۳۰ آبان سال ۹۷
‏‫کاربر گرامی به پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت ایرانشهر خوش آمدید

مقالاتدیدگاه | تعداد بازید : 671 مشاهده شده | تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱۳۹۱

سید جمال الدین اسدآبادی از منادیان تقریب

سید جمال الدین اسدآبادی: مسلمانان با اتحاد خود بزرگترین قدرت ها را از مقاومت باز می دارند

 معرفی طلایه داران تقریب

 سید جمال علت گرفتارى‏هاى جهان اسلام را فاصله گرفتن از تعالیم راستین اسلامى و گرفتار آمدن به عقاید خرافى مى‏دانست و در این باره مى‏گوید: مسلمانان نخستین با این که اندک بودند، ولى در نتیجه عمل به تعالیم حیات بخش اسلام در مدت یک قرن از جبال آلپ تا دیوار چین پیش رفتند.

سید جمال الدین اسد آبادى در سال ۱۲۱۷ ش در خانواده‏اى روحانى در محله امام زاده احمد، اسد آباد همدان، دیده به جهان گشود. پدر بزرگوارش عالم جلیل القدر به نام سید صفدر بود که بزرگ سادات سید حسینى آن سامان بشمار می آمد . سید جمال الدین از پنج‏سالگى آموزش قرآن و مقدمات عربى را در نزد پدر و مادرش که زنى با سواد و صاحب کمال بود، آغاز کرد.

پدر با مشاهده نبوغ سرشار فرزند، تصمیم مى‏گیرد او را به یکى از مراکز علمى ببرد تا ادامه تحصیل دهد. پس از این واقعه، او را به حوزه قزوین مى‏آورد. در این شهر سید جمال حتى روزهاى تعطیل هم به تحصیل مى‏پردازد. پس از دو سال اقامت در حوزه قزوین، به اتفاق پدر به تهران مى‏رود. پس از ورود به تهران در درس عالم بزرگ سید صادق طباطبائى شرکت مى‏کند. در قسمتى از درس، سید جمال از استاد درخواست مى‏کند دوباره عبارتى را توضیح دهد. وقتى آن عالم بزرگ به قیافه بسیار جوان او نگاه مى‏کند به او مى‏گوید: این فضولى‏ها به تو نیامده است. سید جمال در پاسخ متواضعانه مى‏گوید: تقاضاى فهمیدن مسایل علمى فضولى نیست و دانستن و بهره‏مند شدن از علوم نیز به بزرگى و کوچکى ربطى ندارد. سپس شروع مى‏کند به ترجمه شرح حدود دو صفحه از کتابى که استاد مشغول تدریس آن بود. مرحوم طباطبایى از دیدن آن همه توانمندى و تیزهوشى، بیان نافذ شگفت زده مى‏شود و سید جمال را در آغوش مى‏گیرد. لباس روحانیت را به او مى‏پوشاند. پس از چندى سید جمال عازم عتبات مى‏شود. در نجف اشرف در درس شیخ مرتضى انصارى، که سرپرستى حوزه نجف را عهده دار بود، شرکت مى‏کند. شیخ هم با دیدن سید جمال و آگاه شدن از نبوغ و استعداد فوق العاده او عهده دار هزینه تحصیل وى مى‏شود.

وى در طى چهار سال، علاوه بر شرکت در درس‏هاى شیخ انصارى از محضر استادان به نام آن عصر نظیر ملاحسینقلى همدانى شرکت کرده و در مدت زمان کوتاهى به مراتب والاى علمى نایل مى‏آید و به اخذ درجه اجتهاد از استادش شیخ انصارى موفق مى‏شود.

سید جمال در حالى که شانزده سال بیش‏تر نداشت، از عتبات خارج مى‏شود. نخست‏به بمبئى و به کشورهاى مختلف از جمله هند، افغانستان، مصر، ترکیه و ایران سفر مى‏کند و دست‏به مبارزات سیاسى مى‏زند.
سرانجام پس از عمرى مبارزه سیاسى در ۱۹ اسفند ۱۲۷۵ او را به شهادت رساندند. و اینک در کابل مقبره او زیارتگاه عاشقان اوست. 

 

نهضت اصلاحات سید جمال

اهداف نهضت اصلاحى سید جمال

سید جمال الدین اسد آبادى پس از بررسى و مطالعه اوضاع جهان عصر خویش به این حقیقت پى مى‏برد که امت اسلام در نتیجه جهل و نا آگاهى و بى توجهى به احکام و تعالیم و ارزش‏هاى اسلامى از یک سو، گرفتار شدن به حکومت‏هاى خودکامه و مستبد از سوى دیگر و نیز به دلیل توطئه‏هاى گوناگون استعمارگران، که در صدد سلطه بر منابع و ذخایر کشورهاى اسلامى هستند، از اوج عظمت و اقتدار سقوط کرده و راه انحطاط و عقب ماندگى را سیر مى‏کند. وى از مشاهده وضع به شدت متاثر شده و تصمیم مى‏گیرد تا از طریق بیدار سازى مردم مسلمان، به مبارزه با دشمنان و تجدید حیات دوباره اسلام بپردازد. سید مجموعه فعالیت‏هاى خود را براى تحقق اهدافى که در نظر داشت، در چند محور ذیل متمرکز نمود.

الف: بازگشت‏به اسلام

سید جمال علت گرفتارى‏هاى جهان اسلام را فاصله گرفتن از تعالیم راستین اسلامى و گرفتار آمدن به عقاید خرافى مى‏دانست و در این باره مى‏گوید: مسلمانان نخستین با این که اندک بودند، ولى در نتیجه عمل به تعالیم حیات بخش اسلام در مدت یک قرن از جبال آلپ تا دیوار چین پیش رفتند و خسروان ایرانى و قصران رومى را به خاک مذلت نشاندند و با اخلاق کریمه خود، در اندک زمانى صد میلیون غیر مسلمان را به اسلام جذب کردند. (۱) وى پس از توصیف وضع مسلمانان نخستین و مقایسه آن با وضع مسلمانان زمان خود، راه نجات امت اسلامى را در بازگشت‏به اسلام و عمل کردن به تعالیم آن مى‏داند و شیوه درست‏بازگشت‏به اسلام را در معرفى چهره حقیقى اسلام و از بین بردن بدعت‏ها و خرافاتى که با احکام و ارزش‏هاى اسلامى در آمیخته است، مى‏داند.


ب: ایجاد وحدت

سید علت پیشرفت مسلمانان را در طول تاریخ، علاوه به تمسک بر تعالیم عالیه اسلام، در سایه برخوردارى از اتحاد و همبستگى مى‏دانست. در مقابل، شکست و عقب افتادگى آنان را نتیجه طبیعى گرفتار شدن به تشتت و تفرقه معرفى مى‏کرد. وى مى‏نویسد: اتحاد و همبستگى براى تقویت ولایت اسلامى از قوى‏ترین ارکان دیانت محمدى و عقیده به آن، از ابتدایی ترین عقاید در نزد مسلمانان است که در آن، احتیاج به استادى که آن را تعلیم بدهد و یا کتابى که آن را ثابت‏بسازد و یا رساله‏اى که آن را نشر کند ندارند و رعایاى مسلمان، گذشته از افراد مستکبر آن از این که ملت را تشتت آرا و خواسته‏هاى متفاوت است غم و اندوه فرا گرفته است و از چشم هایشان اشک جارى است. اگر وجود امراى گمراه، که اهل طمع در سلطه‏اند در میان نبود، شرقى آن با غربى و شمالى آن با جنوبى جمع مى‏شد و همه یکسر نداى واحدى را لبیک مى‏گفتند. (۲)

آن گاه در انتقاد از وضع موجود مى‏گوید: گویا مسلمانان با هم متحد شده‏اند که متحد نشوند، با آن که اگر دست اتحاد بدهند و نیروهاى خویش را در یک خشم مقدس علیه بیگانه بسیج کنند، بزرگترین قدرت‏ها را از مقاومت‏باز مى‏دارند.(۳)

آن گاه پس از رد مسائلى چون نژاد پرستى و قوم گرایى و… ، اتحاد حول محور مکتب را مهم‏ترین راه حفظ انسجام جوامع اسلامى دانسته و هشدار مى‏دهد: خداوند هیچ قبیله‏اى را هلاک نساخته، مگر پس از این که به تفرقه گرفتار شدند و به نفاق مبتلا گشتند که موجب ذلت طولانى و عذاب سخت و فناى سرمدى آنان گردید.(۴)

ج: مبارزه با استداد داخلى

سید جمال به این حقیقت پى برده بود که وجود حکومت‏هاى خود کامه و مستبد در جوامع اسلامى یکى دیگر از عوامل مهم انحطاط مسلمانان است ; چرا که این قبیل حکومت‏ها تنها به خوش گذرانى، بر آورده شدن خواست‏هاى نفسانى خود اهمیت مى‏دهند اما این که مردم چه مشکلاتى دارند و بیگانگان چگونه به تاراج سرمایه‏هاى مسلمانان مى‏پردازند، نه تنها توجهى نداشتند بلکه خود آنان از جمله عوامل فراهم کننده زمینه غارت بیش‏تر ذخایر ملت‏ها بودند. سید جمال در مورد زیان‏هاى حکام مستبد مى‏گوید: حاکم مستبد ملت را با تصرفات خود در پرتگاه تباهى سقوط قرار مى‏دهد و پرده جهل بر چشم‏هاى آنان مى‏کشد و حوادث فقر و گرسنگى را به بار مى‏آورد و در سلطه خود از جاده عدل خارج مى‏گردد… نظام مختل و اخلاق فاسد مى‏گردد و صداى ملت را کسى نمى‏شنود… وى در توصیف اعمال ناصرالدین شاه قاجار مى‏نویسد: پیشواى بزرگ، پادشاه ایران سست عنصر و بد سیرت گشته، مشاعرش ضعیف شده، بد رفتارى را پیش گرفته، خودش از اداره کشور و حفظ منافع عمومى عاجز است. بنابراین، زمام کار را به دست مرد پلید بدکار و پستى داده که در مجامع عمومى به پیغمبران بد مى‏گوید… از اروپا که برگشته پرده شرم را پاره کرده و خود سرى را پیش گرفته و بى پرده باده گسارى مى‏نماید. با کفار دوستى مى‏ورزد با مردم نیکو کار دشمنى مى‏کند… زمام امور ملت را یک جا به دست دشمنان اسلام داده و مسلمانان را بنده آنان نموده و سلطنت و آقایى کفار را بر آنان داد… نصف دیگر مملکت را هم به عنوان حق السکوت به دولت روسیه داده…(۵)


د. مبارزه با استعمارگران

سید پس از شناخت ابعاد گوناگون استعمار جدید، به مبارزه همه جانبه با آن برخاست. احمد امین مصرى مى‏نویسد: او مى‏کوشید تا کشورهاى اسلامى را از زیر بار سلطه اروپاییان و استعمار بیگانگان نجات دهد.(۶)
سید جمال در راستاى مبارزه با استعمار کارهاى زیادى انجام داده است. وى در مرحله اول تلاش کرد چهره واقعى استعمارگران را و ترفندهایى که به کار مى‏برند، براى مسلمانان بشناساند. آن گاه این هشدار را به آنان داد که اگر زود نجنبند تمام سرزمین اسلامى و منابع و ثروت‏هاى آنان را متصرف خواهند شد.

وى در مورد راه بر طرف ساختن شر استعمار انگلیسى مى‏گوید: راهى جز توسل به زور و نبرد مسلحانه وجود ندارد، چون استعمار جز زبان زور نمى‏فهمد، بر این اساس، از جمله وى امور زیر را در روند مبارزه با بیگانگان مورد توجه قرار مى‏داد:

دمیدن روح خود باورى

تاکید ضرورت احیا مجدد عنصر جهاد و مبارزه

پافشارى به غیرت دینى و تعصب دینى

مبارزه با غرب زدگان

بخشى از فعالیت‏هاى سید جمال مبارزه با غربگرایان اختصاص داشت. این گروه بر اثر فریفتگى به ظواهر تمدن غربى یا به جهت مرعوب شدن درباره پیشرفت‏هاى صنعتى آن به تمام اصول اعتقادات و ارزش‏هاى فرهنگى جامعه خود پشت کرده بودند و به ترویج و اشاعه فرهنگ و آداب رسوم هر چند مبتذل غربى مى‏پرداختند. سید با این قبیل افراد نیز به معارضه برخاسته بود. به قول استاد شهید مطهرى: یکى از امتیازات سید جمال این بود که، با این که او به اصطلاح یک مرد تجدد گرا بود و مسلمانان را به علوم و فنون جدید و اقتباس تمدن غربى مى‏خواند و با بى سوادى و بى خبرى و عجز فنى و صنعتى مسلمانان به پیکار برخاسته بود. متوجه خطرهاى تجدد گرایى‏هاى افراطى بود. وى مى‏خواست مسلمانان علوم و صنایع غربى را فرا گیرند.
اما با این که اصول تفکر مسلمانان یعنى جهان بینى آنها جهان بینى غربى گردد و جهان را با همان عینک ببینند که غرب مى‏بیند مخالف بود… (۸) مبارزه با اندیشه‏هاى سید احمد خان هندى در این راستا بود. حتى رساله نیچریه را به انگیزه رد دیدگاه‏هاى مادى گرایانه رایج آن دوره به نگارش در آورد تا زمینه غرب گرایى در تفکرات و جهان بینى و اصول ارزشى از بین ببرد.

علاوه بر، این سید جمال براى پى‏گیرى اهداف نهضت‏خود امور زیر را نیز تعقیب مى‏کرد:

- تبیین و تشریح حقیقت احکام و معارف اسلامى براى اندیشمندان غربى و پاسخ به شبهات آنان در زمینه مسایل اسلامى، که پاسخ به مطالب کنفرانس معروف ارنست رنان فیلسوف شرق شناس نامدار فرانسوى از جمله آنهاست. در ضمن آن به چندین نظریه ناصواب ایشان پاسخ داد که ارنست رنان با تواضع پس از شنیدن پاسخ‏هاى سید جمال گفت: با شیخ جمال الدین تقریبا دو ماه پیش آشنا شدم و اثرى که از او در دوران من باقى ماند، جز از معدود اشخاص میهن در ذهن من باقى نمانده است. به هر حال، او به شدت مرا تحت تاثیر قرار داد… هر وقت من با او هم صحبت مى‏شوم… چنین خیال مى‏کنم که گویى با بوعلى سینا یا ابن رشد… روبرو مى‏شوم.

گفت و گو با سیاستمداران انگلیس و اروپا: سید به شیوه‏هاى گوناگون با سیاستمداران مؤثر اروپایى از جمله انگلیسى به گفت و گو مى‏نشست تا بلکه آنان را از طریق مذاکره و… از دنبال کردن اهداف استعمار گرانه شان باز دارد.

در این راستا، یکى از کارهاى او عبارت است از: نوشتن نامه‏اى به ملکه انگلیس. وى در ضمن این نامه، تلاش مى‏کند تا از حمایت دولت انگلیس از حکومت قاجار بکاهد. به ملکه انگلیس هشدار مى‏دهند که اگر از استبداد قاجار دولت انگلیس پشتیبانى کند، مردم ایران آنان را در جنایات حکومت‏سهیم خواهند دانست.

- استمداد از علماى دینى: سید با توجه به جایگاهى که بویژه علماى شیعه در نزد مردم داشتند، همواره از آنان درخواست مى‏کرد که ضمن انجام وظیفه دینى‏شان در راستاى بر طرف ساختن مشکلات مردم و خنثى کردن توطئه‏هاى دشمن، بیش از پیش وارد میدان شوند.(۹)

در نامه‏اى به آیة الله میرزاى شیرازى مى‏نویسد:… حق را باید گفت. تو رئیس فرقه شیعه هستى. تو مثل جان در تن همه مسلمانان دمیده‏اى، هیچ کس جز در پناه تو نمى‏تواند براى نجات ملت‏برخیزد و آنها به غیر از تو اطمینان ندارند. اگر براى گرفتن حق قیام کنى همه به پشتیبانى تو برخاسته، آن گاه افتخار و سر بلندى نصیب شان خواهد شد.(۱۰)

- بهره بردارى از رقابت‏بیگانگان: وقتى سید متوجه شد که کشورهاى استعمارى نظیر روسیه، انگلیس، فرانسه و… در دستیابى به منابع و ذخایر کشورهاى اسلامى با هم رقابت دارد، تلاش نمود تا شاید از طریق مشغول ساختن آنها با یکدیگر در حدى که امکان دارد آنان را از تحقق بخشیدن به نقشه‏ها و توطئه‏هاى شومى که بر علیه جوامع اسلامى دارند باز دارند.


تربیت‏شاگرد، نوشتن کتاب و منتشر ساختن نشریات

از دیگر کارهاى سید جمال الدین، تربیت و آموزش جوانان جامعه اسلامى است که شاگردانى چون محمد عبده – اقبال لاهورى از جمله آنهاست. علاوه بر آن انتشار چندین نشریه که در ضمن آنها، بیان دیدگاه‏ها و روشنگرى‏هاى لازم از توطئه‏هاى دشمنان پرده مى‏داشت. که معروفترین نشریه ایشان عروة الوثقى بود که در پاریس آن را منتشر مى‏ساخت. یکى دیگر از کارهاى سید جمال، نوشتن کتاب بود که از آن طریق نیز به پیشبرد اهداف خود مى‏پرداخت.

پى‏نوشت:

۱ رساله نیچریه، ص ۵۱ و ۵۲.

۲گزیده عروة الوثقى، ص ۹۳.

۳سید جمال الدین اسد آبادى، بنیان گذار نهضت احیاء تفکر دینى، ص ۱۵۱.

۴گزیده عروة الوثقى، ص ۹۸

۵ سید جمال الدین غریو بیدارى، ص ۱۴۲ و ۱۴۳.

۶ زعماء الاصلاح فى العصر الحدیث، ص ۱۰۵، ۱۰۶.

۷تاریخ الافغان، ص ۶۱

۸نهضت‏هاى اسلامى در صد ساله اخیر، ص ۱۸.

۹ زندگى و سفرهاى سید جمال الدین، ص ۲۵ و ۲۲.

۱۰ سید جمال الدین غریو بیدارى، ص ۱۴۱.

برچسب ها:

, , , , ,



ارسال نظر: