۳۰ آبان سال ۹۷
‏‫کاربر گرامی به پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت ایرانشهر خوش آمدید

مقالاتدیدگاه | تعداد بازید : 686 مشاهده شده | تاریخ انتشار : ۲۹ اسفند ۱۳۹۰

موانعی بر سر راه تقریب

کوشش‌های علما و اندیشمندان و مصلحان ، به سمت‌گیری کلی در راستای تقریب مذاهب اسلامی با یکدیگر و گرایشی عمومی در جهت چیره ساختن زبان گفتگوی منطقی و برتری آن بر هر زبان دیگری ، همسو با سمت‌گیری‌های اصیل اسلامی و هماهنگ با گرایش جهانی به این شیوه در میان تمدن‌ها ، فرهنگ‌ها و ادیان انجامید .
واقعیت آنست که تمامی متون و مفاهیم اسلامی و احکام شرعی ، ما را به تکیه بر چنین شیوه‌ای و فراهم آوردن گستره‌ای برای تحقق چنین نتایجی، فرا می‌خوانند .

ما ضمن استقبال از این امر ، بر این باوریم که چنین گرایشی را باید در اذهان و جان‌ها تعمیق بخشید زیرا گرایشی علمی و در عین حال اخلاقی ـ روانی است که به دنبال فراتر بردن انسان مسلمان از دیگرانی که با آنها اختلاف نظرهایی دارد و چشم پوشاندن او از پیامدهای چنین اختلاف هایی از جمله رفتارهای دیگر و سرانجام اتخاذ مواضع متحدی در برابر چالش‌ها فرا روی امت و نیز نسبت به مسایل داخلی بمثابه بایسته‌های شخصیت یگانه اوست .

این روند تعمیق ، مستلزم انجام هر کاری برای تبدیل گرایش به تقریب و تفاهم و همدلی به ملکه و اخلاق اصیل اجتماعی همگانی است که با وجود آن هر ندای مخالف و حرکت ضد تقریبی ، به عنوان حالتی غیرعادی و خروج بر جماعت و کوششی خارج از محدوده و حرکت غیر متعارفی که ناخوشی طبایع و بیزاری دلها را در پی دارد ، تلقی گردد .

این هدف زمانی تحقق می‌یابد که علما و اندیشمندان در وهلهء نخست ، خود این ایده را کاملا پذیرفته باشند و در وهلهء دوم تاریخچه و پیامدهای آن‌را در روند تاریخی و تمدنی امت ، مورد بررسی و مطالعه قرار داده باشند و در وهله سوم توجه توده‌ها را به آن و آثاری که در پی دارد ، جلب کنند و از آنجا ایده را تبدیل به حرکتی عملی و روزمره و مستمر نمایند تا ملکه‌ای که از آن سخن گفتیم تحقق یابد و اخلاق اصیل اجتماعی که از آن یاد کردیم ، واقعاً همگانی و فراگیر شود .

ای بسا ، این مسئله نیازمند اجرای پروژه‌های اجتماعی مشترکی در عرصه‌های پژوهشی، اجتماعی یا … است و در این میان شاید مهمترین دو موردی که باید بر آنها انگشت گذارد عبارتند از :

الف : بررسی انگیزه‌های دینی و اجتماعی و حتی سیاسی به عنوان لازمه‌های حرکت به سمت تقریب در اندیشه و وحدت در عمل .

ب : شناخت موانع و دشواری‌های موجود در برابر آن

مورد نخست به رغم اهمیتی که دارد ، فعلا مورد نظر ما نیست ، در این‌باره می‌توان از شیوه‌های متنوع قرآن کریم در برانگیختن به وحدت از طریق فراخوان مستقیم و تأکید بر برخورد عقلانی و گفتگوی منطقی با دیگران و یادآوری اتحاد دشمنان ـ به رغم تناقض‌هایی که با هم دارند ـ در جبهه رویارویی با امت اسلامی و نیز نتایج سازنده وحدت و پیامدهای منفی تفرقه و امثال آن ـ که در جای خود حدیث مفصلی است ـ یاری گرفت .

موانع و دشواری‌های تقریب :
شاید بتوان مهمترین آنها را بدین قرار برشمرد :

یکم ـ عامل خارجی :
کاملاً روشن است که دشمنان همه گونه زمینه و شرایط تفرقه و پراکندگی این امت را فراهم می‌آورند و در برابر تمامی کوشش‌های وحدت آفرین ، می‌ایستند ؛ دیده‌ایم که استعمار غرب طی دوره اشغال جهان اسلام و بویژه در دورانی که تقریباً تمامی جهان اسلام را به اشغال خود درآورد و در ربع اول قرن بیستم میلادی آخرین دولت سراسری اسلامی از سر راه برداشت، سیاست سه گانه‌ای با اهداف زیر ، در پیش گرفته بود :

۱ـ ابقای امت بر عقب ماندگی علمی ، اقتصادی ، فرهنگی ، آموزشی و… .

۲ـ گستراندن فضای لائیسم غربی بر روح اسلام در جوامع اسلامی و برانگیختن گرایش‌های ملی گرایانه و نژادپرستانه ؛ گو اینکه این پروژه خیلی زود به شکست انجامید و یکی از نویسندگان معاصر را بر آن داشت تا از آن به عنوان “پیروزی سریع الزوال لائیسم” سخن به‌میان آورد.

۳ـ پاره پاره کردن جهان اسلام و تبدیل آن به کشورها و ملل پراکنده و برانگیختن نعره‌های مذهبی ، جغرافیایی ، قومی ، نژادی و حتی تاریخی به دلیل وحشت از وحدت اسلامی که در آن‌زمان صحبت آن می‌شد و نیزهراس مستمر از آن، از سوی رهبران و اندیشمندان و نویسندگان غربی و تئوریزه کردن کارزار دائمی با جهان اسلام . بر همین پایه است که خانم شیرین هانتر در پیشگفتار کتابش می‌گوید :

« رمان تألیفی “جان بوشان” ـ که در سال ۱۹۱۶م. و هنگام نوشتن رمان به عنوان سرگرد اطلاعاتی در ارتش بریتانیا خدمت می‌کرد ـ بر فرضیه انجام یک انقلاب اسلامی قرار دارد که می توانست در صورت تحقق ، مسیر جنگ جهانی اول را به زیان متفقین، تغییر دهد.”بوشان” در رمان خود”شنل سبز”(The Green Mantle) می‌نویسد : اسلام یک عقیده جنگی است زیرا هنوز هم شیخ (روحانی اسلامی) وقتی در محراب می‌ایستد در یک دست قرآن و در دست دیگر شمشیر برهنه حمل می‌کند ، حال اگر فرض کنیم امیدی به رهایی باشد و جان تازه‌ای به کشاورزان مناطق عقب افتاده بدمد و رؤیای بهشتی آنان را تحریک کند ، می‌دانی چه اتفاقی می افتد دوست من؟ دروازه‌های بهشت در این بخش از جهان خیلی زود به روی آنها گشوده می‌شود ؛ من گزارش‌هایی از علمای هرجا، خرده بازرگانان جنوب روسیه ، بازرگانان اسب در افغانستان ، تجار ترکمن و حاجیانی که رهسپار مکه هستند و اشراف (اعیان) شمال آفریقا و مغولستانی‌های پوستین پوش و مستمندان هند و تجّار یونانی در خلیج و نیز کنسول‌های محترمی که در نوشته‌هایشان از رمز استفاده می‌کنند ، دارم که همگی تأکید دارند شرق درانتظار یک اشاره الهی است. »

نزدیک به هفتاد سال بعد ، “چارلز کراوتمر” مفسّر سیاسی آمریکایی زمانی که اظهار داشت : ایالات متحده آمریکا با دو خطر ژئوپولیتیک احتمالی مواجه است که یکی از آنها از همین منطقه مورد اشاره در رمان “جان بوشان” سرچشمه می‌گیرد و به شکل « جهان اسلام متحدی است که زیر پرچم رادیکالیسمی به سبک ایرانی ، درگیر کارزار سرنوشت‌سازی با غرب کافر می‌شود .» نگرانی‌های مشابهی را مطرح ساخت .

اینک نیز ما شاهد نقش دست‌های بیگانه‌ای هستیم که در پی تحریک درگیری‌های فرقه‌ای در پاکستان ، عراق ، افغانستان ، لبنان و دیگر کشورهایی است که در آنها پیروان مذاهب مختلف با یکدیگر همزیستی دارند و ای بسا رسانه‌های گروهی و قلم‌ها و زبان‌های مزدور نیز برای تحقق همین هدف ، بکار گرفته شده‌اند .

دوم : منافع شخصی برخی رهبران و حاکمان
این چیزی است که ما در روزهای تاریک گذشته دیده و امروزه نیز شاهدیم که چگونه برخی ، از نفوذ خود برای برانگیختن توده‌های مردم و حتی برخی وابستگان به اهل علم برای تحریک درگیری‌های فرقه‌ای ، سوء استفاده می‌کنند .

یکی از نویسندگان و تاریخ نگاران در توصیف یکی از جنگ‌های فرقه‌ای با تحریک مقامات حاکمه می‌نویسد : « هیچ سالی بدون خشونت و درگیری میان آنچه به فرقه‌های سنی و فرقه‌های شیعه در مناطق عربی اسلامی موسوم است ، سپری نمی‌شد ؛ ترک‌ها خود در سال ۱۲۴۹ﻫ.ق عملیات سرکوب فرقه‌ای علیه شیعیان را برعهده گرفتند و بیشتر قربانیان نیز از منطقه “شاکریه” بغداد بودند ؛ به دنبال این سرکوب ، به زندان مرکزی حمله و یکی از دو پلی که دو سمت کرخ و رصافه را به یکدیگر متصل می‌کرد ، به آتش کشیده شد .» او در ادامه ، از نقش حکومت‌های فرقه‌ای در فتنه‌انگیزی در مصر و در درگیری‌های فرقه‌ای پس از جنبش سیاهپوستان در روستاهای جنوب عراق و ادامه این درگیری‌ها تا مدینه منوره و طبرستان تا رسیدن به شمال آفریقا و …، سخن به‌میان می‌آورد.

علاوه براین ، کتاب‌های بسیاری از جمله : مقدمه ابن خلدون و … وجود دارد که از این پدیده سخن به‌میان آورده‌اند ؛ کافی است به نقش درگیری‌های عثمانی ـ صفوی در ایجاد فتنه‌های طایفه‌ای داخلی و تضعیف امت اسلام اشاره کنیم که ضربه‌های بس سنگینی به شوکت و عظمت امت وارد کرد و آن را در برابر چالش‌ها ، کاملاً ناتوان ساخت .

سوم : تکفیر
این پدیده از جمله مهمترین مانع در تقریب مذاهب است و به رغم اینکه اسلام ، مرزهای میان کفر و ایمان را کاملاً روشن ساخته و به‌دقت مشخص کرده ، چنین وضع شگفتی به شدت مطرح شده است .

از “عبادة بن الصامت” نقل است که پیامبرخدا(ص) فرمود : « هرکس لااله الاالله وحده لاشریک له و ان محمداً عبده و رسوله و ان عیسی عبدالله و رسوله و کلمته القاها الی مریم و روح منه و الجنة حق و النار حق ، گوید خداوند او را براساس کاری که کرده وارد بهشت می‌کند .»

و در روایت دیگری : خداوند او را از درب‌های هشت گانه بهشت ـ هرکدام را که بخواهد ـ وارد بهشتش می‌گرداند و شیخین و “ترمذی” روایت کرده‌اند : هرکس شهادت “لااله الاالله و ان محمداَ رسول الله” گوید خداوند آتش دوزخ را بر وی حرام می گرداند و “سماعة” از امام جعفرصادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود :

« اسلام شهادت لااله الاالله و تصدیق پیامبر خدا است که به همین‌ها ، خون‌ها حرمت یافته و ازدواج‌ها و ارث‌ها ، صورت گرفته است و بر ظاهر آن نیز جمعیت مردم ، حاصل آمده است.»

قرآن کریم ، پیامبر اکرم(ص) و پیروانش را به برخورد عقلانی و گفتگوی منطقی و پذیرش چندگونگی اجتهادی ـ در صورتی که بر پایه‌های شرعی مشخصی صورت گرفته باشد ـ پرورش داده است .

با این حال ، این پدیده در پرتو شرایط دشوار و بسیار پیچیده و آغازین خود چون ظهور و مطرح شدن مسئله خوارج ، شکل گرفت و به رغم اینکه امت آن وضع دشوار را پشت سر گذارد و در دوره ائمه مذاهب مختلف اسلامی ، به برخورد منطقی خود بازگشت و ائمه مذاهب ، زیباترین صحنه‌های برخورد منطقی را ارایه دادند و پیروانشان را بر آن پرورانیدند ، عوامل بسیاری باعث بازگشت مجدّد آن گردید .

برآنم که مهمترین عاملی که باعث بازگشت این پدیده شد ، چیزی است که می‌توان آن را الزام دیگری به پیامدهای سخنان وی نامید حال آن که این دیگری ، هرگز به چنان پیامد و الزامی ، باور ندارد .

به عنوان مثال در گذشته خوارج ، علی (علیه السلام) را تکفیر کردند زیرا معتقد بودند لازمه موضع وی نسبت به حکمیت (داوری) ، کفر او (العیاذبالله) است ؛ آنها می‌گویند که آن حضرت وقتی به داوران ، سخنان زیر را گفت ، به خودش شک کرد: « ببینید اگر معاویه برحق بود او را تثبیت کنید و اگر من اولی به حق بودم ، مرا تثبیت کنید.» و چون به خودش شک کرده و نمی داند که حق با اوست یا با معاویه ، ما در مورد وی تردید شدیدتری داریم.

امام (علیه السلام) در پاسخ آنها می‌فرماید : « این سخن هرگز به معنای شک و تردید از سوی من نبود بلکه از باب رعایت انصاف در سخن چنان گفتم ؛ خداوند متعال نیز می‌گوید :« … وإنا أو إیاکم لعلى هدى أو فی ضلال مبین » (سوره‌ سبأـ۲۴) ( … و بی گمان ما یا شما ، بر رهنمود یا در گمراهی آشکاریم.) که البته شکی مطرح نبود و خداوند می‌دانست که پیامبرش بر حق است .»

پس از دوره ائمه مذاهب ، این حالت گسترش بیشتری یافت و مواردی چون اختلاف در خصوص “افزودن صفات بر ذات الهی” و “حسن و قبح عقلی” را نیز در برگرفت و طرفین متنازع ، بر آن بودند که نظرات طرف مقابل او را به کفر رهنمون می‌شود و بدین ترتیب ، این پدیده در مسایل فراوانی از جمله : “توسل” ، “شفاعت” ، “بداء” و حتی در مواردی چون : “استحسان” ، “قیاس” ، “مصالح مرسله” و غیره مطرح گردید حال آن که اگر همگان گفتگوی منطقی را پیش می‌گرفتند ، دست کم متوجه می‌شدند که طرف دیگر هم دلایلی برای ایمان به این یا آن مسئله دارد و ای بسا به این نتیجه می‌رسیدند که نزاع آنها نه حقیقی ، که لفظی است .

جهل و تعصب‌ها نیز در این میان ، مزید بر علت گردید ؛ کسانی وارد پروسه فتوا شدند که اهلیتی برای این کار نداشتند و فتوایی مخالف با حکم خدا صادر کردند و این در حرکت‌های تکفیری عصر ما نیز که به نام دفاع از دین و امت ، به ریخته شدن خون‌های ناحق بسیاری منجر شده کاملاً مشهود است .

چهارم : تردید در منویات طرف‌های گفتگو
تردید در منویات طرف‌های گفتگو مسلماً فضایی آرام و مطلوب برای گفتگو را فراهم نمی سازد و به نوعی گریز یا بهانه‌جویی و وقت‌کشی می‌انجامد و مانع از تحقق نتایج مطلوب می گردد . مشابه این وضع را در روند گفتگو میان پیروان ادیان مختلف که خود برخاسته از رسوبات ذهنی هرطرف از طرف مقابل است ، می‌بینیم ؛ به عنوان مثال ، مسیحیان با کینه‌های صلیبی و القائات خاورشناسان و آنچه که “بدعت‌های اسلامی” می‌نامند ، همراه با تصورات و نگرانی‌های مربوط به “خیزش اسلامی” و رقابتی که با پروژه‌های سلطه آمیز غرب می‌تواند داشته باشد ، پیش می‌آیند و در مقابل ، طرف اسلامی نیز با سابقه‌های ذهنی بسیاری در خصوص خدمت چندین سده‌ای مبلغان و تبلیغ مسیحی به استعمار ، قدم پیش می‌نهد.

ولی کار جدّی و توجه به آموزه‌های روشنگر اسلامی ـ که به حسن ظن نسبت به برادر مسلمان فرا می‌خوانند ـ مانع از آن می شود که این عامل ، نقش خود را در پیشگیری از تقریب ، ایفا نماید به‌ویژه اگر این امر میان علمای عاملی صورت گیرد که در عرصه‌های مختلف علم و اخلاص و عمل در راه امت ، برترین‌ها بشمار می‌روند .

پنجم : بزرگ‌نمایی ، مبالغه ، یادآوری گذشته ، بی حرمتی به مقدسات و بی‌احترامی به یکدیگر
بزرگ‌نمایی، مبالغه، یادآوری گذشته، بی‌حرمتی به مقدسات و بی‌احترامی به یکدیگر هریک از اینها به تنهایی می‌تواند مانعی بر سر راه تحقق گفتگوی مطلوب و در نتیجه رسیدن به تقریب باشد ؛ متون اسلامی ، سرشار از هشدار نسبت به این موارد در ممانعت از تحقق آنهاست :

آیهء : « قل إنما أعظکم بواحدة أن تقوموا لله مثنى وفرادى ثم تتفکروا ما بصاحبکم من جنة» (سوره سبأ ـ ۴۶) ( بگو : تنها شما را به سخن یگانه‌ای اندرز می‌دهم و آن اینکه : دوتن دوتن و تک تک برای خداوند قیام کنید ، سپس بیندیشید در همنشین شما دیوانگی نیست …) ما را از گفتگو در فضای متشنج و ساختگی باز می‌دارد .

و آیه :« قل لا تسألون عما أجرمنا ولا نسأل عما تعملون » (سوره سبأ ـ۲۵) (بگو: نه آنچه ما گناه کرده‌ایم ، از شما می‌پرسند و نه آنچه شما می‌کنید ، از ما پرسیده می‌شود.) نیز ما را از یادآوری گذشته بازمی‌دارد و به احترام به دیگری وامی‌دارد. در آیه دیگری که ما را از دشنام گویی حتی به خدایان مشرکان نهی کرده است نیز این گرایش کاملاً مشهود است.

ششم :
علاوه بر همهء اینها ، اختلاف روش‌های استدلال و شیوه‌های استنباط نیز مانع از همسویی نتیجه‌گیری‌هاست و بنابراین باید در راستای تحقق موارد زیر کوشش کرد :

۱ـ رهایی از هرگونه پیش داوری، پیش از آغاز گفتگوها .

۲ـ توافق بر شیوة واحدی برای استنباط ، که البته کار چندان دشواری هم نیست .

۳ـ تعیین دقیق مسئله مورد گفتگو تا چنان نباشد که هرطرف به مسئله یا مفهومی نظر داشته باشد که دیگری را با آن کاری نیست .

علاوه بر موارد فوق‌الذکر ، موانع دیگری از قبیل :

۱ـ اینکه گفته یا نظر نادری را به عنوان باور یک مذهب در نظر گیریم .

۲ـ تصورات و دیدگاه‌های یک مذهب را از زبان دشمنان آن جویا شویم.

۳ـ افراد فاقد صلاحیت را وارد روند گفتگو کنیم.

۴ـ از شیوه‌های پیچ و خم‌دار برای چیره شدن بر طرف مقابل ، بهره گیریم.

و جزآن ، وجود دارد که فرصت پرداختن به آنها نیست ولی حتماً باید از آنها اجتناب ورزیم و از میانشان برداریم تا به تقریبی که مطلوب و در واقع در این جهان پرآشوب ، ضروری است، دست یابیم .

برچسب ها:



ارسال نظر: