۲۸ آذر سال ۹۷
‏‫کاربر گرامی به پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت ایرانشهر خوش آمدید

مقالاتدیدگاه | تعداد بازید : 581 مشاهده شده | تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱۳۹۱

جنایت‏هاى آمریکا و منافقین علیه ملت ایران‏

 چکیده: ایامى که در آن به سر مى‏بریم، یادآور جنایت‏هاى بى‏شمار آمریکا و سازمان منافقین علیه مردم ایران است که تاریخ و گذر زمان این جنایت‏ها و خیانت‏ها را به فراموشى نخواهد سپرد. این حوادث با درگیرى مسلحانه منافقین با مردم و نیروهاى انقلابى از ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ وارد مرحله تازه‏اى شد.

  اولین حادثه، سوء قصد به جان رهبر معظم انقلاب اسلامى بود که خداوند ایشان را براى حفظ و بقاى انقلاب و نظام زنده نگاه داشت. جنایت هفتم تیرکه شهادت ۷۲ تن یار انقلاب اسلامى و به ویژه شهادت سیدالشهداى انقلاب آیت الله دکتر بهشتى را در پى داشت. یازدهم تیر منجر به شهادت آیت الله صدوقى گردید. دوازدهم تیر که آمریکاى جنایتکار، هواپیماى مسافربرى ایران را بر فراز خلیج فارس مورد اصابت قرار داد و خون بى‏گناهان بسیارى را بر آب‏هاى نیلگون خلیج فارس جارى کرد. ۱۸ تیر که ناکامى براندازان نرم را با حماسه ۲۳ تیر به نمایش گذاشت و بالاخره ۱۹ تیر که مصادف با کودتاى آمریکایى نوژه بود.در هر یک از این جنایت‏ها یکطرف آمریکاى جنایتکار قرار دارد و در طرف دیگر دست خون‏آلود عناصر سازمان تروریستى منافقین، گروهک فرقان به چشم مى‏خورد. هریک از این حوادث خونبار مى‏توانست آسیب‏هاى جدى به نظام و کشور وارد کند اما به حمدالله با هشیارى، بصیرت و آگاهى مردم، منافقین و آمریکایى‏ها نتوانستند به اهداف شوم خود دست پیدا کنند و نظام اسلامى ۳۱ سال است قدرتمندانه در مواجهه با حوادث به راه خود ادامه مى‏دهد. مرورى بر این حوادث مى‏تواند براى نسل جوان کشورمان درس‏آموز باشد تا بدانند این انقلاب با خونبهاى شهیدان گرانقدر از گردنه‏هاى سخت و دشوار عبور کرده و بازهم خواهد کرد.

 

 انقلاب اسلامى و حوادث پس از آن چهره واقعى بسیارى از افراد و گروه‏ها را آشکار ساخت. یکى از این گروه‏ها، که به سبب نادیده گرفته شدن از سوى مردم به اعمال خشونت‏آمیز روى آورد و بسیارى از بزرگان انقلاب و مردم عادى را به شهادت رساند، سازمان به اصطلاح مجاهدین خلق است که از سوى امام خمینى(ره) با عنوان «منافقین» یاد شد. بنابر آموزه‏هاى دینى و قرآنى، نه تنها اعمال خشونت‏آمیز این گروه در داخل، بلکه همکارى منافقین با دشمنان ایران و خصوصا آمریکا، نیز کاملاً مردود شناخته شده است؛ زیرا مطابق با آیات قرآن، کسانى که دم از اسلام مى‏زنند اما با دشمنان اسلام رابطه برقرار مى‏کنند و حرف‏هاى دشمنان اسلام را ترویج مى‏کنند، همان منافقینى هستند که جایگاهشان همچون کافران در جهنم است. با توجه به آن‏چه گذشت، از یک سو مى‏توان به عمق اعمال خائنانه، وطن‏فروشانه و منافقانه‏ى این گروهک تروریستى پى‏برد و از سوى دیگر مى‏توان دلایل انزجار ملت ایران نسبت به گروهک منافقین را به خوبى درک نمود.

 در جریان انقلاب اسلامى و دوران پس از پیروزى، برخى از واژه‏ها معنا و مفهومى دوباره یافتند. یکى از این واژه‏ها «منافقین» مى‏باشد که در انقلاب اسلامى علاوه بر معناى عام آن که در آیات قرآنى به عنوان دشمن دین و یاران شیطان معرفى شده است، در معناى خاصى نیز کاربرد پیدا کرد. در حالى که در جاى جاى قرآن به پرهیز از نفاق و نحوه‏ى برخورد با منافقین اشاره شده و حتى یکى از سوره‏هاى کتاب الهى به این نام و به این موضوع اختصاص یافته است، امام خمینى(ره) نیز از واژه «منافقین» براى مشخص نمودن منحرفان از راه انقلاب و مخالفان مکتب اسلامى استفاده نمود.

 بر این اساس، سازمان منافقین که با توسل به ایدئولوژى التقاطى مارکسیسم اسلامى به خشونت، ترور و جلوگیرى از بازسازى پرداخته بود و مانعى عمده بر سر راه مشارکت سیاسى اجتماعى تلقى مى‏شد، به عنوان مشخص‏ترین چهره‏ى نفاق در ایران شناخته شد.

  همزمان با اوج‏گیرى نهضت اسلامى ایران و پیروزى آن در سال ۱۳۵۷، سازمان منافقین با این اعتقاد که نظام جمهورى‏اسلامى نظامى مرتجع است و با بزرگ جلوه‏دادن خطر ارتجاع، مبارزه علیه انقلاب اسلامى و برنامه‏ریزى‏جهت به دست گرفتن حکومت را آغاز کرد. سازمان با جمع‏آورى سلاح از پادگان‏ها و جذب و اغفال نیروهاى جوان و سازماندهى آن‏ها در پى فراهم آوردن یک زمینه اجتماعى مناسب بود. در ابتدا مزورانه خود را همگام و همراه نهضت اسلامى نشان مى‏داد و حتى عکس امام را نیز در کنار آرم سازمان قرار داده و از ایشان به عنوان رهبرى قاطع و سازش‏ناپذیر یاد مى‏کرد. پس از روى کار آمدن بنى‏صدر با نزدیک شدن به او، آشوب‏ها و تظاهرات زیادى را آشکارا سازمان دادند و دست پنهان آنان در بسیارى از آشوب‏هاى منطقه‏اى محسوس بود، اما پس از عزل بنى‏صدر از ریاست جمهورى، منافقین که تنها امید خود را از دست رفته مى‏دیدند در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ با انتشار اطلاعیه‏اى علیه نظام جمهورى اسلامى ایران اعلان جنگ مسلحانه کردند و درصدد نابودى انقلاب اسلامى برآمدند. بدین ترتیب تابستان ۱۳۶۰ با ایجاد آشوب و هرج و مرج در شهرها، به آتش کشیدن وسایل نقلیه عمومى، ضرب و شتم مردم بى‏دفاع و ترورهاى کور، علیه نظام اسلامى آغاز گردید. منافقین اولین ضربه هولناک را در ششم تیر ۱۳۶۰ با انفجار بمبى در مسجد ابوذر و سوء قصد به جان آیت‏الله خامنه‏اى و سپس در هفتم تیر همان سال با انفجار دفتر مرکزى حزب جمهورى اسلامى و به شهادت رساندن ۷۲ تن از مسؤولین طراز اول کشور از جمله دکتر بهشتى رئیس دیوان عالى کشور وارد آوردند. دو ماه بعد نیز با انفجار دفتر نخست‏وزیرى موجبات شهادت رئیس‏جمهور رجایى و نخست‏وزیر باهنر را فراهم کردند. از جمله اقدامات دیگر منافقان مى‏توان به ترور شهید دکتر آیت، انفجار دفتر دادستانى، به شهادت رساندن آیت‏الله قدوسى، شهداى محراب و تعداد زیادى از مردم عادى اشاره نمود.

 اقدامات تروریستى این سازمان از مهمترین خساراتى بود که بر نظام نوپاى جمهورى اسلامى وارد آمد. زیرا دولت انقلابى به ناگهان با از دست دادن حدود دویست نفر از دولتمردان و رهبران طراز اول خود مواجه شد. از سوى دیگر تصور طراحان اعمال فوق این بود که با از دست دادن این عده، رژیم انقلابى سقوط کرده و زمینه براى کسب قدرت آن‏ها فراهم مى‏شود. با این حال سازمان منافقین با رهبرى مقتدرانه امام خمینى(ره) و حضور پرشور مردم در صحنه‏هاى مختلف مواجه شد و از توطئه‏هاى فوق راه به جایى نبرد.

 از این رو رئیس سازمان همراه بنى‏صدر به پاریس گریخت و بقیه کادرهاى آن تحت امر موسى خیابانى به ایجاد ترور و انفجار ادامه دادند. تقریباً تا سال ۶۱ کلیه خانه‏هاى تیمى و پایگاه‏هاى عملیات شهرى آن‏ها از بین رفت و باقى‏مانده آن‏ها سعى کردند آخرین ضربات خود به انقلاب را با استقرار در عراق و ارائه اطلاعات به بعثى‏ها و بازجویى از اسراى ایرانى وارد کنند. اوج وابستگى منافقین به رژیم تجاوزگر بعثى را مى‏توان در اواخر جنگ تحمیلى مشاهده نمود که عمده قواى خود را با پشتیبانى صدام و آمریکا وارد مرزهاى غربى کشور کردند که البته به لطف پایمردى رزمندگان ایرانى در عملیات مرصاد به کلى نابود شدند.

۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ؛ عملیات خودزنى منافقین‏

 مسعود رجوى با محاسباتى که از درون نظام جمهورى اسلامى ایران کرده بود، تصور مى‏کرد با قیام مسلحانه ۳۰ خرداد، تکلیف نظام هم یک‏سره خواهد شد. اما به محض روبه‏رو شدن با مقاومت مردم و توهم سقوط نظام، علت اصلى تظاهرات خونین ۳۰ خرداد را واکنشى در قبال پایان آزادیها و ورود به مرحله دیکتاتورى و اختناق معرفى کرد. او وانمود کرد که قصد او فقط یک اعتراض ساده بوده است. همه کسانى که ادبیات آن روزهاى منافقین را پیگیرى مى‏کردند، دقیقا مى‏دانند که رجوى و باند تبهکارش در سازمان چند چهره مجاهدین خلق از چندین ماه قبل براى‏جمهورى اسلامى ایران شاخه و شانه مسلحانه مى‏کشید. رجوى در سخنان سال ۵۹ خویش در ورزشگاه شهید شیرودى (امجدیه) که تحت عنوان «چه باید کرد»؟ ایراد کرد، در شیفتگى تمام جوانان و نوجوانان هیجان زده فریاد زد و گفت: «واى بر آن روزى که مشت را با مشت و گلوله را با گلوله پاسخ دهیم» و در همان جا گفت که ایران شبیه لبنان است یعنى آمادگى جنگ داخلى را دارد. رجوى و مجاهدین ماجراجو، در تب کسب قدرت سیاسى سر از پا نمى‏شناختند. آن‏ها با تکیه بر سراب هواداران فراوان خویش که در مقایسه با سایر گروههاى ضد انقلاب از تعداد بیشترى برخوردار بود، وارد فاز نظامى شدند. با صدور اولین اطلاعیه سیاسى – نظامى و اعلامیه برگزارى تظاهرات ۳۰ خرداد، دستور اکید صادر شد که همگى با سلاح سرد و گرم حضور یابند. تیغ موکت برى، چاقو، قمه، کاتر گوشت و پیچ گوشتى و… سلاحهایى بودند که قصد داشتند به قول خودشان حال حزب‏اللهى‏ها را حسابى جا بیاورند. ساعت ۴ بعد از ظهر منافقین با سلاح سرد و گرم به جان مردم افتادند. خیابانهاى طالقانى، ولیعصر، انقلاب، سهروردى، میدان فردوسى تهران در حالى شاهد وحشى‏گرى مجاهدین دروغین بود که مجاهدین راستین اسلام در بازى دراز، دارخوین، سوسنگرد و آبادان حماسه مى‏آفریدند. منافقین فکر کردند شهر خالى از سنگربان است و قبل از سقوط بنى صدر، شهر را به سقوط خواهند کشید و مانع سقوط بنى صدر خواهند شد. شهر را در آتش و دود سیاه کردند و ۱۴ مرد و ۲ زن را شهید کردند و صدها نفر را مجروح، تا ثابت کنند که آمده‏اند، بمانند و مخالفان را برانند. هر که نمادى از دین و دیندارى داشت، مورد حمله منافقین قرار گرفت. حتى چهره‏هاى معصوم دختران محجبه از خشم مارکسیست‏هاى دهه ۵۰ و التقاطیون اسلام‏نماى امروز در امان نماند و پذیراى اسیدهاى سوزنده آنان شد. بر خلاف تصور منافقین، شهر از رزمنده خالى نبود، حزب اللهى‏ها آمدند تا جمهورى اسلامى بماند. امام چندین بار به منافقین گوشزد کرده بود که این مردم را از دست ندهید. امام با همین مردمش ماند. اما منافقین نصیحت‏پذیر نبودند. هواداران فریب‏خورده در دام خوش‏باورى و ذهنیت‏گرایى مسعود رجوى افتادند. رجوى به آن‏ها گفته بود که ظرف چند ساعت تمامى کمیته‏ها را تسخیر خواهد کرد. اما بعد مشخص شد که مسعود رجوى در محاسباتش دچار اشتباه شده است. همه مانور مسلحانه از ساعت ۴ بعد از ظهر شروع شد و اوایل شب شکست خورد. جمهورى اسلامى که تا آن زمان متحمل تلفات فراوانى به لحاظ انسانى، سیاسى، فرهنگى و اقتصادى شده بود، فرصت را مغتنم شمرد و همان گونه که منافقین مى‏خواستند، تظاهرات مسلحانه آن‏ها و کشتار مردم بى‏گناه را پاسخ داد. این روند به سمتى رفت که ۳۰ خرداد براى منافقین به یک فاجعه و یک شکست تبدیل شد. خروج رجوى از ایران به فاصله کمتر از یک ماه و به دنبال آن خروج تشکیلات از ایران بزرگترین شکست براى سازمانى بود که مدعى بود نزدیک به ۴۰% ارتش و۵۰ % مردم پشتیبان او هستند. موج عظیمى از بازگشت و انابه هواداران به راه افتاد و کاملا هواداران را نسبت به ادامه سرنوشت بعدى منافقین بى‏توجه کرد. رهبرى سازمان مجاهدین در داشتن پایگاه اجتماعى و قدرت سازماندهى مردمى، خود را با امام برابر مى‏دانست، اما پس از ۳۰ خرداد گرایش به رویکرد مکانیسم‏هاى قیم‏مآبانه آن‏ها با مردم به شدت افول کرد. آن‏ها درک کردند که نوع رهبرى امام با آنچه که مسعود رجوى دنبال آن است از زمین تا آسمان تفاوت دارد. از فرداى ۳۰ خرداد عده زیادى مسأله‏دار شدند و با سازمان قطع رابطه کردند. اگر رجوى قدرى صداقت داشت به جاى آن که در مصاحبه با نشریه ایرانشهر وانمود کند که عملیات ۳۰ خرداد در مناسب‏ترین زمان انجام گرفته، باید اظهار مى‏داشت که در ۳۰ خرداد ما «خودزنى» کردیم. اما بسیار روشن است که در جریان نفاق قرار نیست چیزى به نام صداقت وجود داشته باشد حتى به مقدار بسیار کم. حضور خودجوش و گسترده مردم نقاط مختلف کشور در تظاهرات خیابانى روزهاى ۳۰ و ۳۱ خرداد ۶۰ در تجدید پیمان با رهبرى انقلاب و اعلام حمایت از مجلس شوراى اسلامى و مخالفت با بنى‏صدر، عملیات ارعابى و شورشگرانه سازمان نفاق را با ناکامى مواجه ساخت. در آستانه بررسى طرح عدم کفایت سیاسى بنى‏صدر در مجلس شوراى اسلامى، سازمان مجاهدین خلق شورش مسلحانه ۳۰ خرداد را تدارک مى‏دید. تشکیلات و ساختار سازمان از مدت‏ها قبل به خدمت شرایط جدید درآمده بود. امام خمینى(ره) در این باره فرمودند: «شما به بن‏بست رسیده‏اید، مملکت اسلام که به بن‏بست نمى‏رسد، همین مردم مملکت را از بن‏بست خارج مى‏کنند. شما ایستاده‏اید که ایران نباشد. دست بردارید از این فضولى‏ها.» در حقیقت تنها رفتار باثبات فرقه رجوى در طول ۳ دهه گذشته، میل و اشتیاق زیاد به مزدورى آمریکا و البته خیانت به مردم ایران بوده است. وقایع ۳۰ خرداد سال ۶۰ و ترور بیش از ۱۲ هزار انسان بى‏گناه، هم‏آوایى و مزدورى براى صدام و خیانت به رزمندگان ایران در طول سال‏هاى دفاع مقدس، جاسوسى براى‏آمریکا و اسرائیل و بسیارى دیگر از اقدامات تروریستى و خرابکارى که از سال ۱۳۶۰ آغاز شده و تا به امروز ادامه دارد، نشان مى‏دهد که در طول ۳۰ سال گذشته، هیچ تغییرى در رفتار و منش منافقین ایجاد نشده است و اتفاقات اخیر نیز موید این مطلب است که مشى تروریستى منافقین همچنان ادامه دارد.

۶ تیر؛ سوءقصد به جان حضرت آیت الله خامنه‏اى‏

 بعد از پیروزى انقلاب اسلامى، توطئه‏هاى استکبار جهانى علیه نظام نوپاى اسلامى فزونى گرفت. یکى از این توطئه‏ها، تجهیز و تقویت گروهکها و جریانات ضد انقلاب بود. این گروهکهاى منحرف که با سوءاستفاده از موقعیت در اوایل انقلاب به جمع‏آورى و دزدى و غارت سلاح و مهمات پرداخته بودند، شروع به بمب‏گذارى در گوشه و کنار کشور و ترور روحانیون مبارز و انقلابى و حتى مردم عادى نمودند و شخصیتهاى ارزشمندى را به شهادت رساندند. یکى از این گروهکها، گروهک ضاله فرقان بود که با اندیشه التقاطى و منحرف خود در ترور شخصیتهاى ارزشمند نظام قدم پیش نهاد. از جمله اشخاص ترور شده توسط این گروه مى‏توان به سپهبد قرنى، شهید مطهرى، شهید حاج مهدى عراقى، آیت‏ا… قاضى طباطبایى و استاد مفتح اشاره کرد. در روز ۶ تیر ماه ۱۳۶۰، حضرت آیت‏ا… خامنه‏اى که نمایندگى امام در شوراى عالى دفاع و نیز امامت جمعه تهران را بر عهده داشتند، در مسجد ابوذر تهران جهت پاسخ به پرسشهاى مردم پشت تریبون قرار گرفتند، اما انفجار ضبطصوت بمب‏گذارى شده باعث شد از سمت راست بدن مورد اصابت ترکشها قرار گرفتند. روى قسمتى از ضبطصوت که در محل انفجار افتاده بود، عبارت «هدیه گروه فرقان» که با ماژیک نوشته شده بود به چشم مى‏خورد. پس از انفجار، ایشان به بیمارستان منتقل شدند و مورد عمل جراحى قرار گرفتند. اراده خدا بر این تعلق گرفته بود که ایشان براى آینده نظام حفظ شوند و به عنوان افتخار جانبازان در خیل جانبازان انقلاب اسلامى قرار گرفتند. حضرت امام خمینى(ره) در پیامى به مناسبت سوء قصد نافرجام به ایشان فرمودند: «خداوند متعال را شکر که دشمنان اسلام را از گروهها و اشخاص احمق قرار داده است و خداوند را شکر که از ابتداى انقلاب شکوهمند اسلامى، هر نقشه که کشیدند و هر توطئه که چیدند، ملت فداکار را منسجم‏تر و پیوندها را مستحکم‏تر کردند…. اینان به کسى سوء قصد کردند که آواى دعوت او به صلاح و سداد، در گوش مسلمین جهان طنین‏انداز است…. من به شما خامنه‏اى عزیز تبریک مى‏گویم که در جبهه‏هاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند متعال سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم».

۷ تیر ۱۳۶۰ شهادت ۷۲ تن از یاران انقلاب اسلامى‏

 براثر انفجار یک بمب در مقر حزب جمهورى اسلامى در تهران، آیت الله بهشتى و ۷۲ تن از یاران امام‏خمینى(ره) به شهادت رسیدند. عامل این انفجار، «محمدرضا کلاهى صمدى» از عناصر سازمان منافقین بود. روز هفتم تیر ۱۳۶۰ بر اثر انفجار بمب نیرومندى در سالن اجتماعات حزب جمهورى اسلامى آیت‏الله سیدمحمد حسینى بهشتى رئیس دیوان عالى کشور همراه با دهها تن از شخصیتهاى سیاسى و مذهبى کشور به شهادت رسیدند. این حادثه از جمله اقدامات تروریستى سازمان مجاهدین خلق منافقین در سالهاى اولیه پس از پیروزى انقلاب محسوب مى‏شود. شهید بهشتى در اجلاس دفتر مرکزى حزب جمهورى اسلامى همراه با جمعى از نمایندگان مجلس شوراى‏اسلامى و مقامات دولتى از جمله معاونین وازرتخانه‏ها در حال تبادل نظر با یکدیگر در زمینه مشکلات کشور بودند. حادثه هفتم تیر شش روز پس از عزل بنى‏صدر از ریاست جمهورى و یک ماه قبل از فرار وى و مسعود رجوى سرکرده سازمان مجاهدین خلق به فرانسه صورت گرفت. سه روز قبل از وقوع این حادثه، محمد جواد قدیرى‏عضو کادر مرکزى سازمان منافقین و طراح اصلى انفجار مسجد ابوذر به دوستان خود با اطمینان خبر داده بود که «روز هفتم تیر» کار یکسره خواهد شد. او روز ششم تیر نیز مجدداً به بعضى متهمین دستگیر شده سازمان تأکید کرده بود که فردا یعنى روز ۷ تیر ۱۳۶۰، کار نظام اسلامى تمام است. در جلسه روز هفتم تیر پس ازتلاوت آیاتى از کلام‏الله مجید و اعلام برنامه، شهید بهشتى، آغاز سخن نمود. بحث روز درباره تورم بود اما عده‏اى از حاضران مجلس خواسته بودند که راجع به انتخابات ریاست جمهورى نیز بحث شود. شهید بهشتى نیز در این زمینه سخنانى ایراد کرد و بر اساس نوار ضبط شده از اظهارات ایشان، آخرین جملات مشارالیه در لحظات قبل از انفجار چنین بود: «… ما بار دیگر نباید اجازه دهیم استعمارگران برایمان مهره‏سازى کنند و سرنوشت مردم ما را به بازى بگیرند. تلاش کنیم کسانى را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را به بازى نمى‏گیرند انتخاب شوند و…» عامل انفجار هفتم تیر، فردى به نام محمدرضا کلاهى دانشجوى دانشگاه علم و صنعت بود که پس از پیروزى انقلاب به سازمان منافقین پیوست و با حفظ این عضویت، ابتدا پاسدار کمیته انقلاب اسلامى خیابان پاستور شد و بعد با هدایت سازمان، به داخل حزب جمهورى اسلامى راه پیدا کرد. او در حزب ارتقاء یافت و مسؤول دعوت‏ها براى کنفرانس‏ها و میزگردها و جلسات شد. ضمن آن‏که مسؤول حفاظت حزب نیز گردید. او بمب را با کیف دستى خود به داخل جلسه حزب جمهورى اسلامى واقع در نزدیکى چهار راه سرچشمه تهران انتقال داد و دقایقى قبل از انفجار، از ساختمان حزب خارج شد. پس از انفجار نیز مدتى در منزل یکى از اعضاى سازمان متبوع خود مخفى شد و نهایتاً از طریق مرزهاى‏غربى کشور به عراق منتقل گردید. او در عراق با یکى از اعضاى سازمان ازدواج کرد. اما در ۱۳۷۰ در فهرست اعضاى «مسأله‏دار» سازمان قرار گرفت، در ۱۳۷۲ از سازمان جدا شد و در ۱۳۷۳ از عراق رهسپار آلمان گردید.

 در فاجعه هفتم تیر علاوه بر شهید آیت‏الله بهشتى رئیس دیوان عالى کشور، ۷۲ نفر دیگر از جمله ۴ وزیر، چند معاون وزیر، ۲۷ نماینده مجلس و جمعى از اعضاى حزب جمهورى اسلامى به شهادت رسیدند.

 امام خمینى(ره) در پیامى که به این مناسبت انتشار دادند، فرمودند: «این کوردلان مدعى مجاهدت براى خلق، گروهى را از خلق گرفتند که از خدمتگزاران فعال و صدیق خلق بودند.» امام تأکید کردند: «بهشتى مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار چشم دشمنان اسلام بود.»

  ۱۱ تیر؛ شهادت آیت اللَّه صدوقى چهارمین شهید محراب‏

 شهید آیت‏ا… صدوقى که به حق شیخ الشهدا و سومین شهید محراب نامیده شده است، نماینده امام خمینى(ره) در استان و امام جمعه یزد بود. در آخرین نماز جمعه‏اش که مصادف با دهم ماه مبارک رمضان ۱۴۰۲ مطابق با یازدهم تیرماه ۱۳۶۱ بود، بعد از اداى فریضه جمعه، در حالى که جایگاه را ترک مى‏کرد، منافقى قسى القلب به ایشان نزدیک شد و با به آغوش کشیدن آن پیر زاهد و منفجر کردن نارنجکى که در دست داشت، ایشان را به شهادت رساند و این همان معراج سریع به سوى ا… بود که ایشان آرزویش را داشت و بارها از خدا خواسته بود. این عالم شهید از یاران صدیق و با وفاى امام خمینى(ره) و یاور مردم محروم بود و خود را هیچگاه از مردم جدا نمى‏دانست. شهید صدوقى در مبارزه با رژیم شاه یکى از محورهاى مبارزه محسوب مى‏شد. او اعلامیه‏هایى در محکوم کردن جنایات رژیم از جمله در فاجعه سینما رکس آبادان صادر کرد. ایشان رهبرى نهضت اسلامى در یزد را بر عهده داشت و نیز پیامهاى حضرت امام را به اطلاع علماى مشهد، تبریز، شیراز و دیگر شهرها مى‏رساند. حضرت امام(ره) در بخشى از پیام خود به مناسبت شهادت ایشان فرموده‏اند: «چه کسى اولى به شهادت است در زمانى که کفر بنى‏امیه، اسلام را تهدید مى‏کرد از فرزند معصوم پیامبر اسلام(ص) و فرزندان و اصحاب او و چه کسى اولى به شهادت است در عصرى که استکبار جهانى و فرزندان خلف آن در داخل و خارج، اسلام عزیز را تهدید مى‏کنند، از امثال شهید بزرگوار ما و فقیه متعهد و فداکار اسلام شهید صدوقى عزیز – رضوان‏ا… علیه – شهید بزرگى که در تمام صحنه‏هاى انقلاب حضور داشت و یار و مددکار گرفتاران و مستمندان بود.»

۱۹ تیر؛ کودتاى نافرجام نوژه‏

 کودتاى نافرجام نوژه یک حلقه از سلسله فعالیتهاى دشمنان انقلاب اسلامى جهت براندازى نظام جمهورى اسلامى مى‏باشد. در دى ماه ۱۳۵۸ هواداران شاپور بختیار سازمانى به نام «نقاب» را تشکیل دادند که هدف آن براندازى نظام جمهورى اسلامى از طریق کودتاى نظامى بود. در طرح عملیات کودتاى نظامى پایگاه شهید نوژه در ۶۰ کیلومترى همدان به عنوان کانون عملیات کودتا در نظر گرفته شده بود و قرار بود پس از تصرف پایگاه نوژه، تیمهاى مختلف، مراکز حساس تهران را بمباران و اشغال کنند. حضرت امام(ره) در جماران، نخستین هدف و مرکز ثقل عملیات کودتا بود. به همین جهت بیشترین هواپیماها و مهمات سنگین براى این هدف در نظر گرفته شده بود. اهداف تعیین‏شده براى تسخیر پس از بمباران‏هاى هوایى عبارت بودند از صدا و سیما، فرودگاه مهرآباد، ستاد نیروى‏زمینى، ستاد ارتش جمهورى اسلامى، پادگان حر، پادگان قصر، پادگان جمشیدیه و زندان اوین. اما به خواست خدا این توطئه برنامه‏ریزى شده در صبح روزى که قرار بود کودتا انجام گیرد، توسط دو تن از اعضاى کودتا افشا شد و ستاد خنثى‏سازى کودتا متشکل از واحدهاى اطلاعات سپاه، گروه مهندسى و انجمن اسلامى نیروى هوایى، تعدادى از پرسنل مؤمن نیروى زمینى و تیپ نوهد به خنثى‏سازى این کودتا پرداختند. امام امت پس از پایان عملیات خنثى‏سازى کودتا (۲۰/۴/۱۳۵۹) در حسینیه جماران در طى سخنرانى خود فرمودند: «مى‏خواهند توطئه بکنند و آن هم این توطئه‏اى که معلوم است که اگر چنانچه موفق به کشفش هم نشده بودیم، مردم خفه مى‏کردند آن‏ها را… اگر این فانتوم‏ها هم بلند شده بود، این‏ها مى‏خواستند چه بکنند، پدر این‏ها را در مى‏آوردند. مگر ملت، حالا دیگر نشسته که یک فانتوم و دو فانتوم کارى انجام بدهد.»

 در ۱۹ تیر ۱۳۵۹ خبر کشف یک کودتاى نظامى منتشر شد. این کودتا که قرار بود در روز ۱۸ تیر آغاز شود و بعدها به «کودتاى نوژه» شهرت یافت از سوى سازمان جاسوسى آمریکا برنامه‏ریزى و تدارک شده بود. مطابق برنامه کودتاچیان، قرار بود عملیات از پایگاه هوایى شهید نوژه همدان آغاز شود و هدف آن استقرار یک حکومت سوسیال- دموکراسى به ریاست شاهپور بختیار، آخرین نخست‏وزیر رژیم شاه و در صورت امکان اعاده سلطنت پهلوى بود. به نوشته کتاب «کودتاى نوژه»: این کودتا از لحاظ تجهیزات نظامى که قرار بود از داخل و خارج در جریان آن به کار گرفته شود در تاریخ کودتاهاى جهان بى‏سابقه بود و چنان دقیق طرح‏ریزى شده بود که سیا موفقیت آن را قطعى مى‏دانست… و به جرات مى‏توان ادعا کرد که کودتاى ۲۸ مرداد ۳۲ در مقایسه با آن بازى کودکانه‏اى بیش نبود.

 حجت‏الاسلام رى‏شهرى، در ۱۵ مرداد ۵۹، طى مصاحبه‏اى درباره ارتباط چند گروه سیاسى با عاملان کودتا، به ارتباط آنان با سازمان اشاره کرد و چنین اظهار داشت: بر اساس اعترافات گردانندگان کودتا… سازمان‏ها و گروه‏هایى مانند پان‏ایرانیست‏ها، جبهه ملى، سازمان چریک‏هاى فدایى خلق و سازمان مجاهدین خلق ایران در جریان این طرح قرار داشته‏اند و مطالعات و بررسى‏هایى نیز در زمینه همکارى یا موافقت با هر یک از این گروه‏ها صورت گرفته بوده است… ضمن بررسى‏هاى انجام شده توسط چند تن از افراد شرکت‏کننده در این طرح کودتا، قدرت رزمى سازمان مجاهدین در تهران ۸۰۰ نفر و سازمان چریک‏هاى فدایى خلق، ۳۰۰ نفر اعلام شد. پس از این بررسى‏ها تصمیم گرفته شده است که با این ۲ سازمان صحبت شود و از آن‏ها قول گرفته شود که علیه یا له عاملان این طرح وارد عمل نشوند و در عوض، پس از پیروزى کودتا و اجراى کامل طرح، امتیازات خوبى به آن‏ها داده شود. در همین مصاحبه آقاى‏رى شهرى براى تسهیل تحقیقات بعدى و جلوگیرى از فشارهاى سیاسى تأکید کرد: «هیچگونه تضمینى بر این‏که مطالب عنوان شده توسط این افراد صحت داشته باشد، وجود ندارد. ما صرفا به این دلیل که ملت مسلمان را در جریان وقایع آنچه که در دادگاه‏هاى ویژه ارتش مى‏گذرد قرار داده باشیم، این مطالب را بازگو مى‏کنیم». در متن بازجویى یکى از سران کودتا به نقل از مسؤولان سیاسى کودتا آمده است که مذاکره با سازمان مجاهدین خلق به نتیجه رسیده بود: مى‏گفت که ما این قول را از مجاهدین خلق گرفته‏ایم که آن روز – روز کودتا – بى‏طرف بمانند. در عوض این‏که آن روز بى‏طرف مى‏مانند، بهشان قول داده‏ایم که آزادى فعالیت سیاسى داشته باشند. به نوشته کتاب کودتاى نوژه: از سوى دیگر سازمان منافقین به واسطه قدرت اطلاعاتى خود که ناشى از وجود عناصر نفوذى‏اش از جمله میان کودتاچیان و همچنین ستاد خنثى‏سازى کودتا بود به ارزیابى احتمالات و سرانجام کودتا پرداخت. اطلاعاتى که عناصر نفوذى سازمان در میان کودتاگران از روند و حجم وسیع کودتا در اختیار سازمان قرار مى‏دادند، سازمان را متقاعد ساخت تا رضایت خود را از وقوع کودتا و همکارى در خفا اعلام کند… تحلیل سران سازمان منافقین اینگونه بود که سرنگونى حکومت کودتا به دلیل فقدان اعتقادات اصولى و مناسبات تشکیلاتى پیچیده، آسان‏تر از نظام جمهورى‏اسلامى است و بر اساس این تحلیل، سازمان تصمیم گرفت با طرحى بسیار پیچیده ضمن شرکت در کودتا و تقویت کودتاچیان، برنامه مناسبى را نیز براى مواجهه بى‏خطر با وجه عدم موفقیت کودتا تدارک ببیند. در پى پخش تلویزیونى مصاحبه یکى از افسران دستگیر شده در کودتاى نوژه، در تاریخ ۲۲ شهریور ۵۹، مبنى بر تماس کودتاچیان با سازمان و توافق درباره عدم اقدام بر ضد کودتا از سوى سازمان، مسعود رجوى و موسى خیابانى در یک مصاحبه مشترک با خبرنگاران ضمن تکذیب شدید این موضوع، اسناد و مدارکى دال بر همکارى با مقامات کشور در کشف کودتا ارائه دادند. در ستاد ضدکودتا عوامل نفوذى سازمان تا سطوح بالا حضور داشتند و توانستند بسیارى از سرنخ‏ها و ردپاهاى همکارى سازمان با کودتاچیان را از بین ببرند. بنابر اطلاعات منتشره مسعود کشمیرى، عضو سازمان و عامل انفجار نخست‏وزیرى در شهریور ۱۳۶۰، و جواد قدیرى از اعضاى قدیمى سازمان و وفاداران رجوى در زندان و همسر زهره عطریانفر در ستاد خنثى‏سازى کودتا همکارى داشتند. بخشى از اطلاعات و اسناد مربوط به عملیات ضدکودتاى نوژه را بعدها قدیرى سرقت کرد و به خارج از کشور گریخت. وى از طراحان انفجار مسجد ابوذر در ۶ تیر ۱۳۶۰ بود که به مجروح شدن شدید حضرت آیت‏الله العظمى خامنه‏اى منجر شد.

۱۲ تیر ۱۳۶۷فاجعه انسانى حمله آمریکا به هواپیماى مسافرى ایران‏

۱۲ تیر ۱۳۶۷ یک فروند هواپیماى مسافرى ایرباس ۷۰۷ جمهورى اسلامى ایران توسط نیروى دریایى آمریکا مورد حمله موشکى قرار گرفت و در آبهاى خلیج فارس سقوط کرد. در این فاجعه ضدانسانى که پیش از پایان جنگ عراق علیه ایران صورت گرفت و به منزله شراکت آمریکا در جنگ علیه ایران و حمایت از صدام محسوب مى‏شد، ۲۹۸ مسافر و خدمه هواپیما جان خود را از دست دادند. این هواپیما که طى پرواز شماره ۶۵۵ از بندرعباس به مقصد دبى در حال حرکت بود، هنوز سقف ارتفاع پرواز را به دست نیاورده بود که بر فراز آبهاى سرزمینى ایران و در حوالى‏جزیره هنگام هدف حمله موشکى واقع شد و در هوا منهدم و ساقط گردید. دو فروند موشک از ناو آمریکایى وینسنس که به آبهاى سرزمین ایران تجاوز کرده و در آن مستقر بود، شلیک شده بود. از میان ۲۹۸ مسافر و خدمه هواپیما، ۱۱۸ نفر زن و کودک بودند. همچنین ۲۰نفر هندى، ۱۳ تبعه امارات متحده عربى، ۶ پاکستانى، ۴ یوگسلاو و یک نفر ایتالیایى جزء مسافرین این هواپیما بودند. در پى این جنایت که از اقدامات عمدى آمریکا درخلیج فارس بود، دولت آمریکا نه تنها اظهار تأسف نکرد و بابت این وحشى‏گرى عذرخواهى ننمود بلکه به «ویلیام راجرز» فرمانده ناو حمله‏کننده به هواپیما، مدال شجاعت نیز اعطأ کرد. حادثه ساقط کردن هواپیماى مسافربرى ایران، آن هم درحریم آبى کشور، رویدادى بود که آمریکایى‏ها هیچگونه دلیل موجهى براى ارتکاب آن ارائه نکردند. آنان در ابتدا براى توجیه جنایت خود، هواپیما را داراى مأموریت نظامى خواندند. سپس با تصحیح این اتهام، مسیر هواپیما را خارج از دالان هوایى وانمود کردند. اما پس از آن‏که مسیر قانونى هواپیما مورد تایید سازمان بین‏المللى هوانوردى (ایکائو) قرار گرفت، به اشتباه بودن حمله خود اعتراف کردند.

 اگر چه غرب در برخورد با گروه‏هاى تروریستى داعیه مبارزه همه جانبه دارد و هزینه‏هاى تبلیغاتى زیادى نیز براى این امر پرداخت مى‏کند اما آنچه مسلم است این‏که میان وعده‏هاى داده شد تا عمل غرب در این خصوص تفاوت بسیار زیادى وجود دارد که نمونه بارز آن برخورد با فرقه تروریستى منافقین است. با وجود این‏که منافقین به جز اقدامات نظامى براى رسیدن به هدف خود، از چارچوبه مسائل سیاسى نیز به ترویج تروریسم مى‏پردازد، اما همان‏ها که این فرقه را از لیست تروریستى این اتحادیه خارج کردند، مبناى عمل خود را پایان تمام فعالیت‏هاى تروریستى این فرقه از سال ۲۰۰۱ اعلام مى‏کنند و به هشدارهاى خانواده شهداى ترور و دولتمردان ایران در مورد ماهیت تروریستى منافقین توجهى ندارند. اما اقدام سیاسى و غیرقابل قبول اتحادیه اروپایى در حالى است که پرونده‏هاى متعددى علیه فعالیت‏هاى غیرقانونى گروهک منافقین از جمله جمع آورى پول با هدف تأمین مالى اقدامات تروریستى، پول شویى، برنامه ریزى، طراحى و ارتکاب عملیات تروریستى توسط عناصر و عوامل آن همچنان در دادگاه‏هاى اروپایى و از جمله فرانسه مفتوح است و علاوه بر آن گروهک تروریستى منافقین نیز هیچگاه به طور رسمى سلاح و شیوه‏هاى تروریستى‏را کنار نگذاشته و هرگز منکر اقدامات تروریستى گذشته خود از جمله طیف وسیعى از عملیات تروریستى‏علیه مردم ایران و عراق، با همدستى رژیم صدام نشده است.

 غرب در حالى این فرقه را از لیست تروریستى خود خارج نمود که تفاوت‏هاى بارزى در مورد سنجش تروریستى بودن یک عمل، در میان رفتار و گفتار سیاسیون اروپایى وجود دارد. این اقدام اتحادیه اروپا همزمان با اعتراض جهانیان به برخوردهاى مغرضانه، دوگانه و ابزارى این اتحادیه و موضع‏گیرى‏هاى جانب دارانه آن از تروریسم دولتى رژیم اشغالگر قدس و سکوت و انفعال آن در قبال قتل عام ددمنشانه مردم بى‏دفاع غزه انجام شد که این امر نیز در میان سکوت خبرى رسانه‏هاى وابسته غربى به وقوع پیوست. غرب که داعیه مبارزه با تروریسم در جهان را دارد و خود را یکى از قربانیان این مسأله مى‏داند چگونه حمایت‏هاى خود را از گروهک‏هاى تروریستى جندالله یا منافقین توجیه مى‏کند و چگونه بازى دوگانه خود در قبال آزادى سرکرده گروهک پژاک که یک گروه کاملا تروریستى است را توجیه مى‏کنند،آنهم گروهى که نه تنها علیه جمهورى اسلامى بلکه علیه سایر کشورهاى منطقه نیز فعالیت‏هاى تروریستى‏دارد. رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با مسأله تروریسم در ایران یک موضوع کاملا اساسى و البته سابقه دار است.کشورهاى غربى و سردمدار آن‏ها ایالات متحده همواره در بحث مقابله با تروریسم یک نگاه دوگانه داشته اند. از یک سو کاخ سفید حضور خود را در افغانستان در راستاى مهار تروریسم بیان مى‏کند و از سوى دیگر به آموزش و پرداخت بودجه‏هاى کلان به گروهک ریگى مى‏پردازد.در واقع تروریسم براى سران غربى دو تعریف دارد. اول تروریستهایى که دشمنان غرب رامى کشند که آن‏ها جزء تروریست‏هاى خوب دسته بندى مى‏شوند و دوم تروریست‏هایى که خود غربى‏ها را مى‏کشند که جزء تروریست‏هاى بد قرار مى‏گیرند. در واقع غرب در تلاش براى از بین بردن تروریسم در جهان نیست بلکه سعى دارد تروریستها را در راستاى منافع خود و در ذیل چتر امنیتى – اطلاعاتى خود قرار دهد.استفاده ابزارى از گروهک منافقین شاهد مثالى است که به خوبى این موضوع را روشن مى‏سازد.از سوى‏دیگر اعترافات اخیر عبدالماک ریگى سرکرده معدوم گروهک جندا… خود اثبات نمود که گروهک‏هاى‏ترویستى هیچ گاه نمى‏توانند بدون حمایت اربابان خود در کاخ سفید دست به اقدامى زنند. استدلال بى‏پایه و اساس غربى‏ها براى خارج کردن منافقین از لیست تروریستى، به جاى آن‏که باعث گشایش در امور منافقین شود، بیش از پیش دست و پاى منافقین را بست و انزواى آن‏ها را بیشتر کرد.اما تداوم سیاست دوگانه غرب در مورد تروریسم باعث شده تا منافقین براى ماندن در عراق هم دست به دامان اروپا شوند. برگزارى نشست‏هاى سیاسى توسط برخى سیاسیون اروپایى در مورد ضرورت حمایت از اردوگاه اشرف و اشغالگران آن، حمایت از میتینگ‏هاى سیاسى برخى هواداران این فرقه براى ماندن منافقین در عراق، حمایت تمام عیار برخى پارلمان‏هاى اروپایى از ماندن منافقین در عراق، تصمیم برخى‏دادگاه فرمایشى اروپا در حمایت از منافقین که به عنوان مثال مى‏توان به حمایت و تبرئه دادگاه فرانسه از دو تن از عوامل محرک خودسوزى‏ها تصمیم دور از انتظار دادگاهى در اسپانیا از جمله مواردى است که اروپایى‏ها با علم به تروریستى بودن ماهیت منافقین آن را دنبال مى‏کنند و از دستاوردهاى آن براى منافقین نیز استقبال مى‏کنند.

اقدامات خصمانه آمریکا

اقدامات خصمانه دولت آمریکا علیه ایران با توجه به خوى استکبارى و خصلت استیلاطلبى ایالات متحده و نیز با عنایت‏به پیشینه بسیار خسارت‏بار ارتباط با این کشور، مانع از آن است که دولت و ملت‏بزرگ و مستقل ایران بخواهند درهاى رابطه را بر روى دولت آمریکا بگشایند. چالش در روابط ایران و آمریکا به رغم گذشت دو دهه، یکى از مناقشه‏انگیزترین مباحثى است که محافل سیاسى جهان بویژه غرب همچنان با اشتیاق آن را دنبال مى‏کنند. اقدامات خصمانه دولت آمریکا علیه ایران با توجه به خوى استکبارى و خصلت استیلاطلبى ایالات متحده و نیز با عنایت‏به پیشینه بسیار خسارت‏بار ارتباط با این کشور، مانع از آن است که دولت و ملت‏بزرگ و مستقل ایران بخواهند درهاى رابطه را بر روى دولت آمریکا بگشایند.

  ۱ – کودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲: بنابر اعتراف آمریکایى‏ها، که در اسناد منتشر شده توسط سازمان سیا (CIA) و وزارت خارجه آمریکا در سال ۱۳۷۹ منعکس شده است، نمایندگان دستگاه امنیتى انگلیس، موضوع براندازى دولت مصدق و جایگزین کردن یک حکومت کاملا وابسته را به نمایندگان سیا پیشنهاد کردند که با پاسخ مثبت آمریکایى‏ها در فروردین ۱۳۳۲/مارس ۱۹۵۲ مواجه شدند. طرح کودتاى ۲۸ مرداد پس از مطالعات فراوان و بازنگریهاى مکرر توسط طراحان انگلیسى و آمریکایى، در قالب طرح تى‏پى آژاکس ()T.P Ajaax در تاریخ ۲۱ تیر ماه توسط رئیس سازمان سیا، وزیر خارجه آمریکا و رئیس جمهور آمریکا (آیزنهاور) به امضاى نهایى رسید و با اختصاص بودجه‏اى هنگفت، سرانجام پس از فراهم شدن مقدمات امر، در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ کودتا با موفقیت انجام پذیرفت.

 ۲ – حمایت و تحکیم پایه‏هاى حکومت استبدادى شاه: حمایت دولت آمریکا از شاه پس از ۲۸ مراد ۱۳۳۲ وارد مرحله جدیدى شد و آمریکایى‏ها با تمام توان، از شاه حمایت کردند. حمایت مالى آمریکا پس از کودتا به طرز شگفت‏انگیزى افزایش یافت. دقیقا ۱۲ روز پس از کودتاى ۲۸ مرداد، شاه از آمریکا درخواست وام کرد و آمریکا نیز با پرداخت‏یک وام ۴۵ میلیون دلارى به ایران موافقت نمود. رژیم شاه هر چه پیش مى‏رفت، وابسته‏تر مى‏شد و نفوذ آمریکا روزبه‏روز در دستگاه حاکمیت ایران افزونتر مى‏گشت. آمریکایى‏ها، که ایران را «جزیره ثبات» خود مى‏دانستند، تا آخرین روزهاى حیات سیاسى شاه، دست از حمایت وى برنداشتند. آن‏ها حتى پس از اوج‏گیرى انقلاب اسلامى ایران به رهبرى امام خمینى‏قدس سره، در حالى که ملت ایران از جنایات بى‏حد و حصر رژیم شاه به تنگ آمده بود و یکپارچه و یکصدا نابودى شاه را فریاد مى‏کرد، تلاش کردند به هر شکل ممکن، رژیم شاه را پابرجا دارند.

 ۳ – تحمیل قانون کاپیتولاسیون و تحقیر ملت‏بزرگ ایران: یکى از اقدامات تحقیرآمیز دولت ایالات متحده آمریکا علیه ملت ایران، فشار بر حکومت وابسته شاه براى تصویب لایحه اعطاى مصونیت قضایى به اتباع آمریکایى، در مجلس شوراى ملى ایران بود. به موجب این لایحه، که «کاپیتولاسیون» نام داشت، دستگاه قضایى ایران حق نداشت هیچ‏یک از مستشاران، نظامیان، کارمندان و کارکنان آمریکایى و نیز خانواده‏ها و وابستگانشان را (که در زمان تصویب قانون بالغ بر چهل هزار نفر مى‏شدند)، تحت پیگرد قانونى قرار دهد. این لایحه در ایران زمانى به تصویب رسید که حتى کشورهاى عقب‏مانده افریقایى و کشورهاى نیمه مستعمره به آن تن نمى‏دادند.

 ۴ – حمله نظامى به طبس: پس از ماجراى تسخیر لانه جاسوسى در تهران توسط دانشجویان و در پى آن به اسارت درآمدن تعدادى از کارکنان و کارمندان سفارت، که حیثیت جهانى آمریکا را به شدت خدشه‏دار و ابهت این ابرقدرت را در هم شکست، آمریکایى‏ها براى حل بحران گروگانگیرى از طریق سیاسى، از هر درى که وارد شدند، ناکام بازگشتند. پیش شرط امام خمینى‏قدس سره براى مذاکره، تحویل شاه معدوم به ایران بود و آمریکایى‏ها به جاى تمکین در برابر خواست ملت‏بزرگ ایران، در فاز نظامى قدم نهادند. برژینسکى در کتاب توطئه در ایران مى‏نویسد: «طرح عملیات نجات را من ابتدا به عنوان آخرین چاره یا یک اقدام اضطرارى در صورت به خطر افتادن جان گروگانها تعقیب مى‏کردم و به مؤثر بودن عملیات نظامى، نظیر محاصره دریایى ایران، تصرف جزیره خارک و حملات هوایى به هدفهایى در داخل خاک ایران، بیشتر اعتقاد داشتم.» آمریکایى‏ها پس از بررسیهاى فراوان و با اتکا به عناصر ضد انقلاب و وابسته به رژیم منحوس محمدرضا شاه، که همچنان در داخل کشور به توطئه اشتغال داشتند، در حمله نظامى به ایران مصمم شدند و سرانجام، پس از حصول اطمینان از موفقیت در عملیات نظامى، در پنجم اردیبهشت ماه ۱۳۵۹ شبانه تعدادى از نیروهاى آموزش دیده و ویژه خود را توسط پنج فروند بالگرد و هواپیماى پیشرفته آمریکایى در یکى از فرودگاه‏هاى دور افتاده و متروکه، واقع در صحراى طبس پیاده کردند تا از آنجا بر اساس برنامه‏ریزى قبلى و یک زمان‏بندى دقیق، عملیات نظامى خود را شروع کنند اما در نهایت اعجاب و ناباورى، به امر خداوند، هواپیماها و بالگردهاى پیشرفته آمریکایى در دام طوفانى سهمگین از شنهاى طبس گرفتار شدند و بشدت به هم برخورد کردند و ناگهان با انفجارهاى مهیب، طبس به جهنمى هولناک و گورستانى وحشت‏انگیز براى آمریکایى‏ها تبدیل شد و عملیات نظامى آمریکا به طور مفتضحانه‏اى به شکست انجامید.

 ۵ – کودتاى نوژه: از جمله اقدامات براندازانه آمریکا پس از شکست‏حمله نظامى به طبس، طرح‏ریزى کودتاى «نوژه» در هجدهم تیرماه ۱۳۵۹ بود که قبل از هر اقدامى با شکست مواجه شد. دولت آمریکا براى طرح‏ریزى و اجراى این کودتا، هزینه‏هاى سنگینى در نظر گرفته بود.

 ۶ – حصر اقتصادى و اقدامات تحریمى علیه نظام جمهورى اسلامى: دولت آمریکا از اوائل سال ۱۳۵۹ اقدام به محاصره اقتصادى ایران کرد و تا کنون ادامه یافته است و هر سال با جعل قوانین تحریمى بیشتر، حلقه محاصره را تنگتر نمود. اما تا امروز هیچ خللى در پیشرفت‏هاى ملت ایران حاصل نشده است.

 ۷ – تحریک عراق به جنگ علیه ایران: آمریکایى‏ها پس از شکست‏سنگین در کودتاى «نوژه»، تحرکات شدیدى را براى ترغیب صدام به جنگ با ایران آغاز کردند. برژینسکى، مشاور امنیت ملى آمریکا، براى آماده‏سازى عراق براى شروع جنگ و اطلاع‏رسانى به این کشور، سفرهاى محرمانه متعددى به بغداد کرد که مجله ژورنال استریت، مورخ ۸ فوریه ۱۹۸۰ یکى از این سفرهاى محرمانه را فاش ساخت. علاوه بر این، مطبوعات اروپایى نیز در همان زمان، از ملاقاتهاى متعدد برژینسکى با صدام حسین خبر دادند. صدام حسین که پس از سقوط شاه، علاقه وافرى به ژاندارمى آمریکا در منطقه از خود نشان مى‏داد، براى تحقق این رؤیاى شیرین، در پى تحریکات و تحرکات سیاسى آمریکایى‏ها در نهایت در سى و یکم شهریور ۱۳۵۹ حملات وسیع و گسترده‏اى را به ایران آغاز نمود و هشت‏سال تمام، نظام نوپاى جمهورى اسلامى را درگیر خطرناکترین و طولانى‏ترین نبرد پس از جنگ جهانى دوم کرد. هر چند آمریکایى‏ها تاکنون کوشیده‏اند که نقش خود را در تحریک صدام براى حمله به ایران کتمان کنند، اما تجهیز صدام به انواع سلاحهاى جدید جنگى و کشتار جمعى و نیز حمایتهاى رسانه‏اى، سیاسى و بین‏المللى از سوى آمریکا و هم‏پیمانان وى، چیزى نیست که بتوان آن را کتمان یا انکار کرد. از این رو، آمریکایى‏ها خود ناچار به اعتراف آن شدند. آلبرایت در سخنرانى مهم خود در کنفرانس شوراى همکارى آمریکاییان – ایرانیان، به صراحت اعتراف کرد: «اکنون به نظر مى‏رسد که جنبه‏هایى از سیاست آمریکا در رابطه با عراق، در جریان درگیرى عراق با ایران، به طور قابل تاسفى، بویژه با در نظر گرفتن تجربیات ما با صدام حسین، کوته بینانه‏تر بوده است.» سایروس ونس، مشاور سابق امنیت ملى کاخ سفید هم رسما اعلام کرد: «ما در جنگ طولانى و پر خسارت ایران و عراق، علیه ایران بودیم.»

 ۸ – درگیریهاى نظامى مستقیم در حمایت از رژیم صدام: دولت آمریکا در شرایطى که ایران به یک برترى نظامى نسبت‏به عراق دست‏یافته بود، حتى مداخله مستقیم نظامى را نیز از نظر دور نداشت. حمایت آمریکا از عراق در جنگ، علاوه بر تجهیز تسلیحاتى عراق، به حضور نظامى در خلیج فارس و سپس درگیرى نظامى منجر شد. در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۳۶۶ هنگامى که مقام معظم رهبرى، حضرت آیةالله خامنه‏اى، به عنوان رئیس جمهور وقت‏براى شرکت در چهل و دومین اجلاس مجمع عمومى سازمان ملل متحد و براى ایراد یک سخنرانى عازم نیویورک بود، آمریکایى‏ها براى تحت الشعاع قرار دادن تلاش‏هاى سیاسى جمهورى اسلامى ایران در عرصه بین‏المللى و در آستانه ایراد سخنرانى ایشان، کشتى تدارکاتى هشتصد تنى «ایران اجر» را توسط دو فروند بالگرد نظامى، که از عرشه کشتى «فریگت جارت» پرواز کرده بودند، مورد حمله قرار دادند. در جریان این حمله، از مجموع ۳۱ سرنشین کشتى، ۳ تن شهید، ۲ تن مفقود و ۲۶ تن دیگر که تعدادى از آن‏ها زخمى بودند به اسارت نیروهاى آمریکایى درآمدند و کشتى نیز پس از مدتى در آبهاى خلیج فارس غرق شد. دو هفته بعد (۱۶ مهر ۱۳۶۶) نیز بالگردهاى آمریکایى در تهاجمى دیگر، قایقهاى گشتى سپاه پاسداران را که در آبهاى خلیج‏فارس مشغول گشت‏زنى بودند، مورد حمله قرار دادند. (۲۰) همچنین تهاجم وحشیانه ناوهاى آمریکایى به ناوچه «سهند» و حمله نظامى آمریکا به سکوهاى نفتى ایران از دیگر اقدامات مستقیم نظامى آمریکا در طول جنگ تحمیلى بود.

 ۹ – انهدام هواپیماى مسافربرى جمهورى اسلامى ایران: یکى از اقدامات وحشیانه آمریکا در اواخر جنگ تحمیلى، که از عمق خصومت آمریکایى‏ها نسبت‏به نظام جمهورى اسلامى حکایت مى‏کند، حمله ناو آمریکایى به هواپیماى مسافربرى جمهورى اسلامى ایران در تاریخ ۱۲ تیر ماه ۱۳۶۷/۳ ژوئیه ۱۹۸۸ است. این هواپیماى مسافربرى، که از نوع ایرباس و متعلق به شرکت هواپیمایى جمهورى اسلامى ایران (ایران ایر) بود، در یک پرواز معمولى از بندر عباس به مقصد دبى در حالى که هنوز سقف ارتفاع پرواز مورد نظر را به دست نیاورده بود، در حرکت‏بود که ناگهان بر فراز آبهاى ایران و در حوالى جزیره «هنگام»، هدف دو فروند موشک قرار گرفت و منهدم شد. در جریان این حمله غیر انسانى، تمامى ۲۹۰ نفر مسافر و خدمه هواپیما، که ۱۱۸ نفر از آن‏ها را فقط زن و کودک تشکیل مى‏دادند، به شهادت رسیدند. این موشکها از یک ناو آمریکایى مستقر در خلیج فارس، موسوم به «وینسنس» که خود نیز به آبهاى سرزمین ایران تجاوز کرده بود، شلیک شدند.

 ۱۰ – سازماندهى، هدایت و پشتیبانى نیروهاى ضد انقلاب: پس از پیروزى انقلاب اسلامى، دولت آمریکا براى سلطه مجدد بر ایران، کوشید در کادر مدیریت کلان نظام نفوذ کند. این امر با توجه به ترکیب خاص دولت موقت، که عمدتا از طرفداران ارتباط دوستانه و نزدیک با آمریکا بودند، کار دشوارى نبود. ایالات متحده از سوى دیگر، تلاش کرد تا جنبشهایى تحت عنوان «جنبشهاى تجزیه طلبانه» در غرب، جنوب و شمال کشور سازماندهى و علیه نظام تحریک کند. به همین دلیل، نظام جمهورى اسلامى در بخشهایى از کشور همچون کردستان، خوزستان، ترکمن صحرا، آذربایجان، سیستان و بلوچستان تا مدتها با چنین جریانهایى درگیر بود. علاوه بر این، منافقین نیز از هنگام ورود به فاز شورشهاى مسلحانه و عملیاتهاى تروریستى بسیار وسیع از سال ۱۳۶۰ به بعد، حت‏حمایت‏خاص دولت آمریکا قرار گرفتند و آمریکا در طول ۲۵ سال پس از پیروزى انقلاب، با تقویت و پشتیبانى مادى و معنوى گروه‏هاى تروریستى، که به ایجاد رعب و وحشت، گسترش دامنه ناامنى در کشور و حذف شخصیتهاى برجسته نظام روى آورده‏اند، سعى کرده است جمهورى اسلامى را با یک بحران امنیتى و مدیریتى مواجه سازد. این حمایت‏ها از جریان سبز و نفاق جدید ادامه دارد.

 ۱۱ – فضاسازى سیاسى و تبلیغاتى علیه نظام جمهورى اسلامى‏

 ۱۲ – توقیف اموال، دارایى‏ها و تجهیزات پیشرفته نظامى که قبل از انقلاب خریدارى شده و در زمان جنگ به شدت مورد نیاز جمهورى اسلامى ایران بودند.

 ۱۳ – مخالفت و ممانعت از عبور خطوط لوله نفت و گاز آسیاى میانه از خاک ایران‏

 ۱۴ – اعمال فشار بر ترکیه براى لغو قرارداد ۲۰ میلیارد دلارى خرید گاز از ایران‏

 ۱۵ – تحریک همسایگان، بخصوص امارات متحده عربى، براى طرح ادعاهاى ارضى در خصوص جزایر سه گانه ایرانى در خلیج فارس‏

 ۱۶ – بازسازى طرح فروپاشى شوروى براى فروپاشى نظام جمهورى اسلامى‏

 ۱۷ – مسلط کردن طالبان بر افغانستان براى مخدوش جلوه دادن چهره اسلام و ایجاد مزاحمت‏براى ایران‏

 ۱۸ – تحریک آشوبگران و حمایت علنى و رسمى از شورشهاى خیابانى ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و خرداد ۱۳۸۲٫

 ۱۹- تشدید تحریم‏ها در کنگره آمریکا و فشار بر اروپا براى اتخاذ تحریم‏هاى یکجانبه و تحریم‏هایى که در شوراى‏امنیت راى نیاورد.

 ۲۰- تشدید جنگ نرم و اعمال کودتاى مخملى در سال ۸۸ که با بصیرت مردم و درایت رهبرى شکست خورد.

 ادموند ماسکى وزیر خارجه آمریکا در تابستان سال ۵۹ اعلام کرده بود که سیاستهاى خارجى آمریکا در قبال ایران عبادت است از: ۱) اضمحلال و از هم پاشیدگى ایران ۲) از هم پاشیدگى اقتصاد ایران ۳) تهاجم به مرزهاى‏ایران.

برچسب ها:

, , , , ,



ارسال نظر: