۲۴ آذر سال ۹۷
‏‫کاربر گرامی به پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت ایرانشهر خوش آمدید

مقالاتدیدگاه | تعداد بازید : 359 مشاهده شده | تاریخ انتشار : ۵ آبان ۱۳۹۱

عزادارى حضرت سیدالشهدا در میان اهل‏سنت-۳

همدردى عاطفى و همنوایى روحى با عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام و یارانش اختصاص به شیعیان ندارد . این مطلب حتى در میان اهل سنت نیز به مذهب خاص و گرایش ویژه محدود نمى‏شود، بلکه حالت فراگیر دارد . از این‏رو، اهل سنت‏به طور عموم از شهادت امام حسین علیه السلام و یارانش اظهار اندوه و حزن کرده و در عمل هم از فجایع کربلا اظهار نفرت و انزجار نموده‏اند .

عزادارى در شبه‏قاره و جنوب شرق آسیا

علماى اهل سنت‏به ترجمه مقاتل فارسى و نشر آن اکتفا نکردند . یکى از دانشمندان اهل سنت و از پیروان ابوحنیفه، در سال ۱۱۶۱ ق دست‏به تالیف مقتل سیدالشهدا زد و آن را قرة‏العین فى البکاء على الحسین نامید و در آن ضمن بیان مصایب آن رسول، به ویژه حادثه جانگداز عاشورا، درصدد برآمد تا این نکته را اثبات نماید که برپایى عزادارى و مصیبت‏دارى مختص شیعیان نیست; اهل سنت هم بر آن امام اشک مى‏ریزند . وى ثواب عزادارى براى امام حسین را مورد تاکید قرار داده است .

عزادارى سیدالشهدا در نقاط مختلف شبه قاره انجام مى‏گیرد . شیعیان و اهل سنت هند در شهرهاى کویته، لاهور، کراچى، پاراچنار، حیدرآباد، لکنهو، دهلى، دکن و سایر شهرها و روستاهاى مسلمان نشین به سوگوارى، تهیه نذورات و اطعام مى‏پردازند . شاعران فارسى زبان، که از آسیاى میانه، افغانستان و ایران در دوره تیموریان هند به آن سرزمین مهاجرت نموده بودند، عاشورا و سوگوارى آن را زنده نگه داشته‏اند . در برخى مناطق شبه قاره نه تنها اهل سنت، بلکه هندوان و سایر فرقه‏هاى غیر مسلمان نیز در مراسم عاشورا و عزادارى دهه نخست محرم شرکت مى‏کنند . با حلول ماه محرم، مردم لباس سیاه و عزا مى‏پوشند و لذایذ و سرور را ترک مى‏کنند، به مساکین و فقرا به اندازه توان غذا و روزانه به طور رایگان به مردم آب سرد و شربت مى‏دهند، به یاد شهداى کربلا مرقدها و مزاراتى را براى عزادارى و خواندن زیارت‏نامه مى‏سازند، روضه‏خوانان، مصایب امام حسین علیه السلام را به زبان فارسى، اردو و سایر زبان‏هاى محلى مى‏خوانند و مردم اشک مى‏ریزند و سینه مى‏زنند . عزادارى‏ها عمدتا در حسینیه‏ها، تکایا و امام بار [گا] ه‏ها برگزار مى‏گردد و هر یک از روزهاى مختلف دهه نخست محرم به بیان‏مصیبت‏خاص و ذکر حادثه خاص انقلاب کربلا اختصاص دارد .

پس از تجزیه شبه قاره به سه کشور هندوستان، پاکستان و بنگلادش، عزادرى در هر سه کشور ادامه یافت، هرچند در بنگلادش تعداد اندکى شیعه زندگى مى‏کند، اما سوگوارى براى امام حسین علیه السلام در میان اهل سنت‏به صورت اطعام مردم در این روز و تکریم اهل‏بیت علیهم السلام وجود دارد . در کشور هندوستان با آنکه مسلمانان، به ویژه هواداران اهل‏بیت علیهم السلام در اقلیت‏اند و نظام حکومتى هم از دیانت‏به طور رسمى جداست، روز عاشورا به عنوان تعطیل رسمى مى‏باشد . (۵۵)

گفتار رهبران استقلال شبه قاره نیز به خوبى نشان مى‏دهد که پیام امام حسین و فلسفه شهادت آن حضرت نه تنها به گوش اهل سنت، بلکه هندوان نیز رسیده است . مهاتما گاندى، رهبر استقلال هند، مى‏گفت: «من براى مردم هند چیز تازه نیاورده‏ام، فقط نتیجه‏اى را که از مطالب و تحقیقاتم درباره تاریخ زندگى قهرمان کربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند کردم; اگر بخواهیم هند را نجات دهیم، واجب است همان راهى را بپیماییم که حسین بن على پیمود . (۵۶) جواهر لعل نهرو، نخستین رهبر هندوستان پس از استقلال، نیز شهادت امام حسین و خانواده‏اش را فاجعه‏اى ذکر کرده است که هر سال در ماه محرم از طرف مسلمانان، بخصوص شیعیان تجدید مى‏گردد و به خاطر آن سوگوارى برپا مى‏شود . (۵۷)

پورشوتاملاس، از رهبران هندوان که زمانى ریاست کنگره ملى هندوستان را به عهده داشت، تصریح مى‏کند: «من اهمیت‏برپا داشتن این خاطره بزرگ تاریخى را مى‏دانم . این فداکارى‏هاى عالى از قبیل شهادت امام حسین علیه السلام سطح فکر بشریت را ارتقا بخشیده است و خاطره آن شایسته است همیشه باقى بماند و یاداورى شود .» (۵۸)

در پاکستان، على‏رغم تلاش‏هاى متنوع و گسترده وهابیت، که به طورمستقیم در قالب «سپاه‏صحابه‏» سازمان یافته، عزادارى امام حسین‏وسوگوارى‏اباعبدالله در میان اهل‏سنت پابرجاوفراگیر مى‏باشد .

از میان رهبران اهل سنت، مصلح بزرگ اسلامى علامه محمد اقبال لاهورى (۱۳۵۳ – ۱۲۸۹ ق) بیش از دیگران به اهمیت زنده نگه داشتن محرم و عزادارى امام حسین اهتمام ورزید و این موضوع را با قلم و شعر مورد تاکید قرار داد . او در جاى جاى دیوان شعرخود از امام حسین علیه السلام و عشق او به حقیقت و لزوم پیروى از آن حضرت و آموزش آزادى و آزادگى از قیام وى یاد مى‏کند و سرانجام خود تصریح مى‏کند نه تنها آزادى بلکه:

رمز قرآن از حسین آموختیم
زآتش او شعله‏ها اندوختیم .

اهل سنت افغانستان و عزادارى حسینى

خراسان پس از سقوط تیموریان عملا به سه بخش تقسیم شد: قسمت‏شمال آن مدتى در دست‏شیبانیان بود، بخش شرق آن به تدریج تحت تصرف ظهیرالدین بابر میرزا از نوادگان تیمور افتاد و منطقه غرب آن در دست صفویان قرار گرفت .

اسناد تاریخى حکایت از آن دارد که در شهرهاى عمدتا سنى‏نشین خراسان و نواحى مختلف آن، با همه فشارهاى توام با تعصب و ستم که شیبانیان بر ضد فرهنگ اهل‏بیت علیهم السلام ایجاد کردند، مردم همانند گذشته به اهل‏بیت پیامبر علیهم السلام وفادار ماندند و در ابعاد ادبى، تاریخى و آیینى، عاشورا را فراموش نکردند; چنان‏که بعضى از شعایر مشابه آن مانند گرامیداشت پانزده شعبان و شب برات و بیست و هشتم صفر در میان اهل سنت از اهمیت‏خاص برخوردار بود . (۵۹)

وجود بقعه مبارکه‏اى در شمال افغانستان و ناحیه بلخ به نام مرقد امام على بن ابى‏طالب، که در میان اهل سنت‏به نام روضه شاه ولایت معروف است و در قرن نهم و عصر تیموریان شناسایى و بازسازى گردید، در طى قرون اخیر با همه فراز و فرودهاى فرهنگى، سیاسى و جنگ‏هاى شاهزادگان و تجاوزات خارجى، به عنوان کانون توجه به اهل‏بیت علیهم السلام و محل ذکر فضایل و مصایب خاندان رسالت عمل کرده است و زایران آن عمدتا اهل سنت‏بوده‏اند که به مناسبت‏هاى گوناگون به سوى آن روى مى‏آوردند و با زیارت و دعا در آنجا کسب معنویت کرده‏اند . همچنین وجود تکایا و حسینیه‏ها در شهر کابل به نام ازبکان نشانگر ارتباط این قوم سنى مذهب افغانستان با اهل‏بیت و عزادارى امام حسین است . (۶۰)

به جز امیر عبدالرحمان بدنام که به مدت سه سال (۱۸۸۳ – ۱۸۸۰ م) به قتل عام هزاره‏ها و سایر شیعیان پرداخت و تکایا و حسینیه‏هاى آنان را تخریب و هر نوع عزادارى را ممنوع و بدعت اعلام کرد، سایر سلاطین افغانستان نسبت‏به عزادارى و منقبت‏خوانى شیعیان مخالفت نورزیده‏اند و از دوران سلطنت امیر امان‏الله خان (۱۳۰۸ – ۱۲۹۸ ش) به بعد اسناد موجود تاریخى حکایت از حضور شاه و اعوان وى در عزادارى شیعیان کابل در روز عاشورا و یا تمام دهه محرم هر سال دارد . (۶۱)

برخى علما و عرفا و ادیبان اهل سنت در سده‏هاى اخیر نیز تلاش‏هاى ارزنده‏اى در نشر معارف اهل‏بیت علیهم السلام داشته‏اند; از جمله فیض محمد کاتب (م ۱۳۰۸ ش)، آیت‏الله عزیزالله غزنوى و دیگران که در نشر معارف اهل‏بیت رسول خدا و شناسایى انقلاب حسینى نقش ارزشمندى را ایفا کرده‏اند . شمارى از دانشمندان اهل سنت در مدارس علماى شیعه درس مى‏خواندند و در مجالس عزادارى و منقبت‏خوانى آنان نیز شرکت مى‏نمودند .

تاریخ افغانستان گواهى مى‏دهد هرگاه دخالت‏هاى بیگانگان در تفرقه مذهبى وجود نداشته است و حاکمان دخالت‏سوء نکرده‏اند، اهل سنت و شیعیان در عمل به عقایدشان مشکلى نداشته‏اند و در مواردى حتى بعضى از عالمان اهل سنت از اموال شخصى خویش زمین و یا ساختمان تکیه‏خانه براى عزادارى حسینى به شیعیان بخشیده‏اند . (۶۲)

در شرق افغانستان، که عمدتا مرکز اهل سنت و جماعت مى‏باشد، هرگاه دولت آزادى نسبى به مردم داده و زمینه مساعد فراهم شده است، به عزادارى امام حسین پرداخته‏اند . از جمله این مراسم، مجالسى است که در شهر جلال‏آباد، مرکز ولایت ننگرهار برگزار مى‏شد:

«جلال آباد (شهرى در مشرق افغانستان که اکثرا سنى‏نشین و از مراکز مهم مردم شریف پشتو زبان است)، مردم شریف آنجا در ایام عاشورا مجلس بسیار باشکوه برپا مى‏کردند . از سال‏هاى ۱۳۴۷ به بعد تا چندین سال قبل از حمله کمونیست‏ها (۱۳۵۷ ش) این مراسم ادامه داشت و از تمام ولایت‏هاى شرقى برادران محترم، اعم از علما (شخصیت‏هاى مهم سیاسى مانند عبدالغفار خان)، دارالحفاظ و دانشجویان و محصلین و صاحب منصبان ملکى و تمام مردم فرهنگ‏دوست و وحدت‏خواه در آنجا حاضر بودند … جمعیت‏خیلى زیاد … اکثرا از اهل سنت‏بودند …» (۶۳)

در کابل، مزارى که به عنوان زیارتگاه سخى یاد مى‏شود، مردم اعم از شیعه و سنى در مناسبت‏هاى مختلف به زیارت آن جمع مى‏شوند و در ایام عید نوروز تجمع مردم بیش از سایر اوقات است و «علت آن، این است که بین مردم افغانستان مشهور است که سخى شاه اولیا حضرت على کرم‏الله وجهه در روز نوروز بر تخت‏خلافت نشسته است و لذا مردم افغانستان روز نوروز را به این مناسبت مبارک دانسته و آن را عید مى‏گیرند …» (۶۴)

در شهر مزار شریف نیز همه ساله شمار فراوان مردم، که بیشتر از اهل سنت مى‏باشند، در ایام نوروز و آغاز سال نو خورشیدى تجمع مى‏کنند و با برداشتن پرچم روضه و مزار منسوب به امام على حلول سال جدید را آغاز مى‏کنند .

در کنار توجه اهل سنت افغانستان به فضایل اهل‏بیت رسول خدا علیهم السلام باید از منقبت‏خوانى در میان آنان یاد کرد . آنچه به طور شفاهى از دو سده اخیر تاریخ ادبى و اجتماعى افغانستان نقل مى‏شود، رواج گسترده منقبت‏خوانى و مداحى در میان شیعیان و گسترش آن در میان اهل سنت آن کشور حکایت دارد . مداحان، که عمدتا به سادات هزاره تعلق داشتند، در میان اهل سنت در فصول مختلف و سراسر سال، بخصوص زمستان‏ها، به مساجد روستاهاى مختلف مى‏رفتند و با آداب و شیوه ویژه به بیان مناقب پیامبر و اهل‏بیت آن حضرت مى‏پرداختند .

یکى از مراسم قدیمى براى نشر فضایل اهل‏بیت و مصایب آنان، خواندن حمله حیدرى بوده است . از قرن دوازدهم که این اثر چاپ و وارد افغانستان گردید، جاى شاهنامه‏خوانى و حافظخوانى مرسوم را گرفت و مردم سنى مذهب در مناطق مختلف از جمله شهر غزنى و کابل و قندهار هنگام بیکارى، به ویژه زمستان‏ها، به خواندن آن مشغول مى‏شدند . گاهى با توجه به مذمت موسیقى و خواندن ترانه‏هاى محلى از سوى علما و یا منع آنان، مردم در محافل عروسى و مسابقات تیراندازى و جشن تولد فرزند و غیره نیز به خواندن فرازهایى از حمله حیدرى اقدام مى‏نمودند .

عزادارى کردهاى سنى مذهب

از اقوام معدودى که پس از روى کار آمدن صفویه در قرن دهم، بر مذهب خود باقى ماندند، قوم کرد مى‏باشد که امروز در استان‏هاى غربى ایران و عمدتا در کردستان، سکونت دارند . این قوم که داراى اکثریت اهل سنت مى‏باشد، در شمال ایران، شرق ترکیه و شمال سوریه نیز جمعیت قابل توجهى از کشورهاى یادشده را تشکیل مى‏دهد .

اکراد داراى مذاهب گوناگون مى‏باشند و شمار اندکى از آنان شیعه و بیشترشان پیرو تسنن و مذهب شافعى بوده و به زبان کردى سخن مى‏گویند، که لهجه‏اى از تبار فارسى به حساب مى‏آید . شمار بسیارى از سادات حسینى و حسنى در میان کردها زندگى مى‏کنند که رابطه خودش را با اهل‏بیت پیامبر از جمله امام حسین علیه السلام قطع نکرده‏اند و على‏رغم داشتن مذهب تسنن به عاشورا و سوگوارى در محرم وفادار مانده‏اند .

کردها، به ویژه در کردستان، با آغاز ماه محرم به احترام امام حسین علیه السلام، مجالس عروسى و مراسم جشن را تعطیل مى‏کنند . زنان کرد از اول تا پایان محرم، سرمه به چشم نمى‏زنند و در شهر سنندج (مرکز کردستان) مردم در شب عاشورا به مقبره امام‏زاده پیر عمر مى‏روند و تا پاسى از شب با روشن کردن شمع به دعا و ذکر مى‏پردازند . برخى کردها در ماه محرم به نذر و نوشتن شکایات به حضرت ابوالفضل و توسل به آن حضرت اشتغال دارند .

ادبیات مردم کرد نیز آیینه دلدادگى آنان به اهل‏بیت رسول خدا صلى الله علیه و آله و یاداور ریشه داشتن محبت این خاندان از جمله عزادارى براى امام حسین علیه السلام در میان آنان است . یکى از شاعران دلسوخته اهل‏بیت علیهم السلام رضا طالبانى کرکوکى است که براى سیدالشهداء چنین سوگ سروده‏اى به جاى گذاشته است:

لافت از عشق حسین است و سرت بر گردن است
عشق بازى سر به میدان وفا افکندن است
گر هوا خواه حسینى ترک سر کن چون حسین
شرط این میدان به خون خویش بازى کردن است
از حریم کعبه کمتر نیست دشت کربلا
صد شرف دارد بر آن وادى که گویند ایمن است … (۶۵)

مولوى تایجوزى نیز با همه باورى که نسبت‏به خلافت‏خلفاى راشدین دارد، آن را با محبت اهل‏بیت علیهم السلام برابر ندانسته و دلگیرى و اندوه خود را از اینکه خلافت‏به حضرت على در آغاز سپرده نشد، این‏گونه بیان مى‏کند:

و زآن سوى وطن هجرت نمودم
خلافت از على دانسته بودم …
به تاثیر محمد میر اکمل
خلافت چون به عثمان شد محول
دل خویشان ما را پر زخون کرد
به خویشاوند خود نعمت فزون کرد . (۶۶)

قصاید و سروده‏هاى مزبور بخشى از ناله‏ها و عزاسروده‏هاى مردم اهل سنت کرد براى اهل‏بیت پیامبر علیهم السلام و ابراز ارادت به خاندان پاک رسالت مى‏باشد . این سروده‏ها مانند سروده‏هاى شاعران سایر نقاط جهان اسلام، نشانگر عزادارى مکتوب نخبگان اهل سنت مناطق مزبور از سویى و داشتن زمینه و پیشینه مردمى از سوى دیگر مى‏باشد و نشان مى‏دهد که مردم کرد سنى مذهب داراى چنین گفتار و رفتار بوده‏اند . (۶۷)

عزادارى در قلمرو عثمانى

خلافت عثمانى که پیش از ظهور تیمور لنگ (۸۰۷ – ۷۸۲) در آسیاى صغیر (ترکیه فعلى) استقرار یافته بود، پس از تحمل ضربات اولیه از تیمور، با مشکل چندانى مواجه نشد . پس از مرگ تیمور، بخصوص در اواخر عهد تیموریان، از جهات مختلف توسعه یافت و در قرن یازدهم هجرى همه کشورهاى عربى، بالکان تا اتریش و کشورهاى اسلامى شمال افریقا را تصرف نموده، حکومت‏سلاجقه روم را تحت عنوان خلافت اسلامى در بخش بزرگ جهان اسلام برپا داشت .

همان‏گونه که اشاره شد، کردهاى اهل سنت در تکریم شهادت امام حسین و عزادارى عاشوراى حسینى سابقه طولانى و غنى دارند . به دلیل آنکه کردها عمدتا در قلمرو عثمانى (اعم از عراق، سوریه و ترکیه فعلى) مى‏زیستند، بررسى عزادارى آن‏ها در واقع عزادارى اهل سنت را در برخى از نقاط قلمرو عثمانى نشان مى‏دهد; چنان‏که این مطلب عزادارى اهل سنت را در امپراتورى صفویه نیز به نمایش مى‏گذارد . گزارشى دیگر از عراق نشان مى‏دهد اهل سنت در مراسم عزادارى امام حسین علیه السلام از دوره‏هاى قدیم شرکت مى‏جسته‏اند; از جمله درباره شهر ناصریه عراق آمده است: «مردم ناصریه در مجالس عزادارى شیعیان مشارکت مى‏کنند و در تشکیل هیات‏هاى عزادارى آنان سهم مى‏گیرند و چه بسا برخى از مردم اهل سنت ناصریه خود هیات مخصوص به خود تشکیل داده، دسته بیرون مى‏آورند …» (۶۸)

در حلب، از شهرهاى سوریه، مزارى است که از آن به نام «مشهد الحسین‏» یاد مى‏شود و مردم براى آن اوقافى اختصاص داده‏اند که از بخشى از آن در روزهاى عاشورا نذورات انجام گرفته، مردم اطعام مى‏شوند . (۶۹)

در مناطق سنى‏نشین کشورهاى خلیج فارس و سایر کشورهاى عربى، بخصوص اردن و فلسطین، مردم هرچند عزادارى محرم و عاشورا را به روش شیعیان عراق، لبنان و بحرین انجام نمى‏دهند، اما در روز عاشورا به پختن غذاهاى مخصوص و اطعام دیگران پرداخته، از جشن و سرور پرهیز مى‏کنند و هر از چندگاه شمار اندک اهل سنت، که در جوار مساجد و یا تکایا و حسینیه‏هاى اهل تشیع زندگى مى‏کنند، در مراسم عزادارى آنان شرکت مى‏نمایند .

یکى از فرقه‏هاى تصوف اهل سنت در قلمرو عثمانى، که در آسیاى صغیر و بالکان به خاندان پیامبر بیش از سایر فرقه‏ها و مردم اهل سنت، ارادت مى‏ورزند، فرقه بکتاشیه است . پیروان این فرقه على‏رغم مبارزات کمال مصطفى آتاترک (پدر ترکیه جدید) بر ضد مذهب و سکولار نمودن جامعه ترکیه، از هر فرصت مناسب براى اظهار ارادت و توسل به اهل‏بیت علیهم السلام از جمله عزادارى براى امام حسین علیه السلام استفاده مى‏کنند و مجالسى را مخفیانه در منازل خود برگزار مى‏نمایند . آنان روابطشان را با عتبات مشرفه عراق و ایران نیز حفظ نموده، با فراهم شدن کمترین زمینه به زیارت مشاهد مشرفه مى‏شتابند . (۷۰)

از شاعران بکتاشى مطالب و اشعارى بر جاى مانده است که به روشنى تاثر آنان را از حادثه عاشورا و باورشان را نسبت‏به اهل‏بیت علیهم السلام به ویژه امام حسین علیه السلام نشان مى‏دهد .

شمال افریقا

در مصر و سایر نقاط شمال افریقا با سقوط دولت فاطمیان و دستور ایوبیان مبنى بر منع تعزیه‏دارى عاشورا و یا حتى جشن گرفتن، عزادارى مردم در روز عاشوراى هر سال فراموش نشد و مردم اهل سنت نیز همچون شیعیان، مقام راس الحسین، و سیده زینب را به عنوان مرکز تجمعشان براى یاد امام حسین و ذکر فضایل و مصایب اهل‏بیت علیهم السلام انتخاب مى‏کردند و از مناطق دور و نزدیک بدان نقاط سرازیر مى‏شدند . در قرن دهم از جمله آثارى که حکایت از تاثر روحى اهل سنت مصر، به ویژه عالمان بزرگ آن دارد، آثار سیوطى، به ویژه تاریخ الخلفا مى‏باشد . سیوطى (م ۹۱۱) که همزمان با سقوط تیموریان از دنیا رفته است، در اثر یاد شده هنگام بیان حادثه عاشورا تصریح مى‏کند که قلب من تحمل یاداورى جزئیات فاجعه کربلا را ندارد . آن‏گاه به آثار خارق‏العاده شهادت امام حسین علیه السلام و جنایت‏یزید در حق آل رسول مى‏پردازد و موارد گوناگون را درباره معجزات شهادت امام حسین و نیز مقام رفیع امام حسین نزد پیامبر بزرگ اسلام را بیان مى‏دارد . وى داستان انتقال اسارت بار اهل‏بیت علیهم السلام و بازماندگان شهداى کربلا را به کوفه و شام آورده، بسیارى از جنایات ابن زیاد و یزید و طرفداران آنان را در زمان حضور اهل‏بیت علیهم السلام در آن شهرها گزارش کرده و هرگونه اکرام اهل‏بیت علیهم السلام از سوى یزید را رد نموده است . (۷۱)

یکى از نویسندگان مغرب (مراکش) درباره عظمت دهه اول محرم در آن کشور مى‏نویسد: «در این ماه زندگى اجتماعى تغییر محسوسى مى‏یابد و مردم آن بى‏تفاوتى و زندگى متعارف همیشگى را ندارند و بیشتر به محاسبه نفس و حیات دینى خود مى‏پردازند . مردم منقلب هستند و به طور طبیعى آرایش و حتى خانه‏تکانى و فرش شستن را تجویز نمى‏کنند . ساز و آواز تقریبا قطع مى‏شود و مردم لباس عزا بر تن مى‏کنند .» (۷۲)

مرحوم علامه سیدمحسن امین نیز که در سال ۱۳۲۱ ق به مصر سفر کرده است، وضعیت عزادارى مردم مصر و علاقه آنان به اهل‏بیت را همچون عراقى‏ها شمرده است . (۷۳)

پى‏نوشت‏ها

۱ – سبط ابن جوزى، تذکرة الخواص، تحقیق بحرالعلوم، تهران، نینوى، ص ۲۵۰/مسند احمد، ج ۴، ص ۱۲۷و ۱۲۶/ذخائر العقبى، ص ۱۶۴و ۱۴۶/تاریخ دمشق، ص ۱۶۸ .

۲ – تذکرة الخواص، ص ۲۵۰/ابن حجر العسقلانى، تهذیب التهذیب، ج ۲، بیروت، دارالفکر، ص ۳۰۰/ابوبکر الهیثمى، مجمع الزواید، ج ۹، بیروت، دارالکتاب العربى، ۱۴۰۲، ص ۱۸۷ .

۳ – محمدبن عبدالله الحاکم النیسابورى، المستدرک على الصحیحین، ج ۴، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۱، ص ۴۴۰/احمدبن عبدالله الشافعى، ذخائر العقبى فى مناقب ذوى القربى، بیروت، دارالمعرفة، ص ۸ – ۱۴۷/ابوالقاسم سلیمان ابواحمد الطبرى، المعجم الکبیر، ج ۳، بیروت، داراحیاء التراث العربى، ص ۱۰۹ .

۴ – محمدبن عبدالله الحاکم النیسابورى، المستدرک على الصحیحین، ج ۵، بیروت، دارالکتب العلمیه، ص ۱۶۵ .

۵ – المستدرک على الصحیحین، ج ۴، ص ۴۳۹/خطیب بغدادى، تاریخ بغداد، ج ۱، بیروت، ص ۱۴۲/المعجم الکبیر، ج ۳، ص ۱۱۰/النعیم المقیم لعترة النباء العظیم، ص ۱۰۲ .

۶ – محمدبن عبدالواحد الموصلى، النعیم المقیم لعتره النباء العظیم، مناقب آل محمد، تحقیق العلامة السید على عاشور، بیروت، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، ۱۴۲۴، ص ۱۰۳ .

۷و۸ – تاریخ الطبرى، ابوجعفر محمدبن جریر طبرى، ج ۵، تحقیق ابوالفضل ابراهیم، بیروت، درالتراث، ص ۴۵۶/ص ۴۵۵ .

۹و۱۰ – همان، ص ۴۶۵ و ۴۶۴/العقد الفرید، ج ۴، ص ۳۵۸ .

۱۱ – همان، ص ۴۶۷/آى قاتلان جاهل حسین شما را به عذاب و درد بشارت باد! همه اهالى آسمان و پیامبر و فرشتگان شما را نفرین مى‏کنند . و قبل از این بر لسان ابن داود و موسى و آورنده انجیل (حضرت عیسى) مورد لعن قرار گرفته‏اید .

۱۲ – على بن موسى بن طاووس، اللهوف فى قتلى الطفوف، نجف، المطبعة الحیدریه، ۱۳۶۹ ق، ص ۷۶ .

۱۳ – ابوالفرج الاصفهانى، مقاتل الطالبین، قم، منشورات الشریف الرضى، ۱۴۱۶، ص ۱۲ .

۱۴ – ابن واضح یعقوبى، تاریخ یعقوبى، ج ۲، بیروت، دارصادر، ص ۳۲۶ .

۱۵ – مسعودى، مروج الذهب و معادن الفضه، ج ۳، بیروت، دارالکتب العلمیه، ص ۲۱۳/ابوالفرج الاصفهانى، مقاتل الطالبین، نجف، حیدریه، ص ۱۰۸/ابن اعثم، الفتوح، ج ۴، بیروت، دارالکتب العلم .

۱۶ – ابوالفرج اصفهانى، الاغانى، ج ۲۰، بیروت، داراحیاء التراث العربى، بى‏تا، ص ۱۴۸ .

۱۷ – عبدالجلیل رازى قزوینى، النقض، به تصحیح میر جلال‏الدین حسینى (محدث) ارموى، ج ۲، تهران، انجمن آثار ملى، ۱۳۵۸، ص ۳۷۰ .

۱۸ – النقض، ص ۳۷۰ .

۱۹ – تاریخ طبرى، ج ۵، ص ۴۶۵ .

۲۰ – جاحظ، البیان و التبیین، ج ۱، بیروت، دارالکتب العلمیه، ص ۱۷۹ .

۲۱و۲۲ – اسماعیل بن کثیر، البدایة و النهایة، ج ۱۱، بیروت، مؤسسه التاریخ الاسلامى، ص ۲۷۶، ۲۸۶، ۲۹۶، ۳۰۲، ۳۵۹، ۳۸۱ .

۲۳ – تقى‏الدین مقریزى، المواعظ و الاعتبار فى ذکر الخطط و الآثار، مصر، مؤسسه الفرقان للتراث الاسلامى، ص ۱۸ – ۳۱۴ .

۲۴ – البدایة و النهایة، ج ۱۲، ص ۷۷ .

۲۵و۲۶ – نقض، ص ۳۱۷/ص ۱۱۴ .

۲۷ – به نقل از سید عبدالعزیز الطباطبائى، معجم اعلام‏الشیعه، قم، مؤسسه آل‏البیت، ۱۴۱۷، ص ۲۹۶ .

۲۸ – ابن حجر العسقلانى، لسان المیزان، ج ۵، ص ۲۱۷/ر . ک: ذهبى، میزان الاعتدال .

۲۹ – النقض، ص ۳ – ۳۷۱ .

۳۰ – تذکرة‏الخواص، ص ۲۹۰ .

۳۱ – ابوالفرج ابن الجوزى، المنتظم فى التاریخ الملوک و الامم، تصحیح عبدالقادر عطاء، ج ۵، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲، ص ۳۳۸ .

۳۲ – احمد احمدى بیرجندى، اشک خون، ص ۲۸و۲۷ به نقل از مجله حوزه، ش ۱۱۴ – ۱۱۳، ص ۳۵۷ .

۳۳ – البدایة و النهایة، ج ۱۳، ص ۲۴۹ .

۳۴ – عبدالرزاق سمرقندى، مطلع السعدین و مجمع البحرین، ج ۲، لاهور، ۱۳۶۰ ق، ص ۱۴۸/خواندمیر، حبیب السیر، ج ۳، تهران، خیام، ص ۶۱۸ و ۶۲۴/ر . ک: تشیع در خراسان عهد تیموریان، نگارنده، مشهد، بنیاد پژوهش‏هاى اسلامى، ص ۱۱۸ به بعد .

۳۵ – دکتر کامل مصطفى شیسى، تشیع و تصوف، ترجمه على‏رضا ذکاوتى قراگزلو، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۴، ص ۲۶ .

۳۶ – حسین الکاشفى، روضة‏الشهداء، ص ۱۲ – ۱۳ .

۳۷ – تشیع و تصوف، ص ۷ – ۳۲۵ .

۳۸ – آقابزرگ طهرانى، الذریعه الى تصانیف الشیعه، ج ۱۱، بیروت، دارالاضواء، ص ۲۹۵ .

۳۹ – محمود واصفى، بدایع الوقایع، تصحیح الکساندر بلدرف، ج ۲، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ص ۲۶۷ .

۴۰ – تشیع و تصوف، ص ۷ – ۳۲۵/رسول جعفریان، مقالات تاریخى، دفتر اول، قم، دلیل، ص ۴ – ۲۰۳ .

۴۱ – سام میرزا صفوى، تحفه سامى، تصحیح وحید دستگردى، تهران، ابن‏سینا، ص ۶۸/تشیع در خراسان عهد تیموریان، ص ۲۵۱ .

۴۲ – اسفزارى، روضات الجنات فى اوصاف مدینه هرات، به سعى محمدکاظم امام، ج ۲، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۵۸، ص ۳۰ – ۳۲۸/عبدالواسع نظامى باخزرى، مقامات حاجى، تصحیح نجیب مایل هروى، تهران، نشر نى، ۱۳۷۳، ص ۱۹۰ .

۴۳ – سعید نفیسى، تاریخ نظم و نثر فارسى در ایران و در زبان فارسى، تهران، کتابفروشى فروغى، ص ۳۰ – ۲۲۹ .

۴۴ – روضات الجنات فى اوصاف مدینه هرات، ج ۲، ص ۳۳۰ – ۳۲۸ .

۴۵ – عبدالواسع نظامى باخزرى، مقامات جامى، مقدمه تصحیح و تعلیقات، نجیب مایل هروى، تهران، نشر نى، ۱۳۷۱، ص ۱۷۴ .

۴۶ – مطلع السعدین و مجمع‏البحرین، ج ۲، ص ۵/روضات الجنات فى اوصاف مدینه هرات، ج ۲، ص ۹۰ – ۸۹ .

۴۷ – تشیع و تصوف، پیشین .

۴۸ – میرخواند بلخى، روضة‏الصفا، ج‏۶، تهران، کتابفروشى‏مرکزى، ص ۷۹ .

۴۹ – ابن عربشاه، عجائب المقدور فى نوائب تیمور، ترجمه محمدعلى نجاتى، تهران، علمى و فرهنگى، ص ۱۳۳ و ۱۳۷ .

۵۰ – به نقل از: میشل مزاوى، پیدایش دولت صفوى، ترجمه یعقوب آژند، تهران، بنگاه کتاب، ۱۳۵۸، ص ۱۴۲ .

۵۱ – ذبیح‏الله صفا، تاریخ‏ادبیات در ایران، ج‏۴، تهران، فردوسى، ص ۵۷ .

۵۲ – مطلع السعدین و مجمع البحرین، ج ۲، ص ۳ – ۱۸۲ .

۵۳ – حسن بیگ روملو، احسن التواریخ، تصحیح عبدالحسین نوایى، تهران، بابک، ص ۱۴۶ .

۵۴ – الذریعه، ج ۱۱، ص ۲۹۵/استورى، ادبیات فارسى، ص ۹۱۲ – ۹۰۳/مقالات تاریخى، دفتر اول، ص ۱۸۷ .

۵۵ – على‏اصغر حکمت، سرزمین هند، تهران، دانشگاه، ۱۳۳۷، ص ۲۵۲/مجتبى مکرمى، نگاهى به تاریخ حیدرآباد دکن، تهران، دفتر مطالعات سیاسى و بین‏المللى، ۱۳۷۲، ص ۸۵/سیدصالح شهرستانى، تاریخ النیاحه، تحقیق بنیل رضا علوان، ج ۲، بیروت، دارالزهرا، ۱۴۱۶ ق، ص ۸۴ – ۷۲ .

۵۶ – به نقل از: محمد اکبرزاده، حسین پیشواى انسان‏ها، ص ۱۰ .

۵۷ – جواهر لعل نهرو، نگاهى به تاریج جهان، ترجمه محمود تفضلى، ج ۱، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۸، ص ۲۹۸ .

۵۸ – به نقل از رجب‏على مظلومى، حسین رهبر آزادگان، تهران، فرهنگ اسلامى، ص ۶۰ .

۵۹ – عبدالحى حبیبى، تاریخ افغانستان بعد از اسلام، تهران، دنیاى کتاب، ۱۳۶۰، ص ۶۶۱ .

۶۰ – تشیع در خراسان در عهد تیموریان، تالیف نگارنده، مشهد، آستان قدس رضوى، ۱۳۷۸، ص ۱۸۶ و ۲۰۰ و ۱۹۸ .

۶۱ – محمد سرور رجا، احیاگر شیعه در افغانستان، قم، ۱۳۸۲، ص ۱۵۸/زمینه و پیشینه جنبش اصلاحى در افغانستان، تالیف نگارنده، قم، مؤسسه امام خمینى، ۱۳۷۹، ص ۱۷۳/محمدحسین مظفر، تاریخ شیعه، ترجمه محمدباقر حجتى، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ۱۳۶۲، ص ۳۵۲ .

۶۲ – سیدجوادشریعت، سیماى فرزانگان، مشهد، ولایت، ۱۳۷۹، ص ۴۵ .

۶۳و۶۴ – احیاگر شیعه در افغانستان، ص ۷۰ – ۶۹/سیماى فرزانگان، ص ۳۱/تاریخ النیاحه، ج ۲، ص ۶۶ .

۶۵و۶۶ – دکتر صدیقى صفى‏زاده، پارسى گویان کرد، تهران، عطایى، ۱۳۶۶، ص ۷۳ – ۶۹ .

۶۷ – علما و بزرگان متعدد کرد سنى مذهب در مورد جایگاه اهل‏بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و مصایب آنان، از جمله حادثه عاشورا، به زبان شعر و نثر گفته و نوشته‏اند . به عنوان نمونه مى‏توان از قانع مریوانى، نالى شهرزورى، شیخ عبدالقادر هموند، سید احمد نقیب، مولوى محوى، مولوى وفایى و دیگران نام برد که همگى داراى دیوان یا کلیات اشعار مى‏باشند .

۶۸و۶۹ – تاریخ النیاحه، ج ۲، ص ۴۷/ص ۴۹ .

۷۰ – تاریخ النیاحه، ج ۲، ص ۶۴ .

۷۱ – تاریخ الخلفا، ص ۹ – ۲۰۷ .

۷۲و۷۳ – مجله الهدى، عدد ۲ ذى‏القعده ۱۳۹۱، قم .

به قلم: عبدالمجید ناصرى

 

برچسب ها:

, , , , ,



ارسال نظر: