۲۸ آذر سال ۹۷
‏‫کاربر گرامی به پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت ایرانشهر خوش آمدید

مقالاتدیدگاه | تعداد بازید : 680 مشاهده شده | تاریخ انتشار : ۵ آبان ۱۳۹۱

شیوه‌های مبارزه با فتنه

امروزه برای ایجاد فتنه در یک جامعه سال‌ها برنامه‌ریزی می‌شود. تحقیقات مختلف جامعه‌شناختی، مردم‌شناختی و روان‌شناختی گسترده‌ای دربارة جامعة هدف صورت می‌گیرد. از طریق مطبوعات، رسانه‌ها، رمان‌ها، کتاب‌های درسی و غیر درسی و فعالیت‌های تفریحی و گردشگری، ترویج مدها و مدل‌های جدید، ترویج روحیة مصرف‌گرایی و مصرف‌زدگی،‌ سیاه‌نمایی نسبت به فعالیت‌های انجام شده، و مهم‌تر از همه از راه ایجاد شبهه در باورها و ارزش‌های مورد قبول جامعة هدف، و به طور کلی از همة راه‌های ممکن، می‌کوشند آرام آ‌رام حساسیت‌های دینی و ارزشی مردم را تضعیف نمایند و بدین ترتیب بسترهای لازم برای براندازی نظام حاکم را فراهم سازند تا با کمترین هزینه بتوانند به هدف خود دست یابند. به همین دلیل، مبارزه با فتنه در دوران حاضر نیز کار ساده و سهلی نیست. نیازمند برنامه‌ریزی‌های دقیق و فعالیت‌های شبانه‌روزی است.

۱٫شیوه‌های در امان ماندن از گردباد فتنه

۱-۱٫عمل بر اساس یقین

تنها به چیزهایی که یقین داریم عمل کنیم. تصمیمی را اتخاذ کنیم که هیچ تردیدی در درستی آن نداریم. بدین شیوه، هم از گردباد فتنه‌ها نجات می‌یابیم و هم فتنه‌گران را ناامید و خلع سلاح خواهیم کرد. زیرا ابهام و شایعه و اتهامات بی‌اساس و دروغ بهترین و کم‌هزینه‌ترین ابزار فتنه‌گران است. امام علی: «اعلموا انه من یتق الله یجعل له مخرجا من الفتن و نورا من الظلم.» رعایت تقوای الهی در فضای فتنه یعنی اینکه همة تصمیمات انسان فقط بر اساس امور یقینی باشد. و از مسائل شبهه‌ناک و گوش دادن به شایعات بیش از هر زمان دیگری پرهیز شود.

۲-۱٫ رجوع به قرآن

اگر اندیشه‌ها و افکار متضاد در فضای فتنه را بتوان به درستی بر قرآن عرضه کرد، آنگاه می‌توان حق و باطل آنها را تشخیص داد. پیامبر اکرم در حدیثی عیار عبور از فتنه‌ها را چنین بیان می‌کند:

فاذا التبست علیکم الفتن کقِطَعِ اللیل المُظلِم فعلیکم بالقرآن؛ زمانی که فتنه‌ها چون ظلمت و تاریکی یکپارچه شما را فراگرفت، پس به قرآن پناه ببرید.»

۳-۱٫ تمسک به اهل بیت پیامبر

این سفارشی است که پیامبر اکرم برای نجات از فتنه‌های بعد از خود به برخی از یارانش کرد. آن حضرت خطاب به عمار فرمود: «ای عمار، بعد از من فتنه‌هایی رخ خواهد داد. در آن شرایط از علی و حزب علی پیروی کن؛ چرا که علی با حق است و حق با علی. …»

۲٫شیوه‌های مبارزة کوتاه مدت و روبنایی

۱-۲٫جلوگیری از مسلح شدن فتنه‌گران

شاید به همین دلیل است که امام صادق از خرید و فروش سلاح در زمان فتنه نهی کرده و در پاسخ کسی که گفت من اسلحه خرید و فروش می‌کنم، فرمود: «لاتبعه فی فتنة؛ به هنگام فتنه، از فروش سلاح خودداری کن.»

۲-۲٫مقاومت در برابر خواسته‌های نامشروع فتنه‌گران

فتنه‌گران می‌کوشند با برنامه‌ریزی و گام‌به گام اهداف خود را جلو ببرند. در هر مرحله‌ای ممکن است خواسته‌ای جزئی و کوچک را مطرح کنند. سطحی‌نگران گمان می‌کنند که این خواستة جزئی مهم نیست و مصلحت حفظ نظام اسلامی اقتضا می‌کند از برخی قوانین کوتاه آمده و خواسته‌های آنان مورد توجه قرار گیرد. اما کافی است یک گام با آنان همراهی شود، آنگاه باید منتظر نتایج  هولناک آن بود. طلحه و زبیر هرگز آن انگیزة نهانی و نهایی خود را در ابتدای کار بر زبان نیاوردند. خواستة اولیة آنان در ظاهر خواستة چندان حساسیت‌برانگیزی نبود. درخواست مشارکت در امر حکومت؛‌ حکومت بر شهرهای بصره و کوفه و … عملیاتی کردن مرحلة‌ اصلی و فاز نهایی فرمول فتنه با رفتن به مکه.

یکی از شگردهای سیاسی براندازی نرم این است که در جایی که امکان براندازی یک نظام وجود ندارد، مخالفان کاری کنند که دست کم حاکمیت را مجبور نمایند تا برخی امتیازات را به آنان اعطا کند. جین شارپ و رابرت هِلوی دربارة اهمیت این شگرد می‌گویند: «در برخی موارد ممکن است رژیم به این نتیجه برسد که پذیرفتن برخی از نیازها و خواست‌های گروه‌های مردمی، با مصالح حاکمیت منافاتی ندارد. تغییر نگرش حاکمان، در بعضی موارد، نتایجی درخشان برای مردم به ارمغان آورده است. همچنین متقاعد شدن حاکمیت به دادن برخی امتیازات، موجب کسب اعتبار و وجهة قانونی برای گروه‌های مبارز می‌شود، که این امر باعث کاهش تهدید‌ها و مخاطرات بالقوه‌ای می‌شود که معمولاً متوجه گروه‌های سیاسی است و از همه مهم‌تر نیروهای مبارزه را برای روزهای حساس و بحرانی حفظ می‌کند. …»

به تعبیر مقام معظم رهبری، [باج ندادن به فتنه‌گران]

۳-۲٫ بردباری و مدارا

امام علی حتی در مقابل تقاضای عمومی نسبت به زندانی کردن سران فتنه، می‌فرمود هر کس تا زمانی که به رویارویی مسلحانه علیه حکومت اسلامی برنخیزد و اقدام به توطئه علیه نظام اسلامی نکند، در امان خواهد بود. امام علی۷ با آنکه از انگیزة طلحه و زبیر برای رفتن به مکه آگاه بود و می‌دانست جز جنگ افروزی مقصود دیگری ندارند با آنان مدارا کرد و در پاسخ به پیشنهاد ابن عباس که از وی می‌خواست آن دو را زندانی کند و از رفتن به مکه باز دارد، فرمود: «آیا از من می‌خواهی آغازگر ستم باشم … و بر اساس ظن و گمان به مجازات افراد بپردازم و پیش از انجام کار، مؤاخذه نمایم؟ هرگز! به خدا قسم از رفتار عادلانه … که خدا مرا بدان امر فرموده، روی نمی‌گردانم.»

آن حضرت در برخورد با خوارج نیز همین روش را برگزید. حتی گستاخی خوارج به جایی رسیده بود که بارها به هنگام ایراد خطبه از سوی آن حضرت سخنان او را قطع می‌کردند و شعار می‌دادند «به حکمیت تن دادی و پستی را پذیرفتی، حکم جز خدا را نیست.» اما عکس العمل امام در مقابل آنان این بود که شما را از نمازگزاردن در مساجد باز نمی‌داریم؛ سهمیة بیت المالتان را قطع نمی‌کنیم و تا زمانی که دست به شمشیر نبرده‌ و علیه نظام اسلامی توطئه نکرده‌اید، با شما نمی‌جنگیم.

۴-۲٫ هوشیاری در برابر فرصت‌طلبان

«کن فی الفتنة کابن اللبون لا ظهر فیرکب و لا ضرع فیحلب؛ در فتنه‌ها همچون شتر دوساله باش؛ نه پشتی دارد تا سوارش شوند و نه پستانی تا شیرش را دوشند.» نه یاریگر فتنه‌انگیزان باید بود و نه مورد سوء استفادة آنان قرار گرفت. رفتار انسان در هنگام فتنه باید به گونه‌ای باشد که فتنه‌انگیزان نتوانند در او طمع برند و بر پشت او سوار شوند و او را نردبام رسیدن به امیال و خواسته‌های حیوانی خود قرار دهند.

۵-۲٫ روشن‌گری و افشاگری

فتنه

امام علی با برخی از قاعدین گفتگو کرد. با طلحه و زبیر به کرات گفتگو کرد و حتی حاضر شد بخشی از دارایی‌هایی خود را به آنان بدهد تا بدین وسیله از تصرف در اموال عمومی درگذرند و با فتنة خود موجب ریختن خون انسان‌هایی بی‌گناه نشوند!

گفتگوها و نوشته‌های امام علی با معاویه نیز به حدی شد که محققی همچون ابن ابی الحدید آرزو می‌کند ای کاش کار امام علی۷بدانجا نمی‌رسید که معاویه خود را همسان او بپندارد و در پاسخ نامه‌های پندآموز و نصایح الهی او سخنانی وقیح و شرم‌آور درباره آن حضرت بنویسد!

امام علی در نامه‌ای خطاب به مردم کوفه به افشاگری دربارة سران فتنة جمل پرداخت و دلایل آنان برای مقابله با خود را بهانه‌‌ای بیش ندانست. آن حضرت در سخنی جداگانه به افشاگری دربارة طلحه پرداخت و در تحلیل مخالفت او با خود، فرمود: «به خدا طلحه بدین کار نپرداخت، و خونخواهی عثمان را بهانه نساخت، جز از بیم آنکه خونِ عثمان را از او خواهند که در این باره متهم می‌نمود و در میان مردم آزمندتر از او به کشتن عثمان نبود.» امام علی همین سخن را دربارة عایشه و زبیر، دیگر سران فتنة جمل، نیز فرمودند: «آنان به دنبال خونی هستند که خود ریخته‌اند.»

در جریان فتنة نهروان نیز روشنگری‌های امام موجب نجات بسیاری از فتنه‌زدگان شد. حدود دو سوم از جمعیت دوازده هزار نفری خوارج نهروان مجدداً به سپاه امام علی برگردند و نسبت به فتنة نهروان آگاهی یابند.

۶-۲٫ نشان دادن ظاهری بودن وحدت فتنه‌انگیزان

در تئوری‌فتنه، اصل بر این است که به منظور تقویت جبهة فتنه همة کسانی را که کمترین وجه مشترک را دارند در زیر یک پرچم جمع نمایند. به اصطلاح وحدت نقطه‌ای داشته باشند. لازم نیست یک خط مشترک داشته باشند، اگر در یک نقطه هم مشترک باشند، کافی است. به همین دلیل جبهة فتنه اتحاد و وحدتی بسیار شکننده دارد. یکی از اندیشمندان و نظریه پردازان سیاسی غرب به نام ریچارد رورتی (۱۹۳۱-۲۰۰۷) در سفری که در سال ۱۳۸۴ به ایران داشت، خطاب به حاضران در جلسه گفت: «در کشوری مانند ایران که حاکمیت آن از پایگاه گسترده مردمی برخوردار است، مخالفان نمی‌توانند ائتلاف و پیوند خود را با تشکیل حزب و یا جبهه سیاسی حفظ کنند، توصیة این نظریه‌پرداز کهنه‌کار این است که اگر قرار باشد در کشوری مثل ایران یک اپوزیسیون قوی و پر جمعیت شکل گیرد، باید محور ائتلاف از «خط» به «نقطه» تبدیل شود.

وحدت نقطه‌ای هر چند در کوتاه مدت موجب افزایش کمّی فتنه‌گران و جبهة مخالفان می‌شود، اما در دراز مدت یکی از نقاط ضعف جدی برای آنان محسوب می‌شود. زیرا چنین وحدتی، کاملاً شکننده است. برای مبارزه با فتنه‌گران باید از همین نقطة ضعف آنان استفاده کرد و افکار عمومی را نسبت به وحدت صوری و ظاهری آنان آگاه نمود. با نگاهی به فتنه‌های دوران امام علی۷ می‌توان همین وحدت نقطه‌ای را در برخی از آنها مشاهد کرد. وجه مشترک همة مخالفان علی۷ در یک جمله سلبی خلاصه می‌شد و آن اینکه «علی نباید حاکم باشد.» اما در بُعد ایجابی شاید هیچ نقطة مشترکی نداشتند. آنان حتی نمی‌توانستند متحدانه و به صورت یکپارچه نماز جماعتی را برگزار نمایند. امام علی:‌ «هر یک از آن دو امیدوار است که حکومت به او برسد، و آن را به سوی خود می‌کشاند، و از دوستش برمی‌گرداند … هر یک کینه دوستش را در دل دارد و دیری نپاید که این واقعیت آشکار گردد. به خدا سوگند اگر آنچه می‌خواهند به چنگ آورند یکی از آنها دیگری را به هلاکت رساند و او را از میان بردارد.»

وحدت سران جمل از این سنخ بود. طلحه و زبیر، مسببان واقعی قتل عثمان، با مروان بن حکم، داماد عثمان و از مدافعان جانی او، و خویشاوندان و وزیران و استانداران عثمان از قبیل سعید بن عاص، مغیرة بن اخنس و عبدالرحمن بن عوام، همگی در یک جبهه‌اند. و معاویه نیز با تمام توان در کار حمایت معنوی از این گروه بود. برای هر کدام نامه‌ای جداگانه فرستاده بود که اگر علی را از سر راه بردارید با شما بیعت خواهم کرد! و در پایان نیز این وحدت ظاهری فرو شکست و وقتی مروان دید که طلحه از ادامة جنگ با علی به تردید افتاده و رمق ادامة مبارزه را ندارد؛ تیری در کمان گذاشت و او را از پای درآورد! و آخرین جملة طلحه چه جملة عبرت‌آموزی بود برای همة فتنه‌گران: «خون هیچ مرد بزرگی چون من پایمال نشد!»

۷-۲٫ تلاش در جهت آرام کردن اوضاع

امام علی بعد از جریان حکمیت و بهانه‌گیری‌های برخی از اصحابش در پاسخ به این پرسش که «چرا میان خود و آنان، برای داوری و حکمیت، مدت و مهلت قرار دادی؟» و چرا شتابزده و به سرعت عمل نکردی؟ فرمود: «علتش این بود که نادان خطای خود را به وضوح بداند و آگاه بر عقیده خودش استوار بماند. و شاید که خداوند در این مدت صلح و آرامش کار این ملت را اصلاح کند. و مجبور نشود به عجله جستجوی حق را واگذارد و از آغاز به گمراهی گردن گذارد.»

امام علی چند مسأله را به عنوان فایده مهلت قرار دادن برای داوری و حکمیت بر می‌شمارد:

۱٫ برخورد صبورانه موجب می‌شود تا کسانی که نسبت به واقعیت‌ها آگاهی لازم را ندارند بتوانند در فرصتی مناسب به تحقیق و بررسی بپردازند و از ابعاد مختلف مسأله آگاهی یابند.

۲٫ کسانی که بر حقایق امور آگاهی داشتند، با رفع پار‌ه‌ای از ابهامات بر دانایی و ایمانشان افزوده شود و استوارتر بر عقیدة خود بمانند و با دلگرمی و باور بیشتری به دفاع از عقیده و آرمان خود بپردازند.

۳٫ در این مدت احتمال قانع ساختن افراد ناآگاه به وسیلة اندیشمندان و نخبگان وجود داشت. نخبگان جامعه باید ابعاد مختلف طرح پیچیدة شامیان و مکر و حیلة شیطانی آنان را برای دیگران می‌شکافتند.

۴٫ حقیقت این است که در شرایط التهاب و اضطراب و دلهره و شتاب بسیاری از مردمان نمی‌توانند ارزیابی درستی از اوضاع داشته باشند و بدخواهان نیز می‌توانند به شبهه‌افکنی خود ادامه دهند، اما در شرایط آرام و عادی بهتر می‌توان حقایق را شناخت و شناساند.

۸-۲٫ جداکردن صف فتنه‌گران و فتنه‌زدگان

بسیاری از کسانی که در جبهة فتنه قرار دارند، فریفتة شعارهای زیبا و فریبندة سران فتنه می‌شوند. آنان را نباید خیلی سرزنش کرد. امام علی: «ما کل مفتون یعاتَب». بسیاری از کسانی که فریب فتنه را می‌خورند از نادانی خود آگاه نیستند. در چنگال‌های نامرئی فریب‌کاری و دغلکاری فتنه‌گران گرفتار آمده‌اند اما خود نمی‌دانند. گمان می‌کنند به صورت مستقل تصمیم‌گرفته‌اند؛ گمان می‌کنند به صورت خودجوش و از روی اندیشه و فکر و عقیده حرکت کرده‌اند، در حالی که در زندان فریب و نیرنگ فتنه‌گران گرفتار شده‌اند. به همین دلیل، به محض اینکه به آگاهی برسند و فرصتی برای تأمل در حوادث اطراف خود به دست آورند، دیگر حیله و فریب فتنه‌گران کارگر نخواهد بود. دیگر به عنوان هیزم آتش فتنه، خود را هزینة جاه‌طلبی‌ها و قدرت‌طلبی‌ها و قانون‌شکنی‌های عده‌ای خاص نخواهند کرد.

۹-۲٫ برخورد به هنگام و شجاعانه

وقتی که فتنه ‌بروز پیدا کرد، باید شجاعانه با آن به مبارزه برخاست؛ هر چند فتنه‌انگیزان از یاران و دوستان و هم‌رزمان پیشین انسان باشند. البته اقدام شجاعانه و قاطع در مقابل فتنه‌گران نباید موجب شود که مرزهای اخلاقی و حدود اسلامی شکسته شود. اقدام شجاعانه و قاطعانه در چارچوب موازین اخلاقی سیرة امام علی در برخورد با مخالفان خود بود.

فتنة خوارج در روزهای پایانی جنگ طولانی مدت صفین پدید آمد و فتنه‌گران نیز همان همرزمان و سربازان و دوستان امام بودند. و غالب آنان از قاریان و حافظان قرآن بودند. اما آن حضرت در برخورد با این فتنة بسیار شکننده، با افتخار می‌گوید: «من فتنه را نشاندم و کسی جز من شجاعت این کار را نداشت؛ از آن پس که موج تاریکی آن برخاسته بود و گزند آن همه جا را فرا گرفته.»

۳٫شیوه‌های مبارزة بلند مدت و زیربنایی

دستور قرآن کریم در مبارزه با فتنه این است که «وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یکُونَ الدِّینُ لِلّهِ».

راه مبارزه با فتنه ترویج فرهنگ اسلامی و الهی است. این جهاد و مبارزة نرم باید تا جایی ادامه یابد که توان مخالفان دین و نظام اسلامی به حداقل برسد به گونه‌ای که نتوانند هیچ ضربه‌ای به نظام اسلامی وارد سازند. در جنگ‌های نرم، هر یک از افراد در خط مقدم جبهه هستند، بنابراین باید هر کدام از آنان، در حد توان، تجهیزات لازم برای مبارزه و مقابله با دشمن را داشته باشد. باید همواره فضا به گونه‌ای باشد که تشخیص حق و باطل برای جامعه سهل باشد. قدرت تبلیغی و رسانه‌ای و علمی نظام اسلامی باید تا حدی باشد که فتنه‌گران توانایی فریب مردم را نداشته باشند

۱-۳٫ترویج ارزش‌ها

فتنه

اگر یکی از علل پیدایش فتنه در جامعة اسلامی ضعف اخلاقی افراد است، برای خشکاندن ریشه‌های فتنه لازم است اخلاق اسلامی در همة ‌سطوح و ساحت‌های زندگی مردم ترویج شود. نظام جامع اخلاقی و رفتاری انسان مسلمان تدوین گردد و عملیاتی شود. اخلاق اجتماعی، اخلاق سیاسی، اخلاق علم‌اندوزی، اخلاق نقد، اخلاق جنسی، اخلاق خانواده، اخلاق معاشرت، اخلاق شهروندی و امثال آن همگی بر اساس مبانی اسلامی و به شیوه‌ای کاربردی برای سطوح مختلف، تدوین گردد و محور فعالیت‌های تربیتی و تعلیمی  قرار گیرد.

۲-۳٫تقویت باورها

اگر ضعف در خداشناسی وجود داشته باشد، به تبع آن این ضعف در سطحی شدیدتر در دین‌شناسی و پیامبرشناسی افراد نمایان خواهد شد و به تبع آن به صورتی قوی‌تر و مخرب‌تر در امام‌شناسی نیز نمود پیدا می‌کند و در نهایت و به طریق اولی و به شکل شدیدتر و عمیق‌تری ضعف در اعتقاد به ولایت فقیه و نظام مردم‌سالاری دینی را نیز در پی خواهد داشت. در چنین صورتی نباید از مردم انتظار داشت از روی اعتقاد دینی خود از حکومت اسلامی و نظام ولایی و مردم‌سالاری دینی دفاع کنند و در راه حفظ نظام جانفشانی نمایند و از ایثار جان و مال و مقام در راه دفاع از این نظام دریغی نداشته باشند

فتنه

۳-۳٫ تهیة  طرح جامع تعلیم و تربیت اسلامی

خیل عظیم نوجوانان و جوانانی که بخش زیادی از عمر خود را در مدارس و دانشگاه‌ها می‌گذرانند، ایجاب می‌کند به آموزش و پرورش آنان به صورت جدی‌تری پرداخته شود. اگر به منابع درسی و آموزشی آنان توجه نشود و مدارس و دانشگاه‌های ما، به ویژه در رشته‌های علوم انسانی، صرفاً جای جولان نظریه‌های غربی و سکولار باشد، باید هر زمانی انتظار وقوع فتنه‌های بزرگی را داشت. حقیقت این است که باور و اعتقاد مقدمة لازم برای عمل است؛ اگر کسی در باورهای خود نسبت به یک موضوع دچار تردید شود، پای او به میدان عمل باز نمی‌شود و اگر ما نظام تعلیمی و تربیتی خود را مورد بازنگری جدی قرار ندهیم، دیری نمی‌پاید که جامعة ایمانی ما از درون تهی خواهد شد.

۴-۳٫ ایجاد روحیة حقیقت‌شناسی

اگر یکی از شرایط و بسترهای پیدایش فتنه، شخصیت‌محوری به جای حقیقت‌محوری است، یکی از راه‌های مبارزه با آن نیز ترویج روحیة حقیقت‌محوری است. اگر برای برخی از یاران امام علی، وجود عمار در سپاه امام، معیار حقیقت راه امام بود! روشن است که در همة روزگاران نمی‌توان عمار را معیار حقیقت دانست. در این روزگار باید به دنبال شناخت خود حقیقت بود. تا از دام فتنه و فریب رهایی یافت. البته روشن است که تزریق چنین روحیه‌ای در میان عموم مردم کاری زمان‌بر و بسیار حرفه‌ای و هنرمندانه است و این وظیفه‌ای است که در روزگار حاضر بیش از هر زمان دیگری بر دوش همة دلسوزان اسلام و فرهنگ و نظام اسلامی سنگینی می‌کند.

امام علی در توصیف جنگ با اهل قبله و شرایط مبارزان چنین جنگی، می‌فرماید: «قد فتح باب الحرب بینکم و بین اهل القبلة و لا یحمل هذا العَلَم الا اهلُ البَصَر و الصبرِ و العِلم بمواضع الحق.»

۵-۳٫ تقویت دانش دشمن‌شناسی

هر انسانی برای خوب زیستن نیازمند دو نوع آگاهی است:  آگاهی نسبت به خوبی‌ها و آگاهی نسبت به بدی‌ها. به همین دلیل، می‌توان گفت یکی از راه‌های مبارزه‌با فتنه‌ها، تقویت دانش دشمن‌شناسی است. اگر کسی می‌خواهد راه حق را طی نماید و در صراط حقیقت استوار بماند، حتماً نیازمند شناخت راه باطل و باطل‌گرایان است. یکی از راه‌های تشخیص حق و باطل، برای بسیاری از مردمان عادی، شناخت اهل باطل است. تأکید حضرت امام و رهبری معظم انقلاب بر اینکه اگر دشمنان و رادیوهای بیگانه به امری تشویق کردند، مردم ما باید خلاف آن را عمل نمایند، و اگر از فردی یا جریانی دفاع کردند، مردم باید حساسیت ویژه‌ای به آنها داشته باشند، حاکی از همین حقیقت است. امام علی نیز بر این حقیقت تأکید می‌کند که هرگز به حقیقت و سعادت دست نمی‌یابید مگر آنکه روی‌برتافته‌گان از راه حق و درماندگان از سعادت را بشناسید:

«واعلموا انکم لن تَعرفوا الرشد حتی تعرفوا الذی ترکه و لن تأخذوا بمیثاق الکتاب حتی تعرفوا الذی نقضه و لن تَمَسَّکوا به حتی تعرفوا الذی نبذه» (خطبه ۱۴۷، ص۱۴۴٫)

برچسب ها:

, , , , , , , , , ,



ارسال نظر: