۲۵ مهر سال ۹۷
‏‫کاربر گرامی به پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت ایرانشهر خوش آمدید

مقالاتدیدگاه | تعداد بازید : 802 مشاهده شده | تاریخ انتشار : ۴ آبان ۱۳۹۱

وی‍ژگیها و خصوصیات پیامبر اعظم (ص)

۱- لزوم اقتدای مسلمانان به پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله
پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله جدای از خصوصیات معنوی و نورانیت و اتصال به غیب و مراتب و درجاتی که حتی امثال بنده هم از فهمیدن آن ها قاصر هستیم. از لحاظ شخصیت انسانی و بشری، یک انسان فوق العاده، طراز اول و بی نظیر است.
یک شخصیت عظیم، با ظرفیت بی نهایت و با خلق و رفتار و کردار بی نظیر، در صدر سلسله انبیا و اولیا قرار گرفته است و ما مسلمانان موظف شده ایم که به آن بزرگوار اقتدا کنیم چرا که فرمود «لکم فی رسول الله اسوة حسنة».(۱) ما باید به پیامبر اقتدا و تأسی کنیم نه فقط در خواندن چند رکعت نماز بلکه در رفتار، گفتار، معاشرت و معامله مان هم باید به او اقتدا کنیم، پس باید او را بشناسیم.

۲- لزوم تبیین ابعاد شخصیت والای پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله از سوی گویندگان و نویسندگان
ذکر نام مقدس پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله و شرح گوشه هایی از زندگی آن بزرگوار انصافاً کم است و چهره ی نورانی آن دره التاج آفرینش و آن گوهر یگانه ی عالم وجود برای بسیاری از افراد آن چنان که شایسته است، روشن نیست. به گواه تاریخ ،زندگی، اخلاق و رفتار فردی و سیاسی آن بزرگوار، تمام خصوصیات مثبت یک انسان والا در او جمع بود و واقعاً ساعت ها وقت لازم است که انسان درباره ی خصوصیات اخلاقی پیامبر حرف بزند. من فقط برای عرض ارادت و برای این که به گویندگان و نویسندگان، عملاً عرض کرده باشم که نسبت به شخصیت پیامبر، قدری کار شود و ابعاد آن تبیین گردد – چون دریای عمیقی است – این چند دقیقه را صرف می کنم.
۳-لزوم تبیین اخلاق شخصی پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله و تبعیت علمی مسلمانان از آن
مقام معظم رهبری بارها گوشه هایی از اخلاق شخصی پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله را بر شمرده اند و مسلمانان را به تأسی و اقتدا به این اخلاق پیامبرانه دعوت فرموده اند. برخی از جوانب اخلاقی مورد نظر مقام معظم رهبری عبارتند از :
الف – امانتداری
امین بودن و امانتداری او آن چنان بود که در دوران جاهلیت او را به امین نام گذاری کرده بودند و مردم هر امانتی که برایش خیلی اهمیت قایل بودند، دست او می سپرند و خاطر جمع بودند که این امانت به آن ها سالم برخواهد گشت. حتی بعد از آن که دعوت اسلام شروع شد و آتش دشمنی با قریش بالا گرفت، در همان احوال هم باز همان دشمن ها اگر می خواستند چیزی را در جایی به امانت بگذارند، می آمدند و به پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله می دادند.
ب – بردباری
بردباری او این اندازه بود که چیزهایی که دیگران از شنیدنش بی تاب می شدند در آن بزرگوار بی تابی به وجود نمی آورد. گاهی دشمنان آن بزرگوار در مکه رفتارهایی با او می کردند که وقتی جناب ابی طالب باحمزه می شنیدند عصبانی شده و از خود واکنش شدید نشان می دادند، اما پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله همین مناظر را با بردباری تحمل کرده بود.
ج – جوانمردی
جوانمردی او طوری بود که دشمنان شخصی خود را مورد عفو و اغماض قرار می داد. اگر در جایی ستمدیده ای بود، تا وقتی به کمک او نمی شنافت، دست بر نمی داشت. بارها با دشمنان مغلوب خود رفتاری کرد که برای آنها قابل فهم نبود. مانند روز فتح مکه که فرمود «امروز روز گذشت و بخشش است.» (۲) لذا انتقام نگرفت. این، جوانمردی آن بزرگوار بود.
د- درست کرداری
در دوران جاهلیت، تجارت می کرد و شرکایی داشت. یکی از شرکای دوران جاهلیت او بعدها می گفت او بهترین شریکان بود، نه لجاجت می کرد، نه جدال می کرد، نه بار خود را بر دوش شریک می گذاشت و نه به مشتری دروغ می گفت. درست کردار بود.
ه – نظافت و تمیزی
از دوران کودکی، موجود نظیفی بود. در دوران نوجوانی، سرشانه کرده، بعد در دروان جوانی محاسن وسرشانه کرده، بعد از اسلام که مرد مسنی بود، کاملاً مقید به نظافت بود. لباس پیامبر وصله زده و کهنه، اما تمیز بود. این ها در معاشرت، در رفتار، در وضع خارجی و بهداشت، خیلی مؤثر است. این چیزهایی به ظاهر کوچک، در باطن خیلی مؤثر است.
و- خوش رفتاری
رفتارش با مردم، رفتار خوش بود. در جمع مردم همیشه بشاش بود، تنها که می شد، آن وقت غم هایی که داشتت، ظاهر می شد، به همه سلام می کرد، اجازه نمی داد در حضور او به کسی دشنام دهند و از کسی بد گویی کنند، خود او هم به هیچ کس دشنام نمی داد و از کسی بدگویی نمی کرد. با ضعفاء کمال خوشرویی داشت و با اصحاب خود شوخی می کرد.
ز- عبادت
عبادت او آن چنان عبادتی بود که پاهای او از ایستادن درمحراب عبادت ورم می کرد. بخش عمده ای از شب ها را به بیداری و عبادت و تضرع و گریه و استغفار و دعا می گذرانید . در جواب اصحاب که به او می گفتند: یا رسول الله تو که گناهی نداری، این همه دعا و عبادت و استغفار چرا؟ می فرمود: «آیا بنده سپاسگزار خدا نباشم که این همه به من نعمت داده است.» (۳)
ح – استقامت
استقامت او استقامتی بود که در تاریخ بشری نظیر او را نمی شود نشان داد. آن چنان استقامتی نشان داد که توانست این بنای مستحکم خدایی را که ابدی است، پایه گذاری کند. با استقامت او یاران آن چنانی تربیت شدند. با استقامت او در آنجایی که هیچ ذهنی گمان نمی برد، خیمه ی مدنیّت ماندگار بشری در وسط صحراهای بی آب و علف عربستان برافراشته شد.
این مجموعه اخلاق شخصی پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله که مجموعه ای گرانبها برای همه مسلمانان محسوب می گردد، انسان حقیقت جو و عدالت طلب را به سوی خود می کشد و مسلمانان که امروز بیش از هر زمان دیگری به وحدت کلمه و عدالت و حقیقت طلبی نیاز دارند، با گرایش به اخلاق نیکو و پسندیده پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله، مشکلات فردی و اجتماعی خود را تا حد زیادی برطرف می کنند.
۴-لزوم تبیین اخلاق حکومتی پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله و تبعیت علمی مسلمانان از آن
از دیدگاه مقام معظم رهبری، اخلاق پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله به دو دسته اخلاق شخصی و اخلاق حکومتی تقسیم می شود که مجموعه اخلاق شخصی آن حضرت در قسمت قبل بررسی گردیدو در اینجا اخلاق حکومتی پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله، که تشریح می گردد.
الف – عادل و با تدبیر
کسی که تاریخ ورود پیامبر به مدینه را بخواند – آن جنگ های قبیله ای، آن حمله کردن ها، آن کشاندن دشمن از مکه به وسط بیابان ها، آن ضربات متوالی، آن برخورد با دشمن عنود – انسان آن چنان تدبیر قوی و حکمت آمیز و همه جانبه ای در خلال این تاریخ مشاهده می کند که حیرت آور است.
ب – حافظ و نگهدارنده ی ضابطه و قانون
او حافظ و نگهدارنده ی ضابطه و قانون بود، نمی گذاشت قانون نقض شود، چه توسط خودش، چه توسط دیگران، خودش هم محکوم قوانین بود، آیات قرآن هم بر این نکته ناطق است. طبق همان قوانینی که مردم باید عمل می کردند، خود آن بزرگوار هم دقیقاً و به شدت عمل می کرد و اجازه نمی داد تخلفی بشود.
ج – عهد نگهداری و رازداری
از دیگر خلقیات حکومتی او این بود که عهدنگهدار بود . هیچ وقت عهدشکنی نکرد، قریش با او عهدشکنی کردند، او نکرد. او هم چنین رازدار بود. وقتی برای فتح مکه حرکت می کرد، هیچ کس نفهمید پیامبر کجا می خواهد برود. کاری کرد که تا نزدیک مکه قریش هنوز خبر نداشتند که پیامبر دارد به مکه می آید.
د- رفتار متفاوت در برابر دشمنان
دشمنان را یک طور نمی دانست، این از نکات مهم زندگی پیامبر است. بعضی از دشمنان، دشمنانی بودند که دشمنیشان عمیق بود، اما پیامبر اگر می دید که این ها خطر عمده ای ندارند با این ها کاری نداشت و نسبت به آن ها آسان گیر بود، بعضی ها هم بودند که خطر داشتند، اما پیامبر آن ها را مراقبت می کرد و زیر نظر داشت. اما پیامبر با دشمنانی که از ناحیه آن ها خطر وجود داشت، به شدت سختگیر بود و دستور داد خاینان بنی قریظه را در یک روز به قتل برسانند و بنی نظیر و بنی قینقاع را بیرون کردند و خیبر را فتح کردند، چون این ها دشمنان خطرناکی بودند.

نویسنده: محسن موحدی

پی‏نوشت‏ها

۱-احزاب /۱۲٫
۲-بحارالانوار، ج ۱۲، ص ۹۰۱، باب ۶۲٫
۳-الکافی، ج ۲، ص ۵۹، ح ۶، باب الشکر

برچسب ها:

, , , , , , ,



ارسال نظر: