۲۴ آذر سال ۹۷
‏‫کاربر گرامی به پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت ایرانشهر خوش آمدید

مقالاتدیدگاه | تعداد بازید : 469 مشاهده شده | تاریخ انتشار : ۴ آبان ۱۳۹۱

سیماى فاطمه زهرا سلام الله علیها در قرآن

اهل بیت(ع) مظاهر رحمت الهى اند و اسماى حسناى حق، و صدیقه طاهره(س) گلواژه آفرینش و خنکاى آیات الهى. شخصیت دست نایافتنى و الهى حضرت فاطمه(س) از منظر وحى، یکى از مهمترین سرفصلهاى زندگى و شخصیت آن وجود مطهر است. آنچه در این مقاله مى خوانید نگاهى است به برخى آیات که در باره آن حضرت(س) نازل گشته و یا بر آن حضرت(س) تفسیر و تطبیق شده است، نگاهى کوتاه ولی عالمانه.
۱٫ کوثر
“انا اعطیناک الکوثر فصل لربک و انحر ان شانئک هو الابتر”۱
این سوره که کوتاهترین سوره قرآن کریم مى باشد، در مکه نازل شده است.زمانى که رسول خدا(ص) دو تن از فرزندان خود به نامهاى عبدالله و قاسم را از دست داد، و دشمنان آن حضرت براى تضعیف روحیه او زبان به طعن و شماتتش گشودند، عاص بن وائل او را “ابتر” خواند۲ که در لغت عرب به “الذى لا عقب له” یعنى شخصى که نسلش منقطع شده باشد، اطلاق مى شود.۳ خداى سبحان بدین وسیله پیامبرش را خشنود نمود و فرمود:
“ما کوثر را به تو عطا کردیم، پس به شکرانه این نعمت، براى پروردگارت نماز بگذار و شتر قربانى کن، همانا که دشمن تو ابتر و مقطوع النسل است.”
“کوثر” از ریشه “کثرت” است و بر چیزى اطلاق مى شود که شأنیت کثرت در او باشد: “هو الشىء الذى من شأنه الکثره” و مراد از کوثر، خیر فراوان است.۴ براى کلمه “الکوثر” در این سوره بیش از بیست و پنج معنا و احتمال مطرح کرده اند۵ که از جمله آنها مى توان به “چشمه اى در بهشت” و “حوض کوثر” که در روایات شیعه و سنى به چشم مى خورد، اشاره کرد.۶ قرطبى مفسر بنام اهل سنت، على رغم آنکه بین این دو معنا و آیات دیگر سوره تناسبى را نمى بیند و بدان اعتراف دارد، معذلک چون براى معانى دیگر کوثر مویدى از روایات نیافته، همین دو معنا و احتمال را برگزیده است.”۷
مناسب¬ترین معنا از دیدگاه مفسر عالیقدر شیعه، علامه سید محمدحسین طباطبایى(ره) با توجه به معناى آخرین آیه که دشمن آن حضرت را ابتر معرفى کرده و مایه دلگرمى و آرامش خاطر رسول خدا (ص) شده و طبعا وجود آن لغو و بى فایده نمى باشد، فقط “کثرت ذریه پیامبر اکرم(ص)” است. اگر “خیر کثیر” هم مراد باشد یقینا یکى از مصادیق آن، فراوانى نسل آن حضرت است.۸ شأن نزول سوره نیز که روایات فراوانى “مستفیضه” بر آن دلالت دارد، گواه دیگرى بر این تفسیر است. بنابراین معنا، نوید اعطإ فرزندان فاطمه(س) به عنوان ذریه رسول خدا(ص) به آن حضرت داده می‌شود. در راستاى تأیید و تکمیل این معنا مى توان افزود که آوردن فعل ماضى “اعطیناک” گواه بر آن است که مراد از “کوثر” فاطمه(س) است نه فرزندان فراوانى که او منشأ آن است و این معنا با معناى لغوى کوثر که صاحب تفسیر المیزان نیز در ابتداى سخن خویش نقل کرده “الشىء الذى من شأنه الکثره” مناسبتر است یعنى موجودى که شأنیت کثرت در او باشد.پیامبر اکرم(ص) مأمور مى شود که به شکرانه این نعمت بزرگ، در پیشگاه باعظمت پروردگار سر تعظیم فرود آورد، نماز بگذارد و قربانى کند. براى “وانحر” معناى دیگرى نیز در روایات شیعه و سنى به چشم مى خورد و آن عبارت است از بلند کردن دستها تا مقابل گوشها به هنگام تکبیر گفتن در نماز. امیرالمومنین على بن ابى طالب(ع) مى فرماید: پیامبر اکرم(ص) هنگام نزول سوره کوثر به جبرئیل فرمود: ما هذه النحیره التى امرنى بها ربى؟ این قربانى که پروردگارم مرا مأمور بدان فرموده چیست؟ جبرئیل پاسخ داد: قربانى نیست، بلکه به تو امر مى کند، هنگامى که احرام نماز بستى ـ یعنى با گفتن تکبیره الاحرام وارد نماز شدى ـ هنگام تکبیر آغاز نماز و تکبیر قبل از رکوع و نیز تکبیر بعد از رکوع، دستانت را “تا برابر گوشها” بلند کنى که نماز ما و نماز فرشتگان در آسمانهاى هفتگانه چنین است. براى هر چیزى زینتى است و زینت نماز بلند کردن دستها هنگام گفتن هر تکبیر است که این عمل نشانه آرامش و طمأنینه است.۹
البته برخى از مفسران که “نحر” را قربانى معنا کرده اند، به قرینه آن مراد از نماز را هم، نماز عید قربان دانسته‌اند.۱۰
در پایان سوره خداوند متعال، هم براى دلجویى از پیامبرش و هم براى کوبیدن دشمنان آن حضرت، فرد عیبجو و کینه توزى را که پیامبر را “ابتر” خوانده بود، “ابتر” معرفى مى کند و بر آن تإکید مى ورزد: إن شانئک هوالابتر.
اما نکاتى چند در خاتمه این بخش:
۱ـ کثرت نسل پیامبر اکرم(ص) از طریق دخت گرامى اش، حضرت فاطمه زهرا(س)، به گواه تاریخ یکى از اخبار غیبى قرآن کریم است. به طورى که امام فخر رازى مفسر بنام و متعصب اهل سنت، بر این واقعیت به عنوان یکى از معانى احتمالى “کوثر” معترف است و مى گوید:
“مراد از کوثر، فرزندان پیامبر است. چون این سوره در رد کسى که بر پیامبر اکرم طعن زد که فرزند ندارد، نازل شد، لذا معناى کوثر آن است که خداوند نسلى را به او عطا فرمود که در گذر زمان باقى ماندند. ملاحظه کن! چقدر از اهل بیت به قتل رسیدند، در عین حال جهان پر از فرزندان پیغمبر است، در حالى که از بنى امیه، فرد قابل اعتنایى باقى نمانده است. ببین که چه میزان در میان آنان از علماى بزرگ به چشم مى خورد مثل باقر و صادق و کاظم و رضا (علیهم السلام) و نفس زکیه و امثال آنان”۱۱
چنانچه انقطاع نسل عاص بن وائل طعن زننده به رسول خدا(ص) نیز از اخبار غیبى قرآن به شمار مى رود. سخن امام مجتبى(ع) به عمرو بن العاص وزیر و مشاور حیله گر معاویه نیز، هم گواه بر این انقطاع نسل است و هم رد دیدگاه راویانى که فردى غیر از عاص بن وائل را مراد سوره شمرده اند. حضرت به او فرمود:
“تو در بستر مشترک متولد شدى. در باره تو مردان قریش همچون ابوسفیان بن حرب، ولید بن مغیره، عثمان بن حارث، نصر بن حارث بن کلاه و عاص بن وائل به نزاع برخاستند و هر کدام گمان کردند که فرزند اویى، تا آنکه در بین قریش آنکه از همه پست تر و بى حسب و نسب تر و ستمکارتر و زناکارتر بود, بر سایران غلبه کرد و تو را به خود ملحق نمود”.۱۲
۲ـ گسترش اسلام که منشأ خیرات و برکات فراوانى در طول تاریخ بوده، مى تواند مصداق کوثر و خیر کثیر باشد و اتفاقا این برکات از جانشینان پیامبر خدا(ص) که همگى از فاطمه زهرا(س) نشأت مى گیرند، مى باشد. امروز پس از گذشت چهارده قرن در حالى که خداوند چنین افتخارى را در جهان به پیامبرش عطا فرموده، به طورى که صدها میلیون انسان یا پیرو دین اویند و یا علاقه مند به شخصیت والاى او؛ دشمنانش در زباله دان تاریخ دفن شده‌اند.
۳ـ آخرین آیه این سوره وعده نصرتى به رسول خدا(ص) است تا او را در تداوم رسالتش دلگرم و امیدوار سازد و به یقین بداند که آثار و برکات وجودى او دوام خواهد یافت و از دشمنانش اثرى باقى نخواهد ماند. و این وعده لااقل در این سوره نتیجه عیبجویى یکى از مشرکان نسبت به پیامبر الهى است و نشانگر این واقعیت است که درافتادن با حق و حقیقت و بندگان برگزیده خدا، سبب سقوط و خذلان ابدى انسان است.
۴ـ این سوره با آنکه کوچکترین سوره قرآن است، اما به حکم تحدى قرآن که مى فرماید: “ان کنتم فى ریب مما نزلنا على عبدنا فأتوا بسوره من مثله و ادعوا شهدإکم من دون الله ان کنتم صادقین”۱۳ “اگر در آنچه که ما بر بنده خود نازل کردیم، شک دارید، یک سوره مانند آن بیاورید و گواهان خود را غیر از خدا دعوت کنید اگر راست مى گویید.” بسیار با عظمت است؛ به طورى که در طول تاریخ، دشمنان اسلام که از هیچ تلاشى فروگذار نکردند، از آوردن سوره کوچکى مانند این سوره عاجز ماندند.
۵ـ حسن ختام این بخش آنکه، نزول چنین سوره اى و چنین تعبیر بلندى “کوثر” در باره فاطمه(س)، در عهد جاهلیت عربى که “زن” نه تنها از کمترین حقوق انسانى برخوردار نبود، بلکه تولد دختر مایه ننگ و سرافکندگى بود و دختران مظلوم زنده زنده در خاک دفن مى شدند، نشانگر جایگاه ارزشمند زن در مکتب حیاتبخش اسلام است. موجودى که مى تواند منشأ این مقدار خیر و برکت در تاریخ بشریت باشد. موجودى که بنده برگزیده خدا و اشرف مخلوقات عالم، باید به شکرانه برخوردارى از آن، در برابر پروردگارش سر بر خاک بساید. در کدامین مکتب مى توان چنین قرب و منزلتى براى زن یافت؟
شخصیتى که دختر رسول خدا(ص) در مکتب اسلام دارد و قرآن کریم پشتوانه آن است و مقامى که زنان با الگوگیرى از او مى توانند به دست آورند، در هیچ مکتبى یافت نمی شود.
۲٫ مطهره
“انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا.”۱۴
خداوند اراده کرده که هر گونه رجس و پلیدى را از شما اهل بیت پیامبر بزداید و شما را از هر عیبى پاک و منزه نماید.
این آیه مانند آیات “مباهله”، “مودت” و “ابرار” که خواهد آمد، از براهین قطعى در فضیلت خاندان پیامبر(ص) است؛ بلکه یکى از ادله عصمت آنان محسوب مى شود. شأن نزول آیه از زبان ام سلمه که در منابع اهل سنت و شیعه نقل شده، چنین است، او مى گوید:
این آیه در خانه من نازل شد در حالى که على و فاطمه و حسن و حسین آنجا بودند. سپس پیامبر آنان را جمع کرد و عبایى را بر سر آنان کشید و عرضه داشت: اللهم ان لکل نبى اهلا و ثقلا و هولإ اهل بیتى و ثقلى. خدایا! هر پیامبرى را اهلى و ثقلى است. اینها اهل بیت و سرمایه و ثقل من هستند.عرض کردم: اى رسول خدا! آیا من از اهل تو نیستم؟ فرمود: تو خوبى، ولى اینان خاندان (و ثقل) من هستند. ۱۵ این مضمون در بیش از هفتاد روایت که در میان آنها راویان سنى بیش از راویان شیعى هستند، آمده است. اهل سنت از ام سلمه، عایشه، ابى سعید خدرى، سعد، وائله بن اسقع، ابى الحمرإ، ابن عباس، ثوبان آزاده شده رسول خدا، عبدالله بن جعفر، على بن ابى طالب و حسن بن على (علیهماالسلام)، و شیعیان نیز از حضرت على، امام سجاد، امام باقر، امام صادق و امام رضا (علیهم السلام)، ام سلمه، ابوذر، ابولیلى، ابوالاسود دئلى، عمرو بن میمون الاودى و سعد بن ابى وقاص نقل کرده اند.۱۶ تنها به ذکر دو نمونه از روایات از منابع اهل سنت بسنده مى کنیم:
ـ احمد بن حنبل از رسول خدا(ص) نقل کرده که حضرت فرمود: این آیه در باره پنج نفر نازل شده، در باره من و على و حسن و حسین و فاطمه۱۷
ـ فخررازى، مفسر متعصب اهل سنت، در جریان مباهله پیامبر با علماى نجران حدیثى را که مورد اتفاق اکثر اهل حدیث و تفسیر است، نقل نموده و در پایان آن افزوده است که پیامبر اکرم(ص) پس از بازگشت، آیه تطهیر را در حق على، فاطمه، حسن و حسین (رضى الله عنهم) تلاوت مى کند.۱۸ نکته مهمى که در خصوص این آیه به چشم مى خورد، آن است که رسول خدا(ص) پس از نزول آیه در طى چند ماه بارها چنین صحنه اى را به نمایش مى گذارد تا بدین وسیله منزلت اهل بیت (اهل کسأ) را در نظر مردم تثبیت نماید. مدت شش ماه که همه روزه از مقابل خانه فاطمه(س) عبور مى کرد و راهى مسجد مى شد، مقابل در خانه دخترش مى ایستاد و مى فرمود: “الصلوه اهل البیت”. سپس آیه تطهیر را تلاوت مى فرمود.۱۹ اختصاص “اهل البیت” در آیه شریفه به این بزرگواران به قدرى واضح است که امیرالمومنین على بن ابى طالب(ع) در احتجاج با خلفا، به این آیه استناد مى جوید و آنان بدون درنگ استشهاد آن حضرت را تصدیق مى‌کنند.۲۰ تنها ایرادى که بر استدلال به آیه شریفه مطرح شده، آن است که آیه در سیاق آیات مربوط به همسران پیغمبر(ص) است و وحدت سیاق اقتضا مى کند که این آیه نیز اختصاص به آنان داشته باشد.۲۱ یا لااقل چنانچه بعضى مدعى شده اند همسران پیغمبر نیز مشمول آیه شریفه باشند و عنوان “اهل بیت” آنان را هم در بر بگیرد. قرآن خطاب به همسران پیغمبر مى فرماید:
“یا نساء النبى لستن کاحد من النساء ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذى فى قلبه مرض و قلن قولا معروفا و قرن بیوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهلیه الاولى و اقمن الصلوه و اتین الزکوه و اطعن الله و رسوله انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا و اذ کرن ما یتلى فى بیوتکن من آیات الله و الحکمه ان الله کان لطیفاخبیرا”.۲۲
اما پاسخ این استدلال از زبان مفسران:
۱ـ با توجه به وجود روایات متواتر مبنى بر اختصاص آیه مورد بحث به پنج تن آل عبا، این سخن، اجتهاد در برابر نص است. بخصوص آن بخش از روایات که پیامبر(ص) ام سلمه را از ورود به جمع خویش باز مى دارد.
۲ـ آیات قبلى و بعدى خطاب به همسران پیامبر از ضمیر (کن) که براى “جمع مونث” به کار مى رود، استفاده شده، ولى در آیه مورد بحث از ضمیر (کم) که مخصوص “جمع مذکر” مى باشد، استفاده گردیده است.
۳ـ بیان مطلبى به صورت یک جمله معترضه در آیات قرآن، امرى رایج و متعارف است؛ نظیر آیه شریفه “الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دینا …”.۲۳ که در لابه لاى آیات مربوط به خوردنیهاى حرام آمده است.۲۴ چنانکه در کلمات اهل فصاحت و بلاغت و شعراى عرب نیز به وفور یافت مى شود.۲۵
۴ـ ترتیب سور به ترتیب نزول نیست و این مسإله مورد اتفاق فرق گوناگون اسلامى است. و گواه بر این مطلب آن است که در هیچ یک از روایاتى که در تفسیر این آیه نقل شده، آن را در زمره آیات مربوط به همسران پیامبر ذکر نکرده اند. از این رو، استدلال به سیاق آیات در مواردى که دلیل قطعى بر خلاف آن باشد، روا نیست. به علاوه، اگر آیه مورد بحث به همراه آیات مربوط به همسران پیامبر(ص) نازل شده باشد، با تمسک به دلائل قطعى از سیاق آیات دست برمى داریم.۲۶
۳ . محبوبه امت
“قل لا اسألکم علیه اجرا الا الموده فى القربى و من یقترف حسنه نزدله فیها حسنا ان الله غفور شکور ام یقولون افترى على الله کذبا …”۲۷ “بگو من جز مودت و دوستى خویشاوندانم، اجر و پاداشى از شما نمى خواهم و هر که کار نیکو انجام دهد، ما بر نیکویى او مى افزاییم که خدا بسیار آمرزنده و پذیرنده شکر بندگان است بلکه (مردم نادان) خواهند گفت: محمد(ص) بر خدا دروغ بست (که محبت اهل بیت را بر مردم واجب کرد.)”
ابن عباس در باره شأن نزول آیات فوق که به آیات مودت شهرت یافته مى گوید: چون اسلام، پس از هجرت پیامبر به مدینه، استحکام یافت، انصار گفتند: نزد پیامبر برویم و بگوییم در گرفتاریهایى که پیش مى آید، اموال ما در اختیار تو است و مى توانى در جهت پیشبرد دین از آنها استفاده کنى. آیه شریفه نازل شد و پیامبر آن را در پاسخ آنان تلاوت فرمود. منافقان مانند همیشه که در صدد تضعیف رسول خدا(ص) بودند، اظهار داشتند: او در همان مجلس این سخن را ساخت تا ما را پس از خود نزد خویشانش ذلیل و خوار گرداند. آنگاه آیه دوم نازل شد که آیا بر خداوند دروغ و افترا مى زنید؟!۲۸
گرچه در تفسیر آیه احتمالات دیگرى نیز مطرح شده، اما با توجه به شأن نزول آیه و روایات متعددى که از طریق شیعه و سنى نقل شده، پیامبر بر اساس رسالتش، پاداشى جز دوستى و محبت اهل بیتش نطلبیده است. از نظر ادبى نیز تفاوتى بین اینکه استثنأ در آیه “الا الموده فى القربى” متصل باشد یا منقطع، وجود ندارد.۲۹ اگر استثنأ متصل باشد بدین معناست که “من پاداشى از شما نمى خواهم جز دوستى اهل بیتم” و اگر منقطع باشد۳۰ بدین معناست که دوستى اهل بیت پیامبر اجرى براى پیامبر نیست، چرا که بهره این دوستى نصیب مسلمانان و دوستداران اهل بیت آن حضرت است و بدین وسیله چنین خواسته اى از سوى رسول خدا(ص) در راستاى دعوت مردم به دین است. به بیانى از علامه طباطبایى در این باره توجه نمایید:
“دقت کافى در روایات متواترى که از طریق شیعه و سنى از پیامبر(ص) نقل شده و مردم را در فهم قرآن و معارف دین و اصول و فروع و حقایق آن به اهل بیت(ع) ارجاع داده مانند حدیث ثقلین و حدیث سفینه و امثال آنها، نشانگر آن است که بدون شک، واجب نمودن دوستى اهل بیت پیامبر و آن را پاداش رسالت قرار دادن، تنها وسیله اى است براى آنکه مردم به عنوان رهبر دینى به آنان مراجعه کنند. بنابراین محبت و دوستى آنها حتى اگر به عنوان پاداش رسالت مطرح باشد، امرى فراتر از دعوت به دین با هدف بقا، و استمرار آن نیست، پس آیه شریفه با آیات دیگرى که پاداش خواستن براى رسالت را از سوى پیامبر نفى مى کند, منافاتى ندارد.”۳۱ با این بیان روشنگرانه، ایراد بعضى از مفسران بر این تفسیر از آیه که “مناسب با شأن نبوت نیست و پیامبر را در معرض اتهام قرار مى دهد چرا که اهل دنیا و رهبران دنیوى چنین درخواستى از مردم مى کنند تا پس از خود، سود و بهره اى نصیب فرزندانشان گردد”۳۲ پاسخ داده مى شود.
عارف نامدار محى الدین بن عربى در تفسیر آیه بیانى لطیف دارد، مى گوید: “معناى آیه به طور کلى نفى پاداش خواستن است، زیرا ثمره دوستى و محبت اهل بیت نصیب دوستداران آنان است زیرا همین محبت سبب نجات آنهاست. روشن است که محبت اقتضاى تناسب و سنخیت روحانى بین محب و محبوب دارد و سبب حشر آنان با یکدیگر است. چنانچه پیامبر اسلام صلوات خدا بر او باد فرمود: “المرء یحشر مع من إحب” انسان با کسى که دوستش دارد، محشور مى شود. پس سزاوار نیست که محبت اهل بیت را پاداش رسالت پیامبر قرار دهیم. کسى که روحش مکدر باشد و با آنان فاصله داشته باشد، نمى تواند حقیقتا آنان را دوست بدارد، چنانچه ممکن نیست اهل توحید که روحشان منور است و اهل معرفت و محبت به خدا هستند، آنان را دوست نداشته باشند، چرا که آنان خاندان پیغمبر و معادن ولایت و فتوت اند.
بنابراین دوستدار آنان جز کسى که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند, نیست. چرا که اگر محبوب خدا نبودند، رسول الله هم آنان را دوست نمى داشت. مراد از اهل بیت نیز همان چهار نفرى هستند که در روایت نقل شده است.”۳۳
سپس روایتى را که از ابن عباس نقل خواهیم کرد, ذکر مى کند. اینک نمونه هایى از روایاتى که این تفسیر را تإیید مى کند، براى شما خوانندگان محترم نقل مى کنیم:
ابن عباس مى گوید: هنگامى که این آیه نازل شد به رسول خدا(ص) عرض کردند: اى رسول خدا! قربى (نزدیکان)، همانهایى که دوستى شان بر ما واجب شده چه کسانى هستند؟ فرمود: على و فاطمه و دو فرزندش.۳۴
“طبرسى” صاحب تفسیر معروف “مجمع البیان” حدیثى مسند را از ابوامامه باهلى نقل مى کند که رسول خدا(ص) فرمودند:
“خداوند پیامبران را از درختان مختلفى آفرید و من و على از یک درخت آفریده شدیم. من ساقه درختم و على شاخه آن. فاطمه شکوفه آن و حسن و حسین میوه هاى آن و پیروان ما برگهاى آنند. پس هر کس به شاخه اى از شاخه هاى آن دست گیرد، نجات بیابد و آن کس که از آن انحراف پیدا کند، سقوط خواهد کرد. حتى اگر بنده اى هزار سال عبادت خدا را بجا آورد و پس از آن هزار سال دیگر خدا را عبادت کند و باز هم هزار سال دیگر عبادت نماید، به طورى که از (شدت عبادت) چون مشک کهنه گردد، ولى ما را دوست نداشته باشد، خداوند او را با سر در آتش مى افکند.” سپس آیه مودت را تلاوت فرمود.۳۵
علاوه بر آن ائمه اطهار(ع) نیز در مواردى بدین آیه استشهاد نموده و خود را از مصادیق آن معرفى کرده‌اند.۳۶
کمیت اسدى شاعر بنام عرب نیز با استناد به همین روایات اظهار مى دارد:وجدنا لکم فى آل حم آیه تأولها منا تقى و معرب۳۷ در باره شما در سوره آل حم آیه اى را یافتیم که هم افرادى که با تقیه سخن مى گفتند و هم کسانى که به طور علنى اظهار نظر مى نمودند, آن را تأویل کردند (و بر شما منطبق نمودند و خلاصه هیچ کس دلالت آن آیه را در باره شما انکار نکرد).در برخى از روایات بر اساس این تفسیر، “حسنه” نیز در آیه شریفه، “مودت و دوستى اهل بیت پیامبر” تفسیر شده است. جملاتى از سخنرانى امام حسن مجتبى(ع) را زینت بخش این قسمت قرار مى دهیم، فرمود: “انا من اهل البیت الذین افترض الله مودتهم على کل مسلم فقال: “قل لا اسألکم علیه اجرا الا الموده فى القربى و من یقترف حسنه نزدله فیها حسنا فاقتراف الحسنه مودتنا اهل البیت”۳۸ ما از خاندان رسول خدا هستیم، از کسانى که خداوند دوستى شان را بر هر مسلمانى واجب شمرده است و فرموده بگو من جز مودت و دوستى نزدیکانم اجر و پاداشى از شما نمى خواهم و کسى که کار نیکو انجام دهد، نیکى را در حق او افزایش مى دهیم. پس انجام کار نیک, دوستى و محبت ما خاندان پیغمبر است. اما دو نکته از زبان مفسران:
۱ـ اینکه آیه با تعبیر “الموده فى القربى” آمده، نه “موده القربى” یا “الموده للقربى” براى آن است که در تعبیر اول، نوعى مبالغه نهفته است، و به عبارت دیگر براى محبت و دوستى، مقر و مکانى قرار داده است. از نظر ادبى کلمه “فى القربى” مربوط به محذوف است و نه مربوط به “مودت”۳۹ و در واقع چنین است: “الا الموده ثابته فى القربى و متمکنه فیها”
۲ـ برخى از مفسران اظهار داشته اند که سخن پیامبر در این آیه با مشرکین مکه است که من از شما پاداشى نمى خواهم، فقط به خاطر خویشاوندى، مرا دوست بدارید و آزارم ندهید. در حالى که:
اولا: آیه شریفه هر چند در سوره اى است که مکى است، اما این آیات، مدنى مى باشد و مربوط به انصار است و شأن نزول نیز شاهد آن است و این نکته که ترتیب فعلى سور و آیات به ترتیب نزول نیست از واضحات است. چنانچه تنظیم مجموعه اى از آیات در یک سوره به معناى نزول همه آنها در مکه یا مدینه نمى باشد. مکى بودن یک سوره نیز دلیل بر آن است که اکثر آیات آن سوره در مکه نازل شده, همچنین مدنى بودن سوره.
ثانیا: پاداش خواستن از مشرکین توسط پیامبر امر معقولى نیست تا پیامبر با چنین آیه اى آن تصور را ابطال کند.
ثالثا: این معنا مخالف روایات معتبر فراوانى است که نمونه‌هایى از آن گذشت.رابعا: منشأ این سخن در میان بعضى از مفسران، “عکرمه” است که از دشمنان اهل بیت و مزدوران بنى امیه و از خوارج و محدثان دروغپرداز مى‌باشد.۴۰٫
۱٫ سوره کوثر، آیات ۱ تا ۳٫
۲٫ اسباب النزول, ابوالحسن على بن احمد الواحدى النیشابورى, ص;۳۰۷ و الدر المنثور, جلال الدین سیوطى, ج۶, ص۴۰۲, طبع دارالمعرفه.
۳٫ مفردات, راغب اصفهانى, ص۳۶
۴٫ مجمع البیان, امین الاسلام طبرسى, ج۵, ص۵۴۹, تصحیح و تحقیق سید هاشم رسولى محلاتى, طبع دارالاحیأ التراث العربى..
۵٫ ۵ الدر المنثور, جلال الدین سیوطى, ج۶, ص;۴۰۳ المیزان, علامه سید محمدحسین طباطبایى, ج۲۰, ص۳۷۰, طبع اسماعیلیان.
۶٫ تأویل الایات الظاهره فى فضائل العتره الطاهره, سید شرف الدین على الحسینى الاسترآبادى, ص۸۲۲, موسسه النشر الاسلامى.
۷٫ الجامع لاحکام القرآن, ابوعبدالله محمد بن احمد الانصارى القرطبى, ج۲۰, ص۲۱۸, طبع موسسه التاریخ العربى.
۸٫ المیزان, ج۷, ص۳۷۰٫
۹٫الدر المنثور, ج۶, ص۴۰۳ از ابن ابى حاتم و حاکم و ابن مردویه نقل شده و بیهقى در سنن خود نقل کرده است.
۱۰٫ تفسیر مراغى, احمد مصطفى مراغى, ج۳۰, ص۲۵۳, طبع دارالاحیأ التراث العربى.
۱۱٫ تفسیر کبیر, فخررازى, ج۳۲, ص۱۲۲٫
۱۲٫ تفسیر نورالثقلین, علامه حویزى, ج۵, ص۸۶۴, طبع مطبعه الحکمه. المیزان, ج۲۰, ص۳۷۲٫
۱۳٫ سوره بقره, آیه ۲۱
۱۴٫ سوره احزاب, آیه ۳۳
۱۵٫ البرهان, علامه سید هاشم حسینى بحرانى, ج۳, ص۳۰۹٫ موسسه مطبوعاتى اسماعیلیان, طبع رحلى.
۱۶٫ ر.ک به المیزان, ج۱۶, ص۳۰۰٫
۱۷٫ الصواعق المحرقه, ابن حجر, ص۵۰٫
۱۸٫تفسیر کبیر, ج۸, ص۸۵٫
۱۹٫ انساب الاشراف, بلاذرى, ج۲, ص۱۰۴٫ مراغى در تفسیر خود آن را نه ماه ذکر مى کند (ج۲۲, ص۷) و نافع بن ابى الحمرأ, مدت آن را هیجده ماه نقل کرده با این تفاوت که رسول خدا(ص) پس از درود فرستادن بر اهل بیت و فرا خواندن آنان به نماز, آیه شریفه را تلاوت مى فرمود. (الال, ابن خالویه به نقل از ((المجالس السنیه فى مناقب العتره الطاهره)), علامه سید محسن امین).
۲۰٫ البرهان, ج۳, ص۲۱۲٫
۲۱٫ کشف الاسرار و عده الابرار, رشیدالدین میبدى, ج۸, ص۴۶, به اهتمام على اصغر حکمت.
۲۲٫ سوره احزاب, آیات ۳۲ تا ۴۳
۲۳٫ مائده, آیه ۳٫
۲۴٫ المیزان, ج۱۶, ص۳۱۲٫٫۲۵ مجمع البیان, ج۴, ص ۳۵۷
۲۵٫ مجمع البیان, ج۴, ص ۳۵۷٫٫
۲۶٫ ر.ک به الکلمه الغرأ فى تفضیل الزهرا, علامه سید عبدالحسین شرف الدین, ترجمه محسن بیدارفر, ص۶۴ تا ۶۷, انتشارات الزهرأ.
۲۷٫ شورى, آیات ۲۳ و ۲۴٫
۲۸٫ کشاف, زمخشرى, ج۴, ص;۲۳۰ نشرالبلاغه, قم. نیز اسباب النزول, واحدى, ص;۲۵۱ و تفسیر على بن ابراهیم قمى به نقل از محمد بن مسلم, ذیل آیه شریفه.
۲۹٫ الکلمه الغرأ فى تفضیل الزهرا, ص۷۳
۳۰٫ کشاف, ج۴, ص;۲۱۹ تفسیر القرآن الکریم, محى الدین ابن عربى, ج۲, ص۴۳۲٫
۳۱٫ المیزان, ج۱۸, ص۴۶٫
۳۲٫ روح المعانى, علامه آلوسى بغدادى, ج۲۵, ص;۳۳ دارالاحیأ التراث العربى.
۳۳٫ تفسیر القرآن الکریم, ج۲, ص۴۳۳٫
۳۴٫ کشاف, ج۴, ص;۲۱۹ نیز الصواعق المحرقه, باب۱۱, فصل۱, احمد بن حنبل, طبرانى, حاکم نیشابورى و ابن ابى حاتم راویان حدیث هستند.
۳۵٫ مجمع البیان, ج۵, ص۲۹
۳۶٫ همان.
۳۷٫ همان.
۳۸٫ همان.
۳۹٫ کشاف, ج۴, ص۲۱۹٫ تفسیرالقرآن الکریم, ابن عربى ج۲, ص۴۳۲٫
۴۰٫ر.ک به ((الکلمه الغرإ فى تفضیل الزهرا)), ص۸۰ و ۸۱٫
میان تیتر:
کثرت نسل پیامبر اکرم(ص) از طریق دخت گرامى اش، حضرت فاطمه زهرا(س)، به گواه تاریخ یکى از اخبار غیبى قرآن کریم است.
گسترش اسلام که منشأ خیرات و برکات فراوانى در طول تاریخ بوده، مى تواند مصداق کوثر و خیر کثیر باشد و اتفاقا این برکات از جانشینان پیامبر خدا(ص) که همگى از فاطمه زهرا(س) نشأت مى گیرند، مى باشد.
شخصیتى که دختر رسول خدا(ص) در مکتب اسلام دارد و قرآن کریم پشتوانه آن است و مقامى که زنان با الگوگیرى از او مى توانند به دست آورند، در هیچ مکتبى یافت نمی‌شود

نویسنده:سید جواد ورعی

 

برچسب ها:

, , , , , , ,



ارسال نظر: