۲۳ آبان سال ۹۷
‏‫کاربر گرامی به پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت ایرانشهر خوش آمدید

یادداشتدیدگاه | تعداد بازید : 658 مشاهده شده | تاریخ انتشار : ۲۵ اسفند ۱۳۹۰

چرا به «العالم» فحش می‌دهند؟

با آغاز انقلاب‌های منطقه که در اثر بیداری اسلامی در کشورهای زیر سلطه «آل»‌های وابسته به نظام استکبار رخ داد، نقش رسانه‌های شناخته شده و موثر از هر دو سوی جبهه در خط دهی و جریان سازی اتفاقات، بیش از پیش اهمیت پیدا کرد تا جایی که رسانه‌های وابسته به غرب، همه تلاش خود را برای کم رنگ نشان دادن اثرگذاری انقلاب اسلامی ایران بر این حوادث به کار بردند.

در همین حال و از آنجا که به شهادت بسیاری از عناصر موثر در انقلاب‌های منطقه، رنگ و بوی انقلاب اسلامی ایران، بیشترین اثرگذاری را بر این اتفاقات داشته است، بررسی نقش رسانه‌های مستقل و ضد استکباری اهمیت دو چندان پیدا کرده است، به ویژه اینکه در این رویارویی نرم، قاعدتا برد با آن طرفی است که بیشترین جریان سازی و الگودهی را داشته باشد.

در این بین، بررسی و تبیین نقش رسانه‌های تصویری چون «العالم»، «پرس تی وی»، «المنار» و… در برابر حجم گسترده فعالیت ضد اسلامی رسانه‌های وابسته‌ای چون «بی بی سی»، «فاکس نیوز»، «سی ان ان»، «العربیه» و «الجزیره» با آن پشتیبانی قوی مالی و لجستیکی از اهمیت بسزایی برخوردار است.

نکته آنکه، در جریان این رویارویی رسانه‌ای آنچه عملا رخ داده، متهم کردن رسانه‌های حامی بیداری اسلامی به دخالت در امور کشورهای درگیر از سوی رسانه‌های وابسته به غرب است که در کنار تخفیف جنایات دیکتاتورهای منطقه و با هدف القای دخالت جمهوری اسلامی ایران در این انقلاب‌ها رخ داده است، حال آن که رسانه‌های مستقلی چون «العالم»، «پرس تی وی»، «المنار» و… با تمام کمبودها و کاستی‌ها، در این مدت بیش از یک سال تنها به اطلاع رسانی شفاف، تحلیل واقعی مسائل جاری در کشورهای مذکور و رساندن پیام انقلابیون به سراسر جهان مشغول بوده اند، رسالتی که بدون شک از هر رسانه مستقل و آزادیخواهی انتظار می‌رود.

فارغ از این مسأله، باید به این نکته نیز توجه ویژه داشت که خط جنگ روانی رسانه‌های غربی در این مدت، بر خلاف آنچه ادعا می‌کنند، عموما ضد دمکراسی خواهی و استقلال طلبی ملت‌های آزادی خواه منطقه بوده، به گونه‌ای که بارها، حتی صدای تحلیل گران خود را نیز درآورده است.

در این راستا، رفتار رسانه‌های مستقل در بیان حقایق موجود و تحلیل روشنگرانه وقایع از یک سو و جهت گیری تخریبی رسانه‌های غربی از سوی دیگر، نشانگر آن است که روح بیداری اسلامی حاکم بر رفتار انقلابیون منطقه، تا اندازه‌ بسیاری کشورهای غربی را به این نتیجه رسانده است که چاره‌ای جز پذیرش انقلابیون نداشته و تنها راه حل رفع این مسئله تفرقه افکنی میان سران انقلاب‌ها و کانالیزه کردن خواسته‌های آنان است.

علاوه بر این، می‌توان به تلاش گسترده مزدوران عرب غربی‌ها اشاره کرد که با تمام توان آزادیخواهی و خروش ضد دیکتاتوری انقلاب‌های منطقه را بازی ایران برای رقابت با عربستان و دیگر ایادی غرب در منطقه عنوان می‌کنند، چنانکه «بی بی سی» عربی در مطلبی به قلم «سامی سهمود» در تاریخ ۲۷/۲/۲۰۱۱ نوشت:

«باید گفت در کنار چادرهای برافراشته شده توسط معترضان بحرینی، خیمه‌های جدیدی نیز توسط شبکه‌های ماهواره‌ای افکنده شده بود. شبکه‌های العالم و المنار دو شبکه‌ای هستند که در بازتاب تحولات و ناآرامی‌های بحرین در میدان اللولو نقش بسزایی ایفا نموده و نقش موثری در جلب توجه مخاطبین داشتند، تا جایی که دیده می‌شد که تظاهرکنندگان پلاکاردهایی را در انتقاد از عملکرد شبکه الجزیره در بازتاب رویدادهای بحرین در دست داشتند.»

یا تحلیلگر «دارالحیاة» در مطلبی با نام «ایران چه می‌خواهد؟» در تحلیل رفتار شبکه‌هایی چون «العالم» در خلال وقایع بحرین در تاریخ ۲۶ / ۳/۲۰۱۱ اینگونه می‌نویسد:

«بر کسی پوشیده نیست که توطئه ایران برای تسلط بر برخی کشورها ی حوزه خلیج عربی از زمان شاه و تا انقلاب خمینی و تا کنون ادامه دارد. این واقعیت از اظهارات مشکوک مسئولان ایرانی و تصرفات این کشور کاملا مبرهن است تا جایی که ایران همواره بر استفاده از نام خلیج فارس بر خلیج عربی پافشاری می‌کند و این وجه تسمیه را از طریق اخبار شبکه العالم ترویج می‌کند. اضافه بر آن اشغال جزایر سه گانه امارات توسط ایران و دخالت در امور عراق و حمایت و پشتیبانی از اپوزیسیون بحرین و تحریک آنها برای سرنگونی حکومت قانونی این کشور دلیل روشنی بر اهداف توسعه طلبانه در جهان عرب است که اهداف ایران آمیخته با چاشنی مذهبی و فرقه گرایی است که این کشور‌ها به روش راهبردی آشکار معروف ساخته است.

هم اکنون با آغاز تظاهرات در برخی کشورهای عربی، ایران از طریق شبکه العالم شروع به دروغ پردازی برای جهانیان نموده است، این شبکه با پخش غیر موثق و مهمانان جیره خوار به دروغ پردازی علیه عربستان می‌پردازد و بدین طریق نبردی را علیه عربستان آغاز نموده است که در این راستا، برخی شبکه‌ها مثل المنار وابسته به حزب الله لبنان این شبکه را یاری می‌کنند. و عجیب اینکه شبکه العالم مخاطب را دچار توهم و تردید می‌کند که عربستان با ملتش در جنگ است. بدون اینکه تصویری یا صحنه‌ای واقعی و مستندی ارائه کند».

این در حالی است که در همین مدت رهبر انقلاب بارها و بارها بر دست نداشتن جمهوری اسلامی در اتفاقات کشورهای درگیر انقلاب تأکید داشته و تصریح کرده است که جمهوری اسلامی به هیچ عنوان در پی ایجاد مدلی مانند جمهوری اسلامی در هیچ یک از کشورهای منطقه نیست.

از سوی دیگر، رسانه‌های وابسته به غرب با هدف تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی ملت‌های عربی، عملا تمام رفتارهای مداخله جویانه خود در روزهای فتنه ۸۸ را به شبکه‌هایی چون «العالم» در قبال کشورهای عربی نسبت داده و در تلاشی مضحک، اطلاع رسانی حقیقی و شفاف رسانه‌های مستقل را تأویل به ستیزه جویی و تفرقه افکنی کردند، غافل از اینکه روح بیداری اسلامی، مسأله‌ای نبوده که بخواهد طی چند روز و ماه فراگیر شود بلکه ریشه در فطرت ملت‌های زیر ستم و آزادیخواه دارد.

در این باره «جادنصر شاجره» تحلیلگر عرب سایت «تغییرنت» در مطلبی با نام «ایران و فتنه انگیزی در جهان عرب» در تاریخ ۲۸ / ۳ / ۲۰۱۱ این گونه می‌نویسد:

«باید گفت لبنان به وسیله حزب الله اسیر ایران شده و از سوی دیگر یمن در شمال از طرف حوثی‌ها و عربستان در جنوب و شمال خود در چنگال ایران گرفتار شده است تا با فتنه انگیزی و آتش افروزی در عربستان و دیگر کشورهای عربی نفوذ پیدا کند.

هم اکنون مشاهد می‌شود که ایران با نفوذ در کشور بحرین، شیعیان این کشور را علیه اهل تسنن آن تحریک می‌نماید و شبکه ایرانی العالم به شبکه اغتشاشگران و مخل امنیت و آرامش مردم این کشور تبدیل شده است. ایران با دخالت آشکار در امور بحرین، این کشور را جز جدانشدنی از سرزمین‌های ایران به شمار آورده و این شبکه و ملت‌های منطقه را به درگیری‌های فرقه‌ای و تقسیم کشورهای عربی تحریک می‌نمایند.»

یا مثلا در موردی دیگر «روزنامه الوطن» چاپ عربستان در مطلبی با عنوان «شبکه ایرانی العالم دشمن اعراب است» در تاریخ ۲۰/۳/۲۰۱۱ به انتشار بیانیه‌ای با امضای انجمن روزنامه نگاران آزاد اطلاع رسانی عربی ـ آرا پرس ـ اقدام کرد که در آن آمده بود:

«این انجمن با اشاره به شبکه ایرانی العالم این شبکه را به خاطر تبلیغات علیه اعراب و تکراراقدامات تحریک برانگیز و طایفه‌ای علیه عربستان و برخی کشورهای عربی، اقدام علیه وحدت این کشورها و تلاش در جهت اختلاف میان آنها و دخالت آشکار در امور داخلی کشورهای عربی و عدم پایبندی به فوانین و معیارهای حرفه‌ای متعارف و اصول اخلاقی اطلاع رسانی و چشم پوشی از اوضاع و رویدادهای ایران را محکوم می‌کند.»

یا «روزنامه الیوم» در مطلبی به قلم «عادل الحوشان» در تاریخ ۲۰/۳/۲۰۱۱ نوشت:

«آنچه شبکه ایرانی العالم ارائه می‌دهد فاقد معیارهای حرفه‌ای است، این شبکه تلاش وافری را جهت ایجاد اغتشاش و ناآرامی در منطقه از خود بروز می‌دهد و با استفاده از رویدادهای اخیر در عربستان قصد تسویه حساب با این کشور را در سر دارد.

این شبکه از هر طریقی جهت تخریب چهره عربستان وارد می‌شود از تعلیق و گزارش گرفته تا…. و با اعتماد به حس عاطفی مخاطب عرب، معیارهای حرفه‌ای را رعایت نمی کند. هنگامیکه شبکه العالم صحنه‌ای از نیروهای بحرینی را پخش می‌کند که اتومبیلی را متوقف می‌کنند و یکی از سربازان به ضرب و شتم راننده می‌پردازد و اضافه بر پخش زیرنویس این موضوع ، مجری برنامه می‌گوید این حادثه از سوی نیروهای عربستانی علیه این شهروند بحرینی صورت گرفته است. تا مخاطب را با این خبر دروغ قانع نماید.

هدف شبکه از چنین اقدامی چیست؟ زمانی که ماشین‌های نظامی بحرینی در یکی از خیابانها با مخالفین برخورد می‌کند و در خبر عنوان می‌شود که نیروهای عربستانی با معترضین درگیر می‌شوند، این اقدام العالم به چه هدفی و به سود چه کسی است؟

شبکه العالم مخاطبان خود را می‌شناسد و طیف مشخصی را مورد خطاب قرار می‌دهد و هدفی جز برانگیختن درگیری‌های فرقه‌ای در منطقه ندارد و به خاطر منافع ایران در منطقه از سوی سرویس‌های امنیتی این کشور حمیت می‌شود و ایجاد ناآرامی در تمامی منطقه خلیج (فارس) یکی از مأموریت‌های مهم العالم به شمار می‌رود».

این هجمه سنگین رسانه‌ای علیه رسانه‌هایی چون «العالم» و… ـ که تنها به مواردی از آن اشاره شد ـ در واقع نشان از گستره نفوذ و میزان موفقیت این رسانه‌ها در بیان حقایق موجود و رو کردن دست‌های پشت پرده دارد. در این میان، می‌توان به مواردی اشاره کرد که حق طلبان به نقش مهم و اثرگذار «العالم» اذعان داشته و بر آن تأکید ورزیده اند، چنانکه «علی عبدالمحسن السلمان» در مورد اتفاقات بحرین در مطلبی با عنوان «الجزیره می‌شنود و می‌بیند و حرف نمی زند» در سایت خبری «راصد» و در تاریخ ۱۷/۳/۲۰۱۱ اینگونه نوشت:

«از جمله شبکه‌هایی که تمام همت خود را معطوف به زدودن تاریکی و رساندن صدای مظلومیت ملت ستمدیده بحرین به گوش جهانیان نمود، تنها شبکه العالم است که در راستای رسالت اطلاع رسانی دقیق، خود را مکلف به انعکاس اقدامات جنایتکارانه و ددمنشانه خاندان آل خلیفه و آل سعود علیه ملت بحرین دانست که این مهم از طریق صدا و تصویر همواره از سوی این شبکه انجام می‌گیرد، موضوع مهمی که از طرف دیگر شبکه‌های جیره خوار نادیده گرفته می‌شود.

در حالی که در جریان انقلاب تونس و مصر شبکه الجزیره لحظه به لحظه رویدادها را از نزدیک پخش می‌کرد. در تونس از لحظه خود سوزی بوعزیزی و شعله ور شدن جسد وی تا لحظه فرار بن علی همه و همه ارائه شد و در مصر هم تمام وقایع تا لحظه فرار حسنی مبارک تحت پوشش خبری شبکه الجزیره قرار گرفت. می‌توان گفت الجزیره ۱۰۰درصد در این زمینه ایفای نقش نمود تا جایی که حتی برنامه‌های مهم خود نظیر “اتجاه المعاکس” و “الشریعة والحیاة” و برخی از بخش‌های خبری خود را نیز قطع نمود، اما در بحرین چشمان الجزیره نابینا شده و عاجز از دیدن حقایق است».

یا «محمد سراج» نویسنده و روزنامه نگار مصری در مطلبی با عنوان «تشکر از ج.ا.ایران» نوشت:

«از آغاز قیام ضد دیکتاتوری در تونس علیه بن علی که با سلطه مستبدانه خود ثروت مردم تونس را صرف منافع خود و اطرافیان و حاشیه نمود و شعله ور شدن این آتش در میان سایر ملتهای عربی… شبکه العالم با همه امکانات خبری و عوامل و خبرنگاران و دبیران خبری خود در کنار ملت مظلوم منطقه با انتشار اخبار تحولات پرداخت و با قطع برنامه‌های عادی خود تمام وقت خود را به پوشش خبری انقلاب تونس و مصر تا رسیدن به پیروزی اختصاص داد… این شبکه همراهی با مردم به پاخاسته علیه دیکتاتوری و استبداد فراعنه جدید را تا دستیابی ملت ستمدیده به پیروزی کامل، به رسالت خود ادامه می‌دهد… از جمهوری اسلامی ایران که بیش از خود عربها از هویت ما دفاع می‌کند سپاسگزاریم.»

نکته مهم دیگری که نباید از آن به راحتی گذشت، نوع پرداخت این رسانه‌ها به مسائل سوریه است. در واقع پس از آنکه سیاستمداران غربی تا حدود زیادی منافع خود را در کشورهای استبدادزده عربی منطقه از دست رفته دیدند، با توجه به نقاط ضعفی که نظام سوریه دارد، با مشابه سازی این اتفاقات در سوریه به عنوان یکی از محورهای مقاومت در منطقه، سعی کردند افکار عمومی را فریب داده و به خیال خود با القای تناقض رفتاری رسانه‌های مستقل، افکار عمومی را نسبت به این رسانه‌ها مشوش نمایند، چنانکه «روزنامه الشرق الاوسط» در تاریخ ‏۲۵/۰۳/۲۰۱۱‏ در مطلبی نوشت:

«شبکه‌های العالم و المنار کجا هستند تا فجایع روز جمعه عزت در سوریه را انعکاس دهند. در این روز در بسیاری از شهرهای سوریه تظاهرات برپا شد و افراد بسیاری به خاک و خون کشیده شدند. آیا این شبکه‌ها در ستاره دیگری بودند آیا می‌پندارند جوانان عرب در این روز و کسانی که با فیس بوک، تویتر و یوتیوپ همکاری می‌کنند، گله‌ای از چهارپایان هستند».

یا «سایت الوفد» در تاریخ ۲۹/۳/۲۰۱۱ در مطلبی به قلم «خالد حسن» و با عنوان «شبکه العالم، سیاست یک بام دو هوا با انقلاب‌های عربی» این گونه نوشت:

«شبکه ایرانی العالم تظاهرات امروز مردم سوریه در حمایت از بشار اسد رئیس جمهوری این کشور را انعکاس داد و آن را میلیونی خواند و گفت: با این تظاهرات توطئه طراحی شده اسرائیل علیه بشار اسد رهبر سوریه خنثی شد. اسرائیل با تحت فشار قرار دادن سوریه قصد دارد این کشور را مجبور به صلح نماید. شبکه العالم افزود تظاهرات برپاشده در درعا و دیگر شهرهای سوریه جهت سرنگونی رژیم اسد از سوی دشمن صهیونیستی حمایت می‌شد.

همچنین این شبکه تظاهرات علیه بشار اسد را نتیجه دخالت بیگانگان دانست و تأکید کرد، اصلاحاتی که از سوی بشار اسد اعلام خواهد شد به فتنه پایان می‌دهد. این شبکه اشاره‌ای به شمار قربانیان و کشته شدگان تظاهرات اخیر سوریه نکرد».

این در حالی است که از همان آغاز ماجرا به روشنی مشخص بود، حوادثی که در سوریه در حال رخ دادن است، با هیچ یک از شاخص‌های انقلاب‌های منطقه همخوانی ندارد و برای همین، طبیعی بود که رسانه‌های مستقلی چون «العالم»، فریب جنگ روانی غرب را نخورده و در پازل آنان بازی نکنند.

به هر حال و با توجه به آنچه بیان شد، به نظر می‌رسد که اطلاع رسانی دقیق، واقعی و در راستای منافع ملت‌های ستم دیده و آزادیخواه منطقه، از سوی شبکه‌ها و رسانه‌های مستقلی چون «العالم» و… که در عمل توانسته دست کثیف و نیات پلید غرب و مزدوران عرب آن در منطقه را رو کرده و قدم به قدم با اهداف و آرمان‌های انقلابیون همراهی کند، نقش موثر و بی بدیلی را در مقابله با جنگ رسانه‌ای مستکبرین علیه بیداری اسلامی داشته و همین امر، سبب شده تا به یکی از سوژه‌های روزانه رسانه‌های وابسته به غرب و مورد هجمه و تخریب قرار بگیرد، چرا که از قدیم گفته‌اند: به قطاری که در حرکت است، سنگ‌اندازی می‌کنند، نه قطاری که در یک ایستگاه جا خوش کرده است.

برچسب ها:



ارسال نظر: