۲۴ آذر سال ۹۷
‏‫کاربر گرامی به پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت ایرانشهر خوش آمدید

یادداشتدیدگاه | تعداد بازید : 762 مشاهده شده | تاریخ انتشار : ۲۹ اسفند ۱۳۹۰

هشدار برای خروج از توهم

(ویژه همه کاندیداهای ریاست جمهوری ۲۰۱۲ آمریکا) اندک زمانیست که در بین اذهان و گفت و شنودهای عامه مردم به گفته هایی مبنی بر حمله احتمالی امریکا به ایران برخورد می شود. البته از زمانی که همگان به یاد دارند این تهدیدها از سوی دولت امریکا بوده است ؛ هر بار برخی از مردم تأکید می‌کنند که اینبار با دفعات قبلی متفاوت است و این تو بمیری از آن تو بمیری‌ها نیست! بازم هم اتفاقی نمی‌افتد و از ذهن‌ها و دهان‌ها می‌رود تا چند سال دیگر. در ابتدای یادداشت ، به بخشی از سخنان امام خامنه ای حفظه الله در رابطه با تهدیدهای همیشگی آمریکا نسبت به ایران، اشاره می نماییم: “رهبر انقلاب اسلامی در سخنرانی اخیرش در رابطه با جمله مکرر مقامات آمریکایی ،مبنی بر اینکه همه گزینه‌ها روی میز است، فرمودند: معنای این جمله تهدید به جنگ است اما همه می‌دانستند که این تهدید به ضرر آمریکاست، همچنانکه ایجاد جنگ ۱۰برابر بیشتر به ضرر آمریکا خواهد بود. ایشان سخن گفتن مقامات آمریکایی را به زبان تهدید نشان‌دهنده عجز واشنگتن از مقابله منطقی و گفتمانی با جمهوری اسلامی دانستند و افزودند: آنها در میدان مقابله فکر و منطق دچار ضعف هستند و به همین علت از تشبث به زور و توسل به جنگ حرف می‌زنند و معنای این روش این است که آمریکا جز زور هیچ منطقی ندارد و برای غلبه خواست‌هایش جز جنگ هیچ روشی را نمی‌شناسند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای توسل آمریکا به تهدید و زورگویی را موجب بی‌اعتباری مقامات این کشور در چشم ملت‌ها و در افکارعمومی ملت آمریکا دانستند و تاکید کردند: حکومتی که اعتبارش در چشم ملتش ساقط شود، امیدی به بقایش نیست و هیچ سرنوشتی جز فروپاشی و سقوط نخواهد داشت، همین‌طور که فروپاشی رژیم شوروی نشان‌دهنده این واقعیت است.” همگی خوب به خاطر داریم وقتی که آمریکا به افغانستان و مخصوصا عراق حمله کرد و عراق در ظرف ۲۰ روز اشغال شد. بسیاری آیه یأس می‌خواندند که کار نظام تمام است. دور تا دور مملکت را آمریکا گرفته و ما را محاصره کرده و به زودی به ایران نیز حمله و کار را یکسره خواهد کرد. آن زمان استاد ساده‌دلی داشتیم که پس از حمله آمریکا به عراق می‌گفت که ما در ۸ سال نتوانستیم عراق را اشغال کنیم اما آمریکا ظرف ۲۰ روز این کشور را اشغال کرد. حال اگر این کشور به ما حمله کند چه بلایی به سر ما خواهد آمد. در آن زمان حتی اوضاع داخلی کشور مناسب نبود و جریان دوم خرداد دو قوه از سه قوه حاکمیت را در اختیار داشت و منافقین را به بالاترین مساند حکومتی رسانده‌ بود. به خاطر دارم که الهه کولایی از نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس ششم گفته بود در شرایطی که آمریکا دور تا دور مملکت را در اختیار دارد هیچ راهی جز تسلیم شدن و کنار آمدن با آن وجود ندارد و البته این مطلب، باور تمامی سران اصلاحات بود. در حال حاضر جهانیان درک می کنند که ایالات متحده با ورود به خاک عراق مرتکب چه اشتباه استراتژیکی شده است. بان ابودی رژیم منفور صدام حسین و از هم پاشیدن ثبات نسبی در کشور که با روش های حتی می توانیم بگوئیم دیکتاتوری برقرارشده بود، آمریکایی ها، نهایتا نتوانستند با واقعیات جامعه اسلامی آنجا کنار آمده و آن را درک کنند. جامعه ای که با تفاوت ها و اختلافات قومی ، مذهبی و اقتصادی ازهم متمایز می شوند. حمله آمریکا به عراق و عملیات آتی ایالات متحده در این کشور باعث تعمیق این اختلافات شد و بروز مسائل جدی را در آن کشور و سراسر منطقه موجب شده است. مفهوم دکترین آمریکا صادرات « دمکراسی به سبک آمریکایی» باصطلاح به خاور نزدیک بزرگ دروغ از آب درآمد. ناگهان معلوم شد که نهادهای دمکراتیک در شرایط فقدان جامعه مدنی یا ترامپلینی برای پرش رادیکالها به سکوی قدرت است و یا آنطور که در نوار غزه رخ داد ، راهی بسوی هرج ومرج و جنگ داخلی است که ما در عراق شاهد آنیم. علاوه بر آن، تار ومار کردن عراق صدامی توسط آمریکایی ها ( دشمن قسم خورده جمهوری اسلامی ایران) امکان منحصربفردی برای ایران فراهم کرد تا آرزوی دیرینه خود سوپرابرقدرت شدن منطقه را جامه عمل بپوشاند، از جمله به حساب افزایش نفوذ بر اوضاع کشورهای همسایه. عراق روشن ترین نمونه است. بنا به ارزیابی های تقریبی حدود ۶۰ درصد مسلمانان عراق شیعه هستند. در زمان حکومت صدام حسین ، شیعیان عملاً از ساختارهای قدرت کنار زده شده بودند و حال، آنها یک نیروی سیاسی قدرتمند می باشند. سیاستمداران سنی، همکاران شیعه خود را متهم به آن می کنند که آنها قدرت را غصب کرده و به نفع ایران عمل می کنند. تهران از سوی خود، موضع متعادل را اعلام کرده و خود را به عنوان تضمین ثبات داخلی در عراق نشان می دهد. اما پیداست که این نکات، هیچ کس را در عراق و یا فراسوی مرزهای آن فریب نمی دهد. رشد نفوذ ایران در عراق فقط باعث نگرانی اعراب سنی نمی شود، بلکه همدینان آنها در منطقه و به ویژه در عربستان سعودی را نگران می سازد. در عربستان سعودی بارها اعلام کرده اند که در صورت تشدید درگیری بین سنی ها و شیعیان عراق ، پس از خروج نیروهای آمریکایی از عراق، می توانند از سنی های عراق حمایت مالی بکنند. در حال حاضر، در اراضی عراق مبارزه شدیدی جریان دارد که می توان آن را « جنگ سرد» بین دو مرکز اسلامی نامید شیعیان ایران و سنی های عربستان سعودی. این امر حامل پیامدهای غیر قابل پیش بینی خواهد بود که می تواند از فروپاشی یکپارچگی کشور عراق شروع شود و به جنگ داخلی بیانجامد که بعد به سراسر منطقه گسترش خواهد یافت. یوگتی ساتانوفسکی رئیس انستیتوی خاور نزدیک در این باره گفت: عامل شیعه در عراق کنونی، آشکارا قوی تر از سنی هاست. ایران در صحنه سیاسی عراق، از عربستان سعودی وزین تر است. این اختلاف تا حدی شدید است که آینده عراق پس از خروج نیروهای آمریکایی زیر علامت سئوال می رود. اگر عراق از حالت یک کشور واحد عربی خارج شود و در چارچوب جنگ داخلی « همه بر علیه همه» به بخش هایی که اکنون نمی توان گفت چه نوع خواهند بود، تقسیم شود ، اینگونه چرخش حوادث تا حد زیادی پیامد تصادم منافع تهران و الریاض خواهد بود. این جمعبندی عینی جنگ آمریکا در عراق است که درها را برای آقایی کردن ایران در منطقه می گشاید. تصادفی نیست که در آمریکا به تلخی شوخی می کنند که « جنگ آمریکا در عراق به پایان رسید ایران برنده شد». اکنون پس از گذشت بیش از ۱۰ سال از آغاز جنگ تمدن‌ها که جورج بوش مدیریت صحنه‌ای آن را بر عهده داشت، جغرافیای خاورمیانه به ضرر آمریکا تغییر یافته و دیگر کشورهای عربی عقبه امن غرب و اسرائیل نیستند. آمریکا مجبور شد که از عراق خارج شود و آن را در اختیار مردم این کشور و ایران قرار دهد. موقعیت آمریکا در پاکستان به شدت تضعیف شده و به سطح درگیری با ارتش و دولت این کشور رسیده است. مشکلات داخلی از جمله بدهکاری های شدید دولت، آمریکا و غرب را به خود مشغول کرده و جایگاه حاکمیت را متزلزل کرده است. حکومت‌های مخملی غرب ساخته در آسیای میانه یکی پس از دیگری در حال ضعف و سقوط هستند و روسیه حرکت تهاجمی خود به سمت غرب را که نمونه آن در جنگ گرجستان اتفاق افتاد شدت بخشیده است. در رابطه با تمام تحریم هایی که غرب بالاخص امریکا بر علیه ایران آغاز نموده و ملاک قوت و برتری خود نسبت به ایران می داند، باید خاطرنشان نمود که در این طرح هم به شکست مفتضحانه ای رسیده اند و دریافتند که ایران نشان داده که به راحتی قابلیت دارد که تحریم‌ها را دور بزند. نتایج حاصله از مطالعاتی که در این زمینه انجام گرفته است بر کارا نبودن تحریم‌ها صحه گذاشته است. یکی از این منابع برجسته تحقیقی، کتاب ارنست اچ. پریگ به نام «احساس مطلوب یا کار مطلوب با تحریم‌ها» (feeling Good or Doing Good with sanctions) است: نویسنده به گونه‌ای متقاعد کننده و مستدل نشان می‌هد که عموماً تحریم‌های یک جانبه به اهداف مورد نظر خود نائل نمی‌شود، بلکه تاثیر نامطلوب بر منافع آمریکا به جا می‌گذارد. یا ماحصل مطالعات مرکز راهبردی و بین‌المللی مستقر در واشنگتن مطالعات گسترده‌ای در حوزه تحریم‌ها و جایگزین موثر دنبال کرده که در گزارش پایانی آمده است« برقراری ارتباط سازنده با کشورهایی که رفتارشان ناخوشایند است اثربخش‌تر بوده و ضرر آن به منافع آمریکا کمتر از هنگامی بوده که ارتباطات اقتصادی و سیاسی از طریق تحمیل تحریم‌های فراگیر یک جانبه قطع شده است. مشابه همین تحلیل‌ها از سوی مراکز و موسسات دیگر آمریکایی هم گزارش شده که تحریم یک جانبه آمریکا بر ایران بدون آنکه واقعاً ارزش داشته باشد، بازتاب نامطلوبی بر منافع آمریکا داشته است. محروم شدن شرکت‌های آمریکایی از فعالیت در بخش نفت ایران بر موقعیت ژئوپلتیک آمریکا در آسیای مرکزی نیز تاثیر منفی داشته است. اکثر تحلیل گران به این نتیجه رسیده‌اند که کارایی تحریم‌های یک جانبه آمریکا بر اقتصاد ایران ناچیز بوده پس در این صورت منطق حکم می‌کند که آمریکا در جهت منافع خود این تحریم‌های یک جانبه را لغو کند. اما در چشم انداز نزدیک به نظر نمی‌رسد که آمریکا تحریم‌های یک جانبه خود علیه ایران را لغو کند. تا زمانی‌که بسیاری از قانونگذاران آمریکایی و نمایندگان کنگره که وام دار کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل(آپیک) هستند، لغو تحریم‌ها به این زودی بعید به نظر می‌رسد. در پایان با توجه به نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۲ آمریکا و شروع به فعالیت نمودن برخی کاندیداها ، جای این هشدار نسبت به همه کاندیداهایی که، قصد احراز پست ریاست جمهوری آمریکا را در سر می پرورانند وجود دارد که قدری با عقلانیت و بدون توهم نسبت به ابرقدرتی چون ایران بیاندیشند و از اهداف و اعمال رییس جمهورهای سابق تبعیت ننمایندو بودجه های کلانی را که صرف جنگ های بیهوده و بی اثر که از ارزش دولت امریکا در جهان کاسته و اهداف تروریستی(نه ضد تروریستی) این دولت را بیش از پیش برای همگان آشکار می نماید، صرف ملت و کاهش اعتراضاتی که از وضعیت نامطلوب اقتصادی بوجود آمده اند، نمایند و حمایت از حقوق بشر پیش کشتان باشد.

برچسب ها:



ارسال نظر: