این‏که چه برنامه‏ها و طرح‏هاى عملى و واقع‏بینانه، با توجه به هدف‏هاى مشترک، مى‏تواند زمینه‏ساز وحدت مسلمانان گردد، دیدهاى مختلفى وجود دارد که ما، در این بخش، با توجه به دیدگاه‏هاى حضرت امام قدس‏سره و با بهره‏گیرى از سخنان ایشان در زمینه فریضه حج، به امورى اشاره مى‏کنیم:

۱ ـ جلوگیرى از تبلیغات منفى

از جمله مهم‏ترین عوامل حسن تفاهم و وحدت میان مسلمانان، تکریم و احترام به شخصیّت افراد است. جوّ حاکم بر محیط‏هاى اسلامى، باید به گونه‏اى باشد که هیچ فرد یا گروهى، خویشتن را در معرض اهانت و تحقیر دیگران نبیند و نسبت به عزّت نفس و شخصیّت خود، احساس ناامنى و نگرانى نکند، هرچند ازنظر مذهبى در اقلیّت باشد.

همه انسان‏ها، از هر ملّت و نژاد، از اهانت دیگران آزرده‏خاطر مى‏گردند و از خود، عکس‏العمل نشان مى‏دهند و دوست دارند در نظر دیگران، با ارزش و مورد احترام باشند. احترام به شخصیّت دیگران، مایه مِهر و محبّت و دوستى، و اهانت و تحقیر دیگران، وسیله ایجاد خشم و دشمنى و مایه تفرقه و جدایى است. بى‏جهت نیست که پیامبر گرامى اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مى‏فرماید:

«لا تحقرنّ أحداً من المسلمین؛ فإنَّ صغیرهم عند اللّه‏ کبیر».(۳۶)

«هیچ یک از مسلمانان را کوچک نشمارید که خردسالانشان هم در پیشگاه خداوند، بزرگند.»

از این‏رو نخستین گام براى برقرارى وحدت میان مسلمانان جهان، جلوگیرى از هجو و دشنام‏گویى و تحقیر و بى‏حرمتى است. لازم است عالمان و نویسندگان، از هر مذهب و فرقه که باشند، در گفته‏ها و نوشته‏هاى خود از هر سخن و هر حرکتى که سبب بى‏حرمتى و تحقیر دیگران و تفرقه و جدایى است، پرهیز کنند و پیروان خویش را از بدگویى و تحقیر نسبت به خلفا و یا حسّاسیت نشان دادن و برخورد متعصبانه نسبت به زیارت‏هاى معروف و مستند و غیر آن، بازداشته و از فعالیت‏هاى تفرقه‏افکنانه آنان جلوگیرى کنند.

قرآن کریم حتّى این عملِ زشت را نسبت به مشرکان، روانمى‏دارد و مى‏فرماید:

وَلاَ تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّه‏ِ فَیَسُبُّوا اللّه‏َ عَدْوا بِغَیْرِ عِلْمٍ…(۳۷)

«و دشنام ندهید آنان که جز خدا را مى‏خوانند، تا دشنام دهند خداى را دشمنانه و از روى نادانى»

امام خمینى قدس‏سره مى‏گوید:

«علما و خطبا و ائمه جمعه بلاد و روشنفکران اسلامى، با وحدت و انسجام و احساس مسؤولیّت و عمل به وظیفه سنگین هدایت و رهبرى مردم، مى‏توانند دنیا را در قبضه نفوذ و حاکمیت قرآن درآورند و جلوى این‏همه فساد و استثمار و حقارت مسلمین را بگیرند… و به‏جاى نوشتن و گفتن لاطائلات و کلمات تفرقه‏انگیز و مدح و ثناى سلاطین جور و بدبین کردن مستضعفان به مسائل اسلام و ایجاد نفاق در صفوف مسلمین، به تحقیق و نشر احکام نورانى اسلام همّت بگمارند و با استفاده از این دریاى بى‏کران ملّت‏هاى اسلامى، هم عزّت خود را و هم اعتبار امّت محمّدى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله را پایدار نمایند.»(۳۸)

استاد شهید مطهّرى رحمه‏الله در این زمینه مى‏گوید:

وحدت اسلامى… ایجاب مى‏کند… که مسلمین براى این‏که احساسات کینه‏توزى در میانشان پیدا نشود یا شعله‏ور نگردد، متانت را حفظ کنند، یکدیگر را سبّ و شتم ننمایند، به یکدیگر تهمت نزنند و دروغ نبندند؛ از حدّ منطق و استدلال خارج نشوند و در حقیقت، لااقل، حدودى را که اسلام در دعوت غیر مسلمان به اسلام، لازم دانسته است، درباره خودشان رعایت کنند؛ ادْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ…(۳۹)

۲ـ شناخت اسلام اصیل و وجوه اشتراک مذاهب

همان‏طور که پیش‏تر یادآور شدیم، آگاه نبودن از اسلام واقعى و یا کج‏فهمى‏ها و داورى‏هاى جاهلانه تعصب آمیز برخى از پیروان مذاهب اسلامى نسبت به هم، از جمله عوامل به‏وجود آمدن تفرقه و جدایى میان مسلمانان به‏شمار مى‏رود. این امر، مى‏طلبد که عالمان دینى و روشنفکران مذهبى تلاش همه‏جانبه‏اى را براى شناساندن اسلام اصیل و اصول و ارزش‏هاى دینى مشترک میان جمیع مذاهب دست زده و ضمن تعمیق اطلاعات دینى مردم و بالا بردن سطح فرهنگ مسلمانان جهان، بسیارى از بدبینى‏ها و تعصبات ناروا را برطرف کرده و زمینه وحدت حقیقى را فراهم سازند.

ناآشنایى پیروان هریک از مذاهب اسلامى به اسلام یا مبانى فکرى و دیدگاه‏هاى اعتقادى هم، زمینه‏ساز بسیارى از نفى و طردها و طرح مسائل اختلاف‏انگیز است و این خطر، تنها، با بحث و بررسى پیرامون مبانى اسلام و تعمیق اطلاعات پیروان مذاهب مختلف در این زمینه از بین خواهد رفت.

امام خمینى، در لزوم شناخت اسلام واقعى و نقش آن در برقرارى وحدت مى‏فرماید:

«چنان‏که کراراً اعلام کرده‏ام، اگر ملّت اسلام بیدار نشوند و به وظایف خود آگاه نگردند، اگر علماى اسلام، احساس مسؤولیت نکنند و به‏پانخیزند، اگر اسلام واقعى که عامل وحدت و تحریک کلیّه فِرَق مسلمین در مقابل بیگانگان و ضامن سیادت و استقلال ملل مسلمان و کشورهاى اسلامى مى‏باشد، به دست عوامل و ایادى اجانب، همین‏طور در زیر پرده استعمار پوشیده بماند، آتش اختلاف و تشتّت در میان مسلمین افروخته مى‏گردد و روزهاى سیاه‏تر و نکبت‏بارترى براى جامعه اسلامى در پیش است.»(۴۰)

نکته!

در بسیارى از موارد، داورى‏هاى ناروا و کج‏فهمى‏ها و بدگویى‏هاى فرقه‏هاى مختلف به هم، ناشى از برداشت‏هاى غلط آنان از منابع و آثار ارائه دهنده عقاید و آداب و رسوم ویژه مذاهب صورت مى‏گیرد، به‏طورى که در انتساب عقیده یا نکته‏اى خاص به این یا آن، به روایت یا داستانى از همان منابع معتبر نزد خود آنان استناد مى‏شود. ازاین‏رو، پالایش منابع تحقیق و کتب روایى از روایات غیر معتبر و ضعیف، و عرضه معارف بى‏پیرایه و یا حدّ اقل ارائه توضیحى جامع و قابل فهم براى عموم، در ابتداى هر یک از کتب منبع، در زمینه رده‏بندى اخبار به صحیح و غیرصحیح و ضعیف و جعلى و غیرآن و راه برداشت از روایات، مى‏تواند در جلوگیرى از چنین امور ناشایستى تأثیر گذارد.

رعایت حقوق برادرى

در دید کلّى اسلام، مسلمان، به‏عنوان برادر مسلمان، شناخته شده است. به حکم این برادرى، حقوقى بر عهده یکایک مسلمانان واجب گردیده است که بدون پاى‏بندى به آن، بناى وحدت و اخوّت اسلامى، متزلزل و ناپایدار است.

پیامبر گرامى اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مى‏گوید:

«مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادِی: یا لَلْمُسْلِمین! فَلَم یُجِبْهُ فَلَیسَ بِمُسلمٍ».(۴۱)

«اگرمسلمانى‏بشنود مردى ـ ازهرمذهب وآیین ـ مسلمانان‏رابه‏یارى‏خودفرا مى‏خواند و از آنان کمک مى‏طلبد، ولى او به ندایش پاسخ ندهد و یاریش نکند، مسلمان نیست.»

و نیز آن حضرت گفت:

«مَنْ أصْبَحَ فَلَمْ یَهْتَمّ بِاُمُورِ الْمُسْلِمین فَلَیسَ بِمُسْلِم».(۴۲)

«کسى که صبح کند و قصد خدمتگزارى در کارهاى مسلمانان نداشته باشد، مسلمان نیست.»

امام خمینى قدس‏سره در پیام‏هاى خود به حجاج بیت‏اللّه‏ الحرام، ضمن اشاره به مسؤولیت خطیر مسلمانان درباره گرفتارى‏ها و مشکلات برادران خود در کشورهاى مختلف، برگزارى فریضه حج را بهترین فرصت براى تبادل نظر درباره این امور و رسیدن به راه‏حل‏هاى آن‏ها مى‏داند:

اکنون که موسم حج بیت‏اللّه‏ الحرام است و مسلمین از اطراف جهان به زیارت خانه خدا آمده‏اند، لازم است در خلال اَعمال شریفه حج به یکى از بزرگ‏ترین فلسفه این اجتماع عظیم توجه داشته و به وضع اجتماعى و سیاسى کشورهاى اسلامى، رسیدگى کرده و از گرفتارى‏هاى برادران ایمانى خود مطلع گشته و در رفع آن، در حدّ وظیفه اسلامى و وجدانى کوشش کنند. اهتمام به امر مسلمین، از فرایض مهمّه اسلام است.»(۴۳)

«باید در این اجتماع عظیم الهى ـ که هیچ قدرتى جز قدرت لایزال خداوند نمى‏تواند آن را فراهم کند ـ مسلمانان به بررسى مشکلات عمومى مسلمین پرداخته و در راه رفع آنها با مشورت همگانى کوشش کنند.»(۴۴)

«براى حلِّ مسائل مشکله مسلمین، تبادل‏نظر و تفاهم کنید… در راه استقلال و ریشه‏کن کردن سرطان استعمار، همفکر و همپیمان شوید! گرفتارى‏هاى ملل مسلم را از زبان اهالى هر مملکت شنیده و در راه حلِّ مشکلات آنان از هیچ‏گونه اقدامى فروگذار نکنید! براى فقرا و مستمندان کشورهاى اسلامى، فکرى کنید! براى آزادى سرزمین اسلامى فلسطین از چنگال صهیونیسم ـ دشمن سرسخت اسلام و انسانیّت ـ چاره‏اندیشى کنید.»(۴۵

تصوّر کنید که اگر گروهى، این چنین، خود را نسبت به سرنوشت هم مسؤول دانسته و در رفع گرفتارى‏ها و رسیدن به اهداف مورد نظر، یار و غمخوار هم باشند و به تعبیر روایات، احترام به هم را تا آن‏جا رعایت کنند که حتّى در غیاب هم، از هم دفاع کنند و بین خود جدایى و دوگانگى نبینند، چه زندگى شیرین و زیبایى را خواهند داشت!

۴ـ صدور فتواهاى وحدت‏ساز

از جمله مسائل مورد بحث بین عالمان دینى، مسأله جواز تقلید و پیروى از فتواى منطبق بر هریک از دیدگاه‏هاى مذاهب اسلامى یا عدم جواز آن است.

در حدود چهل سال پیش، در تاریخ ۱۷ ربیع‏الأوّل ۱۳۷۸ قمرى، برابر با ۱۷ مهرماه ۱۳۷۷ خورشیدى، در روز میلاد امام صادق علیه‏السلام از سوى مفتى وقت مصر و رییس آن روز الأزهر، شیخ محمود شلتوت، فتوایى بدین شرح صادر شد:

آیین اسلام، هیچ یک از پیروان خود را ملزم به پیروى از مکتب معیّنى ننموده و بلکه هر مسلمانى، مى‏تواند از هر مکتبى که به‏طور صحیح نقل شده و احکام آن در کتب مخصوص به خود، مدون گشته، پیروى کند. و کسى که مقلِّد یکى از این مکتب‏هاى چهارگانه باشد، مى‏تواند به مکتب دیگرى، هر مکتبى که باشد، منتقل شود.

مکتب جعفرى، معروف به مذهب اثناعشرى، مکتبى است که شرعاً پیروى از آن مانند پیروى از مکتب‏هاى اهل سنّت، جایز است. بنابراین، سزاوار است که مسلمانان، این حقیقت را دریابند و از تعصّب ناحق و ناروایى که نسبت به مکتب معینى دارند، دورى گزینند؛ زیرا، دین خدا و شریعت او، تابع مکتبى نبوده و در انحصار مکتب معیّنى نخواهد بود، بلکه همه صاحبان مذاهب، مجتهد بوده و اجتهادشان مورد قبول درگاه بارى‏تعالى است و کسانى که اهل نظر و اجتهاد نیستند، مى‏توانند از هر مکتبى که مورد نظرشان است، تقلید و از احکام فقه آن پیروى کنند. در این مورد، فرقى میان عبادات و معاملات نیست.»(۴۶

این حرکت خداپسندانه و هوش‏مندانه، در آن زمان، براى تحقّق وحدت میان مذاهب اسلامى و نزدیک کردن مسلمانان به هم صورت گرفت و مى‏طلبید که با پى‏گیرى‏هاى سایر علما و مراجع دینىِ سایر مذاهب، به نتیجه نهایى رسیده و زمینه اتحاد و تقریب هرچه بیش‏تر میان مسلمانان جهان فراهم مى‏شد، امّا چنین نشد و این معضل، باقى ماند.

البته از سوى امام خمینى و برخى مراجع دیگر، تنها در خصوص مناسک حج، فتواهایى از این دست صادر شده است، امّا این قبیل اقدامات در مقابل آن حجم وسیع تبلیغات تفرقه‏انداز و سیاست‏هاى استعمارگران براى ایجاد شکاف میان مسلمانان، بسیار ناچیز است.

برخى از فتواهاى وحدت‏ساز امام خمینى قدس‏سره

«طواف را به نحو متعارف که همه حجاج به‏جا مى‏آورند، به‏جاآورید و از کارهایى که اشخاص جاهل مى‏کنند، احتراز شود و مطلقا از کارهایى که موجب وهن مذهب است، باید احتراز شود. در وقوفین، متابعت از حکم قضات اهل سنّت، لازم و مجزى است، اگر چه قطع به خلاف داشته باشید.»(۴۷

«لازم است برادران ایرانى و شیعیان سایر کشورها، از اَعمال جاهلانه که موجب تفرق صفوف مسلمین است، احتراز کنند. و لازم است در جماعات اهل سنت، حاضر شوند [و] از انعقاد [و] تشکیل نماز جماعت در منازل و گذاشتن بلندگوهاى مخالف رویه، اجتناب نمایند. و از افتادن روى قبور مطهره و کارهایى که گاهى مخالف شرع است، جدّا اجتناب کنند.»(۴۸

«در وقتى که در مسجدالحرام یا مسجدالنبى، نماز جماعت منعقد شد، مؤمنین، نباید از آن‏جا خارج شوند و باید از جماعت تخلّف نکنند و با سایر مسلمین، به جماعت، نماز بخوانند.»(۴۹

البته، امور زیر نیز در زمینه وحدت نقش دارند:

الف: تشکیل جلسات سالانه از سوى سران کشورهاى اسلامى و بحث و تبادل‏نظر درباره امور مشترک.

ب: بستن پیمان‏هاى مشترک براى تبادل امور فرهنگى و اقتصادى و نظامى و غیر آن.

ج: تأسیس مراکز بزرگ تبلیغى با بهره‏گیرى از انواعِ ابزارِ اطلاع‏رسانى و مقابله با اقدامات تفرقه‏افکنانه دشمنان.

د: تأسیس دانشکده‏ها و مراکز علمى متعدّد در کشورهاى مختلف اسلامى و پذیرش دانشجویانى از جمیع مذاهب اسلامى جهت تحصیل در رشته‏هاى علوم انسانى با بهره‏گیرى از منابع مختلف فقه و با توجه به مبانى متداول بین جمیع مذاهب و غیر آن.

پى‏نوشتها:

۱ ـ فروع کافى، ج ۴، ص ۲۷۲ (باب الإجبار على الحج، روایت ۲)

۲ ـ فروع کافى، روایت ۱

۳ ـ فروع کافى، ج ۴، ص ۲۶۸٫

۴ ـ صحیفه نور، ج ۲۰،ص ۱۳

۵ ـ صحیفه نور، ج ۱۳، ص ۱۶۴

۶ ـ آل‏عمران : ۶۴

۷ ـ امالى مفید، ص ۱۵۰

۸ ـ الحیات، ح ۱، ص ۲۳۳

۹ ـ صحیفه نور، ج ۵، ص ۳۴۶

۱۰ ـ صحیفه نور، ج ۱۲، ص ۲۵۹

۱۱ ـ صحیفه نور، ج ۹، ص ۲۰۲

۱۲ ـ سوره آل‏عمران، آیه ۱۰۳٫

۱۳ ـ صحیفه نور، ج ۱۴، ص ۱۴۲

۱۴ ـ همان، ج ۸، ص ۱۷۲

۱۵ ـ همان، ج ۱۳، ص ۱۶۳

۱۶ ـ صحیفه نور، ج ۱۹، ص ۱۹۱

۱۷ ـ همان، ج ۱۸، ص ۹۲

۱۸ ـ صحیفه نور، ج ۱، ص ۱۵۶

۱۹ ـ سوره انفال (۸): آیه ۶۰٫

۲۰ ـ صحیفه نور، ج ۱۹، ص ۲۰۲

۲۱ ـ صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۹

۲۲ ـ شش مقاله، ص ۵۰۴

۲۳ ـ اصول کافى، ج ۱۲، ص ۳۰۸

۲۴ ـ همان.

۲۵ ـ صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۲۱

۲۶ ـ پیام به زائران بیت‏اللّه‏ الحرام در تاریخ ۲/۶/۵۹

۲۷ ـ صحیفه نور، ج ۱۹، ص ۱۹۹

۲۸ ـ ده‏گفتار، انتشارات صدرا، ص ۱۵۱ـ۱۴۴

۲۹ ـ صحیفه نور، ج ۱۱،ص ۱۹۵

۳۰ ـ صحیفه نور، ج ۱۳، ص ۴۵

۳۱ ـ صحیفه نور، ج۱۹، ص ۴۱

۳۲ ـ همان، ج ۲۰، ص ۲

۳۳ ـ همان، ج ۱۹، ص ۱۰۲

۳۴ ـ همان، ج ۱۲، ص ۲۸ـ۲۷

۳۵ ـ همان، ج ۱۶،ص ۱۴۷

۳۶ ـ مجموعه ورّام، ص ۳۱

۳۷ ـ انعام : ۱۰۸

۳۸ ـ صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۲۶

۳۹ ـ شش مقاله، ص ۵

۴۰ ـ صحیفه نور، ج ۱، ص ۳۴۳

۴۱ ـ اصول کافى، ج ۳، ص ۲۵۲

۴۲ ـ اصول کافى، ج۳، ص ۲۵۱

۴۳ ـ صحیفه نور، ج ۲، ص ۱۷۲

۴۴ ـ همان، ج ۱۵، ص ۱۲۳

۴۵ ـ همان، ج ۱، ص ۱۵۶

۴۶ ـ خاطرات و مبارزات حجة‏الإسلام فلسفى، ص ۳۱۰

۴۷ ـ صحیفه نور، ج ۹، ص ۱۷۶

۴۸ ـ صحیفه نور، ج ۲، ص ۱۳

۴۹ ـ مناسک حج، ص ۲۵۷

 

 

برچسب ها:



ارسال نظر: