۲۳ آبان سال ۹۷
‏‫کاربر گرامی به پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت ایرانشهر خوش آمدید

مقالاتدیدگاه | تعداد بازید : 523 مشاهده شده | تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱۳۹۱

تدبیر اسلام برای حفظ وحدت امت

وحدت امت اسلامی، موضوعی نیست که در سده اخیر مطرح شده باشد، بلکه دعوت به توحید کلمه و کلمه توحید، اساسی ترین دعوت اسلامی به شمار می رود. آموزه های قرآنی ضمن تاکید بر مرزبندی و جدا کردن صفوف از کفار و معاندان، به رفتار توام با رحمت و رأفت و وحدت و الفت میان مسلمانان توصیه می کند و مسلمانان را به اتحاد حول محور «حبل ا…” فرا می خواند و از اتحاد و برادری به عنوان یک نعمت الهی یاد می کند.

 

سیره پیامبر اکرم(ص) نیز بر همین روش دلالت دارد و منش و سلوک آن حضرت بازتاب همان دستورهای خداوند در قرآن است. سایت پاسخ گویی به پرسش های دینی دفتر تبلیغات خراسان رضوی (eporsesh.com) در پاسخ به این سوال که قرآن چگونه به وحدت اسلامی پرداخته است، پاسخ می دهد که: دعوت به اتحاد و برادری در آیات متعددی مورد تاکید قرار گرفته است که برخی از آن ها از این قرار است:

آیه اعتصام به حبل ا…
خداوند در آیه ۱۰۳ آل عمران می فرماید: «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا…: همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود یاد کنید؛ آن گاه که دشمنان یکدیگر بودید، پس میان دل های شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شدید و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید. این گونه، خداوند، نشانه های خود را برای شما روشن می کند؛ باشد که شما هدایت یابید.”مراد از برادری در این آیه، برادری ایمانی است. مسلمانان با یکدیگر برادرند؛ چون هر یک از آنان همان چیزی را قصد و طلب می کند که دیگری در پی آن است. اعتصام به حبل الهی، راه را برای صعودی جمعی فراهم می آورد و پیامبر(ص) که به تنهایی می تواند تا «… قاب قوسین أو أدنی» (سوره نجم، آیه ۹) پرواز کند، مامور می شود که امتی را در این پرواز مدد رساند تا دیگران نیز پر و بال بگشایند و مجموعه ای متشکل از امت و امام، هماهنگ و منسجم راه قرب حق را در پیش گیرند «واخفض جناحک لمن اتبعک من المومنین» (شعراء/ ۲۱۵) اعتصام جمعی و اتحاد و هماهنگی و انسجام بر محوریت حبل الاهی، موجب می شود همگان در برداشتن بار سنگین مسئولیت با نشاطی فزاینده مشارکت داشته باشند و براساس «فان یدالله مع الجماعه» (نهج البلاغه، خطبه ۱۲۷) با قدرتی افزون تر، رسالت الهی خویش را به انجام برسانند.
آیه ورود همگان در سلم
«یا ایها الذین امنوا ادخلوا فی السلم کافه ولا تتبعوا خطوات الشیطان انه لکم عدومبین» (بقره/۲۰۸): «ای اهل ایمان! همگان در سلم درآیید و گام های شیطان را دنبال مکنید که او برای شما دشمنی آشکار است.”
واژه «سلم» مقابل حرب و به معنای صلح و سازش است و کلمه «کافه» از ماده «کف» به معنای مانع شدن از فعلیت و ظهور چیزی است و بر جماعت اطلاق می شود.
از ابن عباس نقل شده است که این آیه در شأن «عبدالله بن سلام یهودی» و اصحابش نازل شده است؛ زیرا آنان وقتی اسلام آوردند، با مسلمانان بر سر پاره ای از مسائل مانند تعظیم روز شنبه، کراهت گوشت و شیر شتر، اختلاف کردند؛ آن گاه از پیامبر اکرم خواستند که تورات را بیاورد و به آن عمل کند. خداوند این آیه را نازل کرد و همگان را به صلح و زندگی مسالمت آمیز دعوت کرد. در برخی از تفاسیر آمده است که از پیامبر اکرم(ص) اجازه خواستند تا تورات را در نمازهایشان بخوانند؛ آن گاه این آیه نازل شد و آنان را از پیروی شیطان نهی کرد. (اسباب النزول واحدی، /۶۸)
خدای سبحان در این آیه مومنان را مورد خطاب قرار داده، همگان را به صلح و اتحاد و زندگی مسالمت آمیز، دعوت کرده است. ذات اقدس اله می فرماید ای مومنان! همگی با هم وارد قلعه محکم سازش و وحدت شوید؛ چون صلح و اتحاد، به منزله دژ محکم و حصن حصینی است که انسان را از هر حادثه ای حفظ می کند. بنابراین، منظور از «سلم» در این آیه، صلح و سازش و اتحاد و برادری در حوزه اسلامی میان مسلمانان و مومنان است؛ نه دعوت به اسلام. پس، این آیه، خطاب به مومنان است و آنان را در محدوده داخلی ایمان و اسلام، به انقیاد و اتحاد همگانی دعوت و از تفرقه نهی می کند. آری، اگر خطاب به عموم مردم بود، و کلمه «ناس» به کار رفته بود، ممکن بود که «سلم» بر اصل اسلام منطبق شود؛ چنان که برخی از مفسران اهل تسنن، (الجامع لاحکام القرآن، ۲/۲۳-۲۴) این گونه معنا کرده اند. «ادخلوا» فعل امر است و بر وجوب دلالت دارد و چون کلمه «کافه» در «… ادخلوا فی السلم کافه» به معنای جمیع و همگی است، معلوم می شود که حکم وجوب به اتحاد و برادری، ویژه فرد یا افراد غیرمعین نیست تا مانند واجب کفایی باشد و با انجام دادن یکی، از دیگران ساقط شود. هم چنین واجب بودن اتحاد بر خصوص «مجموع من حیث المجموع» بار نشده است تا آن که افراد به تنهایی تکلیفی نداشته باشند؛ بلکه چون هر فردی، هم حیثیت فردی دارد و هم حیثیت اجتماعی، حکم آیه به تک تک افراد اختصاص دارد؛ منتها با عنایت به حیثیت اجتماعی آنان.
آیه اخوت ایمانی
«انما المومنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم و اتقوالله لعلکم ترحمون» (حجرات/۱۰) “در حقیقت، مومنان با هم برادرند. پس، بین برادرانتان را سازش دهید و از خدا پروا بدارید؛ امید که مورد رحمت قرار گیرید.”این آیه، مومنان را به اخوت و برادری دعوت می کند و از هر گونه تفرقه باز می دارد تا براساس «اشداء علی الکفار رحماء بینهم…” فتح/۲۹ به خوبی و مهربانی در زیر سایه اسلام، زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند.
بنابراین، باید کسی را که در دایره حوزه اسلام به داعیه مومن بودن خود، به جان مردم می افتد و ایجاد اختلاف می کند، از این کار بازداشت و آن اختلاف را حل کرد؛ چنان که قرآن می فرماید اگر دو گروه از مومنان، بر اثر برداشت های گوناگون یا تشخیص باطل، با هم به مبارزه برخاستند، نخست باید از راه موعظه و نصیحت بین آ نان را اصلاح کنید و اگر اصلاح نشدند و گروهی بر گروه دیگر ستم روا داشتند، باید طایفه و گروهی یاغی و ستمگر را با مبارزه بر سر جایشان بنشانید تا به قانون الاهی تن دهند؛ اگر آنان تابع قانون الاهی شدند، به وسیله عدل، میانشان اصلاح کنید و عادل باشید و نه صلح طلب؛ چون صلح و سازش در این جا محمود و ممدوح نیست؛ یعنی حق ستمدیده را از ستمگر بگیرید و به او بدهید؛ نه آن که ستمدیده را وادار کنید که از حقش بگذرد؛ زیرا این کار، گرچه صلح و سازش ایجاد می کند، ولی از عدل و عدالت فاصله دارد «وان طائفتان من المومنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما فان بغت احدیهما علی الاخری فقاتلوا التی تبغی حتی تفی الی امرالله فان فائت فاصلحوا بینهما بالعدل و اقسطوا ان الله یحب المقسطین» حجرات/۹.
وحدت اسلامی در سیره پیامبر(ص)
بررسی سیره پیامبر اعظم(ص) نشان می دهد که آن حضرت به موازات بسط توحید در جامعه به «کلمه توحید» یعنی وحدت امت اسلامی اهمیت به سزا می داد و هیچ عاملی را شکننده تر از ایجاد شکاف در پیکره امت نمی دانست.
برادری، نخستین شعار پیامبر(ص)
از این رو نخستین شعار رسول اکرم(ص) هنگام ورود به مدینه و پیش از ساختن مسجد و پرداختن به امور عمرانی، درباره اخوت و برادری دینی بود. آن حضرت(ص) مسلمانان را دو به دو در راه خدا برادر یکدیگر کرد «اخی النبی(ص) بین اصحابه من المهاجرین و الانصار اخوین اخوین» (بحار، ۳۸، /۳۳۶) و با ایجاد عقد اخوت میان مسلمانان و بین خود و حضرت امیرالمومنین(ع) و نیز میان دو قبیله «اوس» و «خزرج»، اتحاد و هماهنگی را تحقق بخشید.
شعار وحدت، هم در آغاز تاسیس حکومت اسلام مطرح شد و هم هنگام استحکام حکومت اسلامی در مدینه و هم پس از فتح مکه و تفوق مسلمانان بر شبه جزیره عربستان؛ چنان که پیامبراکرم(ص) در حجة الوداع از حفظ وحدت، سخن به میان آورد و فرمود «المسلمون اخوه تتکافی دمائهم یسعی بذمتهم أدناهم وهم ید علی من سواهم»؛ (بحار، ۶۷، /۲۴۲) مسلمانان با هم برادرند و خون هایشان همسان یکدیگر است و خون هیچ کس ارزشمندتر از خون دیگری نیست. همان طور که برادران نسبی، پدر نسبی دارند، برادران ایمانی نیز پدر ایمانی خواهند داشت که همان رسول خدا و امیرمومنان(ع) است. بر همین اساس، پیامبر خود و حضرت علی(ع) را دو پدر امت اسلامی معرفی کرد «انا وعلی ابوا هذه الامة» (همان ۱۶/۹۵) علاوه بر شعار وحدت سیره آن حضرت هم بیانگر اهتمام ایشان به امر وحدت است موارد زیر نمونه ای از توجه ایشان را بازگو می کند.
۱ – در جنگ با قبیله «بنی المصطلق» پس از پیروزی مسلمانان بر مشرکان، میان دو نفر از مسلمانان که یکی از مهاجران و دیگری از انصار بود، درگیری لفظی رخ داد. این دو نفر به شیوه عصر جاهلی، قبیله خود را به کمک خویش طلبیدند، ندای تفرقه افکنی آنان، آن هم در سرزمین دشمن شکست خورده به گوش پیامبر(ص) رسید، و فوق العاده او را متاثر کرد. پیامبر فرمود: به این نداهای خبیثانه، اعتنا نکنید، این ها شعار جاهلی است آن گاه برای زدودن اندیشه تلخ گروه گرایی از مغز آنان، در همان لحظه که نیمروز گرم بود، فرمان حرکت داد و پس از طی مسافت طولانی که کاملا بی سابقه بود فرمان فرود صادر شد و از فرط خستگی، همه را خواب ربود، به گونه ای که پس از بیداری، از آن حادثه تلخ، چیزی جز به صورت کمرنگ در خاطره ها وجود نداشت. پیامبر(ص) با این تدبیر بار دیگر به جامعه وحدت بخشید. (سیره ابن هشام ۳/۳۰۳)
۲ – جوانان اوس و خزرج که پیش از اسلام در مدینه، با هم در جنگ و ستیز بودند، پس از اسلام وحدت و اتحاد خود را بازیافته و برادرانه با هم زندگی می کردند. روزی در بیرون مسجد پیامبر، دور هم حلقه زده بودند و گل می گفتند و گل می شنیدند، یکی از سران یهود ساکن مدینه به نام «شاس» از دیدن این منظره سخت ناراحت شد، جوانی یهودی را تحریک کرد که وارد حلقه آنان شود و با تجدید خاطره های تلخ جنگ های دو قبیله در عصر جاهلیت، تخم نفاق در میان آنان بیفشاند، آ ن جوان یهودی نقش خود را به خوبی ایفاء کرد، به گونه ای که در پایان همان جلسه، کار به نزاع و درگیری کشید، و جوانان هر دو گروه، دست به قبضه شمشیر بردند و نزدیک بود که درگیری آ غاز شود، وقتی پیامبر از ماجرا آگاه شد، خود را به میان آنان رساند و با ندائی بلند گفت: «الله! الله! أبدعوی الجاهلیه وأنا بین أظهرکم بعد أن هداکم الله بالأسلام وأکرمکم به و قطع به عنکم أمر الجاهلیه و استنقذکم من الکفر والف بین قلوبکم»: شما را به خدا! شما را به خدا! آیا با این که من در میان شما هستم، ادعاهای جاهلیت را زنده می کنید در حالی که خدا شما را به وسیله اسلام هدایت کرد، و گرامی داشت و روابط عصر جاهلیت را برید، و شما را از کفر نجات داد و دلهایتان را به هم نزدیک ساخت؟»سخن پیامبر(ص) بسان آب سردی بود که بر شعله های آتش ریخته شود، جوانان هر دو گروه فهمیدند که فریب فتنه گری جوان یهودی را خورده و وحدت را به نزاع مبدل کرده اند، آن گاه برخاستند و دست یکدیگر را به عنوان برادری فشردند و به آغوش گرم وحدت پناه بردند. (سیره ابن هشام ۲/۲۵۰)

برچسب ها:

, , , , ,



ارسال نظر: