۲۴ مهر سال ۹۷
‏‫کاربر گرامی به پایگاه اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت ایرانشهر خوش آمدید

مقالاتدیدگاه | تعداد بازید : 564 مشاهده شده | تاریخ انتشار : ۵ آبان ۱۳۹۱

کتاب شریف الغدیر و مسئله وحدت اسلامی

کتاب ” الغدیر ” موجی عظیم در جهان اسلام پدید آورد.اندیشمندان اسلامی ، از زوایا و جوانب مختلف : ادبی ، تاریخی ، کلامی ، حدیثی ، تفسیری ، اجتماعی بدان نظر افکنده‏اند . آنچه از زاویه اجتماعی‏ می‏توان بدان نظر افکند ، ” وحدت اسلامی ” است مصلحان و دانشمندان روشنفکر اسلامی عصر ما ، اتحاد و همبستگی ملل و فرق‏ اسلامی را ، خصوصا در اوضاع و احوال کنونی که دشمن از همه جوانب بدانها هجوم آورده و پیوسته با وسایل مختلف در پی توسعه خلافات کهن و اختراع‏ خلافات نوین است ، از ضروریترین نیازهای اسلامی می‏دانند . اساسا چنانکه‏ می‏دانیم وحدت اسلامی و اخوت اسلامی ، سخت مورد عنایت و اهتمام شارع‏ مقدس اسلام بوده و از اهم مقاصد اسلام است . قرآن و سنت و تاریخ اسلام‏ گواه آن می‏ باشد

از این رو ، برای برخی این پرسش پیش آمده که آیا تألیف و نشر کتابی‏ مانند ” الغدیر ” که به هر حال موضوع بحث آن ، کهنترین مسئله خلافی‏ مسلمین است مانعی در راه هدف مقدس و ایده آل عالی ” وحدت اسلامی ” ایجاد نمی‏کند ؟ ما لازم می‏دانیم مقدمتا اصل مطلب را – یعنی مفهوم و حدود وحدت اسلامی – را روشن کنیم ، سپس نقش کتاب شریف ” الغدیر ” و مؤلف جلیل القدرش‏ ، ” علامه امینی ” رضوان الله علیه ، را توضیح دهیم

وحدت اسلامی

مقصود از وحدت اسلامی چیست ؟ آیا مقصود این است : از میان مذاهب‏ اسلامی یکی انتخاب شود ، و سایر مذاهب کنار گذاشته شود . یا مقصود این‏ است که مشترکات همه مذاهب گرفته شود ، و مفترقات همه آنها کنار گذاشته شود ، و مذهب جدیدی بدین نحو اختراع شود ، که عین هیچ یک از مذاهب موجود نباشد ؟ یا اینکه وحدت اسلامی ، به هیچوجه ربطی به وحدت‏ مذاهب ندارد ، و مقصود از اتحاد مسلمین ، اتحاد پیروان مذاهب مختلف ، در عین اختلافات مذهبی ، در برابر بیگانگان است ؟ مخالفین اتحاد مسلمین ، برای اینکه از وحدت اسلامی ، مفهومی غیر منطقی‏ و غیر عملی بسازند ، آن را به نام وحدت مذهبی توجیه می‏کنند تا در قدم‏ اول ، با شکست مواجه گردد . بدیهی است که منظور علمای روشنفکر اسلامی از وحدت اسلامی ، حصر مذاهب به یک مذهب ، و یا اخذ مشترکات مذاهب و طرف مفترقات آنها که نه معقول و منطقی است و نه مطلوب و عملی ، نیست‏ . منظور این دانشمندان ، متشکل شدن مسلمین است در یک صف در برابر دشمنان مشترکشان

این دانشمندان می‏گویند مسلمین مایه وفاقهای بسیاری دارند که می‏تواند مبنای یک اتحاد محکم گردد ، مسلمین همه خدای یگانه را می‏پرستند و همه به‏ نبوت رسول اکرم ایمان و اذعان دارند ، کتاب همه قرآن و قبله همه کعبه‏ است ، با هم و مانند هم حج می‏کنند و مانند هم نماز می‏خوانند و مانند هم‏ روزه می‏گیرند و مانند هم تشکیل خانواده می‏دهند و داد و ستد می‏نمایند و کودکان خود را تربیت می‏کنند و اموات خود را دفن می‏نمایند . و جز در اموری جزئی ، در این کارها با هم تفاوتی ندارند . مسلمین همه از یک نوع‏ جهان بینی برخوردارند و یک فرهنگ مشترک دارند و در یک تمدن عظیم و با شکوه و سابقه دار شرکت دارند.

وحدت در جهان بینی ، در فرهنگ ، در سابقه تمدن ، در بینش و منش ، در معتقدات مذهبی ، در پرستشها و نیایشها ، در آداب و سنن اجتماعی خوب‏ می‏تواند از آنها ملت واحد بسازد و قدرتی عظیم و هایل به وجود آورد که‏ قدرتهای عظیم جهان ناچار در برابر آنها خضوع نمایند ، خصوصا اینکه در متن‏ اسلام بر این اصل تأکید شده است . مسلمانان به نصر صریح قرآن برادر یکدیگرند و حقوق و تکالیف خاصی آنها را به یکدیگر مربوط می‏کند . با این‏ وضع چرا مسلمین از این همه امکانات وسیع که از برکت اسلام نصیبشان گشته‏ استفاده نکنند ؟ از نظر این گروه از علمای اسلامی ، هیچ ضرورتی ایجاب نمی‏کند که مسلمین‏ به خاطر اتحاد اسلامی ، صلح و مصالحه و گذشتی در مورد اصول یا فروع مذهبی‏ خود بنمایند . همچنانکه ایجاب نمی‏کند که مسلمین درباره اصول و فروع‏ اختلافی فیمابین ، بحث و استدلال نکنند و کتاب ننویسند . تنها چیزی که‏ وحدت اسلامی ، از این نظر ، ایجاب می‏کند ، این است که مسلمین برای‏ اینکه احساسات کینه توزی در میانشان پیدا نشود ، یا شعله ور نگردد متانت را حفظ کنند ، یکدیگر را سب و شتم ننمایند ، به یکدیگر تهمت‏ نزنند و دروغ نبندند ، منطق یکدیگر را مسخره نکنند ، و بالاخره ، عواطف‏ یکدیگر را مجروح نسازند و از حدود منطق و استدلال خارج نشوند . و در حقیقت لااقل حدودی را که اسلام در دعوت غیر مسلمان به اسلام ، لازم دانسته‏ است ، درباره خودشان رعایت کنند» . ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن«.

برای برخی این تصور پیش آمده که مذاهبی که تنها در فروع با یکدیگر اختلاف دارند ، مانند شافعی و حنفی ، می‏توانند با هم برادر باشند و با یکدیگر در یک صف قرار گیرند ، اما مذاهبی که در اصول با یکدیگر اختلاف نظر دارند به هیچ وجه نمی‏توانند با یکدیگر برادر باشند . از نظر این دسته ، اصول مذهبی مجموعه‏ای به هم پیوسته است و به اصطلاح اصولیون از نوع ” اقل و اکثر ارتباطی ” است ، آسیب دیدن یکی عین آسیب دیدن همه‏ است . علیهذا آنجا که مثلا اصل ” امامت ” آسیب می‏پذیرد و قربانی‏ می‏شود ، از نظر معتقدین به این اصل ، موضوع وحدت و اخوت منتفی است . و به همین دلیل شیعه و سنی به هیچ وجه نمی‏توانند دست یکدیگر را به عنوان‏ دو برادر مسلمان بفشارند و در یک جبهه قرار گیرند ، دشمن هر که باشد

گروه اول به این گروه پاسخ می‏دهند ، می‏گویند : دلیلی ندارد ما اصول را در حکم یک مجموعه به هم پیوسته بشماریم ، و از اصل ” یا همه یا هیچ ” در اینجا پیروی کنیم . اینجا جای قاعده المیسور لایسقط بالمعسور و ما لایدرک کله لایترک کله است . سیره و روش شخص امیرالمؤمنین علی ، علیه‏ السلام ، برای ما بهترین و آموزنده ترین درسهاست . علی ، علیه السلام ، راه و روشی بسیار منطقی و معقول که شایسته بزرگواری مانند او بود اتخاذ کرد

او از هیچ کوششی خودداری نکرد ، همه امکانات خود را به کار برد که اصل امامت را احیا کند ، اما هرگز از اشعار ” یا همه‏ یا هیچ ” پیروی نکرد . بر عکس ، اصل مالایدرک کله لایترک کله را مبنای‏ کار خویش قرار داد

در یکی از نامه‏های خود به مالک اشتر ( نامه ۶۲ از نامه‏های ” نهج‏ البلاغه ” می‏نویسد : « فامسکت یدی حتی رأیت راجعة الناس قد رجعت عن‏ الاسلام ، یدعون الی محق دین محمد صلی الله علیه و آله ، فخشیت ان لم انصر الاسلام و اهله ، اری فیه ثلما او هدما تکون المصیبة به علی اعظم من فوت‏ ولایتکم التی انما هی متاع ایام قلائل » . من اول دست خود را پس کشیدم ، تا دیدم گروهی از مردم از اسلام بازگشتند و مردم را به نابودی دین محمد ) ص ) دعوت می‏کنند . پس ترسیدم که اگر به یاری اسلام و مسلمین بر نخیزم‏ شکاف یا انهدامی در اسلام خواهم دید که مصیبت آن از فوت خلافت چند روزه‏ بسی بیشتر است.

اینها می‏رساند که علی ، اصل ” یا همه یا هیچ ” را در این مورد محکوم‏ می‏دانسته است نیازی نیست درباره روش و سیره علی علیه السلام‏ در این موضوع بیشتر بحث شود ، شواهد و دلائل تاریخی در این زمینه فراوان‏ است

علامه امینی

اکنون نوبت آن است که ببینیم علامه بزرگوار آیت الله امینی ، مؤلف‏ جلیل القدر ” الغدیر ” از کدام دسته است و چگونه می‏اندیشیده است ؟ آیا ایشان وحدت و اتحاد مسلمین را تنها در دایره تشیع قابل قبول‏ می‏دانسته‏اند ، یا دایره اخوت اسلامی را وسیعتر می‏دانسته و معتقد بوده‏اند اسلام که با اقرار و اذعان به شهادتین محقق می‏شود ، خواه ناخواه حقوقی را به عنوان حق مسلمان بر مسلمان ایجاد می‏کند وصله اخوت و برادری که در قرآن به آن تصریح شده میان همه مسلمین محفوظ است . علامه امینی به این نکته که لازم است نظر خود را در این موضوع روشن کنند و اینکه نقش الغدیر در وحدت اسلامی چیست ، آیا مثبت است یا منفی ؟ خود کاملا توجه داشته‏اند و برای اینکه از طرف معترضان اعم از آنان که در جبهه مخالف خودنمایی می‏کنند و آنهایی که در جبهه موافق خود را جا زده‏اند مورد سؤ استفاده واقع نشود ، نظر خود را مکرر توضیح داده و روشن کرده‏اند

علامه امینی طرفدار وحدت اسلامی هستند و با نظری وسیع و روشن بینانه‏ بدان می‏نگرند . معظم له در فرصتهای مختلف در مجلدات الغدیر این مسئله‏ را طرح کرده‏اند و ما قسمتی از آنها را در اینجا نقل می‏کنیم : در مقدمه جلد اول ، اشاره کوتاهی می‏کنند به اینکه الغدیر ، چه نقشی در جهان اسلام خواهد داشت . می‏گویند : ” و ما اینهمه را خدمت به دین ، و اعلاء کلمه حق ، و احیاء امت اسلامی می‏شماریم “

در جلد سوم ، صفحه ۷۷ ، پس از نقل گفته های ابن تیمیه و آلوسی و قصیمی‏ ، مبنی بر اینکه شیعه برخی از اهل بیت را ، از قبیل زید بن علی بن‏ الحسین دشمن می‏دارد ، تحت عنوان ” نقد و اصلاح ” می‏گویند : ” . . . این دروغها و تهمتها تخم فساد را می‏کارد و دشمنیها را میان‏ امت اسلام بر می‏انگیزد و جماعت اسلام را تبدیل به تفرقه می‏نماید و جمع‏ امت را متشتت می‏سازد و با مصالح عامه مسلمین تضاد دارد “

نیز در جلد سوم ، صفحه ۲۶۸ ، گفته سید رشید رضا را به شیعه ، مبنی بر اینکه ” شیعه از هر شکستی که نصیب مسلمین شود خوشحال می‏شود تا آنجا که‏ پیروزی روس را بر مسلمین در ایران جشن گرفتند ” نقل می‏کنند ، و می‏گویند : ” این مسایل ساخته و پرداخته سید محمد رشید رضاست . شیعیان‏ ایران و عراق که قاعدتا مورد این تهمت هستند ، و همچنین مستشرقان و سیاحان و نمایندگان ممالک اسلامی و غیر هم ، که در ایران و عراق رفت و آمد داشته و دارند خبری از این جریان ندارند . شیعه بلا استثناء ، برای‏ نفوس و خون و حیثیت و مال عموم مسلمین اعم از شیعه و سنی احترام قائل‏ است . هر وقت مصیبتی برای عالم اسلام در هر کجا و هر منطقه و برای هر فرقه پیش آمده است ، در غم آنها شریک بوده است . شیعه هرگز اخوت‏ اسلامی را که در قرآن و سنت بدان تصریح شده محدود به جهان تشیع نکرده‏ است . و در این جهت فرقی میان شیعه و سنی قائل نشده است “

نیز در پایان جلد سوم ، پس از انتقاد از چند کتاب از کتب قدما ، از قبیل عقد الفرید ابن عبدربه ، الانتصار ابوالحسین خیاط معتزلی ، الفرق بین‏ الفرق ابومنصور بغدادی ، الفصل ابن حزم اندلسی ، الملل و النحل محمد بن عبدالکریم شهرستانی ، منهاج السنه ابن تیمیه ، والبدایة و النهایه ابن کثیر و چند کتاب از کتب متأخرین ، از قبیل تاریخ الامم‏ الاسلامیه شیخ محمد خضری ، فجر الاسلام احمد امین ، الجولة فی ربوع الشرق‏ الادنی محمد ثابت مصری ، الصراع بین الاسلام و الوثنیه قصیمی ، و الوشیعه‏ موسی جار الله می‏گویند : ” هدف ما از نقل و انتقاد این کتب ، این است که به امت اسلام اعلام‏ خطر کنیم و آنان را بیدار نماییم که این کتابها بزرگترین خطر را برای‏ جامعه اسلامی به وجود می‏آورد ، زیرا وحدت اسلامی را متزلزل می‏کند ، صفوف‏ مسلمین را می‏پراکند ، هیچ عاملی بیش از این کتب صفوف مسلمین را از هم‏ نمی‏پاشد و وحدتشان را از بین نمی‏برد و رشته اخوت اسلامی را پاره نمی‏کند ” . علامه امینی در مقدمه جلد پنجم ، تحت عنوان ” نظریة کریمة ” به‏ مناسبت یکی از تقدیر نامه‏هایی که از مصر ، درباره الغدیر رسیده است ، نظر خود را در این موضوع کاملا روشن می‏کنند و جای هیچ تردیدی باقی‏ نمی‏گذارند ، می‏گویند : ” عقاید و آراء درباره مذاهب آزاد است و هرگز رشته اخوت اسلامی را که قرآن کریم با جمله « انما المؤمنون اخوش »بدان تصریح کرده پاره‏ نمی‏کند ، هر چند کار مباحثه علمی و مجادله کلامی و مذهبی به اوج خود برسد ، سیره سلف و در رأس آنها صحابه و تابعین همین بوده است

” ما مؤلفان و نویسندگان در اقطار و اکناف جهان اسلام ، با همه اختلافی‏ که در اصول و فروع با یکدیگر داریم ، یک جامع مشترک داریم و آن ایمان‏ به خدا و پیامبر خداست . در کالبد همه ما یک روح و یک عاطفه حکمفرماست و آن روح اسلام و کلمه اخلاص است “

ما مؤلفان اسلامی همه در زیر پرچم حق زندگی می‏کنیم و در تحت قیادت‏ قرآن و رسالت نبی اکرم انجام وظیفه می‏نماییم. پیام همه ما این است که : « ان الذین عند الله الاسلام »و شعار همه ما ” لا اله الا الله و محمد رسول‏ الله ” است . آری ما حزب خدا و حامیان دین او هستیم ! ” علامه امینی در مقدمه جلد هشتم تحت عنوان ” الغدیر یوحد الصفوف فی‏ الملا الاسلامی ” مستقیما وارد بحث نقش الغدیر در وحدت اسلامی می‏شوند

معظم له ، در این بحث ، اتهامات کسانی را که می‏گویند الغدیر موجب‏ تفرقه بیشتر مسلمین می‏شود ، سخت رد می‏کنند ، و ثابت می‏کنند که بر عکس‏ ، الغدیر بسیاری از سؤ تفاهمات را از بین می‏برد و موجب نزدیکتر شدن‏ مسلمین به یکدیگر می‏گردد . آنگاه اعترافات دانشمندان اسلامی غیر شیعه را در این باره شاهد می‏آورند و در پایان ، نامه شیخ محمد سعید دحدوح را به‏ همین مناسبت نقل می‏کنند

ما برای پرهیز از اطاله بیشتر ، از نقل و ترجمه تمام گفتار علامه امینی‏ تحت عنوان بالا که همه در توضیح نقش مثبت الغدیر در وحدت اسلامی است‏ صرف نظر می‏کنیم ، زیرا آنچه نقل کردیم برای اثبات مقصود کافی است

نقش مثبت الغدیر ، در وحدت اسلامی از این نظر است که اولا منطق مستدل‏ شیعه را روشن می‏کند و ثابت می‏کند که گرایش در حدود صد میلیون مسلمان به‏ تشیع بر خلاف تبلیغات زهر آگین عده‏ای مولود جریانهای سیاسی یا نژادی و غیره نبوده است ، بلکه یک منطق قوی متکی به قرآن و سنت موجب این‏ گرایش شده است ، ثانیا ثابت می‏کند که پاره‏ای اتهامات به شیعه که سبب‏ فاصله گرفتن مسلمانان دیگر از شیعه شده است از قبیل اینکه شیعه غیر مسلمان را بر مسلمان غیر شیعه ترجیح

می‏دهد و از شکست مسلمانان غیر شیعه از غیر مسلمانان شادمان می‏گردد ، و از قبیل اینکه شیعه به جای حج به زیارت ائمه می‏رود ، یا در نماز چنین‏ می‏کند و در ازدواج موقت چنان ، به کلی بی اساس و دروغ است ، ثالثا شخص شخیص امیرالمؤمنین علی علیه السلام را که مظلومترین و مجهول‏ القدرترین شخصیت بزرگ اسلامی است و می‏تواند مقتدای عموم مسلمین واقع‏ شود ، و همچنین ذریه اطهارش را به جهان اسلام معرفی می‏کند

برداشت دیگران از الغدیر

برداشت بسیاری از دانشمندان بیغرض مسلمان غیر شیعه از ” الغدیر ” همین است که ما گفتیم

محمد عبدالغنی حسن مصری ، در تقریظ خود بر الغدیر که در مقدمه جلد اول‏ ، چاپ دوم ، چاپ شده است می‏گوید : ” از خداوند مسئلت می‏کنم که برکه آب زلال شما را ( غدیر در عربی به‏ معنای گودال آب است ) سبب صلح و صفا میان دو برادر شیعه و سنی قرار دهد که دست به دست هم داده ، بناء امت اسلامی را بسازند “

عادل غضبان مدیر مجله مصری ” الکتاب ” در مقدمه جلد سوم می‏گوید : ” این کتاب ، منطق شیعه را روشن می‏کند و اهل سنت می‏توانند به وسیله این‏ کتاب شیعه را به طور صحیح بشناسند . شناسایی صحیح شیعه سبب می‏شود که‏ آراء شیعه و سنی به یکدیگر نزدیک شود ، و مجموعا صف واحدی تشکیل دهند ” . دکتر محمد غلاب ، استاد فلسفه در دانشکده اصول دین جامع از هر ، در تقریظی که بر الغدیر نوشته و در مقدمه جلد چهارم چاپ شده است می‏گوید :

” کتاب شما در وقت بسیار مناسبی به دستم رسید ، زیرا اکنون مشغول‏ جمع آوری و تألیف کتابی درباره زندگی مسلمین از جوانب مختلف هستیم ، لهذا خیلی مایلم که اطلاعات صحیحی درباره شیعه امامیه داشته باشم . کتاب‏ شما به من کمک خواهد کرد و من دیگر مانند دیگران درباره شیعه اشتباه‏ نخواهم کرد “

دکتر عبدالرحمان کیالی حلبی ، در تقریظ خود که در مقدمه جلد چهارم‏ الغدیر چاپ شده ، پس از اشاره به انحطاط مسلمین در عصر حاضر ، و اینکه‏ چه عواملی می‏تواند مسلمین را نجات دهد ، و پس از اشاره به اینکه شناخت‏ صحیح وصی پیغمبر اکرم یکی از آن عوامل است ، می‏گوید : ” کتاب الغدیر و محتویات غنی آن ، چیزی است که سزاوار است هر مسلمانی از آن آگاهی یابد ، تا دانسته شود چگونه مورخان کوتاهی کرده‏اند ، و حقیقت کجاست . ما به این وسیله باید گذشته را جبران کنیم و با کوشش‏ در راه اتحاد مسلمین به اجر و ثواب نایل گردیم “

آری آن بود وجهه نظر علامه امینی درباره مسئله مهم اجتماعی عصر ما ، و این است عکس العمل نیکوی آن در جهان اسلام . – رضوان الله علیه

برچسب ها:

, , , , ,



ارسال نظر: